منبع مقاله با موضوع اعتقادات خودکارآمدی و باورهای خودکارآمدی

دانلود پایان نامه

انتظارات خودکارآمدی، باورهای فرد در توانایی انجام یک تکلیف معین و یا کسب نتیجهای مشخص را تشریح میکند. این انتظارات به مهارتهای فرد مربوط نمیشود؛ بلکه به قضاوت فرد از آنچه که میتواند با مهارتهای خود انجام دهده، میپردازد (محمدزاده، 1994 ؛ گرنیگون و دلوی، 2003).
به نظر بندورا، باورهای خودکارآمدی به رفتار روانی اجتماعی، به طور مشخصی کمک میکند. این باورها در موقعیتهای مختلفی نحوهی رفتار، الگوهای تفکر و واکنشهای هیجانی فرد را شکل میدهند (شانک و فرانک، 2002).
بندورا(1986) بر این باور بود که افراد قادرند با استفاده از آگاهی و قدرتهای مربوطه، فعالیتهای خلافی را انجام دهند قبل از انجام عمل، مردم غالبا به بررسی راه حلهای ممکن میپردازد و بر اساس نتایج برآورده شده، از کارها دست کشیده و یا آن را ادامه میدهند. (بندورا، 1997) توضیح داد که باورهای خودکارآمدی بر اهدافی که افراد برای خود تنظیم کردهاند، میزان پایداری و میزان انعطاف پذیری آنها هنگام مواجه با شکستها و موانع اثرگذار است(به نقل از وان یو چو، 2003).
افراد میکوشند بر رویدادهایی کنترل داشته باشند که زندگی آنها را تحت تاثیر قرار میدهند. آنها با اعمال نفوذ و کنترل موقعیتها، بهتر میتوانند آینده مطلوب را تحقق بخشد و از آینده نامطلوب جلوگیری کنند. تلاش برای کنترل در شرایط زندگی، تقریبا بر هر فردی حکم فرماست، زیرا این کار منافع شخصی و اجتماعی بی شماری را برای آنها تامین کند. تامین تاثیرگذاری بر پیامدها آنها را پیش بینی پذیر میکند و پیش بینی پذیری آمادگی انطباق را پرورش میدهد. ناتوانی بر اعمال نفوذ بر اموری که به صورت نامحسوس بر زندگی فرد تاثیر میگذارد، باعث نگرانی، دلسردی یا ناامیدی میشود(بندورا، 1995).
بندورا یک مدل فراگیر از خودکارآمدی و رفتار را ارائه داد. در این مدل ” خودکارآمدی ” شکلی از اعتماد به نفس در یک موقعیت خاص، با این باور است که شخص از کفایت لازم در یک موقعیت ویژه برخوردار بوده، قادر به انجام هر کاری میباشد که آن موقعیت خاص نیاز دارد (جنتی، 1388 و رلیچ و همکاران، 1986).
تجربههای ماهرانه شخص از طریق فرآیند شناخت گرایی و اعتقادات خودکارآمدی تاثیر میگذارند. شخصی که این تجربیات را با موفقیت را با موفقیت پشت سر بگذارد خودکارآمدی افزایش خواهد یافت. به علاوه خودکنترلی با تمرکز روی موفقیت، فرد را راغبتر میکند و خودکارآمدی را بیشتر از خودکنترلی شکست، افزایش میدهد(فلتز و لیرک، 1993).
باورهای خودکارآمدی در رشد قابلیتهای شناختی، و سازگاری با محیط و تغییر آن نقش مهمی ایفا میکند. فرد با کنترل شناختی از طریق بازسازی تفکر میتواند بر مشکلات فایق آید و با سازگاری رفتار، میتواند از طریق اصلاح رفتارش بر مسائل چیره شود. به هر حال ویژگی بافت و خصوصیات فردی تعیین میکند که کدام نوع از توانایی سازگاری ادراک شده، سهم بیشتری در انجام رفتار مطلوب داشته است. در نهایت باورهای خودکارآمدی بر اینکه افراد چگونه احساس میکنند، چگونه فکر میکنند، چگونه خود را بر میانگیزانند و چگونه رفتار میکنند؛ اثر میگذارد(ذبیحی، 1384).
نظریه خودکارآمدی راهبردهای مورد استفاده مربیان، معلمان ورزش و مجریان عملکرد و رفتار را تحت تأثیر قرار میدهد(محمدزاده، 1382).
خودکارآمدی در یک تعریف واضح، قضاوت درباره مهارتهای یک شخص نیست بلکه، بیشتر یک نوع داوری است در مورد آنچه شخص با آن مهارتها میتواند انجام دهد(بندورا، 1986). به عبارت دیگر خودکارآمدی چنین تعریف میشود: داوری در مورد آنچه شخص با آن مهارتها میتواند انجام دهد، نه آنچه شخص انجام داده است. این نظریه نتیجه یک فرآیند پیچیده خودارزیابی است.
اثرات خودکارآمدی:
باور خودکارآمدی از طریق تعیین کنندهها بر رفتار انسان نقش اساسی را ایفا میکند. برخی از این تعیین کننده ها:
اجرای اهداف:
خودکارآمدی بعنوان یک عامل تعیین کننده مهم انتخاب اهداف و چالش و فعالیتهای دشوار فردی عمل میکند. یک فرد معمولا اهدافی را انتخاب میکند که در کسب موفقیت امیز آنها، سطح معینی از توانایی را داشته باشد. بر این اساس افراد از فعالیتهایی که توانایی آنها را ندارد اجتناب میکنند. افرادیکه به کارآمدی خود باور دارند، اهداف چالش انگیز را انتخاب میکنند و از تجارب تهدید آمیز اجتناب میکنند و افراد با کارآمدی پایین از رویارویی با تکالیف، وظایف و اهداف مشکل پرهیز میکنند. افراد خودکارآمد بر اساس اهداف انتخابیف خود را مئظف به تعیین معیارهای عملکرد کرده و پس از آن به مشاهده و قضاوت درباره نتایج عملکرد خود میپردازند و در صورت مشاهده ناهمخوانی بین سطوح واقعی و مطلوب عملکرد، آنان احساس نارضایتی کرده و این محرکی برای تعیین و اصلاح عمل در آنهاست.
باورهای خودکارآمدی در انتخابهای افراد همچون انتخاب رشته، حرفه، کلاسهای پیشرفته تاثیر دارد و نقش مهمی در آینده شغلی و شخصی دارد(عبدالهی، 1385).
اجرای اهداف:
کارآمدی درک شده نه تنها در انتخاب اهداف بلکه بر اجرای آنها تاثیرر میگذارد. انجام یک تصمیم به هیچ وجه به افراد اطمینان نمیدهد که رفتارهای مورد نیاز را بطور موفقیت امیز انجام دهند و در مواجه با مشکلات، استقامت و پایداری داشته باشند. باور به کارآمدی شخصی و همچنین به رفتار انسان شکل میدهد که آیا از فرصتها استفاده میکند و یا از حضور آنها در شرایط مختلف زندگی جلوگیری بعمل میآورد و وجود موانع و مشکلات را دشوارتر میسازد. افرادی که دچار خودشکی میشوند، بر موانع و مشکلات و محدودیتها کنترل کمی دارند و یا اصلا کنترلی ندارند و به آسانی تلاشهای خود را بیهوده میشمارند آنان از فرصتهای محیطی کمتر استفاده میکنند(کاجر و ریدر، 2003).
کسب نتایج و پیامدهای مورد نظر
بندورا(1997) بیان میکند که فعالیتهای بیشماری وجود دارد که اگر به خوبی انجام شوند پیامدهای مطلوبی به دنبال دارند، ولی آن فعالیتها توسط افرادیکه به تواناییهای خود در انجام موفقیت آمیز شک میکنند، پیگیری نمیشوند. بالعکس افراد با کارآمدی بالا، انتظار دارند با تلاشهای خود موفقیتهایی کسب کنند و با وجود پیامدهای منفی به آسانی منصرف نمیشوند. بنابراین نظریه خودکارآمدی بیان میکند که باور فرد به تواناییهای خود، رفتارهای مورد نیاز برای کسب نتایج مثبت مورد انتظار را ایجاد میکند و موجب میشود که فرد برای بکارگیری رفتار خود تلاشهای مضاعفی انجام دهد(نوری، 1388).
خودکارامدی، همچنین نقش موثری در پیامدهای بالقوه مشوقها و بازدارندهههای مورد انتظار دارد. پیامدهای قابل پیش بینی عمدتا به باورهای افراد در توانایی انجام فعالیتها در موقعیتهای مختلف وابسته است. افراد دارای کارآمدی بالا انتظار پیامدهای مطلوب از طریق عملکرد خوب را دارند ولی افرادیکه دارای کارآمدی پایین هستند، انتظار عملکرد ضعیفی را از خود دارند و در نهایت نتایج منفی یا ضعیفی را بدست میآورند(کاردماس، 2006).
میزان استقامت و پشتکار
خودکارامدی درک شده در میزان پشتکار، استقامت و جدیت فرد در رسیدن به اهداف مورد انتظار در برخورد با موانع، اثر میگذارد. افراد کارامد در مواجه با رویدادهای دشوار، استقامت و پشتکار زیادی به خرج میدهند و از منابع مختلف فردی و محیطی بازخوردهای مثبت میگیرند که آن بازخوردها یه نوبه خود بعنوان تقویت کننده یا قدرت دهنده به خودکارآمدی عمل میکنند برعکس، افراد با خودکارآمدی پایین و یا افرادیکه در کسب نتایج مورد انتظار تلاش نمیکنند، بازخوردهایی که نشانگر عدم توانمندی آنان در انجام وظایف است، دریافت میکنند(بندورا و بنیت، 2004).
میزان تلاش
خودکارامدی درک شده بر میزان تلاش برای انجام یک وظیفه اثر میگذارد. افرادی که به کارآمدی خود ایمان دارند برای غلبه بر موانع و مشکلات تلاشهای مضاعفی میکنند. در مقابل افرادیکه به شایستگی خود شک دارند و یا باورهای ضعیفی دارند، زمان مواجه شدن با مشکلات، موانع و شکستها، تلاش کمی میکنند و یا منصرف میشوند و یا اینکه راه حلهای پایینتر از حد معمول ارائه میدهند و این افراد علت شکست را به ناتوانی خود نسبت میدهند، در آن موقع توجه انان به جای حل مساله، متمرکز بر فقدان شایستگی خود است، ولی افراد با کارآمدی بالا علت شکست را تلاش و کوشش کم میدانند(زیمرمن و همکاران، 2003).
استرس و فشار روانی کم