وزارت جهاد کشاورزی و نرخ ناسازگاری

دانلود پایان نامه

با انجام مطالعات کتابخانه ای و آرشیوی و بررسی تحقیقات صورت گرفته پیشین مبانی شکست مناقصات دولتی مشخص شد. بدین منظور، از مطالعات انجام شده در مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی یافته شد و مستندات وزارت جهاد کشاورزی استفاده شد. مطالعات صورت گرفته موجب شناسایی چهار مبنا برای تعیین شکست مناقصات دولتی شد. این چهار مبنا عبارت‌اند از:
الف. کیفیت
کیفیت یک محصول یا خدمت همان چیزی است که مشتری طلب می کند. اگر محصول یا خدمت ارائه شده در جنبه هایی خاص، کیفیت بسیار بالایی داشته باشد، اما مشتری بدان نیاز نداشته باشد تنها هزینه هایی است که پرداخته شده ولی ارزش افزوده ای ایجاد نکرده است. همواره بر آورده شدن نیاز های مناقصه گزار در انجام یک مناقصه به عنوان مهم ترین عامل برای موفقیت یا عدم موفقیت یک مناقصه محسوب می گردد.
ب. به موقع بودن
اتمام به موقع پروژه ها همواره از دغدغه های اصلی مدیران می باشد هزینه های تاخیر پروژه ها و منا قصات برای مدیران همواره مورد توجه بوده است. از این رو به پایان رساندن پروژه در زمان منقرر می تواند شاخص مناسبی برای کارآمدی یک مناقصه باشد.
ج. رقابت
یکی دیگر از اهداف قانون برگزاری مناقصات ایجاد رقابت بیشتر بین عرضه کنندگان کالا ها و خدمات در خرید های دولتی است. همواره رقابت می توان تاثیر بسزایی در افزایش کیفیت و در نتیجه موفقیت یک مناقصه داشته باشد. تجربه در برگزاری مناقصات در وزارت جهاد کشاورزی نشان می دهد که مناقصاتی که رقابت می تواند باعث افزایش کیفیت و در عین حال کاهش قیمت و هزینه یک مناقصه گردد و در کار آمدی یک مناقصه تاثیر بسزایی داشته باشد.
د. عدالت
در مواردی که انجام مناقصات بر اساس گزارشات توجیهی مناقصه گزار و تشخیص یک تشکل سه نفره میسر نباشد می تواند معامله را به طریق دیگری انجام داد و در این صورت تشکل ترک تشریفات مناقصه با رعایت صرفه وصلاح دستگاه ترتیب انجام این گونه معاملات را با رعایت سایر مقررات مربوط در هر مورد برای یک نوع کالا یا خدمت تعیین اعلام خواهد نمود. این موضوع باعث جلوگیری از بر گزاری قانون شده و به دلیل این که سایر مناقصه گران نمی توانند درمناقصه شرکت نمایند باعث نا عدالتی است. همچنین در این رویکرد به دلیل اینکه ممکن است سلایق و شیوه های شخصی اعضای کمیسیون در انتخاب مناقصه گر وارد شود، نوعی طرف داری از یکی از مناقصه گران به چشم می خورد. از جنبه دیگر نیز عدم اختصاص فرصت کافی برای پیمانکاران نیز که در برگزاری مناقصات به چشم می خورد نوعی ناعدالتی است.
4-4 تعیین اوزان اهمیت مبانی شکست مناقصات دولتی
به‌منظور اولویت‌بندی مبانی شکست مناقصات دولتی از فرایند تحلیل سلسله‌مراتبی وطی گام های زیر
استفاده شد.
الف: نظرخواهی انفرادی ازخبرگان
بدین منظورپرسشنامه”سنجش اهمیت نسبی مبانی شکست مناقصات دولتی ” برای 24 نفرازخبرگان ارسال شد.
پس از شناسائی معیارهای مهم تاثیرگذار بر بر شکست مناقصات دولتی ، لازم بود تا میزان اهمیت نسبی
این معیارها مشخص شود. در این راستا پرسشنامه ” سنجش اهمیت نسبی مبانی شکست مناقصات دولتی ” بین اعضای نمونه توزیع گردید. از میان این افراد بالغ بر 24 نفر اقدام به تکمیل پرسشنامه مذکور نمودند. سپس، با توجه به پاسخ‌های داده شده، ماتریس‌های تصمیم استخراج و با استفاده از نرم‌افزار Expert Choice، نرخ ناسازگاری آنها محاسبه شد.
با ورود اطلاعات به نرم‌افزار و محاسبه نرخ ناسازگاری ماتریس‌های تصمیم استخراج شده، توسط نرم‌افزار، ناسازگاری برخی از ماتریس‌ها محرز گردید. از آنجا که تعداد این ماتریس‌ها در مقایسه با ماتریس‌های سازگار نسبتاً پایین بود، از توزیع مجدد پرسشنامه خودداری و با حذف ماتریس‌های ناسازگار از فرآیند تحلیل، به استفاده از ماتریس‌های سازگار باقیمانده اکتفا شد. جدول 4-1 توزیع ماتریس‌های سازگار و ناسازگار را به تفکیک طبقات تعریف شده در پرسشنامه سنجش اهمیت نسبی مبانی شکست مناقصات دولتی نشان می‌دهد.
کیفیت
سرعت
عدالت
رقابت