نقش آموزش و پرورش و یادگیری مشارکتی

دانلود پایان نامه

ادبیات وپیشینه تحقیق
2-1- مقدمه :
فعالیتهای آموزشی هر کشور را می توان نوعی سرمایه گذاری برای آینده دانست. هدف اصلی این سرمایه گذاری، توسعه انسانی و یا به عبارتی، رشد آگاهی و توانایی های بالقوه ی انسان می باشد. با پیشرفت روزافزون علوم وتکنولوژی، نقش آموزش و پرورش نیز دچار دگرگونی شده است؛ به طوری که امروزه وظیفه اصلی نظام آموزشی، کشف و پرورش استعدادها و توانایی های دانش آموزان، برای شرکت در فعالیتهای سازنده ی اجتماعی است. (قره داغی،1389)
درگذشته اعتقاد بر این بود که تنها کلاسهای ساکت و بی‏تحرک،کلاسهای یادگیری‏ واقعی هستند.در آن‏زمان مدیران مدارس در راهروهای خاموش قدم می‏زدند و در انتظار شنیدن کوچکترین صدا،به کنترل کلاسها می‏پرداختند.اما،امروزه بسیاری از مدارس در صدد استفاده از برنامه‏هایی هستند که دانش‏آموزان را به بیان عقاید و مشارکت در یادگیری‏ دعوت می‏کنند.این‏گونه برنامه‏ها که یادگیری به صورت گروهی خوانده می‏شوند،دانش‏آموزان را به‏ بحث،مذاکره،و در نهایت به آموزش یکدیگر فرا می‏خوانند.
یکی از دستاوردهای موفقیت آمیز روان شناسی اجتماعی به کار گیری و استفادهء وسیع از کارگروهی در همهء زمینه‏هاست.حدود 30 سال پیش این روش کاملا ناشناخته‏ بود،اما اکنون به عنوان یک روش آموزشی استاندارد در مدارس پیشرفتهء جهان به کار می‏رود.کار گروهی دانش آموزان در بحث آموزش شیوه‏ای است که امکان یاد گیری دانش آموزان را در مواردی‏ مانند:امکان تبادل اطلاعات بیشتر و بهتر،ترغیب به یاد گیری بیشتر و مؤثرتر،افزایش‏ مهارتهای گروهی برای زندگی،فراهم سازی و ارائهء باز خوردهای تکوینی و رشد دهنده، افزایش نقش مثبت فرا گیران در کمک به یاد گیری خود و همتایان،و امکان تعاملات‏ مثبت بین اعضای گروههای فرهنگی،اجتماعی و اقتصادی مختلف افزایش می‏دهد و آن‏ را تسهیل و تقویت می‏کند(میلیس،1996)
یادگیری به صورت کارگروهی در حقیقت به عنوان راه حل مقابله با انبوهی از مشکلات آموزشی‏ پیشنهادشده است.از این یادگیری غالبا به عنوان وسیله‏ای برای تقویت مهارتهای فکری و ارتقاء سطح یادگیری نظام‏یافته،جایگزینی برای گروه‏بندی دانش‏آموزان براساس‏ تواناییهایشان،آموزشهای جبرانی یا آموزش استثنایی و وسیله‏ای برای بهبود ارتباط دانش‏آموزان نژادهای مختلف با یکدیگر،پذیرفتن دانش‏آموزان عقب‏ماندهء تحصیلی و آماده کردن دانش‏آموزان،به منظور ایفای نقش در فعالیتهای گروهی و مشارکتی،یاد می‏شود.به‏راستی چه‏تعداد از موارد فوق جامهء عمل به خود پوشیده‏اند؟روشهای گوناگون‏ یادگیری مشارکتی چه تأثیری بر موفقیت دانش‏آموزان و دستاوردهای دیگر داشته‏اند؟چه‏ اشکالی از یادگیری مشارکتی بیشترین تأثیر را بر موفقیت تحصیلی دارند؟وجود چه عناصر و شرایطی لازمهء موفقیت یادگیری مشارکتی است؟
گرچه در گذشته تصور عامه بر این بود که کلاس درس باید از آرامش و سکوت مطلق برخوردار باشد،اما اکنون یادگیری‏ مشارکتی،که در آن کلیهء دانش‏آموزان به همراه معلم در فرایند تدریس-یادگیری مشارکت دارند،به عنوان یک راهبرد موفق‏ آموزشی پذیرفته‏شده است.
2-2- مبانی نظری
از آنجایی که آموزش و پرورش در شکل دهی سرمایه انسانی و اجتماعی نقش تعیین کننده ای داشته و انتظار می رود نسل امروز را برای زندگی در جامعه فردا آماده سـازد و با توجه به اهمیت علوم پایه آگـاه بودن از وضعیت و ماهیت دانش علمی،چگونگی خلق آن و وابستگی به آن نه تنها برای دانشمندان بلکه برای همه مابخش عمده ای ازآموزش راتشکیل میدهد.(به نقل از وین هارلن، ترجمه سعیدی، 1375)
یادگـیری زمـانی معـنا‌د‌ار و تکـمیل مـی‌شـود که دانـش‌آموز آنـچه را در جـریان آمـوزش کسـب مـی‌کند در فعالیتـهای روزمره و واقـعی خود به کار گـیرد. این شـیوه یادگـیری که به آن “یادگـیری فعال” می‌گویند، مستلزم آن است که دانش‌آموزکاری انجام دهد و درباره آنچه انجام می‌دهد، به تفکر و تعمق بپردازد. به جای نقش یادگیرنده غیر فعال، نقش یادگیرنده فعال را بازی کند و در فرآیند آموزش مشارکت کند. در این شیوه دانش‌آموز فرصت می‌یابد تا درباره آنچه فرا می‌گیرد، صحبت کند، بنویسد وگفته‌ها و نوشته‌های خود را با تجارب گذشته خویش ارتباط دهد و دانش نو خلق کند و آن را در زندگی روزمره به کار گیرد. برای رسیدن به شرایط یادگیری خلق دانش نو از طریق انتقال تجربه، معلم باید نقش تسهیل کننده و هدایت کننده را به عهده گیرد. فردی که همراه با دانش‌آموزان فکر می‌کند، عمل می‌کند و در نهایت از طریق هم‌آموزی یاد می‌گیرد (چیکرینگ و گامسون، 1987).
یکی از مشخصه‏های اصلی نظریه ساخت و سازگرایی، استفاده از یادگیری گروهی مشارکتی است.از کارهای تدریس در کلاس درس براساس نظریه ساخت و سازگرایی، انجام کارهای گروهی کوچک به صورت نمایش، آزمایش‏های عملی و دیگر فعالیت‏های گروهی است.در تحقیقی مشخص شده است که استفاده از روش کارهای گروهی کوچک، راهکار بسیار رایجی است و طبق نظر بعضی از پژوهشگران در زمینه ساخت و سازگرایی، یکی از مهم‏ترین راهکارهاست(دبلیو جو کا و ماسکیل؛ترجمه امانی طهرانی، 1380).در روش ساخت وسازگرایی، فعالیت‏های انفرادی و کارهای عملی به تنهایی کافی نیستند؛اما وقتی به مباحثات و گفت‏وگو می‏انجامند پرثمر و مفیدند. در واقع کانون توجه ساخت و سازگرایی، درک و فهم است.از دید کوبرن یکی از دلایل اولیه برای جای‏گزین شدن سریع ساخت و سازگرایی به جای نظریه رشد شناختی به مثابه پایه بنیان تحقیقات و روش‏های عملی آموزش علوم است(کوبرن، 1995،).
معنی و مفهوم تدریس و واژه‌های معادل آن:
واژه تدریس علی‌رغم بداهت و کثرت ‌استعمال آن، همانند هر واژه تخصصی دیگری بی‌نیاز از ایضاح و روشن‌سازی ابعاد و جوانب مربوط نیست. بالاخص زمانی‌که بحث پیرامون ماهیت و انواع آن باشد. برای تدریس در منابع مختلف، تعاریف‌متعددی ارائه شده است. واژه‌ها و اصطلاحاتی نیز از قبیل آموزش و فرایند یاددهی_یادگیری معادل آن وجود دارد که این واژه‌ها نیز نیازمند تعریف هستند. اهم این تعاریف به شرح زیر است: «تدریس عبارت‌است ازهرفعالیتی‌که از‌جانب‌یک فرد(معلم )به‌منظور تسهیل‌یادگیری‌فرد یا افراد‌ دیگر (دانش‌آموزان) انجام می پذیرد»(گیج، 1373)
«فرایند‌ تدریس مجموعه‌اعمالی‌است سنجیده، منطقی‌و‌پیوسته‌که به‌منظورارائه‌درس از‌طرف‌معلم صورت می‌گیرد» (صفوی، 1382).
«تدریس فعالیتی‌است جهت ایجاد‌تغییرات موردانتظار در رفتار‌یادگیرنده که ازجانب‌معلم طرح‌ریزی‌شده و به صورت تعاملی اجرا می شود»(سیف،1380)
«روشهای‌تدریس به مجموعه‌اعمالی اطلاق می‌گردد که با تهیه و تدارک تعامل بین معلم‌و‌شاگردان، شرایط و زمینه دستیابی به اهداف برنامه‌درسی را میسر می‌سازد»(آقازاده و احدیان، 1377)
«تدریس عبارت‌است‌از تعامل یا رفتار متقابل‌معلم‌وشاگرد براساس طراحی‌منظم‌و‌هدفدار معلم برای ایجاد تغییرات مطلوب در رفتار شاگردان»(شعبانی،1381)
«تدریس جریان‌بهم‌پیوسته ومرتبطی است که باطراحی شروع و با اجرا و ارزشیابی خاتمه می‌پذیرد» ‌(رحال‌زاده، 1375)
«تدریس عبارت‌است از فعالیت بین‌الشخاص که معطوف به‌یادگیری است و توسط دو یا چند نفر انجام می‌گیرد»‌ (کلوئر،1985).
«تدریس‌فعالیتی‌است معطوف‌به پیشرفت‌دانش‌آموز(ان)درامریادگیری به‌نحوی‌که یگانگی‌وگنجایش‌فکری دانش‌آموز(ان) را در قضاوت مستقل فراهم سازد» (شفلر،نقل ازخنیفر،1382).
«آموزش عبارت‌است از اشتغال‌عملی‌فراگیران با فرصت‌های‌یادگیری طرح‌ریزی‌شده»(سیلور، الکساندر و لوئیس، 1376) و «فراهم‌آوردن فرصتهایی‌ برای‌اینکه دانش‌آموزان یاد بگیرند»(سیف،1380).
“راهبردهای‌یاددهی_یادگیری مجموعه‌فعالیتهای‌نظام‌یافته‌ای است‌که درآن نقش‌معلم و دانش‌آموز درتحقق یادگیری مؤثر معین شده است»(ملکی، 1379).
دقّت وتعمق در تعاریف فوق نشانگر آن است که تدریس اولاً فعالیت است؛ اما هر نوع فعالیتی تدریس نیست، ثانیاً تدریس فعالیت و تلاشی عمدی و براساس هدف خاص است، ثالثاً این فعالیت منطبق با وضع شناختی شاگردان انجام می‌گیرد و موجب تغییر در آنها می‌شود (خنیفر،1382). علاوه بر هدفداربودن‌تدریس، در این فرایند، تعامل و رفتار متقابل بین معلم و دانش‌آموزان حکمفرماست (شعبانی،1381). لذا تدریس عبارت است از تعامل و رفتار متقابل بین معلم و شاگرد(ان) براساس طراحی منظم و هدفدار به منظور ایجاد تغییرات موردانتظار در رفتار شاگرد(ان) و تسهیل یادگیری و دستیابی به اهداف برنامه‌درسی.
انواع روشهای تدریس: