منبع مقاله با موضوع اعتقادات خودکارآمدی و باورهای خودکارآمدی

دانلود پایان نامه

1)واکنشهای هیجانی افراد به هنگام پیش بینی یک موقعیت یا هنگام وقوع آم چگونه است؟
2)افراد به چه فعالیتهایی میپردازند؟
3)برای چه مدت در مقابل موانع ایستادگی میکنند؟
بدیهی است که تفکر، انگیزش، احساسات و رفتار انسان در موقعیتهایی که به توانایی خود احساس اطمینان میکند متفاوت است با رفتار وی در موقعیتهایی که در آنها احساس عدم امنیت یا فقدان صلاحیت دارد. درک انسان از خودکارآمدی بر الگوهای تفکر، انگیزش، عملکرد و برانگیختگی هیجانی فرد تاثیر میگذارد(شولتز، 1990، ترجمه کریمی و همکاران، 1384)
مقیاسها یا ابعاد باورهای خودکارآمدی:
اکثر پژوهشها با این استدلال بندورا موافق هستند که مقیاسهای خودکارآمدی را باید به طور موشکافانهای در سه بعد، اندازه گیری کنند. این ابعاد چندگانه دارای نتایج کارکردی مهمی هستند که موج تعییر خودکارآمدی شخص میشوند(ذبیحی، 1384، دلوی و گرینگون، 2003).
نیرومندی یا قدرت:
باورهای خودکارآمدی ضعیف به سادگی از طریق تجربههای عدم تأیید کننده یا تضعیف کننده از بین میروند. در حالی که افراد صاحب باورهای خودکارآمدی نیرومند در مقابل تجارب ضعیف مقاومت خواهند کرد؛ مگر آنکه مشکلات و موانع بیشمار باشند. قدرت خودکارآمدی ادراک شده، ضرورتاً با انتخاب رفتار ارتباط خطی ندارد. افرادی که حس قوی تری از خودکارآمدی شخصی خود دارند، در برابر چالشهای زندگی مقاومت بیشتری نشان میدهند و به احتمال بیشتر فعالیتهایی را انتخاب خواهند کرد که بتوان آنها را به طور موفقیت آمیز انجام داد(ذبیحی، 1384).
به دلیل اینکه ابعاد خودکارآمدی، به تکالیف و موقعیتهای خاص مربوط میشوند؛ آنها در میان بررسیها بسیار متفاوتند. نیرومندی معمولاً بعد کلیدی است و در اکثر مطالعات از مقیاس درصدی استفاده میشود. استفاده از سطوح نیز متداول است اما به اندازه نیرومندی شاخص نیست. عمومیت، در میان پژوهشهای خودکارآمدی کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است(جنتی، 1388).
به طور کلی هرچه فرد از کارآمدی خود اطمینان داشته باشد، این باورها را در انجام تکالیف مؤثر بداند و به بازده و ارزشمندی آن باور داشته باشد(قدرت)؛ ممکن است خود را با تکالیف مشکلتر درگیر سازد (سطح یا وسعت). زیرا از این طریق، بازخورد اجتماعی برای فرد تحریک کننده خواهد بود. همچنین هرچه اعتماد به باورها قویتر باشد، تعمیم پذیری به فراسوی موقعیتهای خاص بیشتر خواهد بود (عمومیت). به هر حال چگونگی شکل گیری این باورها است که میتواند ابعاد آن را قویتر سازد(ذبیحی، 1384).
عمومیت:
برخی از تجارب، باورهای تبحری محدود را ایجاد میکنند. برخی دیگر نیاز حس خودکارآمدی تعمیم یافته تری را القا مینمایند؛ که به فراسوی موقعیت خاص گسترش مییابد، سنجشهای مرتبط با حیطه فعالیت، بافتهای موقعیتی و جنبههای اجتماعی متعدد، الگو و درجه عمومیت، باورهای مردم در خودکارآمدیشان را آشکار میسازد(ذبیحی، 1384).
عمومیت به تعداد حوزههایی که افراد اثربخشی خود را بررسی میکنند، مربوط میشود. برای مثال، خودکارآمدی ژیمناستها ممکن است از خودکارآمدی برای تمرین زمینی تا خودکارآمدی بر روی میله بالانس و میلههای پارلل تعمیم یابد(ذبیحی، 1384).
سطح یا وسعت:
این مفهوم دستیابی به عملکرد مورد انتظار یا تعداد تکالیفی که میتواند انجام شود را منعکس میکند. وقتی تکالیف بر حسب سطح دشواری مرتب شوند، خودکارآمدی افراد مختلف ممکن است به تکالیف سادهتر محدود شود یا در حد متوسط بوده و یا حتی شامل عملکردهای بسیار دشوار باشد. به عبارت دیگر، افراد ممکن است خودشان را در میانه جنبههای گستردهای از حیطههای فعالیت کارآمد قضاوت کنند یا فقط در حیطهی معینی خود را باور نمایند(ذبیحی، 1384).
خودکارآمدی در ورزش:
عملکرد مطلوب در ورزش، تا حدودی به عوامل روان شناختی وابسته است، البته مسلما ورزشکاران نیز باید تواناییهای مرتبط را برای اجرای آن دارا باشند، اما بعضی ورزشکاران اعتماد بنفس کمتری در عملکرد ماهرانه، تحمل فشارهای عملکردی و یا استمرار به تلاش سخت دارند.
پژوهش فلتز و لیرگ (2001) و فراتحلیل مورتیز و همکاران (2000) در بعد ورزشی نشان دادند که شواهد آشکاری در زمینه وجود ارتباط معنی دار بین پنداشتهای خودکارآمدی و عملکرد ورزشی وجود دارد.
رشد و علایق درونی در صورتی تحقق میپذیرد که فرد برای دستیابی به معیارهای هیجان انگیز تلاش کند در این صورت هم یک حس خودکارآمدی بالقوه برای دستیابی به اینگونه معیارها در فرد ایجاد میشود و هم در صورت دستیابی به آنها، فرد به خودسنجی مثبتی از خود دست مییابد. این علایق درونی میتواند تلاشهای انسان را در دراز مدت و در شرایط فقدان پاداشهای محیطی تسهیل کند.
افرادی که خودکارآمدی بالاتر دارند اهداف چالشی بیشتری را انتخاب میکند نسبت به افرادیکه خودکارآمدی پایینی دارند(لوک، فردریک، 1984).
همچنین ورزشکاران درک کردهاند که نه فقط اعتماد به نفس هم تیمیها در موقعیت حساس بازی کدام است، بلکه اعتقاد کلی تری در مورد توانایی موفق شدن داشته باشند (فلتز، شورت، سالیوان، 2008).
بندورا پیش بینی میکند که به طور کلی، وقتی بین اهداف شخصی و آنچه به دست میآید، تطابقی وجود نداشته باشد، کسانی که اعتقادات خودکارآمدی بالا دارند، سطح تلاش خود و نیز تحمل خود را بالا میبرند و کسانی که به خود شک دارند، به سرعت تسلیم میشوند.
پژوهشها نشان داده است که افراد دارای خودکارآمدی بالا، اهداف خود را مجددا تنظیم میکنند تا سطوح خودکارآمدی آنها بیش از حد پایین نیاید( بندورا، کروونی، 1983).
میلر(1983)، دریافت که بین ادراکات خودکارآمدی بالا در شناگران رقابتی و انگیزه آنها زمانیکه به اهداف غیرچالشی برانگیخته شدهاند رابطه منفی وجود دارد.