مقاله بیماران مبتلا و پایان نامه

دانلود پایان نامه

درمان سرطان کولورکتال معرفی گردید.(مرته تونه و همکاران، 2010)
هم چنین الگوی بیان این مارکر در بافت نرمال و توموری ، روده انسان وموش با استفاده از روش های ایمنوهیستوشیمی،فلوسیتومتری و واکنش زنجیره ایی پلی مراز ترانس کریپتاز را به ALCAMمعکوس مورد بررسی قرار گرفت..در نهایت پس از بررسی صورت گرفته
عنوان یک مارکر بالقوه جهت اهداف درمانی برای سرطان کولورکتال معرفی کردند.(لوین و همکاران ،2010)
بیان ALCAM مارکر تشخیصی مثبتی برای بقای کلی بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال می باشد و شناسایی ان ممکن است به بهینه سازی سیتسم مرحله بندی تشخیصی موجود کمک کند .افزایش بیان در تومورهای با تمایز بالا ممکن است مشخص کننده نقش بالقوه این مارکر در مراحل اولیه تومورزایی باشد،از دست دادن این پروتئین نیز ممکن است با کاهش چسبندگی سلولی همراه شود ، نتیجه پتانسل بالقوه بالای تومور در متاستاز خواهد بود.این نتایج از طریق انالیز ایمنوهیستوشمیایی ALCAM که بروی نمونه بافتی بیماران تحت درمان صورت گرفته بود بدست امد.(مایکل تاچزی و همکاران، 2010؛ سالمون اوفوری و جودی کینگ،2008 )
در مراحل اولیه بیماری می تواند به عنوانALCAMهمچنین مشخص شده است که ریزش
یک مارکر تشخیصی دقیق برای شناسایی سریع بیمارانی که در معرض خطر پیشرفت بیماری هستند مورد استفاده قرار گیرد.(اماندا هنسن و همکاران ، 2013)
در دو نوع تعامل سلول –سلول هموفیلیک و ALCAMاین نکته مشخص گردیده است که
هتروفیلیک به عنوان میانجی عمل می کند.. مشخص شده گلیکوزیلاسیون پس از ترجمه هیچ اثری بروی خاصیت اتصالی هموفیلیک ندارد.(گیادو اسوارت،2002)
را برای هر دونوع تعامل هموفیلیک و Vمطالعات تهیه نقشه عملکردی دومین ها حضور دومین
هتروفیلیک ضروری دانست.(مایکل بوون و همکاران،1996)
در مطالعاتی که جهت تهیه نقشه خانواده مولکلوهای ایمونوگلوبولین چسبنده سلولی ((Igfs صورت گرفته مشخص شده است که بیشترین مقدار اتصال به لیگاند مربوط به دومین های V می باشد.) گیادو اسوارت و همکاران ،2002 ؛ کوین زن وهمکاران،1999)
منجرEpCAMhigh/CD44+تجزیه و تحلیل سلول هایی با مجموعه مولکول های سطحی
به عنوان مارکر بیانی اضافی متفاوت، که جهت جداسازی سلول های بنیادی CD166به شناسایی
سرطان در سرطان کولورکتال مفید می باشد شد.(پیه رو دالربا و همکاران ،2006)
هم چنین پیشنهاد شده است که CD166 به همراه CD44 نیز می تواند نقش بالقوه ایی در سرطان کولورکتال انسانی ایفا کند زیرا سلول های موشی که برای هر دوی این ماکر ها مثبت بودند تومورزایی بسیار بیشتری در مقایسه با سلول هایی که تنها برای CD44 مثبت بودند داشتند.(کاترینا فانالی و همکاران ،2014)
در بیشتر مطالعاتی که اخیرا بروی بافت های سرطان کولورکتال صورت گرفته گزارش شده است که از دست دادن غشایی CD166 و CD44 استاندارد(CD44s) با تهاجم و بدتر شدن وضعیت بقا در ارتباط می باشد.(توماس برونر و همکاران ،2012)
هم چنین ترکیب مارکرهایCD166،CD44 و CD133 می تواند به طور موفق امیزی جهت شناسایی بیمارانی که خطر متاساز و عود بیماری در انها کم،متوسط و یا زیاد است در بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال استفاده گردد.(یوسوکه شینوزووا و همکاران،2013)
غالبا در سرطان کولورکتال روشنALCAMهمچنین در طی ازمایشی دیگری مشخص شد که
) بوده و مارکر تشخیصی مستقل جدیدی می باشد ، که بر اهمیت ان در پیشرویUpregulated(
تومور در سرطان کولورکتال تاکید شده است.( ویچرت و همکاران،2004)
بر اساس تحقیقی دیگری که بروی بیان CD166 صورت گرفت مشخص شد که موقعیت های مختلف سلولی این پروتئین ارزش تشخیصی متفاوتی دارند و بیان سیتوپلاسمی ان با نتایج تشخیصی بدتری همراه می باشد. هم چنین اینها متوجه شدند که بیان CD166 به صورت خاصی در انواع رده های توموری افزایش پیدا می کند.(چائو نی و همکاران،2013)
بیان بالای CD166 به همراه P21 در نمونه برداری های قبل درمان با عود تومور و پیش بینی ضعیف در بیماران درمان شده با 5-FU بر پایه شیمورادیوثراپی قبل عمل ارتباط داشت.البته برای تعیین نقش CD166و P21 به عنوان نشانگرهای پیش بینی به پاسخ شیمورادیوتراپی قبل از عمل جراحی به مطالعات بزرگتر و کابردی تری در اینده نیاز می باشد.(سانگ هون سیم و همکاران،2014)
در تحقیقی بروی نمونه های کولکتومی به دست امده از سرطان کولون به منظور بررسی ماکر CD166 صورت گرفت مشخص شد که بیش از دو سوم نمونه ها CD166 را بیان می کنند.هم چنین بیان غشایی CD166 مرتبط با سرطان کولورکتال در قسمت کولون این سرطان بیشتر می باشد. (شهریار صفایی و همکاران،2013)
فصل 3 : مواد و روش ها
3-1 مواد استفاده شده
در انجام این پایان نامه از عوامل و مواد زیر استفاده شد :