مقاله رایگان درمورد شرکت پذیرفته شده در بورس و اندازه گیری محافظه کاری

دانلود پایان نامه

جدول 4-12 خلاصه نتایج حاصل از بررسی فرضیات 77

نمودار 1-1 مدل مفهومی تحقیق 8
نمودار 2-1 عوامل موثر بر قیمت سهام (رفتار سهام) 22
نمودار 2-2 منحنی عمر کالا 27
نمودار 3-1 مدل مفهومی تحقیق 52
چکیده:
در تحقیق حاضر تعداد 80 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، در طی دوره زمانی 1387 تا 1391، برای بررسی این موضوع در مراحل چرخه عمر مورد آزمون قرار گرفته‌اند. متغیر مستقل این تحقیق عدم اطمینان اطلاعاتی و متغیر وابسته این پژوهش، خطر سقوط قیمت سهام می‌باشد؛ و عدم تقارن اطلاعاتی به عنوان متغیر تعدیل گر، و همچنین از متغیرهای اندازه و اهرم مالی نیز به عنوان متغیرهای کنترل استفاده می‌گردد. در این پژوهش جهت دست‌یابی به اهداف مورد نظر تحقیق، 3 فرضیه اصلی تدوین گردیده است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که با فرض ثابت ماندن عوامل دیگر، عدم اطمینان اطلاعاتی سبب کاهش احتمال سقوط قیمت سهام شرکت ها در آینده می شود. ولی در شرکت های با عدم تقارن اطلاعاتی پایین و بالا، عدم اطمینان اطلاعاتی در کاهش احتمال سقوط قیمت سهام شرکت ها در آینده تاثیری ندارد.
واژه‌های کلیدی: عدم اطمینان اطلاعاتی، خطر سقوط قیمت سهام، عدم تقارن اطلاعاتی.
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1 مقدمه
منبع اطلاعاتی اکثریت فعالان بازار سرمایه، گزارش‌های مالی منتشره از جانب شرکت‌ها می‌باشد، که به صورت دوره ای در اختیار عموم قرار می‌گیرد و مبنای تصمیمگیری‌های سرمایه گذاران بالقوه و بالفعل برای خرید و فروش و سرمایهگذاری در بازار سهام می‌باشد (جنسین و مک لینگ، 1996، 307).
از آنجا که تصمیمگیری‌ها برای آینده است و حوادث و رویدادهای خارج از اراده و کنترل بسیاری در آینده اتفاق می‌افتد که بر نتیجه تصمیم مدیران و سرمایه گذاران تأثیر قابل ملاحظه ای دارد، از این رو مدیران و سرمایه گذاران با نوعی عدم اطمینان نسبت به اطلاعات حسابداری رو به رو هستند که این عدم اطمینان می‌تواند تأثیراتی بر روی تصمیمات استفادهکنندگان و در نتیجه قیمت سهام داشته باشد. در این فصل کلیات تحقیق ارائه گردیده، در واقع پس از ارائه مقدمه‌ای در ابتدای فصل به تشریح بیان مسئله پرداخته شده است. سپس اهداف، انگیزه، فرضیه‌ها، اهمیت موضوع و روش تحقیق را شرح داده و به قلمرو تحقیق از لحاظ زمانی، مکانی و موضوعی تحقیق می‌پردازیم.
1-2 تاریخچه مطالعاتی
فتاحی (1389) تأثیر محافظه کاری بر کاهش احتمال سقوط قیمت سهم را به پیروی از کیم و ژانگ (2010)، بررسی کرده است و در هر دو پژوهش از شیوه های تقریباً مشابهی استفاده شده است.
مرادی و همکاران (1390)، نمونه ای شامل 90 شرکت از شرکت‌های پذیرفته شده بورس بررسی کرده که نتایج آن حاکی از وجود رابطه ای منفی و معنادار بین محافظه کاری و سقوط قیمت سهام است. آن‌ها در پژوهش خود برای اندازه گیری سقوط قیمت سهام از معیار سقوط قیمت سهام در مطالعه کیم و ژانگ (2010)، استفاده کرده‌اند، که اندازه گیری آن مبتنی بر بازده های فصلی شرکت‌ها بوده است؛ تنها متغیرهای کنترلی این پژوهش عبارتند از: اندازه شرکت و نسبت ارزش بازار حقوق صاحبان سهام به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام همچنین برای اندازه گیری محافظه کاری از معیارهای باسو (1997) و معیار گیولی و هاین (2000) استفاده شده است.
مرادی و همکاران (1390)، همچنین رابطه محافظه‌کاری و سقوط قیمت سهام را برای سطح عدم تقارن اطلاعاتی نیز آزمون کرده‌اند که طبق نتایج گزارش شده رابطه محافظه کاری با سقوط قیمت سهام در شرکت‌های دارای سطح عدم تقارن اطلاعاتی بالا، از نظر آماری معنادار نیست و عدم تقارن اطلاعاتی نتوانسته است تأثیر محافظه کاری در کاهش ریسک سقوط قیمت سهام را افزایش دهد.
فتاحی (1389)، به شیوه ای تقریباً مشابه به بررسی نقش محافظه کاری در کاهش احتمال سقوط قیمت سهام پرداخته است. این پژوهش تنها شامل بررسی فرضیه اصلی اثر محافظه کاری بر کاهش ریسک سقوط قیمت سهام است و در آن از متغیر کنترلی اندازه شرکت استفاده کرده‌اند. در پژوهش یاد شده نمونه نهایی شامل 116 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار است. نتیجه پژوهش حاکی از وجود رابطه ای منفی و معنادار میان محافظه کاری و ریسک سقوط قیمت سهام شرکت در آینده است.
نوروش و ابراهیمی کردلر (1388)، نقش سرمایه گذاران شرکتی در کاهش تقارن اطلاعاتی در بورس اوراق بهادار تهران را مورد بررسی قرار دادند. در این پژوهش، شرکت‌های سرمایه گذاری و سایر مؤسسات تجاری به عنوان سرمایه گذاران شرکتی تعریف شدند. یافته های این تحقیق نشان داد که شرکت‌های با درصد بالای سهامداران شرکتی، نسبت به شرکت‌های با درصد پایین سرمایه گذاران شرکتی، اطلاعات بیشتری در رابطه با سودهای آتی را گزارش کرده‌اند و در نتیجه عدم تقارن اطلاعاتی بیشتری در شرکت‌های با مالکیت شرکتی کمتر مشاهده شده است.
کیم و ژانگ (2010) مدعی شده‌اند، کار آن‌ها اولین کار پژوهشی انجام شده در راستای بررسی ارتباط محافظه کاری حسابداری و ریسک سقوط قیمت سهام تا سال 2010 است.
آن‌ها برای تشخیص دوره‌هایی که در آن سقوط اتفاق افتاده است از رگرسیون مبتنی بر مدل بازار استفاده کردند. آنان در پژوهش خود، فرضیه دومی را نیز مطرح و آزمون کردند که به بررسی اثر شدیدتر محافظه کاری بر کاهش ریسک سقوط قیمت سهام در شرکت‌هایی با عدم تقارن اطلاعاتی بالاتر توجه دارد، آن‌ها بیان می‌کنند، از آنجا که اثر محافظه کاری به عنوان مکانیسمی برای کاهش عدم تقارن اطلاعاتی در پژوهش‌های بسیاری تأیید شده است و نیز به دلیل آن که شرکت‌های دارای عدم تقارن اطلاعاتی بالاتر، بیشتر مستعد سقوط قیمت سهام هستند، پس می‌توان انتظار داشت که اثر محافظه کاری در کاهش احتمال سقوط قیمت سهام در این شرکت‌ها شدیدتر باشد. این فرضیه نیز بر اساس شواهد حاصل از بورس آمریکا مورد تایید قرار گرفت.
1-3 بیان مسئله
هدف حسابداری و گزارشگری مالی، تأمین خواسته‌ها و نیازهای اطلاعاتی استفاده کنندگان است. ابزار اصلی انتقال اطلاعات به اشخاص و استفاده کنندگان برون سازمانی، صورت‌های مالی اساسی است. صورت سود و زیان، از صورت‌های مالی اساسی است که در ارزیابی وظیفه مباشرت مدیریت یا حساب دهی آن‌ها در قبال منابعی که در اختیار دارند، از اهمیت زیادی برخوردار است. از آن جا که مسئولیت تهیه صورت‌های مالی بر عهده مدیریت واحد تجاری است و با توجه به دسترسی مستقیم مدیران به اطلاعات و داشتن حق انتخاب روش‌های اختیاری حسابداری، امکان مدیریت سود وجود دارد.
پژوهشگران رابطه مثبت بین قیمت سهام و خطاهای پیش بینی مدیریت را اثبات کرده و بیان می‌کنند که خطاهای پیشبینی مدیران از دیدگاه سرمایهگذاران دارای ارزش اقتصادی است؛ چنان چه سودها از مبلغ پیش بینی شده کمتر باشد، احتمالاً قیمت سهام شرکت کاهش خواهد یافت.
از نتایج اقتصادی غیرشفاف بودن اطلاعات این است که ممکن است بر تمایل سرمایهگذاران به خرید سهام شرکت تأثیر بگذارد. بدین ترتیب شفافیت کمتر باعث نقدشوندگی کمتر و در نتیجه باعث افزایش هزینه سرمایه شرکت به دلیل افزایش ریسک نقدشوندگی می‌شود. علاوه بر این، بالا رفتن هزینه معاملات به دلیل نقدشوندگی پایین، ممکن است امکان کشف قیمت سهام را کاهش داده و در نتیجه ابهام مرتبط با قیمت سهم را افزایش دهد. از سوی دیگر بر اساس مفهوم عدم تقارن اطلاعاتی، تغییرپذیری بالای سود منجر به منافع اطلاعاتی بیشتر برای سرمایه گذاران آگاه نسبت به سرمایه گذاران ناآگاه می‌شود. افزایش تغییرپذیری سودهای گزارش شده، زیان معاملاتی سرمایه گذاران ناآگاه را بزرگ‌تر جلوه داده و آن‌ها را مجبور به خروج از بازار می‌کند طبق تعریف هاتون و همکاران (2009) و کیم و ژانگ (2010) اگر قیمت سهام شرکتی در سال تحت بررسی دچار کاهش شدید شده باشد، قیمت سهام آن شرکت در آن سال سقوط کرده است. از آنجا که ممکن است کاهش‌های شدید قیمت سهام در نتیجه کاهش عمومی قیمت‌ها در بازار باشد، باید به وضعیت عمومی بازار نیز توجه داشت و کاهش شدید بازده سهام را باید در مقایسه با بازدهی بازار معنی کرد.