منابع مقاله با موضوع قانون اساسی مشروطیت و قانون تعزیرات مصوب

دانلود پایان نامه

بند دوم-در قوانین پس از انقلاب اسلامی


با بروز انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی و متعاقب آن ایجاد حکومت اسلامی در 22 بهمن 1357 یکی از مهمترین بحث هایی که پیدا شد بحث درباره حقوق ملت و بالاَخص حرمت مسکن و املاک دیگران بود. حقوقی که سالیان سال مورد تجاوز حکومت ها قرار گرفته بود و حال بعد از آن دوران مردم توقع داشتند که در سایه حکومت اسلامی و احکام الهی بتوانند امنیت لازم اجتماعی را برای رشد و شکوفائی لازم بدست آورند. در این زمینه قانون اساسی به عنوان سند مکتوب بیان این آرمانها بیشتر مورد توجه بود. قانونی که می بایست با توجه به پند گرفتن از تجاوزات حکومتها به نگارش در می آمد و مسلماً حقوق ملت در سایقه قانون اساسی جمهوری اسلامی به دلیل ویژگی جمهوری بودن حکومت (مردمی بودن) و اسلامی بودن باید به نحو اکمل حفظ می شد زیرا چنین حکومتی برخاسته از موضع طبقاتی و سلطه گری فردی یا گروهی نبوده بلکه تبلور آرمان سیاسی ملتی هم کیش و هم فکر می باشد. و مسلماً در چنین جامعه ای، تأمین حقوق همه جانبه افراد اعم از زن و مرد و امنیت قانونی و قضائی عادلانه برای همه افراد ملت باید از اصول اولیه حکومت بوده و در چنین حکومتی هیچ مقامی نباید حق داشته باشد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی های ملت و حقوق ملت را هر چند با وضع قوانین و مقررات سلب کند. بحث درباره حقوق ملت و حرمت مسکن در چنین قانونی اساسی که مبنی بر احکام حیات بخش اسلام می باشد با قانون اساسی مشروطیت که اساس حکومت را بر ارث و استبداد می گذارد باید تفاوت ماهوی فراوانی داشته باشد چه حقوق ملت و حرمت مسکن افراد در سایه حکومتی عادلانه، اسلامی و مردمی ایجاد می شوند نه در سایه اختصاص دادن اصولی به آن در مجموعه ای ناهماهنگ و غیر منطقی.بعداز پیروزی انقلاب اسلامی ایران با تصویب قانون اساسی در سال 1358 قانون گذار اصولی را در جهت حفظ حرمت منازل و املاک افراد بیان نموده است که علاوه بر مصون بودن منازل و املاک غیر از تعرض،افراد را از ورود به منزل دیگران بدون اجازه و حضور صاحب خانه و مالک منع کرده است و فقط در چارچوب قانون آن را مجاز دانسته است آن هم برای موارد خاص.در قوانین عادی هم به این موضوع اشاره شده است که یکی از این قوانین که مورد بحث ما می باشد قانون تعزیرات مصوب 1375 می باشد که قانون گذار در دو ماده 694 و 580 افراد عادی و حتی مأمورین دولت را از ورود به حریم خصوصی افراد منع کرده است که در فصل سوم درباره ارکان تشکیل دهنده این دو ماده به طور مفصل به بحث خواهیم پرداخت.
گفتار دوم- جایگاه جرم هتک حیثیت منزل و املاک غیر در موازین فقهی
مهمترین مبنا و منبع برای حرمت مسکن و منع تجاوز به آن تاکید دین مبین اسلام بر حرمت آن است. با بررسی آیات و روایات و سنت پیامبر و معصومین مشخص می شود که دین اسلام به طور کامل از مسکن و منزل و املاک افراد حمایت کرده و مقرراتی را برای ورود به آن وضع کرده است. مطالعه در تمام این زمینه ها نشان می دهد که با گذشتن قرن ها از نزول کتاب آسمانی مباحث آن به خصوص در حرمت منزل غیر هنوز طراوت اولیه خود را دست نداده و در مقایسه با قوانین بشری برتری الهی بودن آن احکام کاملاً مشخص است. علاوه بر کتاب مقدس، سیره و سنت نبوی و معصومیت و کلام فقها درخشندگی خاصی به این احکام داده است.
در این مبحث ما ابتدا آیات قرآن را در زمینه حرمت مسکن و قواعد ورود به منزل غیر را مورد بررسی قرار می دهیم و سپس به بررسی سنت پیامبر و امامان و روایات در این زمینه می پردازیم و در انتهای کلامی از فقها در باب حرمت مسکن می آوریم.
بنداول – قرآن کریم
قرآن کریم در آیات متعددی به طور صریح و ضمنی به حرمت منزل اشخاص اشاره کرده و احکام خاص را در این زمینه بیان کرده است. خداوند چون به بنی آدم کرامتی خاص بخشیده و او را جانشین خود در زمین قرار داده، مسلماً بشر برای حفظ این کرامت و جانشینی احتیاج به یک سری فعالیت های فردی و جمعی دارد و بسیاری از این فعالیت های فردی و جمعی در محیط امنی به نام منزل و مسکن باید انجام گیرد، چرا که فرد در آن جا می تواند بدون دغدغه خاطر بسیاری از وظایف خود را نسبت به خدا انجام دهد و ناموس خود را در آن محیط از چشم اغیار حفظ کرده و فرزندانی صالح پرورش دهد. در چنین محیطی با امنیت لازم است که فرد می تواند استراحت کند و نیرویی تازه برای حضور در اجتماع و جهاد در راه خدا کسب کند و مسلماً بدون وجود مسکنی آرام و به دور از تجاوز اغیار و امنیت کافی، فرد نمی تواند آن آرامش لازم و طمأنینه روحی را بدست آورده و در نتیجه در انجام وظایف خلیفه الهی خود قاصر می ماند.
ذات مسکن و مأوای انسان نیز به دلیل این که وسیله ای برای قرب انسان ها است خود مکانی مقدس محسوب می شود و خداوند نیز معمولاً به مکان های مقدس بیت و خانه اطلاق می کند از جمله بیت الحرام و بیت العتیق و … خداوند نخستین خانه ای را که بنا کرد برای خود در مکه یا بکه بود و بیت الحرام مهمترین خانه ای است که در آن حرمت فرد حفظ شده و خداوند آن جا را خانه حرمت و احترام قرار داد و آن هم برای نگهبانی ایمان و حفظ مصالح امور دین و دنیای مسلمانان.
البته بعضی اعمال و قوانین الهی احتیاج به خروج از این محیط امن و آرام دارد و در انجام این فرامین هر کس از خانه خود هجرت کند شهید محسوب می شود و اگر فرد آرامش خاص مسکن را هدف قرار دهد، این خانه از حالت قرب برای انسان خارج شده و شبیه خانه عنکبوت که سست ترین خانه ها است می شود. چنان چه افکار صاحبان این خانه های سست نیز در حد خانه های عنکبوتیشان است.
خداوند این نکات را در مورد بیت و خانه انسان علاوه بر اینکه به خاطر حکمت و آگاهی به انسان می گوید تا آن ها جامعه ای خوب و سالم داشته باشند (یُعَلِّمُ الکتابُ و الحکمَه) به این وسیله انسان ها را تزکیه نیز می کند و نموشان می دهد و جانشان را شکوفا می کند و این گونه دستورات وسیله ای خوب برای تزکیه روح است.
پس از ذکر این مقدمه به بحث درباره آیاتی که خداوند در باب رعایت حرمت مسکن و ملک غیر و شرایط ورود به آن نازل نموده می پردازیم. مهمترین آیات در این زمینه آیات 27 تا 29 سوره نور است که خداوند در آن می فرمایند.((یا ایها الدین امنو لا تدخلوا بیوتاً غیر بیوتکم حتی تستانسوا و تسلموا علی اهلها ذلکم خیر لکم لعلکم تذکرون * فان لم تجدوا فیها احد فلا تدخلوا حتی یوذن لکم وان قیل لکم ارجعوا فارجعوا هوازکی لکم و الله بما تعملون علیم* لیس علیکم جناح ان تدخلوا بیوتاً غیر مسکونه فیها متاع لکم و الله یعلم ماتبدون و ما تکتمون))
معنی: ای اهل ایمان هرگز به هیچ خانه مگر خانه های خودتان تا با صاحبش انس (و اجازه) ندارید وارد نشوید و چون رخصت یافته وارد شدید بر اهل خانه نخست سلام کنید و این برای شما بهتر است شاید متذکر شوید * و اگر کسی را در خانه نیافتید داخل آن مشوید تا به شما اجازه داده شود و اگر گفته شود بازگردید، باز گردید، که برای شما پاکیزه تر است و خدا به آنچه انجام می دهید آگاه است* گناهی بر شما نیست که وارد خانه های غیر مسکونی بشوید که در آن جا متاعی برای شما وجود دارد و خدا آن چه را آشکار می کنید یا پنهان می دارید آگاه است.
آیات فوق هنگامی نازل شد که اعراب در جهل مطلق بودند و از حداقل آداب نیز بهره ای نبرده بودند. ورود به خانه ها حالت هجوم داشت و چون هنوز درب و قفلی رسم نبود، عرب جاهلی بدون هیچ گونه اجازه ای به داخل خانه دیگری می رفت و چه بسا در آن حالت صاحب خانه پوشش مناسبی نداشت و این گونه دیدار صاحبان خانه را بسیار آزار می داد و باعث سلب امنیت و آرامش خانواده می شد.
در این شرایط عرب جاهلی، اکثر مفسران به نقل از عدی بن ثابت می گویند:زنی از انصار به حضور حضرت پیامبر رسید و گفت: ای رسول خدا در بسیاری از اوقات در خانه ام در حالی هستم که نمی خواهم هیچ کس حتی پدر یا فرزندم مرا در آن اوقات و حالات ببینند ولی ناگاه یکی از اینان به خانه من می آیند و من را به وجهی که شایسته نیست می بینند، بنابراین چه کار می توانم بکنم؟ و آیه فوق نازل شد، بعضی از صحابه سوال کردند پس کاروانسرا و اماکن در راه شام که هیچ کس در آن ساکن نیست چه می شود و خداوند متعادل آیه بعد را نازل کرد که(( لیس علیکم جناح ان تدخلوا بیوتاً غیر مسکونه))
توجه به شان نزول آیات فوق نشان می دهد که هدف از ارسال آیات، مصلحت مردم و امنیت آنان در مسکن خودشان از ورودها و نگاه های غیر مجاز است و چون خداوند دستور حجاب را به مؤمنین داده است، خداوند در تکمیل این دستور حفظ حرمت منزل را نیز صادر فرموده اند و چون افراد در مسکن خودشان بسیاری از آداب اجتماعی واجب و نیز بسیاری از قیود مخصوص اجتماع را رعایت نمی کنند (چه قیود فوق مخصوص اجتماع است) بنابراین این گونه محیط باید دارای امنیت بیشتری باشد و دسترسی به این محیط برای اغیار باید همراه با اجازه باشد.خطاب خداوند متعال در آیه 26 سوره نور،( ایمان آوردگان ) است زیرا مؤمن طرف تکلیف و خطاب است. خداوند پس می فرمایند « لاتدخلوا بیوتاً غیر بیوتکم » بیوت جمع بیت است و اصل بیت به معنای ماواء و جایگاه انسان در شب است ولی در اصطلاح به منزل و مسکن آدمی بدون اعتبار شب نیز بیت می گویند و معنی بیت در آیه فوق شامل خانه هائی است که از سنگ، گل، گچ یا پشم و کرک ساخته می شود (خانه های شهری و روستائی).
خداوند علاوه بر دستور صریح این آیه در منع ورود بدون اجازه به منزل غیر، در آیات دیگری آداب ورود به منزل را به انسانها می آموزد. از جمله در آیه 189 سوره بقره خداوند می فرمایند: «لیس البربان تاتوا البیوت من ظهورها و لکن البرمن اتقی و اتو البیوت من ابوابها» نیکوکاری آن نیست که از پشت دیوارها به خانه درآیند چه این کار ناشایسته است، نیکوکاری آن است که پارسا باشید و به هرکار از راه آن وارد شوید. آیه فوق درباره اعرابی صادر شد که بعد از مراسم حج از پشت خانه و از دیوار وارد خانه می شدند. خداوند با عبارت غیر بیوتکم در آیه 26 سوره نور،خانه های خود افراد را از شمول رعایت استیناس خارج می کند و شمول آیه را به منزل دیگری محدود می کند. منتهی خداوند در آیات دیگری برای ورود به منزل خود نیز آدابی قرار می دهد، چنان چه خداوند در آیات پایانی سوره نور حتی در درون یک خانه نیز برای ورود به اطاق پدر و مادر شرایطی در نظر گرفته است مثلاً افراد بالغ ساکن در منزل پدر و مادرشان برای ورود به اطاق و محوطه آنان در همه اوقات باید اذن بگیرند. و اطفال قبل از بلوغ باید در سه نوبت (پیش ازنماز صبح و پس از نماز اعشاء و هنگام ظهر) برای ورود به اطاق پدر و مادر اذن بگیرند زیرا پدر و مادر در این اوقات زیاد مقید به پوشاندن خود مانند سایر اوقات نیستند.
خداوند در ادامه آیه شرط وود به منزل غیر را تستانسوا و تسلموا علی اهلها، قرار داده است به اعتقاد اکثر مفسرین و فقها استیناس واجب و سلام مستحب است. درباره جمله تستانسوا و معنی و مفهوم آن مفسرین بحث مفصلی دارند. تستانسوا از ماده انس گرفته شده است و خداوند در این آیه از جمله معمول «تستاذنوا» که اذن و اجازه خواستن است استفاده نکرده و مسلماً خداوند حکیم برای این کار مقصودی داشته است. استاد گران قدر علامه طباطبائی در تفسیر گران قدر المیزان می نویسند: کلمه انس به هر چیز و به سوی هر چیز به معنای اُلفت گرفتن با آن و آرامش یافتن قلب به آن است و کلمه استیناس عملی است که به این منظور انجام شود.
با دقت در فلسفه آیات و کلام مفسران این طور برداشت می شود که استیناس اخص از استیذان است یعنی خداوند برای ورود به منزل غیر تنها اذن را کافی ندانسته، بلکه باید صاحبان منزل تمایلی نیز به ورود فرد داشته باشند و این تمایل در بسیاری از موارد اطلاع قبلی و آماده شدن صاحب خانه است و مسلماً چنین اذنی، استیناس و توأم با محبت و رضایت قبلی است. چنین تفسیری باعث می شود که مردم برای ورود به منزل یکدیگر چیزی بالاتر از یک اذن ساده را در نظر بگیرند و بی موقع باعث مزاحمت دیگران نشوند.
درباره چگونگی گرفتن اذن و استیناس باید بگوئیم این کار از طریق مختلفی می شود و نحوه گرفتن استیناس و اذن برای ورود به منزل غیر موضوعیت نداشته بلکه طریقی برای اعلام به صاحب خانه است. در قدیم و زمان حضرت رسول (ص) چون منازل درب و زنگی به صورت امروزی نداشتند، این اذن از طریق گفتن تکبیر، تحلیل و تنحنح و یا ادنی حرکتی برای توجّه صاحب خانه انجام می گرفت. البته اذن را باید به طریقی گرفت که داخل خانه فرد معلوم نباشد و الا نگاه غیر مجاز به داخل خانه دیگری همراه با گرفتن اذن خود نوعی هتک حرکت منزل غیر محسوب شود و در حکم ورود غیر مجاز می باشد.نگاه بدون اذن و استیناس به منزل غیر به قدری مذمت شده که از پیامبر روایت شده اگر کسی بدون اذن به منزلی نگاه کرد و صاحب خانه متجاوز را با سنگ براند و سنگ به چشم متجاوز خورد، و نابینا شود هیچ گونه قصاص و دیه ای بر زننده نیست. درباره تعداد مرتبه هایی که باید اذن گفت گر چه آیه فوق آنرا مشخص نکرده و تستانسوا نیز ظاهر در وجوب یکبار انس و اذن را می رساند، ولی اکثر مفسران و سنت نبوی آنرا سه بار ذکر کرده اند. چنانچه از پیامبر روایت شده است «الاستیذان ثلاث. بالاولی یستنصون و بالثانیه یستصلحون و بالثالثه یاذنون او یردون. پس نکته مسلم این که پس از سه بار اذن و عدم پاسخ صاحب خانه باید برگشت اگر چه مطمئن باشیم صاحب خانه در خانه است چه استیناس چنان چه گفتیم باید با رضایت معنوی و انس و الفت وی همراه باشد. درست است که اگر ما در جلو خانه آن قدر بایستیم که صاحب خانه مجبور به پاسخگوئی و اذن شود،در حقیقت صاحب خانه اذن داده ولی این اذن ابداً استیناس محسوب نمی شود و اگر صاحب خانه در خانه بود ولی بعد از سه بار اذن ورود نداد، این را باید دلیل عدم آمادگی وی از پذیرایی بدانیم و بازگردیم و اصرار در ورود و گاهی با صدای بلند صاحبخانه را صدا زدن خلاف استیناس مذکور در آن است. چنانچه خداوند نیز در آیه 4 سوره حجرات کسانی که برای دیدن رسول خدا از پشت خانه ها وی را به صدای بلند می خوانند مردم بی عقل و شعوری معرفی کرده است (ان الذین ینادونک من ورا الحجرات اکثرهم لایعقلون)
نکته دیگر اینکه آیه فوق علاوه بر استیناس سلام را نیز لازم می شمارد و چنانچه گفتیم اکثر فقها و مفسران سلام را در این مورد مستحب می دانند در حالی که استیناس واجب است.خداوند در آیه بعد می فرماید «فان لم تجدوا فیها احداً فلاتدخلوا حتی یوذن لکم و ان قیل لکم ارجعوا فارجعوا هوازکی لکم و الله بما تعملون علیم».این آیه در تکمیل آیه قبل می باشد مبنی بر اینکه تا اذن نگرفتیم (چنانچه گفتیم سه بار) وارد نشویم و چنانچه احادیث و سنت رسول خدا مشخص می سازد بعد از سه بار اذن و استیناس و بدون پاسخی از جانب صاحب خانه باید برگردیم (خواه کسی در خانه باشد و خواه نباشد). نکته اضافه در این آیه این است که پس استیناس اگر صاحب خانه خودش را نشان داده و گفت برگردید، باید حتماً برگشت چه آن شخص از پذیرش شما معذور است و اعتذار نموده شما نیز باید بپذیرید و برگردید و دچار خودسری و ناراحتی نشوید و این خفض جناح و هضم غرور زمینه مناسبی را برای پرورش روح ایجاد می کند و به این خاطر است ادامه آیه می فرماید: «هوازکی لکم» چه امتیاز بین خودخواهی و خداخواهی بسیار ظریف است و سالکان کوی تزکیه باید معیار دقیق این ظرافت را شناسایی کنند.
متأسفانه در جامعه ما نه صاحب خانه چنین شهامتی دارد که عدم آمادگی خود را برای پذیرایی اعلام کند و نه میهمان با اعلام عدم پذیرایی صاحب خانه بدون ناراحتی بر می گردد ولی حقیقت این است که قرآن چنین دستوری را صریحاً به ما می دهد که تعارفات و ظواهر بیهوده که بین ما رسوخ کرده از بین ببریم و حقیقت را قبول کنیم که انسان در همه حال آماده پذیرفتن میهمان نیست و خداوند در این باره، خیر و صلاح ما را بهتر می داند (والله بما تعملون علیم). مسلماً اگر مسلمانان این حکم را به درستی اجرا کنند، مجبور نیستند به خاطر عدم اجرای این حکم الهی دروغ نیز بگویند. چنان چه رسم است که اگر صاحب خانه آماده پذیرایی نباشد به یکی از اعضای خانه می گوید که به میهمان بگوید صاحب خانه در خانه نیست و بیرون است.پس حاصل آیه فوق این است که چه در حالت اعتذار ضمنی که حاکی از عدم جواب و اذن است و چه در حالت عذر صریح (و ان قیل لکم ارجعوا) فرد حق ورود به منزل را ندارد.
خداوند در آیه بعد می فرمایند: «لیس علیکم جناح ان تداخلوا بیوتاً غیر مسکونه فیها متاع لکم و الله یعلم تبدون و ماتکتمون» چنان چه گفتیم شأن نزول آیه فوق این است که در ادامه نزول آیات قبل و لزوم اذن برای ورود به منزل غیر، بعضی از صحابه از جمله مقابل بن حیان از حضرت رسول سوال کردند تکلیف کاروانسرا و مساکن که در راه شام یا مدینه و مکه است و در آنجا کسی ساکن نیست چه می شود و خداوند آیه فوق را نازل کرد. مفسران درباره «بیوت غیر مسکونه فیها متاع» لکم اختلاف زیادی دارند. ولی دقت در تفاسیر و شان نزول نشان میدهد که بعضی از تفاسیر با ظاهر آیه سازگار نیست، زیرا آیه فوق سه شرط را برای ورود بدون اذن به منزل دیگری شرط دانسته است و مسلماً هر کدام از این سه شرط تعریف خاص خود را دارند. اول بیت بودن دوم، غیر مسکونه بودن و سوم وجود متاع در آن.
چنانچه قبلاً گفتیم بیت به معنای مأوای انسان و محل آرامش او در شب یا منزل و مسکن افراد بدون اعتبار شب می باشد در محلهای فوق جنبه بیت باید غلبه داشته باشد و عرفاً به حمام، انبار و خرابه های بی در و پیکر و یا بعضی مکان های دیگری که مفسرین گفته اند بیت نمی گوئیم تا آنها را داخل در بحث بیاوریم شرط دیگر این است که منازل فوق باید غیر مسکونی باشد و بیوت مسکون شامل آیه 27 سوره نور است که در آن باید شرایط رعایت شود پس بیوت غیر مسکونه یعنی منازلی که در آن سکونت نیز وجود دارد ولی ساکن خاصی ندارد و اهداف مهمتری غیر از سکونت در آن بیوت وجود دارد و نکته آخر این که باید در آنجا متاعی برای وارد شونده وجود داشته باشد. بعضی از مفسرین و از جمله علامه طباطبایی در تفسیر المیزان منظور از متاع را در آیه فوق تمتع و استمتاع و بهره گرفتن از بیت غیر مسکون می دانند که باید برای ورود وجود داشته باشد.
دقت در شان نزول آیه فوق و کلام مفسرین روشن می سازد که مصادیق منازل غیر مسکونی که در آن متاع برای شما دارد غیر حصری بوده و با مکان و زمان نیز فرق می کند منتهی همه این مصادیق غیر حصری محصورند در بیت بودن (وجود مکانی برای آرامش) و غیر مسکون بودن و داشتن متاعی (یا به قول بعضی مفسرین تمتعی) در آن بیت غیر مسکونه.