منبع تحقیق درباره دانشجویان دختر

دانلود پایان نامه

ابراز هیجان رابطه معنی داری وجود دارد؟
1-2 آیا بین تیپ شخصیتی D و دو سو گرایی در ابراز هیجان رابطه معنی داری وجود دارد؟
2- آیا بین آلکسی تایمیا با سبک‌های ابراز هیجان (ابرازگری هیجانی، کنترل هیجانی و دوسوگرایی در ابرازگری هیجانی) رابطه معنی داری وجود دارد؟
2-1 آیا بین آلکسی تایمیا و کنترل گری در ابراز هیجان رابطه معنی داری وجود دارد؟
2-2 آیا بین آلکسی تایمیا و دو سو گرایی در ابراز هیجان رابطه معنی داری وجود دارد؟
3- آیا از نظر آلکسی تایمیا و تیپ شخصیتی D با سبک‌های ابراز هیجانی میان دانشجویان دختر و پسر تفاوت معنی داری وجود دارد؟
1-6-فرضیات تحقیق
1-6-1-فرضیه اصلی:
بین آلکسی تایمیا، تیپ شخصیتی D با سبک‌های ابراز هیجان رابطه معناداری وجود دارد.
1-6-2- فرضیه‌های فرعی:
1- بین تیپ شخصیتی D با سبک‌های ابراز هیجانی رابطه معنی داری وجود دارد.
بین آلکسی تایمیا با سبک‌های ابراز هیجان رابطه معنی داری وجود دارد.
3- بین تیپ شخصیت D و کنترل گری در ابراز هیجان رابطه معنی داری وجود دارد
4-بین تیپ شخصیتی D و دو سو گرایی در ابراز هیجان رابطه معنی داری وجود دارد.
5- بین آلکسی تایمیا و کنترل گری در ابراز هیجان رابطه معنی داری وجود دارد.
6- بین آلکسی تایمیا و دو سو گرایی در ابراز هیجان رابطه معنی داری وجود دارد.
7- بین دانشجویان دختر و پسر در خصوص آلکسی تایمیا، تیپ شخصیتی D و سبک‌های ابراز هیجانی تفاوت معنی داری وجود دارد.

1-7- تعریف عملیاتی و مفهومی‌متغیرها
الکسی تایمیا:
تعریف مفهومی: آلکسی تایمیا به عنوان یک اختلال چند بعدی اینگونه تعریف می‌شود؛ دشواری در شناسایی احساسات، دشواری در توصیف احساسات و سبک تفکر بیرون مدار، درکل آلکسی تایمیا را می‌توان نقص در بازنمایی هیجان ها، نقص در پردازش شناختی و تنظیم حالات هیجانی بین فردی در نظر گرفت (تیلور و بگبی، 2004).
تعریف عملیاتی: در این مطالعه منظور از الکسی تایمیا نمره ای است که آزمودنی در هر یک از مولفه‌های مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو (TAS_20) بدست آورده است.
ابراز گری هیجان:
تعریف مفهومی: ابرازگری هیجانی به عنوان یک مولفه اصلی هیجانها به نمایش بیرونی هیجان بدون توجه به ارزش (مثبت یا منفی) یا روش (چهره ای، کلامی‌یا حالت بدنی) اطلاق می‌شود (لویس، 2000).
تعریف عملیاتی: در این پژوهش، منظور از ابراز گری هیجان، نمره ای است که آزمودنی در پرسشنامه ابرازگری هیجانی (EEQ) بدست می آورد.
کنترل هیجانی:
تعریف مفهومی: گرایش به بازداری در ابراز پاسخ‌های هیجانی است.
تعریف عملیاتی: در این پژوهش، کنترل هیجانی نمره ای بود که آزمودنی از طریق پرسشنامه کنترل هیجانی (ECQ) (راجر،1998) کسب می‌کند و شامل باز داری هیجانی، تمایل به بازداری و سرکوب هیجان تجربه شده، مرورذهنی، تکرار رویدادهای هیجانی ناراحت کننده، کنترل پرخاشگری وکنترل خوش خیم وکنترل تکانه‌های آشفته کننده درطی انجام کار می‌باشد.
دو سو گرایی در ابراز گری هیجانی
تعریف مفهومی: تمایل به ابراز هیجان، ولی قادرنبودن، ابرازهیجان، بدون تمایل واقعی و یا ابراز کردن و بعداً پشیمان شدن را شامل می‌شود.
تعریف عملیاتی: در این پژوهش، منظور از دوسو گرایی در ابراز هیجان، نمره ای هست که آزمودنی در پرسشنامه دو سوگرایی در ابرازگری هیجانی (AEQ) بدست آورده بود.
تیپ شخصیتی D
تعریف مفهومی: تیپ شخصیتی D به عنوان یک تیپ شخصیتی آشفته تعریف می شود که شامل دو رویداد همزمان هیجان پذیری منفی (تمایل به تجربه ی هیجانات منفی) و بازداری اجتماعی (تمایل به بازداری از خود ابرازی در تعاملات اجتماعی) است (لاندن، 2008).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

تعریف عملیاتی: در این پژوهش، منظور از تیپ شخصیتی D، نمره ای است که آزمودنی در پرسشنامه تیپ شخصیتی D، به دست آورده بود.
فصل دوم
مروری بر ادبیات و پیشینه تحقیق

2-1- مقدمه
در اواخر دهه 1940 مک لین (1994) این مساله را مطرح کرد که تجربه هیجانی بسیاری از بیماران مبتلا به اختلال‌های روان تنی پایین تر از سطح هشیاری نمادین و بسط کلامی قرار دارد. او به فقدان تصویر سازی ذهنی در بیماران روان تنی و پاسخ ضعیف آنها به روان درمانی مبتنی بر بینش توجه کرد. مک لین این ویژگی‌ها را به نقص در تجسم نمادین هیجانها نسبت می‌دهد؛ عملکردی که مک لین معتقد است به نئو کرتکس مربوط است (برموند و همکاران، 2006). کلمن (1952) ویژگی‌های مشابهی را در بیماران روانپزشکی گزارش کرد. این ویژگی‌ها شامل: فقدان آگاهی هیجانی، کاهش یادآوری رویا، تفکر عینی، سبک بیرونی زندگی (که در آن رفتار به وسیله قوانین، برنامه‌ها و انتظارات دیگران هدایت می‌شود نه احساسات، آرزوها و ارزش‌های شخصی)، فقدان جلوه‌های عاطفی چهره، ظرفیت محدود برای همدلی و خود آگاهی و وضعیت اندامی‌خشک می‌باشد (برموند و همکاران، 2006). بعدها اصطلاح آلکسی تایمیا توسط سیفنوس (1972، 1973)، برای توصیف مجموعه ای از ویژگی‌های شناختی و عاطفی بیماران مبتلا به اختلال‌های روان تنی به کار برده شد (بنکیر و همکاران، 2001). از این رو در این فصل نخست پایه‌های نظری آلکسی تایمیا، سبک‌های ابراز هیجان و تیپ شخصیتی D، شرح داده شده، سپس به تحقیقات انجام شده در ارتباط با مؤلفه‌های فوق پرداخته شده است.

مطلب مشابه :  منبع تحقیق درباره تیپ های شخصیتی

2-2- آلکسی تایمیا
2-2-1- تعریف لغوی آلکسی تایمیا
در فرهنگ‌نامه واژه‌های روان‌شناسی آلکسی تایمیا این‌گونه تعریف شده است یک جدائی بین فرآیندهای عاطفی و شناختی که به‌صورت ویژگی‌های درهم تنیده شده در بعضی افراد معتاد و یا منشأ و خاستگاه روان‌تنی به‌صورت یک اختلال مشاهده می‌شود. به‌طور نمونه شخص دارای آلکسی تایمیا به‌طور نسبی دارای هیجانات نامتمایز و تفکری مایل به ساکن بودن افراطی دنیوی دارد. Alexia یعنی ناتوانی و thymia یعنی بیان احساسات هیجانی یا ناآگاهی از هیجانات درونی. این واژه دقیقا به معنی «نداشتن واژگان برای احساسات» است و برای توصیف افرادی به کار می‌رود که در ابراز احساسات خود مشکل دارند. آلکسی تایمیا واژه ای یونانی است که به معنی نبود واژه برای ابراز هیجان‌ها است و به لحاظ مفهومی به صورت دشواری در تشخیص احساسات، دشواری در توصیف احساسات و تفکر برون مدار تعریف می شود (باگبی و همکاران، 1994).
آلکسی تایمیا بعنوان یک صفت شخصیتی به معنای فقدان یا بروز مشکلاتی در شناسایی، توصیف و درگیر شدن با احساسات فردی است که اغلب به نفهمیدن احساسات دیگران نیز منجر می‌شود (پاویو و مک کیلوچ، 2004).
2-2-2 -تعریف اصطلاحی آلکسی تایمیا
آلکسی تایمیا به وضعیتی اطلاق می‌شود که فرد قادر به ابراز هیجان خود نباشد. این افراد در ابراز کلامی‌هیجانات و استفاده از تخیلات خود دچار مشکل می‌باشند. در چنین شرایطی بیماران در معرض خطر بیماری‌های روان‌تنی عمده مانند زخم معده، ناهنجاری‌های انسدادی مزمن تنفسی، اختلالات قلبی عروقی و؛ و نیز برخی از اختلالات روان‌پزشکی مثل افسردگی، اختلال شخصیت مرزی، وابستگی به مواد و … می‌باشند.
آلکسی تایمیا به ناتوانی در پردازش شناختی اطلاعات هیجان و تنظیم هیجان‌ها گفته می‌شود. آلکسی تایمیا سازه ای است چند وجهی متشکل از دشواری در شناسایی احساسات، دشواری در توصیف احساسات برای دیگران و جهت گیری فکری بیرونی. (پاویو و مک کیلوچ، 2004 ).
آلکسی تایمیا با دشواری در ایجاد تمایز میان حالات هیجانی مختلف و توانایی محدود تفکر در هیجانات و با بهره گرفتن از آن‌ها به هنگام مواجهه با موقعیت‌های استرس زا ارتباط دارد. هوش هیجانی و آلکسی تایمیا با متغیر‌های دیگر نظیر خود آگاهی، افسردگی، اضطراب، عزت نفس و استرس ادراک شده نیز رابطه دارند. خود آگاهی و عزت نفس احتمالاً هوش هیجانی بالاتر و آلکسی تایمیا هوش هیجانی پایین تر را پیش بینی می‌کند و بین هوش هیجانی با افسردگی، اضطراب و استرس ادراک شده همبستگی معکوس وجود دارد (مشتاق زاده، 1383).
2-2-3- ویژگی‌های آلکسی تایمیا
آلکسی تایمیا، ساختاری است که احتمالاً با کنترل هیجانی مرتبط است (کینگ و همکاران، ١٩٩٢). آلکسی تایمیا عدم ابراز هیجانها، به دلیل نقص در توانایی برای پردازش و تنظیم هیجانها به شیوه شناختی (گرین و همکاران، ١٩٩١؛به نقل از سرویس و همکاران، ١٩٩٩) یا بازداری آگاهانه تر ابراز هیجانی است. آلکسی تایمیا، یک اختلال ویژه در کارکرد روانشناختی است که به وسیله مشکلاتی در توانایی برای بیان کلام عاطفه و برای خیال پردازی ماهرانه مشخص می‌شود. این اختلال سه مؤلفه اصلی دارد که عبارتند از: الف) مشکل در تشخیص احساسهای شخصی؛ ب)مشکل در توصیف احساسها و افکار جهت گیری شده به بیرون و سعی در تطبیق خود با نظرات دیگران (همان منبع).
مشکل در ابراز هیجان و تمیز حالتهای هیجانی از حواس بدنی، از مشخصه‌ های دیگر آلکسی تایمیا است (گراس و همکاران،٢٠٠٠). اندازه گیری آلکسی تایمیا مخصوصاً در بیماران می‌تواند مهم باشد؛ زیرا بین نوع اولیه و ثانویه اختلال، تمایزهایی قائل شده اند. نوع ثانویه این اختلال، بازداری هیجانی در واکنش به یک تجربه آسیب زا را نشان می‌دهد (سرویس و همکاران، ١٩٩٩). ناتوانی در بازشناسی و توصیف کلامی‌هیجان‌های شخصی، فقر شدید تفکر نمادین که آشکار سازی برخورد ها، احساسات، تمایلات وسائق‌ها را محدود می‌کند، ناتوانی در به کارگیری احساسات به عنوان علایم مشکلات هیجانی، تفکر انتزاعی در مورد واقعیت‌های کم اهمیت بیرونی، کاهش یادآوری رویاها، دشواری در تمایز بین حالت‌های هیجانی و حس‌های بدنی، فقدان جلوه‌های عاطفی چهره، ظرفیت محدود برای همدلی و خودآگاهی. همچنین نارسایی در تنظیم و مدیریت هیجان‌ها (فرآیند گذار از پردازش به عمل) نیز از ویژگی‌های نارسایی هیجانی است (باگبی و همکاران، 1994).
2-2-4- ساختار و انواع آلکسی تایمیا
ساختار و ویژگی‌های آلکسی تایمیا شامل موارد زیر می‌باشد :
الف) نارسایی و توانایی ضعیف در متمایز کردن احساسات هیجانی
ب) نارسایی در تخیل و تجسم
ج) نارسایی در بیان کردن تجربیات هیجانی به صورت کلامی
د) نارسایی برای تجربه کردن احساسات هیجانی
ه) کاهش تمایل برای فکر کردن درباره هیجانات
انواع آلکسی تایمیا را می‌توان به وسیله استفاده از ساختار دو عاملی مشخص کرد که بیانگر یک بعد شناختی (الف، ج و ه) و یک بعد عاطفی (ب و د) است. با توجه به پژوهشهای صورت گرفته فقط آزمودنی هایی که در مقیاس آلکسی تایمیا، با نمرات بالاتر از ملاک 70 (توانایی پایین برای تجربه هیجانات) و پایین تر از ملاک 30 (توانایی بالاتر برای تجربه هیجانات) برای تشکیل دادن زیر گروه‌هایی از آلکسی تایمیا انتخاب شده اند:
آلکسی تایمیا کامل یا تیپ I
آلکسی تایمیا تیپ II
آلکسی تایمیا تیپ III
لکسی تایمیا
بهنجار که ” مودال” نامیده می‌شوند افرادی هستند که دامنه نمرات درصد 30-70 می‌باشد.
نیمرخ « مخلوط/متناقض» (ویگرهوتس و همکاران، 2008).
آلکسی تایمیا تیپ I : به وسیله هیجان پذیری پایین و خیال پردازی ضعیف در ترکیب با شناخت‌های ضعیف همراه با هیجان‌ها توصیف می‌شود.
آلکسی تایمیا تیپ II : با هیجان پذیری پایین و توام با شناخت‌های ضعیف به همراه هیجانات مشخص می‌شود.
آلکسی تایمیا تیپ III : بر عکس آلکسی تایمیا تیپ II، هیجان پذیری پایین و تخیل ضعیف اما با شناخت‌های خوب رشد یافته به همراه هیجانات مشخص می‌شود.
لکسی تایمیا : با هیجان پذیری بالا و خیال پردازی غنی توام با شناختهای خوب توسعه یافته به همراه هیجانات توصیف می‌شود.
گروه پنجم : که گروه بهنجار یا مودال نامیده می‌شود، آنها نمرات نرمال و متوسطی هم در بعد شناختی و هم در بعد عاطفی به دست می‌آورند.
گروه ششم : که هیچ یک از ملاک‌های 5 تیپ فوق را ندارد و به عنوان افراد با پروفایل(مخلوط/متناقص) نام گذاری می‌شوند (برموند و همکاران ، 2006).
در ادامه به طور خلاصه به شرح انواع آلکسی تایمیا می‌پردازیم:
آلکسی تایمیا تیپ I
خودبسندگی ( رضایت از خود و بی علاقه گی به دیگران و مشکلات آنها) و خجالت ( احساس کم رویی و داشتن دشواری در ارتباط با دیگران) تیپ I را پیش بینی می‌کند.
ویژگی مهم تیپ I آلکسی تایمیا، شامل انزوا از روابط اجتماعی و دامنه محدودی از ابراز هیجانات در شرایط بین فردی می‌باشد که بوسیله فقدان همدلی و اجتماعی بودن ایجاد می‌شود.
آلکسی تایمیا تیپ I هیچ نوع رابطه ای با شکایت کردن و نشانه‌های اختلالات روان شناختی ندارد، همچنین با اضطراب ناتوان کننده و یا عزت نفس پایین ارتباط ندارد، اما افراد دارای تیپ I حالت تدافعی دارند، هیجانات نامعقول (مانند ترس از اینکه شکست بخورند)، یا صفات شخصیتی که قابل قبول نیست را به دیگران نسبت می‌دهند ( فرافکنی). وقتی آنها در تجربه ی رویدادهای زندگی شکست می‌خورند، این شکست را متوجه دیگران کرده و دیگران را برای مسائل شخصی خودشان مقصر می‌دانند، که می‌تواند واکنشی در برابر کنترل و یا دخالت بیش از حد دیگران باشد (ویلیامز، 1994). افراد تیپ I مانند اشخاص اسکیزوئیدی احساس انزجار نسبت به معاشرت دارند و این عقیده را دارند که دیگران آنها را در روابط درگیر می‌کنند و از این راه هویت و فردیت آنها را از بین می‌برند.
افراد با تیپ I از نظر عاطفی سرد و از نظر اجتماعی و هیجانی بی کفایت‌اند، آنها به وسیله ی افکار شکست احساس آزار نمی‌کنند و از یک آمادگی منطقی برای زندگی برخوردارند که می‌تواند در بسیاری از مشاغل یعنی در جایی که تفکر منطقی بدون دخالت هیجانی یک امتیاز باشد مفید باشد، اما در روابط شخصی و صمیمانه رفتار سرد عاطفی و هیجانی آنها باعث مشکلات بین فردی می‌شود. این افراد به علت فقدان هیجان پذیری، احتمالا دچار خستگی روحی یا هیجانی نمی‌شوند، علاوه بر این به علت فقدان خیال پردازی برای مشاغل هنرهای اجرایی یا مشاغلی که در انها خلاقیت و ابراز هیجان ضروری است ناشایست تلقی می‌شوند.
همانطور که ذکر شد پروفایل آلکسی تایمیا تیپ I شباهت قابل ملاحظه ای با ویژگی‌های سبک شخصیتی اسکیزوئیدی نشان می‌دهد، این افراد دارای سبکی انفرادی با نیاز محدود به دوستی، رفاقت و حمایت اجتماعی توصیف می‌شوند که به عنوان مشاهده گران بی طرف به ندرت درباره ی چیزی نگران و هیجان زده می‌شوند. بنابراین در محل کار خود عملکرد خوبی دارند اما نمی‌توانند به صورت تیمی‌کار کنند. (اولدهام و موریس، 1995). میلون وهمکاران (2001) نیز الگویی مشابه از ویژگی‌های ذکر شده را درون دامنه طبیعی بعنوان سبک انزوایی معرفی کرده اند. این افراد آرام هستند و کاری به کسی ندارند، منظم اند و به اصطلاح در پشت صحنه کار می‌کنند و راضی برای ماندن در زمینه اند، این در حالی است که دیگران آنها را به عنوان افرادی بدون انگیزه و سرزندگی(نیرومندی) تلقی می‌کنند
آلکسی تایمیا تیپ II
بی کفایتی شخصی و بی کفایتی اجتماعی، تیپ II آلکسی تایمیا را پیش بینی می‌کند. بی کفایتی به این معناست که شخص احساس تنش، افسردگی و ناپایداری می‌کند فرد با آلکسی تایمیا تیپ II، از ناپایداری هیجانی ( روان رنجورخویی) رنج می‌برد. بی کفایتی اجتماعی بدین معناست که شخص در برخورد با دیگران احساس خجالت و کم رویی می‌کند.
این افراد سطوح بالایی از شکایات را در پرسشنامه scL90 (پرسشنامه ای که سبک زندگی افراد را مورد ارزیابی قرار می‌دهد) گزارش می‌کنند. مضطرب و دارای فوبی مکان‌های باز، بسته و افسرده هستند و شکایات جسمانی مبهم و مشکلات خواب را گزارش می‌کنند
افراد تیپ II آلکسی تایمیا نسبت به همه انواع آلکسی تایمیا، در برابر استرس مقاومت کمتری دارند، و از مشکلات روان پزشکی و روان تنی، رنج می‌برند و یک ساختار شخصیتی روان رنجورخویی را نشان می‌دهند. آنها به سرعت تعادل خود را از دست داده و به آسانی در شرایط استرس زا، قربانی اضطراب ناتوان کننده می‌شوند در حالی که سطح اضطراب تسهیل کننده پایین باقی می‌ماند.
افراد تیپ II مضطرب هستند و از انجام اشتباه می‌ترسند آنها برای بی کفایتی‌ها خودشان را سرزنش می‌کنند و رویا رویی ناسازگارانه نشان می‌دهند و نشانه‌های افسردگی در آنه

مطلب مشابه :  دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی در مورد برنامه درسی پنهان