منبع تحقیق درباره مهارت اجتماعی

دانلود پایان نامه

ا نادر نیست.
بین نیمرخ آلکسی تایمیا تیپ II و سبک شخصیت مرزی ارتباط وجود دارد، افراد سبک مرزی تمایل دارند از لحاظ هیجانی شدید باشند، اما گهگاهی واکنش بیش از حد از خود نشان می‌دهند و نمایشی می‌شوند (میلون و همکاران، 2001). بعلاوه آنها نگرش بد گمانی را اتخاذ می‌کنند و تا حدی نگرش پارانوئیدی نسبت به دیگران دارند که بیانگر آن است که آنها در کنار آمدن مشکل دارند و در تفکر و عمل کردن احساس بی کفایتی می‌کنند. فرد دارای تیپ II، در شرایطی که تحت فشار قرار می‌گیرد، به علت افکار شکست، پیشرفت نامناسبی را نشان می‌دهد. از لحاظ دفاعی او از مکانیزم برگشت به سوی خود استفاده می‌کند. این افراد زمانی که مشکلات یا شکست هایی را تجربه می‌کنند خود را سرزنش می‌کنند. از لحاظ رویارویی آنها تمایل به اجتناب از مشکلات یا واکنش نشان دادن بصورت افسردگی در برابر مشکلات را دارند. افرادتیپ II دارای خود پنداره پایین هستند نمرات پایین مقیاس LSQ (پرسشنامه سبک زندگی) آنها نشان می‌دهد که قادر به داشتن احساس تعلق به دیگران نیستند. عزت نفس آنها پایین است و احساس بی کفایتی می‌کنند. افراد دارای تیپ II، سبک‌های رویارویی و کنار آمدن ضعیفی دارند، آنها انتظار دارند که میزان کنترلی بر موفقیت نداشته باشند. سایر عواملی که بطور غیر مستقیم به پیدایش شخصیت مرزی کمک می‌کند شامل ایده‌های فرهنگی و بد رفتاری جنسی بویژه در مورد زنان است و این عقیده نیز با این یافته که افراد تیپ II اغلب در زنانی دیده شده که در کودکی مورد بد رفتاری جنسی قرار گرفته اند، همخوان است ( برموند، 2008).
آلکسی تایمیا تیپ III

برعکس تیپ II، آلکسی تایمیا تیپ III بوسیله ی با کفایتی و کفایت اجتماعی پیش بینی می‌شود.
افراد با تیپ III آلکسی تایمیا گزارش می‌کنند که با دیگران خوب کنار می‌آیند و یا به آسانی با آنها صحبت می‌کنند ، احساس گشودگی می‌کنند، راحت و اجتماعی هستند. بنابراین افراد تیپ III مهارت اجتماعی خوبی دارند و نشانه‌های روان رنجوری را نشان نمی‌دهند.
این افراد نیمرخ سالمی‌نشان می‌دهند، آنها مشکلاتی از قبیل شکایت جسمانی، افسردگی، اضطراب ناتوان کننده را ندارند. در شرایط ناکامی‌خود را سرزنش نمی‌کنند، فکر می‌کنند خودپنداره بالایی در گذشته، حال و آینده داشته و خواهند داشت. به دیگران احساس تعلق می‌کنند، خودشان را به عنوان فردی شایسته تلقی کرده و از خود قدردانی می‌کنند. خود را قادر به حل مشکلات می‌دانند و انتظار دارند بر موقعیت‌ها کنترل داشته باشند.

این افراد ارجحیت بالا برای تصاویر خنثی در برابر تصاویر تهدید کننده در آزمونهای دیداری نشان می‌دهند، از دیدگاه روان پویشی یعنی رویدادهای تهدید کننده واپس زده می‌شوند یا از ورود به هوشیاری ممانعت می‌شوند. تیپ III افراد آلکسی تایمیا با نمرات پایین در هیجان و نمرات بالا در بعد شناختی آلکسی تایمیا مشخص می‌شوند که از دیدگاه نظری، این ترکیب از نمرات عجیب به نظر می‌رسد (مورمن و پیجپرز، 2004). قابل درک نیست چگونه افرادی که برانگیختگی هیجانی کم را نشان می‌دهند و می‌توانند شناخت‌های خوب توسعه یافته را به همراه این توانایی کم را برای هیجانها داشته باشند. در یک انتشار، در مورد نوروسایکولوژی آلکسی تایمیا، یک تبیین برای این تناقض مطرح شده است ( برموند و همکاران، 2006).
در کل افراد تیپ III آلکسی تایمیا، نیمرخ شخصیتی بی نهایت سالم اما مشکوک گزارش می‌کنند. ممکن است اینها افرادی باشند که از واپس زنی استفاده کنند و به تحریکات تهدید آمیز منفی اجازه ورود به هشیاری را ندهند. نتایج برخی از پژوهش‌ها نشان داده که آنها تمایل به سوء استفاده ی هیجانی و اجتماعی از دیگران دارند و نیمرخ آنها با شخصیت خود شیفته مشابهت دارد.
لکسی تایمی
طبق تحقیقات کارور و شی یر (2000)، صمیمیت عاطفی مادر لکسی تایمیا را پیش بینی می‌کند. لکسی تایمیا با مشکلات روانشناختی ارتباط دارد نه با حالات دفاعی. افراد لکسی تایمیک در اضطراب تسهیل کننده نمره بالا دارند و این بدین معناست که آنها می‌توانند در شرایط پرچالش بهترین عملکرد را داشته باشند. از لحاظ رویارویی و مقابله با مشکلات، آنها تمایل دارند به جای اینکه مشکلات را انکار کنند یا از آن اجتناب کنند، به طور فعالانه روی آنها کار کنند. همچنین این افراد در مواقع سخت حمایت اجتماعی را می‌طلبند. لکسی تایمیک‌ها خودپنداره بالا و خوبی دارند و دارای عزت نفس بالایی اند و با دیگران رابطه ی خوبی برقرار می‌کنند و خودشان را به عنوان افراد شایسته ای تلقی می‌کنند.
عنصر اصلی لکسی تایمیک، ارگانیزم عاطفی خوب و تکامل یافته است و هر دو جنبه ی عاطفی و هیجانی تنظیم عواطف، همخوانی خوبی با هم دارند، سایر یافته‌ها نیز حاکی از این است که افراد لکسی تایمیک از لحاظ هوش هیجانی بالا هستند و دارای شخصیتی نرمالی اند. آنها توانایی دارند که در شرایط پر فشار به بالاتر از ملاکهای خود برسند، این عقیده با رابطه بین روان و هوش هیجانی همخوانی دارد (گلمن، 1995).
نیمرخ افراد لکسی تایمیک شباهتی با ویژگی‌های شخصیت نمایشی دارد ، این افراد به طور موثر با دنیا کنار می‌آیند و برای تأثیر هیجانها ارزش قائل هستند و آن را به راحتی و به طور اشکار ابراز می‌کنند (اولدهام و موریس، 1995).
یافته‌های بدست آمده نشان می‌دهد که افراد لکسی تایمیک تمایل دارند از دیگران استفاده کنند و آنها نسبت به مودال‌ها (گروه بهنجار) در سوءاستفاده ی هیجانی نمره ی بالایی می‌گیرند. در ارتباط با حالت نمایشی، افراد هیستریونیک تواناییهای خود را نشان می‌دهند و تمایل دیگران را تشخیص می‌دهند تا علاقه و جذابیت بیشتری را به وجود بیاورند. آنها وقتی در صحنه هستند بسیار جذاب و جالب می‌شوند.

مطلب مشابه :  منبع تحقیق درمورد ارزیابی عملکرد

2-3- ابراز گری هیجان
ابرازگری هیجانی به عنوان یک مؤلفه اصلی هیجان ها، به نمایش بیرونی هیجان، بدون توجه به ارزش (مبثت یا منفی) یاشیوه (چهره ای، کلامی‌و رفتاری) اطلاق می‌شود (کرینگ و همکاران، ١٩٩۴).
اکمن و فریزن (1974) ابراز هیجان را ظواهر حالت‌های هیجانی با درونی شامل مجموعه‌های ویژه ای ازتغییرات در فعالیت‌های زیستی– عصبی تشکیل می‌دهد (لویس، ٢٠٠٠).
هالبرستدت (١٩٩١به نقل از بویام و پارکر، ١٩٩۵ )ابرازگری هیجانی را شامل ترکیبی از حالت‌های هیجانی، دانش قوانین نمایش و انگیزش و توانایی کنترل ابراز هیجان فرد می‌داند.
داروین،( ١٨٧٢ ) با انتشار کتاب “ابرازهیجان‌ها در انسان و حیوان” نقش مهمی‌در زمینه مطالعه هیجان‌ها ایفا کرده است مشاهدات داروین موجب شد که وی سه اصل اولیه را در ابرازهیجان دخیل بداند که عبارتنداز ١ – خوگیری: فعالیتهای به اجرا در آمده ارضا کننده، خواه سودمند باشد یا سودمند نباشد؛٢- تضاد: فعالیتهای متضاد به اجرا در آمده تحت تکانه‌های متضاد؛ ٣- نیروی عصبی : کنش مستقیم دستگاه عصبی تهیج کننده در تن، مستقل از اراده .
به اعتقاد لویس(٢٠٠٠)، ابراز‌های هیجانی، به تغییرات سطحی بالقوه قابل مشاهده، در چهره، صدا و بدن وسطح فعالیت منجر می‌شود. در ابتدا، به ابرازهای هیجانی بر حسب حرکات و فعالیت بدنی بویژه کودکان کمتر توجه شده است، اگر چه به نظر می‌رسد که آواگری‌ها رساننده‌های مهم حالتهای هیجانی باشد، ولی از کم شناخته ترین جنبه‌های ابراز هستند. ابرازهای کلامی‌بیشتراز حد قدرتمند هستند و ممکن است بتوانند حالت‌های هیجانی مشابه را در دیگران فراخوانند، بنابراین، ابراز هیجان به شیوه آواگری ممکن است مسری تر از ابرازهای هیجان به شیوه بدنی یا چهره ای باشد. به عنوان مثال وقتی فیلم‌ها با افرادی تماشا می‌شوند که با صدای بلند می‌خندند، خنده دارتر از زمانی است که خود فرد به تنهایی آن را می‌بیند.به دلیل ماهیت مسری آواگری، ابراز کلامی‌ممکن است هدف تلاشهای اجتماعی اولیه باشد (لویس، ٢٠٠٠).
حرکت، ممکن است یک شیوه دیگر ابراز هیجان‌ها باشد، : به عنوان مثال گریختن از چیزی ویا آمدن به سوی آن، پاسخ‌های حرکتی همراه با هیجان‌های مثبت و منفی هستند.
در واقع، اغلب دورشدن نوزاد از یک اسباب بازی یا شخصی نا آشنا، مستقل از ابراز چهره ای، با ترس او مرتبط است.کاملا واضح است که ابرازهای هیجانی مجزا ممکن است در نوزادان و در سنین خیلی پایین تر مشاهده شود.در ابتدا، بین حالتهای هیجانی و ابراز هیجانی تمیز قائل شد، به عنوان مثال، کودک وقتی رفتارگریه کردن را تحت کنترل در می‌آورد که والدین اورا به گونه ای تربیت می‌کنند که هنگام آشفتگی یا نیاز گریه نکند.
2-3-1- تفاوت‌های فردی در ابراز گری هیجانی
یک مسئله در ارتباط با فعالیت‌های هیجانی این است که آنها بلافاصله قابل پوشیده شدن و به وسیله فرد قابل کنترل هستند. بنابراین ممکن است حالتهای هیجانی با ابراز هیجانی متفاوت شوند و گاهی نیز تمیز دادن حالتهای هیجانی از ابرازهای هیجانی مهم است(لویس، ٢٠٠٠).
تصویر ٢- ١ یک الگوی ابرازگری هیجانی را نشان می‌دهد که به عنوان چهارچوبی برای فهم تفاوتهای فردی در رفتار ابرازگرهیجانی به کار می‌رود . طبق این الگو، هیجان وقتی روی می‌دهد که درون داد درونی و بیرونی به شیوه ای پردازش می‌شود که یک برنامه هیجانی مانند (غم و شادی) به کار بیفتد. به محض به کار افتادن برنامه هیجان، گرایشهای پاسخ، شامل تغییرات فیزیولوژیکی، (احساسات ذهنی و تکانه‌های رفتاری) ایجاد می‌شود و جاندار را برای پاسخ انطباقی به چالشها و یا فرصتهای محیطی آماده می‌کند.هیجان‌ها ما را وادار نمی‌کنند که به شیوه مخصوص عمل کنیم، آنها فقط کاری را به ما پیشنهاد می‌کنند، به همین دلیل، احساس، همیشه آشکار کننده نیست. گرایش‌های پاسخ هیجانی ممکن است به عنوان یک تکانه رفتار قابل دیدن ابراز شوند یا ابراز نشوند(گروس و جان، ١٩٩٧).
برنامه هیجان
گرایشهای پاسخ
نیروی تکانه

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ابرازگری مثبت
ابرازگری منفی

نمودار ٢-١-روابط فرض شده بین یک الگوی هیچان-تولید (سطح حالت تحلیل و سه بعد پرسشنامه ابراز گری بر کلی (سطح صفت تحلیل )اقتباس از گروس و جان، ١٩٩٧).
تفاوتهای فردی در ابرازگری هیجانی ممکن است در چند مرحله در فرایند تولید هیجان رخ دهد.اولاً، تجارب مردم روز به روز به طور گسترده ای تغییر می‌کند، در نتیجه درون داده‌های متفاوت، بسیار زیادی برای برنامه‌های هیجان آنها آماده می‌کنند. ثانیاً این درون داده‌های متفاوت ممکن است به وسیله شیوه ارزیابی فرد کم یا زیاد شود.ثالثاً، بررسی و خلق نشان می‌دهد که تفاوت‌های فردی مهمی‌هم درآستانه فعالیت برنامه‌های هیجان وهم درپی آن درگرایشهای پاسخ هیجان وجود دارد (گلداسمیت ، ١۹۹۳ و کاجان و سیندمن۲، ١۹۹۳).
نهایتاً ممکن است مهارتهای فردی مهمی‌در تعدیل کنندگی(صافی برون داد)آن باشد که تفاوتها در این است که چگونه هرگرایش پاسخ هیجانی به رفتار تبدیل می‌شود.(گروس و جان١٩٩٧ ).
به اعتقاد (گروس و جان، ١٩٩٧)، اگر چه تفاوتهایی در ابرازگری هیجان ممکن است هریک از این مراحل در فرایند هیجان- تولید رخ بدهد آنها روی دو مشخصه رفتار ابرازگر هیجانی که به اعتقاد آنها مقدم است، تمرکز می‌کنند: ١)فعالیت گرایشهای هیجانی- پاسخ؛ ٢ )تعدیل بعدی آنها تفاوتهای فردی در گرایشهای هیجان – پاسخ، یک تعدیل کننده مهم تفاوتهای فردی در ابرازگری هستند. اگرچه گرایشهای هیجان- پاسخ برای آشکارنمودن هیجان – رفتار ابرازگر ضروری هستند، ولی کافی نیستند، زیرا افراد ممکن است گرایشهای پاسخ خود را تعدیل کنند.از این رو، اینکه آیا و چگونه گرایشهای پاسخ به طور رفتاری ابراز می‌شوند؟ می‌توان گفت که این تعدیل ممکن است برای وفق دادن با (قوانین نمایشی) فرهنگ مربوط به ابرازهیجان (مانند گرایش به بازداری هیجان‌های منفی در مکان عمومی) به کار رود (فام، ٢٠٠٠). یا به دلایل شخصی (مانند عدم تمایل به ضعیف به نظر رسیدن از طریق ابراز احساسات)صورت بگیرد .بنابراین دومین مشخصه مهم تفاوتهای فردی درابرازگری، ممکن است تفاوتهای فردی در تعدیل هیجان باشد. این تفاوتهای فردی در حدی است که گرایش پاسخ از هر نوع و نیروی مفروض به طور رفتاری ابراز می‌شوند (گروس و جان، ١٩٩٧).
کینگ وامونز(١٩٩٠)به منظور بررسی نقش ابرازگری هیجان در سلامت، ابرازگری در سه بعد ابراز هیجان مثبت، ابراز هیجان منفی و ابراز صمیمیت طرح نموده اند (گروس و جان، ١٩٩٧).علاوه بر این، یک نیروی کلی را نیز در گرایش به ابرازگری مطرح کردند. آنها ابرازگری هیجانی را به عنوان یک صفت ثابت فرض کردند و یک مفهوم چند بعدی از ابرازگری ارائه دادندکه شامل دو جنبه است ١) یک نیروی کلی از گرایشهای هیجانی – پاسخ 2) درجه ای که این گرایشها معمولاً به عنوان رفتار آشکار ابراز می‌شوند . اگر چه به جای یافتن یک بعد نشان دهنده سطوح شاخص تعدیل رفتاری، آنها دو بعد یافتند: ابرازگری منفی، درجه ای که گرایشهای پاسخ هیجانی منفی به طور رفتاری ابراز می‌شوند و ابرازگری مثبت، درجه ای است که گرایشهای پاسخ هیجانی مثبت به طور رفتاری ابراز می‌شوند(کینگ و امونز، ١٩٩٠).
هر سه بعد ابرازگری هیجان تقریباً۵٠٪ با یکدیگر همبسته اند و این امر حاکی از آن است که افراد دارای تکانه‌های هیجانی قوی، بیشتر احتمال دارد که هیجانات مثبت و منفی را ابراز کنند تاافرادی که هیجان‌های منفی را ابراز می‌کنند. این روابط در میان ابعاد ابرازگری، یک الگوی سلسله مراتبی را معرفی می‌کند که در تصویر٢-٢ نمایش داده شده است. علی رغم وجود همبستگی مثبت بین ابعاد ذکر شده، آنها چند تفاوت مهم با یکدیگر دارند. بر اساس انتظار (گروس وجان، ١٩٩٧ ) ابعاد درگرایش‌های هیجان – پاسخ (شدت تکانه) و ابراز عادی این گرایشها، پاسخ در رفتار (ابرازگری مثبت و منفی) تمایز دارند.بنابراین، تمایز بین ابرازگری مثبت و منفی با تمایز بین دو بعد اصلی خلق، یعنی حالت عاطفی مثبت و منفی، موازی است (تلیگن١، ١٩٨۵؛ واستون٢ و تلگین، ١٩٨۵؛ به نقل از گروس و جان، ١٩٩٧).
ابرازگری عمومی
ابرازگری منفی
شدت تکانه
ابرازگری مثبت
I=./52
I=./52
I=./56

مطلب مشابه :  پیشرفت تحصیلی

نمودار ٢-٢ روابط بین سه بعد ابرازگری هیجانی (اقتباس از گروس و جان، ١٩٩٩)
نهایتاً سرانجام تمایزهای تجربی، در میان این ابعاد آشکار می‌شود؛به عنوان مثال، همانگونه که از تحلیل قوانین نمایش فرهنگی انتظار داریم، افراد اساساً سطوح بالاتری ازابرازگری مثبت را نسبت به ابرازگری منفی گزارش می‌دهند. شکایت‌های جسمانی با شدت تکانه و ابرازگری منفی، همبسته است تا با ابرازگری مثبت . ساختارهای شخصیتی گسترده تر، روابط متمایزتری نشان می‌دهند؛ چنانکه برون گرایی و ملایمت، بیشترین ارتباط را با ابرازگری مثبت و روان رنجور خویی، بیشترین ارتباط را با شدت تکانه و ابرازگری منفی دارد (گروس و جان، ١٩٩٧).

2-3-2- تفاوتهای جنسی در ابرازگری هیجانی
نتایج بسیاری از مطالعات بیانگر آن است که کیفیت ابزارهیجان در زنان و مردان متفاوت است، حال آنکه ابراز هیجان متمایز درهر دو جنس انطباقی است و به عوامل فرهنگی وموقعیتی بستگی دارد (برادی وهال، ٢٠٠٠). همینطور، پژوهش‌های زیادی نشان داده است که زنان بیشتر از مردان هیجانهایشان را بروز می‌دهند(کینگ وامونز، ١٩٩٠؛ کرینگ وهمکاران، ١٩٩٨).وهمچنین زنان نسبت به مردان ابرازگری مثبت، ابرازگری منفی و شدت هیجانی بیشتری را گزارش می‌دهند(گروس و جان، ١٩٩٨).مخصوصاً زنان، به دلیل هنجارهای فرهنگی، نیاز دارند که هیجان‌های مثبت را به دیگران ابراز کنند.
تفاوتهای جنسی در هیجان‌های مثبت، اکثراً در موقعیت هایی مانند روابط بین فردی صمیمی‌آشکار
می‌شود و زنان معمولاً بیشتر از مردان همدردی و همدلی می‌کنند. البته بعضی هیجان‌های منفی، مانند آشفتگی، غم، تنفر و احساس آسیب پذیری، مانند ترس و احساسات کمرویی وملامت نیز بیشتر به وسیله زنان گزارش می‌شود. مردان، برخی از هیجان ها، مانند افتخار، اطمینان، اهانت، تنهایی واحساس گناه را فراوانتروشدیدتراز زنان نشان می‌دهند(برادی و هال، ٢٠٠٠).البته مردان ممکن است به این دلیل هیجان هایی مانند ترس و غم را کمتر نشان دهندکه این احساسها ممکن است آنها راکم قدرت جلوه