منبع مقاله با موضوع نظریه خودکارآمدی و توانایی حل مسأله

دانلود پایان نامه

گرور(1992)، ویژگیهای یک مربی را چنین برمی شمرد: دادن بازخورد، تشویق و پاداش، توانایی حل مسأله، مبارزه طلبی و توسعه عملکرد.
بنا به اعتقاد رینر مارتنز (2004)، یک مربی وقتی در کار خود موفق است که از یک سلسله ویژگیها نظیر؛ تسلط بر علوم ورزشی و آگاهی از شیو ههای مناسب مربیگری که با اهداف وی سازگار است برخوردار باشد تا بتواند اهداف برنا مهها را به نحو احسن تنظیم کند.


بنا به اعتقاد استیونس، سه ویژگی اصلی یک مربی خوب، دانش، درک و مهارت است. به نظر او، مربی باید به دانش و اطلاعات رشته ورزشی خود از لحاظ فنون (تکنیک ها)، راهبردها (تاکتیک ها) و علم ورزش مسلط باشد. او باید ساختار رشته ورزشی خود را درک کند و با بهره مندی از شعور بالا نسبت به ورزش خود، برای انجام دادن فنون و تکنیکهای ورزشی.
وظایف مربی:
تری اورلیک (1986) نقش یک مربی را اینگونه بیان میکند: یک مربی ممکن است وظیفه خودرا با توجه به موقیتها واهدافش در مربیگری در راههای گوناگون ببیند. نقشهای بسیاری را میتوان برای یک مربی مشخص نمود که باید قادر به احساس همه نقشها باشند. در زیر به بخشی از وظایف مربی اشاره شده است:
رهبر: هدایت کننده
معلم: به کارگیری عقاید و دانش و ایدههای جدید
دوست: فرصت برای ایجاد یک رابطه واقعی
نظم دهنده: به کار گیری نتیجه وپاداش
برانگیزاننده: ایجاد یک هدف نهایی ومثبت
آموزش دهنده: جهت دادن به فعالیت ها
اصل مربیگری مسئولانه:
پائول تاملینسون و دوروسی استراچان معتقدند که اصل مربیگری مسئولانه یا مسئولیت پذیری مربی، یک اصل بنیادی اخلاقی است که براساس آن، فعالیتهای مربیان مزایایی برای جامعه به ویژه برای شرکت کنندگان در ورزش دارد و زیان و ضرری نیز به آنها نمیرساند. مربیان شایسته ومسئولیت پذیر کسانی هستند که درحرفه خود به روز وآماده هستند.
بر اساس این اصل مربیان باید:
محدودیت و حدود نظام مربیگری خود را بشناسند.
برای همکاری و ارتباط متقابل با سایر مربیان وکارشناسان ورزش مسئولیت پذیر باشند.
از ارزشهای فردی خود آگاه باشند واینکه چگونه این ارزشها و روشها وشیوههای مربیگری آنان اثر گذار است.
قدرت ذاتی خودرا در پست و جایگاه مربیگری تشخیص دهند.
خودکارآمدی:
تئوری خودکارآمدی بندورا:
از زمان انتشار اولین مفهوم از خودکارآمدی توسط بندورا(1997) بیش از شصت پژوهش مرتبط با موضوع، مرتبط با اجرا و عملکرد ورزشی به صورت اختصاصی وجود دارد. نظریه خودکارآمدی بندورا(1997) در چارچوب نظریه شناختی-اجتماعی توسعه یافت. اگر چه این نظریه، ابتدا برای پاسخگویی برای نتایج متفاوتی به کار گرفته شد که از روان شناسی بالینی برای درمان اضطراب آشکار شده بود، اما سپس در حوزههای دیگر روان شناسی کاربردی مانند سلامت و رفتارهای تمرینی و ورزشی و تمرینات حرکتی نیز مورد استفاده قرار گرفت (سلمانی، ابراهیم، 1385).
برطبق نظریه بندورا، ادراک خودکارآمدی همان اعتقاد بر تواناییهای خود است که برای سازمان دهی و انجام دادن یک سری کارها در جهت نیل به اهداف تعیین شده لازم است و چنین اعتقادی مهمترین مکانیسم مرکزی محسوب میشوند(به نقل از فلتز و لیرک، 1993). عملکرد، تاثیرگذارترین منبع کارایی است زیرا بر پایهی تجارب مسلط شخصی قرار دارد(بندورا، 1997).
انتظارات و ارزشها، در انتخابهای مردم برای عمل در موقعیتهای معین حیاتی و بسیار مهم هستند. یکی از انواع تفکر که به طور زیادی رفتارهای پیشرفت، مثل تلاش صرف شده، پایداری و عملکرد را پیش بینی میکند، خود کارآمدی است (ذبیحی، 1384 و مختاری، دانا، شجاعی، 1386).
بندورا (1977) در نظریهی خود، انتظارات خودکارآمدی را اینگونه تعریف میکند؛ “قضاوت فرد ازقابلیت اجرای رفتارهایی که برای دستیابی به نتیجه خاص ضروری است “(جنتی، 1386).