منابع مقالات علمی : مقایسه کیفیت زندگی، معنای زندگی، تصویر بدنی و سلامت روان در دو گروه …

ج ) بعد اجتماعی: به توانایی فرد در برقرار کردن ارتباط با اعضا خانواده، همسایگان، همکاران و سایر گروههای اجتماعی، وضعیت شغلی و شرایط اقتصادی کلی مربوط میشود.
د ) بعد معنوی: به چگونگی درک فرد از معنی و مفهوم و هدف زندگی دلالت دارد.
کیفیت زندگی عبارت است از تفاوت درک شده بین آن چه هست و آن چه باید باشد و بعد ذهنی کیفیت زندگی همان احساس خوب داشتن و رضایت فردی است.

  1. پویا بودن : با توجه به این تعریف که کیفیت زندگی دارای ساختاری وابسته به زمان است که متأثر از تجربه شخصی و درک او از زندگی میباشد و با تغییر زمان تغییر میکند در مییابیم که پویایی زندگی از این روست که با زمان تغییر می کند و به تغییرات در محیط او بستگی دارد.( انواری، ۱۳۹۰).

۲-۲-۵٫ شیوههای بهبود کیفیت زندگی :
گودمن، از نخستین کسانی بود که در زمینه عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی کار کرده است. وی در یکی از تحقیقات خود، به این نتیجه رسیده که دو عامل بر کیفیت زندگی موثر است، عامل اول ابزاری است و منعکسکننده محیط زندگی و موقعیت خانوادگی است . عامل دوم ارتباطی است و کیفیت ارتباط بین فردی را نشان میدهد، این دو عامل مشابه نیازهای دوم و سوم مزلو یعنی نیاز به امنیت ونیاز به تعلق و عشق هستند. این مسئله اهمیت ابعاد مختلف زندگی را در بهبود کیفیت زندگی نشان میدهد. در کل برای بهبود کیفیت زندگی باید این بهبود در تمام ابعاد زندگی وجود داشته باشد. ( گودمن، ۱۹۹۷، به نقل از شریفی، ۱۳۸۹ ).
۲-۲-۶٫ رویکرد روانشناختی مفهوم کیفیت زندگی
روانشناسان که فرد را واحد مطالعات خود میپندارند درجه مطلوبیت کیفیت زندگی را ناشی از رشد کامل شخصیت فرد میدانند و بر آن شدند تا میان کیفیت زندگی و ویژگیهای شخصیت انسان رابطه برقرار کنند. به زعم آنان، برخی از تیپهای شخصیتی کیفیت زندگی خود را مطلوب و برخی دیگر آن را نامطلوب تلقی میکنند. در این مشرب فکری کیفیت زندگی به عنوان یک نوع رفتاری تلقی شده که ناشی از خصوصیات و ویژگیهای فردی میباشد. تفاوتهایی که میتواند به شکل تفاوتهایی ظریف و جزیی در رفتار ظاهر شود و برخی افراد را به سبب عللی مانند افزایش خشم و عصبانیت، کمی وابستگی و تعلق خاطر به دیگران، کیفیت زندگی خود را نامطلوب تلقی کنند که این تبیینها را میتوان تحت الگوی نارسایی شخصیت بیان نمود. ( مختاری، نظری ، ۱۳۸۹)
اغلب نظریههای روانشناسی برآنند که ، در فرآیند اجتماعی شدن فرد با کیفیت زندگی پایین و معمولا در رابطه بین مادر و فرزند نقصان وجود داشته است. این نقیصه شامل ناراحتی عاطفی است که به پیدایی خصلتهای کژرفتار منتهی می شود.
۲-۲-۷٫ مفهوم کیفیت زندگی از دیدگاه نظریه پردازان روانشناختی
تبیینهای روانشناختی اجتماعی کیفیت زندگی پلی است بر شکاف موجود میان محیطگرایی گسترده در تبیین های جامعهشناسی و فردگرایی محدود در تبیینهایی که در آن کانون اصلی تحلیل عمدتاً متوجه موقعیتی است که فرد تلقی خاصی از کیفیت زندگی خود دارد و فرض نیز بر آن است که نحوه ارزیابی کیفیت زندگی درخلال کنشهای متقابل اجتماعی فرا گرفته میشود و این فراگیری نیز ناشی ازفرآیندهایی مانندیادگیری شرطی، تقویت، مشاهده، ‌الگوسازی وهمچنین برچسب اجتماعی است.
۲-۲-۷-۱٫ گودمن
گودمن در تحقیقات خود به این نتیجه رسید که دو عامل بر کیفیت زندگی موثر هستند : عامل اول را ابزاری و عامل دوم را ارتباطی ذکر کرده است که انعکاس کننده کیفیت ارتباط بین فردی است. این دو عامل مشابه نیازهای دوم و سوم مازلو یعنی نیاز به امنیت و نیاز به تعلق داشتن می باشد. (مختاری، نظری، ۱۳۸۹).
۲-۲-۷-۲٫ ریف و سینگر
ریف و سینگر کیفیت زندگی را شامل شش مولفه می دانند که عبارتند از:

  1. پذیرش خود: به معنای احترام به نفس بر اساس آگاهی از نقاط قوت و ضعف
  2. هدف داشتن درزندگی: بااستفاده ازهدف درزندگی، افرادمیتواننددرمقابل سختیها مقاومت کنند.
  3. رشد شخصیتی: به صورت شکوفا ساختن کلیه نیروها و استعدادهای خود
  4. تسلط برمحیط: یکی دیگرازمولفههای کیفیت زندگی تحت کنترل داشتن محیط پیرامون است.
  5. خودمختاری: به این معنی که فرد بتواند بر اساس معیارها و عقاید خویش عمل و زندگی کند.
  6. روابط مثبت با دیگران: عبارتست از توانایی برقراری روابط نزدیک و صمیمی با دیگران (مختاری، نظری، ۱۳۸۹).

۲-۲-۸٫ مفهوم کیفیت زندگی از دیدگاه نظریه پردازان جامعه شناختی
۲-۲-۸-۱٫ نظریه یادگیری اجتماعی
قبل از پرداختن به نظریه یادگیری اجتماعی به تعریفی از یادگیری اشاره میشود:
یادگیری عبارت است از تغییرات کم و بیش دایمی در رفتار که به واسطه تقویت و تمرین به وجود میآید. این تعریف مشتمل بر چند نکته است : این که یادگیری جنبه عینی دارد، عدم توجه به بهبود رفتار، توجه به تغییرات رفتار به طور غیر مستقیم اشاره به تغییرات کم و بیش دایمی در رفتار شده است. از این رو کیفیاتی مانند خستگی و یا سازگاری در تاریکی جز یادگیری به شمار نمیآید. زیرا پس از زمان کوتاهی از میان میروند. همه نظریههای انگیزه و پاسخ بر پایه یادگیری قرار دارند. مبانی این نظریه براین اصل استواراست که کیفیت زندگی، کنش اجتماعی است که ازطریق فرآیندهای اجتماعی، تولید، بازتولید و فرا گرفته میشود. به بیان دیگر به تأثیرات متقابل بین رفتار و محیط تأکید دارد و بر الگوهایی از رفتار متمرکز میشود که فرد آن ها را برای کنار آمدن با محیط در خود پرورش میدهد. الگوهایی که از راه تجربه مستقیم پاسخهای محیط به فرد، یا مشاهده پاسخهای دیگران کسب میشود. بدین ترتیب که فرد ابتدا رفتار مواجه شده با پاسخ مطلوب یا پاداش را از رفتاری که نتایج نامطلوبی به بار آورده جدا میکند و آن گاه الگوی توأم با موفقیت را برگزیده و بقیه را کنار می گذارد.
۲-۲-۸-۲٫ کالمن
از نظر کالمن وقتی میتوان گفت که یک کیفیت عالی برای زندگی وجود دارد که امیدهای افراد با تجارب آن ها تطابق داشته باشد. حالت عکس هم صدق می کند. به بیان دیگر ادعای کالمن این است که شیوه زندگی با این مفهوم که فرد به خواستههای خود میرسد بهبود مییابد. کالمن اشاره دارد که اهدافی که توسط عوامل ایجاد میشوند باید واقعگراتر باشند. وقتی آرزوها را واقعیتر کرده و فرد را به توسعه و رشد در راه های دیگر تشویق کنیم فاصله میان امیدها و دستیابی به آن ها به خوبی کم میشود. ( مختاری، نظری ، ۱۳۸۹ ).
از نظر کالمن ( ۲۰۰۳ ، به نقل از شریفی ، ۱۳۸۹ ) وقتی میتوان گفت که یک کیفیت عالی برای زندگی وجود دارد که امیدهای فردی با تجارب وی تطابق داشته باشد و تکمیل شود. حالت عکس هم صدق میکند، کیفیت پایین زندگی وقتی است که امیدها با تجارب همخوان نشود. به بیان دیگر، شیوه زندگی با این مفهوم که فرد به خواسته خود می رسد بهبود می یابد با این وجود، این بدین معنا نیست که امیدهای شخصی و آرزو ابتدا مثبت شده و سپس تکمیل می شود. کالمن اشاره می کند اهداقی که توسط عوامل، ایجاد میشوند باید واقعگراتر باشند، وقتی که آرزوها را واقعی تر کرده و فرد را به توسعه و رشد در راه های دیگر تشویق کنیم؛ فاصله میان امیدها و دستیابی به آن به خوبی کم می شود. بنابراین با توجه به نظر کالمن، حقیقتاً میتوان شیوه زندگی فرد را با مخالفت کردن با آرزوها بهبود بخشید و همچنین گاهی لازم است که بعضی آرزوها را حذف کنیم تا فاصله بین آن چه تجربه شده و آن چه انتظار میرود، کم گردد. همچنین بهبود کیفیت زندگی به عنوان یکی از رویکردهای بیشمار در روانشناسی مثبتنگر، جهت افزایش شادکامی و کیفیت زندگی بر این فرض استوار است که عناصر عاطفی و هیجانی شادمانی تا حد زیادی از قضاوتهای شناختی از رضایتمندی از زندگی ناشی میشود و یا از این ارزیابی حاصل میشود که چه وقت فرد احساس شادمانی و امنیت میکند و معیارهای او در مورد کار و فعالیت رضایت بخش آورده شده است. در نظریه کیفیت زندگی، کیفیت زندگی معادل با رضایت مندی از زندگی است ( فریش، ترجمه خمسه، ۱۳۸۹ ، به نقل از مرادی، ۱۳۹۰ ). در ادامه تعاریف ارائه شده از کیفیت زندگی آورده شده است:

ایوانز
( ۱۹۸۹ )
کیفیت زندگی را عامل یا رفتار خاصی از فرد در پاسخ به حیطه‌های ویژه زندگی که جنبه‌های مختلف رضایت و نارضایتی از زندگی را مشخص می‌کند، تعریف کرده است.
برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.