مقاله رایگان با موضوع کمال گرایی و جنبه های آسیب شناختی و رشد و تحول کمال گرایی

دانلود پایان نامه

در این بعد با افرادی سروکار داریم که تلاش هایشان –حتی بهترین آنها –هرگز خوب و کافی به نظر نمی رسد . همیشه به نظرشان میرسد که آنها می توانستند و باید بهتر عمل می کردند به نظر میرسد کمال گرایان روان آزرده هر گز نمی توانند کارها را آنقدر که دلشان می خواهد ، خوب انجام دهند .اسپنس و هلمریش (1983) نیز درباره رفتار کمال گرایانه معتقد بودند که لازم است بین آنهایی که تلاش می کنند و توان بالقوه خود را به حداکثر می رسانند و آنهایی که بر موقعیت خود نسبت به دیگران تاکید می کنند ؛ تمایز قائل شد .
ادکینز و پارکر ( 1996)دو نوع کمال گرایی فعال و منفعل را اینگونه توصیف کردند : کمال گرایی منفعل بیشتر نشانگر افرادی است که به طور افراطی از اشتباه کردن می ترسند ؛ کسانی اغلب تصمیم های خود را پیش بینی می کنند ؛ در کارهایشان تعلل نشان می دهند و در مجموع کمال گرایی برایشان نوعی مانع عمل کردن است و این افراد بیشتر مستعد ابتلا به افسردگی هستند .
کمال گرایی فعال مشخصه افرادی است که مستعد و پذیرای افکار انتحاری نیستند و به جای اینکه تفکرات کمال گرایانه مانع فعالیت آنها شود ، انگیزه عمل در آنهاست .
مشخصه های دو نوع کمال گرایی انطباقی و غیر انطباقی که نورمن و همکاران (1998) عنوان نمودند نیز مشابه تفکیک های دو مقوله ای ادکینز و پارکر است .
گروه محققان تری – شورت ، اوونز ، اسلید و دیویی (1995) از مفاهیم موجود کمال گرایی انتقاد کردند و عنوان نمودند که این مفاهیم نمی توانند تبیین کننده خوبی در مورد نقش پیامدهای رفتاری کمال گرایانه باشند و برپایه تفاوت های کارکردی ، بین کمال گرایی مثبت و منفی تمایز قائل شدند .
تا بدین جا اکثر توصیف کننده کمال گرایی ، آن را دارای دو بعد اساسی مثبت و منفی می دانستند و در واقع برای صفت کمال گرایی دو طیف یا دو قطب انتهایی در نظر گرفته اند . اما دو نظریه اساسی و مهمتر در باب کمال گرایی ، آنرا کاملا سازه ای منفی می دانند که بر حسب تفاوت هایی ، دارای ابعاد چندگانه است که در زیر به آنها پرداخته میشود .
در تضاد با نظرات پیشین ، گروه دیگری از محققان به کمال گرایی در بافت اجتماعی توجه نشان دادند . این محققان اعتقاد دارند که کمال گرایی سازه ای چند بعدی است که دارای مولفه های درون فردی و بین فردی می باشد . آنها بیان می کنند که دیدگاه های موجود به کمال گرایی بسیار محدودند و موقعیت های بین فردی که طی آن ملاکهای کمال گرایانه برجسته می شوند ، نادیده گرفته می شود .
این محققان درباره اشکال سالم کمال گرایی تردید دارند . از جمله این افراد فراست و همکارانش (1990) هستند که کمال گرایی را سازه ای شش بعدی می دانند : نگرانی و توجه بیش از حد به اشتباهات ، شک و تردید نسبت به فعالیت ، معیار های بالای شخصی ، انتظارات بالای والدین ، انتقادات والدین ونظم و سازماندهی . این ابعاد مقیاس کمال گرایی چند بعدی فراست و همکارانش است .
نظریه مهم دیگری که کمال گرایی را سازه ای چند بعدی می داند ؛ نظریه هویت و فلت (bوa1991) است که سه بعدی را متمایز کرده اند : کمال گرایی خویشتن مدار ، کمال گرایی دیگر مدار و کمال گرایی هنجار مدار .
کمال گرایی خویشتن مدار با تمایل به وضع معیار های غیر واقع بینانه برای خود و تمرکز بر نقص ها و شکست ها در عملکرد ، همراه با خود نظارت گریهای دقیق مشخص می شود ( هویت و فلت ، 1991) . این شکل از کمال گرایی ، نزدیکترین بعد به سازه ای است که غالبا به عنوان کمال گرایی شناخته شده است (بلات و همکاران ، 1995 ؛ هویت ، متیل استد و ولرت ،1989) .
کمال گرایی دیگر مدار ، بیانگر تمایل به داشتن انتظارات افراطی و ارزشیابی انتقادی از دیگران می باشد ؛ و کمال گرایی هنجار مدار به احساس ضرورت رعایت معیار ها و برآورده ساختن انتظارات تجویز شده از سوی افراد مهم به منظور کسب تایید ، اطلاق می شود ( هویت و فلت 1991).
2-2-3 رشد و تحول کمال گرایی
در مورد اینکه چگونه کمال گرایی رشد می یابد ، بین نظریه پردازان این این سازه همرایی وجود دارد . کمال گرایی ریشه در تعامل با والدینی دارد که خود ، کمال گرا و پر توقع میباشند (فراست ، لهارت ، مارتن ، روزن بلیت ، 1991) .
بین تعدادی از رویکردهای متفاوت فرزند پروری با کمال گرایی رابطه وجود دارد .این رویکرد ها به شکل 4 نوع تجربه زود هنگام که در رشد و تحول تفکر کمال گرایانه مشارکت دارند ، توصیف گشته اند (بارو و مور ، 1983؛ به نقل از پناهی ، 1383 ) . این رویکرد ها عبارتند از :
1.والدین پر توقع و بیش از حد منتقد ؛ .
2. افراطی بودن توقعات و انتظارات والدین و انتقاد غیر مستقیم ؛
3. عدم وجود تائید و ابراز رضایت از سوی والدین و یا رضایت و تائید به صورت مشروط
4. کمال گرایی والدین که الگویی برای نگرش ها و رفتار کمال گرایانه است .
در تحقیقی بر روی دانشجویان ، بین کمال گرایی مادران و دختران همبستگی معنادار وجود داشت ، ولی بین کمال گرایی پداران و دختران چنین ارتباطی معنادار نبود . بنابراین الگوهای کمال گرایانه و خواسته های افراطی والدین که از سوی مادر کمال گرا بر فرزند دختر وارد می شود ، ممکن است محیط مساعدی برای رشد و تحول کمال گرایی به وجود آورد .(فراست و هندرسون ، 1991؛ ویت و ترول ، 1999) .
گفته می شود که والدین کمال گرا از تائید رفتار فرزندشان امتناع می کنند و در عوض برای بهتر عمل کردن بر وی فشار وارد می کنند .انتقادات والدین و توقعات و انتظارات آنها به عنوان مؤلفه های مهم کمال گرایی در نظر گرفته شده است (فراست و همکاران ،1990) .
این احتمال وجود دارد که کمال گرایی به شکل مثبت و پاداش دهنده آغاز شود ؛ اما به چند دلیل ، مفرط ، منفی و مخرب گردد . اولآ، در طول زمان رفتار کمال گرایانه مثبت به نتایج منفی از قبیل خستگی و فقدان تمرکز منتهی شود . ثانیآ، اگر رفتار کمال گرایانه مثبت نتواند به یک هدف بالاتر مانند عزت نفس دست یابد ، ممکن است فرد راهی را انتخاب کند که با عث شود ملاک های وی ، اثرات منفی به بار آورند .ثالثاٌ ، شرایط می توانند تغییر کنند و در نتیجه دستیابی به معیاری که سابقاٌ قابل دستیابی بود سخت گردد . نهایتا اینکه همواره باید این نکته را در نظر داشت که فرد ممکن است رفتاری را مثبت ارزیابی کند ، ولی اهمیت چندانی به اثرات منفی کمال گرایی بردیگران یا سلامت جسمانی و روانی خود ندهد ( اسلید و اوونز ، 1998) .
2-2-4 کمال گرایی و جنبه های آسیب شناختی
شناخت نقش آسیب زای کمال گرایی دست کم به یافته های فروید باز می گردد . بازشناسی این سازه مهم شخصیتی مستلزم چند دهه فراموشی بود تا دوباره پژوهشگران به منظور تصریح ماهیت کمال گرایی ، مشخصه های آن و مکانیسم های ناثیر گذاری این سازه بر فرآیندهای روانشناختی بهنجار و نابهنجار ، کوشش های تحقیقاتی خود را اغاز کنند (بشارت ، 1381) .
یافته های پژوهشی در زمیته ابعاد سه گانه کمال گرایی ، همبستگی این سازه را با ویژگی های شخصیتی ، رفتاری و مشکلات روانشناختی تأئید کرده اند ( هویت وفلت ،1991) .کمال گرایی خویشتن مدار با مشخصه های مثبت تلاش و رقابت برای پیشرفت ، حرمت خود و خود شکوفایی ( فلت ، هویت ، بلانکشتین و موشر ، 1991؛ فلت ، هویت ، بلانکشتین و اوبراین ، 1991 ؛ فراست و همکاران ، 1993 )از یک سو ، و مشخصه های منفی خودشیفتگی ، سرزنشگر خود ، انتقاد از خود ، احساس گناه ، افسردگی و روان آزردگی ( هویت و فلت ، 1991؛ هویت ، فلت ، بلانکشتین ، 1991؛ آلدن و همکاران ، 1994 ) از سوی دیگر در ارتباط است .