منبع مقاله با موضوع عوامل موثر در موفقیت و رویارویی با چالشها

دانلود پایان نامه

باور به اینکه هیچ مانع خارجی آنها را از انجام کار موردنظر باز نخواهند داشت.


به بیان دیگر، وقتی افراد احساس شایستگی را با داشتن حداقل تبحر و قابلیت، اشتیاق به تلاش برای انجام دادن کار و نداشتن موانع عمده در برابر موفقیت، در خود توسعه دهند، احساس توانمندی میکنند.
گالاهور و ازمان عنوان میکنند که احساس شایستگی عبارت است از: احساسات فرد نسبت به احتمال موفقیت در رسیدن به یک هدف پیشرفت گرایانه خاص. به زبان سادهتر احساس شایستگی همان احساسی است که شخص در مورد خود و شایستگی اش برای انجام کار موفقیت آمیز یک فعالیت دارد، بنابراین ممکن است در حوزهی ورزش احساس اعتماد به نفس کند در حالیکه در حوزهی تعامل اجتماعی و یا تحصیلی درست عکس چنین احساسی را داشته باشد.
لازم به ذکر است که بین شایستگی و احساس شایستگی تفاوت معنی داری وجود دارد و در این پژوهش محقق بر روی شایستگی مربیان تمرکز دارد.
مربیگری:
مربیگری نوعی رابطه تعاملی است که به افراد در زمینه شناسایی و تحقق اهداف شخصی و شغلی سریعتر از آنچه خود قادر به انجام آن هستند، کمک میکند و علاوه بر افزایش مهارتهای ارتباطی، حل مساله، کارگروهی و ارتقای توانمندیهای فردی به توسعه شایستگیهای اصلی شغل نیز میانجامد.
مربیگری فرآیند همراهی و داوم و حمایت از فردی برای ثابت قدم ماندن در اهداف و تعهد خود است و به معنای پیمودن راهی میانبر، فایق آمدن به ترس و تقویت و نیرومند ساختن نقاط و ویژگیهای مهم و اساسی است. به بیان دیگر مربیگری هنر تسهیل کردن اجرای فعالیتها، فرآیند یادگیری و پیشرفت فرد است و بطور مداوم بر فرآیندهای پیشرفت و رشد افراد، تمرکز میکند(میرزاوند و خجسته، 1390).
عملکرد ورزشکاران نتیجه تلاش، رفتار و آموزش مربیان است. خودکارآمدی و باورهای ناشی از آن و تأثیری که در نحوهی عملکرد افراد دارد در کانون توجه روانشناسان و پژوهشگران قرار گرفته است. تأثیر پذیری مهارتهای جسمانی و فنی ورزشکاران از رفتار و عملکرد مربیان مشهود است. در ارتباط با رضایت مندی در سایر مشاغل پژوهشهای بسیاری انجام گرفته است(حمتی نژاد و همکاران، 1390). در این بخش ابتدا سعی شده است مبانی نظری مربوط به مربیگری ارائه شود.
اهمیت مربیگری:
به مفهوم امروزی آن، در اوایل دهه 1980 آغاز شد. مربیگری نوعی رابطه حمایتی و تشویقی است که مربی، متعهد به موفقیت طرف مقابل است و زمینههایی را فراهم میکند تا وی بتواند مشکلات خود را حل کند و به پیش رود تا به نتایج چشمگیری نایل شود. مربیگری رهیافتی عملگراست که بر اهداف تمرکز میکند. مربی به طرف مقابل کمک میکند تا ضمن تعریف و مشخص ساختن اهداف خود، برای دسترسی به آنها تشویق شود و تاثیر آن را در زندگی خود احساس کند. مربی راهنماییها و فعالیتهای مورد نیاز برای توسعه مهارتها و قابلیتهای فردی اشخاص را به بهترین شیوه در اختیار آنها قرار میدهد. این شیوه به ورزشکار امکان میدهد تا چشم اندازهای پیچیده را درک کرده و با مشکلات، باورها، نگرشهای پیش رو کنار بیاید. مربی ورزشکاران خود را یاری میکند تا با رویارویی با چالشهای پیش آمده راه حلهایی بیابند. مربی ضمن راهنمایی و انگیزه دادن به ورزشکار و برای رسیدن به اهدافش به او برنامه و دستورالعمل میدهد. بنابراین مربیگری حرفهای موثر است که تمام زندگی ورزشکار را اعم از: رفتارهای فردی، روابط اجتماعی، کار و حرفه را در بر میگیرد و به او امکان میدهد تا با توسعه مهارتها و افزایش کیفیت ارتباطات خود، در نهایت به خودشکوفایی برسد (خجسته و میرزاوند، 1389).
هر حرف واژه COACH در زبان انگلیسی، آغازگر عنوان یکی از کیفیتهایی است، که بیانگر اهمیت مربیگری و رهبر کارآمد است:
عقیده مندی (Conviction-Driven): هیچگاه بر سر عقیدههای خود مصالحه نکنید.
یادگیری فراوان (Overlearning): آنقدر تمرین کنید تا کامل شوید.
گوش به زنگ بودن ((Audible-Ready: به هنگام دگرگون شوید.
پایداری (Consistency): هشیارانه به کنشها واکنش نشان دهید.
رادمردی (Honesty-Based): گفتارتان را کردار کنید (بلانچاردو شولا، 1384به نقل از عبدالرضا رضایی نژاد).
مهارتهای مربی:
مهارتهای عاطفی-انسانی:
این مهارتهادر مربیگری را میتوان به مهارتهای انسانی، ارتباطی، عاطفه و وظیفه، ادراکی، انگیزشی تقسیم کرد(دباغان، 1375).
الف) مهارتهای انسانی:
داشتن رفتارهای انسان گرایانه یکی از عوامل موثر در موفقیت مربیان مطرح است. اصولا در این ارتباط سازمانی دو نوع رفتار با پیروان وجود دارد. یک: رفتار انسان مداری که عبارتند از ایجاد رابطه با افراد بر اساس توجه به فرد و نیازها، علایق و احساسات آنها. در این روش مدیر(مربی) پیروان خود را بعنوان عامل اثربخش و بقای سازمانی میدانند. دوم: وظیفه مداری، که عبارت است از ایجاد رابطه با افراد بر اساس وظیفه و کار، در این روش مربی پیروان را مشخص مینماید و آنها را در جهت انجام وظایف هدایت میکند. در مربیگری نیز شیوههای رفتاری مربیان با ورزشکاران میتواند در این دو بعد و یا حد متوسطی از این دو نوع انجام پذیرد. با رفتار خود علاوه بر انگیزه در ورزشکاران، میتوانند ارتباط مناسبی برای انتقال پیام به آنها برقرار کنند. استفاده از رفتار انسان گرایانه برای دسترسی به اهداف تیمی در بسیاری از موارد، مورد تایید قرار گرفته است و مربی با آگاهی و آشنایی از این شیوهها میتواند و در موقعیتهای ایجاد شده، بهترین روش را انتخاب نماید(خبیری، 1373).
ب) مهارتهای ارتباطی:
ارتباط عبارت است از مبادله اطلاعات و نظرات بوسیله مفاهیم گفتاری و نوشتاری و سایر موارد. ارتباط شامل عکس العمل این افراد و گروهها و نیز دامنهای از کلیه عوامل سیاسی و روانی است. در بیشترین سطوح پایه برای ارتباط، نیاز به یک زبان مشترک میباشد. اختلاف در لهجه، احساسات، نگرش، هیجانها، درک مطلب و ارزشها میتواند در ارتباط تاثیر بگذارد. سایر عوامل خارجی نظیر این که چگونه و چه طور ارتباط برقرار میشود در یک موقعیت خاص از اساس ارتباط است. ارتباط موثر خیلی بیشتر از دانستن تکنیک در ورزش به مربی کمک میکند. برخی از مطالعات و تخقیقات نشان دادهاند که بیش از 70درصد از وقت مربی صرف ارتباط میشود(دباغان، 1375).
اگر مربی ارتباطی را که باید، نتواند برقرار نماید همه دانشها و برنامه ریزیهای وی کاربرد ناچیزی خواهد داشت. دانش بالای مربی با مدرک بالای وی اگر نیازهای روانی و درونی برای باخت یا برد کم اهمیتتر نباشد مهمتر از مهارتهای ارتباطی نیست. در ارتباط مربی با ورزشکاران، اغلب همه وقت مربی صرف انتقال بر ورزشکاران و اطمینان از این که بدانند چه چیزی از آنها انتظار میرود انجام دهند، میشود(دباغان، 1375).