مهارت های تفکر انتقادی و مهارت تفکر انتقادی

دانلود پایان نامه

مگنوسن و همکاران (2000) اثر روش آموزش مبتنی بر پژوهش را بروی توانایی تفکر انتقادی بررسی کردند و نشان دادند فراگیرانی که در فرم A تست تفکر انتقادی گلیزر نمرات پایین گرفته بودند پس از آموزش نمرات بالاتری گرفتند.
یانگ بلود وبیتز (2001) در پژوهش تجربی خود بر روی دانشجویان پرستاری نشان دادند که استفاده از روشهای فعال تدریس باعث رشد تفکر انتقادی در آنها می‌شود.


کارابنیک و کولینز (1996) در یک مطالعه بر روی دانشجویان به این نتیجه دست یافتند که شیوه‌ی آموزشی مبتنی بر مشارکت گروهی موجب می‌شود که مهارت تفکر انتقادی دانشجویان ارتقاء یابد.
گارساید(1996)یک مطالعه تجربی با طرح پیش آزمون وپس آزمون برروی دانشجویان انجام دادودرصدد بودبه این مساله پاسخ دهد که آیا بحث گروهی مهارتهای تفکر انتقادی رابیش از روش های آموزش سنتی مانندسخنرانی ارتقاء می دهدونتایج تحقیق حاکی از آن بود که بین تاثیر دوروش آموزش تفاوت معنی داری وجود دارد. نتایج پژوهش باوم برگر(2005)نشان میدهد که تکنیک های یادگیری مشارکتی ومطالعه موردی برمهارتهای حل مساله وتصمیم گیریدانشجویان موثر بوده است.
در تحقیقی که بوتلهو و ادانل(2004) انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که روش تدریس بحث گروهی از نوع گروههای کوچک می تواند به ایجاد محیط فعال یادگیری برای تمام دانشجویان، در هر سطح از هوش یا توانایی ذهنی، منجر شود. در این پژوهش مشخص شد که تدریس از نوع بحث گروهی که مستلزم مبادله دانش و اطلاعات به صورت دو طرفه است، برای دانشجویان مفیدتر است؛ گرچه در پژوهش مذکور تأکید شد که دانشجویان علی‎رغم مزایای تدریس از نوع بحث گروهی، ترجیح می‎دهند تا تدریس به صورت سخنرانی فعال و توسط استاد متخصص و مسلط بر محتوای آموزشی صورت گیرد.
رینولدز (1994)معتقد است که یادگیری از طریق گروههای پنج نفره متأثر از اصول ایدئولوژیکی، آموزشی و انگیزشی است. او در تحقیق خود دریافت که یادگیری مهارتهای زندگی مثل چگونگی همکاری با دیگران و کسب مهارتهای تعامل با دیگران از طریق روش مذکور بهتر صورت می‎گیرد. این گونه مهارتها برای شهروند مفید شدن و ارتقای سطح فرهنگ مشارکت و همکاری در جامعه بسیار مؤثر است. اینکه مزایای تدریس بحث گروهی از نوع گروههای پنج نفره ناشی از تأثیرات اجتماعی یا آموزشی است، نیازمند بررسی است، اما جویس و ویل (2004)معتقدند که ترکیب عوامل انگیزشی (اجتماعی) و آموزشی می‌تواند عامل استقبال دانشجویان از شیوه مذکور باشد.
سلاوین (1995)تأکید دارد که در راستای روش تدریس بحث گروهی از نوع گروههای پنج نفره، به دلیل آنکه «همکاری» جایگزین «رقابت» می شود، یادگیری بهتر صورت می‌گیرد.
دمین(1984)نیز ضمن بحث از مزایای روش بحث گروهی بر این نکته اشاره دارد که روش مذکور می تواند مفاهیم نقادی و قدرت انتقاد را در دانشجویان رشد دهد. اینکه روش تدریس از نوع بحث گروهی برای استاد یا دانشجو و یا هر دو مفید است، نکته‌ای است که مورد بحث برخی از پژوهشگران قرار گرفته است.
دوین- شیهان و همکاران (1976) معتقدند که روش مذکور از نظر اجتماعی برای استاد و دانشجو هر دو مفید است. از یک طرف، دانشجویان از طریق تعامل با یکدیگر اعتماد به نفس بیشتر، قدرت بیان بالاتر و خجالت و کمرویی کمتری پیدا می‎کنند.
از طرف دیگر، در استادان نیز روحیه همکاری، سعه صدر و نقد پذیری و توان شنیدن نظرهای دیگران بیشتر و قوی‌تر می‎شود. اینکه از طریق روش بحث گروهی یادگیری بهتر صورت می‎گیرد، نکته‌ای است که در پژوهش اندرسون و ریدر(1989)نیز تأیید شده است.
ایواسی و گلدنبرگ (1993) معتقدند که به طورکلی، روشهای دانشجومدار از قبیل گروههای پنج نفره در مقایسه با روشهای استاد- مدارمؤثرتر است.
محیط آرام و به دور از ترس و اضطراب، شرکت همه دانشجویان در بحث، طرح سؤال، تولید دانش و زایش اطلاعات جدید از مواردی است که در تحقیق امس و موری (1982) به عنوان پیامدهای مثبت روش بحث گروهی از نوع گروههای پنج نفره مورد تأکید قرار گرفته است.
والش و پول (1988) بیان می‌دارند تفکر انتقادی مهارتی است که ممکن است در هر فردی پیشرفت پیدا کند یا بهتر شود، به هر حال تفکر انتقادی چیزی نیست که ضرورتاً با رشد افراد همراه شود بلکه باید آموزش داده شود. برای معتقدان به آموزش‌ پذیر بودن تفکر انتقادی اساسی‌ترین پیش فرض این است که فراگیران می‌توانند بهتر فکر کنند اگر مراکز آموزش به آنها آموزش دهند چطور آن را انجام دهند.گارساید (1996)یک مطالعه تجربی با طرح پیش آزمون وپس آزمون برروی دانشجویان انجام دادودرصدد بودبه این مساله پاسخ دهد که آیا بحث گروهی مهارتهای تفکر انتقادی رابیش از روش های آموزش سنتی مانندسخنرانی ارتقاءمی دهدونتایج تحقیق حاکی از آن بود که بین تاثیر دوروش آموزش تفاوت معنی داری وجودندارد.
نتایج پژوهش باوم برگر (2005)نشان میدهد که تکنیک های یادگیری مشارکتی ومطالعه موردی برمهارتهای حل مساله وتصمیم گیریدانشجویان موثر بوده است.استفاده از روش آموزش مبتنی برسازنده گرایی به مدت یازده هفته در درس روانشناسی تربیتی موجب افزایش مهارت های تفکر انتقادی دانشجویان گردید(تینجالا،1998).
– پژوهشهای جانسون (2006) در مورد یادگیری مشارکتی نشان داده است: از 67 تحقیق در مورد یادگیری مشارکتی، 51 مورد ( 76درصد ) نشان دهندهی موفّقیّت شایان این روش در مقایسه با روشهای سنتی است. و مهمتر اینکه بر مبنای تحقیقات انجام شده دانشآموزان ممتاز، متوسّط و ضعیف هر سه به یک اندازه از روشهای مشارکتی سود بردهاند. از سوی دیگر یادگیری مشارکتی موجب افزایش روابط میان گروهی، افزایش عزّت نفس، عملکرد خوب تحصیلی، احساس تسلّط دانشآموز بر سرنوشت خود در مدرسه و مشارکت و نوعدوستی شده است.
– پژوهش اسپرینگر(2006) نشان داده است: نتایج عاطفی نیز با به کارگیری یادگیری مبتنی بر همیاری بهبود مییابد. فراگیران مشمول روش یادگیری شخصی یا رقابتی، نسبت به فراگیرانی که به روش همیاری به آنها تدریس شده بود مهارت های اجتماعی بهتر و عزت نفس بالاتری نشان دادند علاوه بر این نگرش های مثبت تری نسبت به تجربیات آموزشی ، حوزه ی مطالعاتی و دانشگاهشان از خود نشان دادند.
– وان ایورا (2004) در تحقیقی با عنوان « نقش بازخورد حاصل از تدریس فعّال در معناداری کارآمدی شخصی دانشآموزان دورهی ابتدایی» نشان داد که بازخورد حاصل از یادگیری فعّال افزایش معناداری را در کارآمدی شخصی دانشآموزان دورهی ابتدایی بهوجود میآورد.
– کابریرا3(2002) در تحقیقی تحت عنوان «تأثیر روشهای مبتنی بر همیاری بر مهارتهای تحلیل» نتیجه گرفته است: استفاده از روش های مبتنی بر همیاری آثار چشمگیری بر درک علم و فنآوری ، مهارت های تحلیل و افزایش تنوع نسبت به دیگر نتایج دارد.
فصل سوم
روش تحقیق
3-1- مقدمه
روشهای تحقیق ، در واقع ابزارهای دستیابی به واقعیت بهشمار میروند. انتخاب روش تحقیق به عواملی مانند ماهیّت موضوع تحقیق، اهداف و سؤالات تحقیق، دامنهی موضوع تحقیق و امکانات اجرایی بستگی دارد. هدف از انتخـاب روش تحقیـق آن است که محقّق مشخّص نماید، چه شیوه و روشی را اتّخاذ کند تا او را هرچه دقیقتر، آسانتر، سریعتر و ارزانتر در دستیـابی به پـاسخ یا پـاسخهایی برای پرسش یا پرسشهای تحقیق مورد نظر کمک کند (حسن زاده، 1389) .
امروزه در دنیا هیچ کاری در زمینه های علم فناوری، اقتصاد و حتی فکر و اندیشه به صورت فردی انجام نمی شود. کارگروهی یکی از روش های اصلی تدریس در کلاس علوم است و باید دانش آموزان را به کارگروهی واداریم.  کار و بحث گروهی، در عین این که یک روش آموزشی است، برای ما هدف نگرشی بسیار مهمی تلقی می شود. کار گروهی فرصت ایجاد نگرش های مثبت نسبت به مدرسه و علم را در ذهن های دانش آموزان به وجود می آورد و تعامل عاطفی را بین آنها تقویت می کند. کار و بحث گروهی، دانش آموزان را با مشکلاتی که در بزرگ سالی بر سر راه زندگی اجتماعی آنها وجود دارد، آشنا می کند و راه مقابله و برطرف کردن مشکلات را به آنان می آموزد. در واقع، این تمرینی کوچک برای رسیدن به زندگی اجتماعی بهتر است. در جریان کار گروهی، دانش آموزان علاوه بر تجربه اندوزی در تقسیم کار و مسئولیت، تجربیاتی نیز در زمینه ی مدیریت و سازمان دهی فعالیت ها به دست می آورند. شرکت در کار و بحث گروهی باعث ایجاد یادگیری عمیق تر و ماندگارتر می شود. 
برای این تحقیق ما درس علوم پایه چهارم را انتخاب نمودیم، آموزش علوم در قالب شرح و توضیح مطالب علمی برای دانش آموزان و اعلام آنها به صورت اموری قعطی و ثابت به معنای نادیده انگاشتن ویژگی‏های بنیادی علوم و ارائه‏ تصویری نادرست از آن به یادگیرندگان است.