پایان نامه ارشد درباره عوامل روانشناختی و اضطراب و افسردگی

دانلود پایان نامه

2-2-4- تعاریف
اکنون به طبقه بندی تعاریف که در مورد اصطلاح تنیدگی ارائه شده اند می پردازیم :


1- تنیدگی نیرویی است که تنش و تغییر شکل در شی که این نیرو بر آن وارد می شود، ایجاد می کند. در این معنا، صحبت از تاثیر هر عامل یا محرک برونی مانند عوامل جسمانی مثل صدا، حرارت، سرما یا عوامل روانشناختی مانند عزا، از دست دادن کار و جز آن است.
2- تنیدگی نتیجه عمل یک عامل جسمانی، روانشناختی یا اجتماعی است، عاملی که سلیه آن را «عامل تنیدگی زا» نامیده است. در این صورت، بررسی حالت تنیدگی و یا به عبارت دیگر، بررسی نتایج زیست شناختی و روانشناختی تنیدگی بر سلامت افراد مد نظر است. اثر یک عامل می تواند موقت یا دائم باشد. بنابراین، به بررسی طول مدت و زمان نهفتگی (از چند ساعت تا چند ماه و حتی یک سال یا چندین سال در مورد بیماری های خود مصون ساز) نشانه های بیماری می پردازند.
3- تنیدگی در عین حال عبارت است از عامل تنیدگی زا و پیامد اثر آن در ابعاد مختلف فردی. در پژوهش سلیه، در تحقیقات متخصصان بیماری های روان- تنی و همچنین در تمامی پژوهش چهل سال اخیر، غالبا این موضع پذیرفته شده است، می توان درهم شدگیها و ابهامات معنایی را که از چنین روی آوردی ناشی می شوند، به خوبی درک کرد.
4- دراین معنا، تنیدگی از بعد زیست شناختی آن در نظر گرفته نمی شود بلکه از زاویه پویایی در عین حال درونی و برونی آن مورد توجه قرار می گیرد. در این صورت، تنیدگی به منزله عاملی برونی است که توسط یک فرد در فضا و زمان معینی ادراک می شود. فرد، دفاعهای روانی خود را برای مقابله با آن به کار می اندازد و در عین حال، نظام های خود کار زیست شناختی نیز با این دفاعهای روانشناختی پیوند می یابند. زندگی روانی فرد می تواند بر اساس این عمل از هم پاشیده شود، ضمن آنکه خطر «بدنی سازی» بر حسب ساختار روانی و چهار چوب جسمانی و اجتماعی نیز وجود دارد (مارتی، 1980، به نقل از استورا؛ ترجمه دادستان، 1387).
عده ای دیگر از محققان،تنیدگی را فرایندی می دانند که متضمن تعامل شخص و محیط اوست(لازاروس ، فلکمن،1984). میزان تنیدگی فرد در واکنش به رویدادهای محیطی ،به جنبه های بسیاری از وضع شخص و محیط بستگی دارد. فرد در تعیین تأثیرات عوامل تنیدگی زا بر احساسات ، افکار و رفتارهای خود،فعال است. بر اساس این دیدگاه رویدرادهای تنیدگی زا ، بر ساخت و کارکرد بدنی فرد ،تعادل روانی و روابط او با دیگران فشار شدیدی می آورند . میزان توانایی فرد در برخورد با مقتضیات موقعیت موجود،بستگی به گستره منابعی دارد که در اختیار اوست(دیماتئو،1952؛ترجمه مهدی موسوی اصل و همکاران،1388).
2-2-5- تاثیرهای تنیدگی (استرس)
روشن است که تنیدگی (استرس) بر عملکرد تحصیلی، اجتماعی و شغلی. رضایت شغلی و از همه مهمتر، سلامت روانی تاثیر نامطلوب خواهد داشت. از آنجاکه بسیاری از این تاثیرها فیزیولوژیک است، از اختلال های زیست – روانشناختی به شمار می آید. مهمترین تاثیرهای ناشی از تنیدگی( استرس) را می توان به چهار نوع تقسیم کرد: هیجانی، فیزیولوژیکی، شناختی و رفتاری.
تاثیرهای هیجانی: احساس اضطراب و افسردگی، افزایش تنش های جسمانی، افزایش تنش های روانشناختی ، از تاثیرهای هیجانی محسوب می شوند.
تاثیرهای فیزیوژلویکی: ترشح آدرنالین و نور آدر نالین، اختلال در کارکرد دستگاه گوارش، افزایش ضربان قلب، اختلال در تنفس و انقباض رگ های خونی، از مهمترین تاثیرهای فیزیولوژیکی به شمار می ایند.
تاثیرهای شناختی: کاهش تمرکز و توجه، کاهش ظرفتی حافظه کوتاه مدت و افزایش پریشانی و حواس پرتی، از مهمترین تاثیرهای شناختی محسوب می شوند.
تاثیرهای رفتاری: افزایش گریز از کار و فعالیت، اختلال در الگوی خواب، کاهش کارکردهای تحصیلی، شغلی و اجتماعی از تاثیرهای رفتاری تنیدگی (استرس) به شمار می ایند (آ یزنک، 2000).
سلیه (1950) یکی از پژوهشگرانی است که در زمینه تنیدگی (استرس) پژوهش های بسیاری انجام داده است. نتایج پژوهش ها و بررسی های او نشان داده که عوامل تنش زا می توانند موجب بروز پاسخ های جسمانی مختلف مانند افزایش فشار خون، آسیب دیدن بافت عضله، نازایی، توقف رشد، بازداری جنسی و بازداری دستگاه ایمنی بدن شوند. افزایش فشار خون می تواند موجب بروز حمله قلبی و سکته مغزی شود. بازداری دستگاه ایمنی فرد را مستعد ابتلا به انواع عفونت ها و حتی سرطان می کند (استویوا، کارلسون، 1993). سلیه معتقد است که عوامل تنش زا ممکن است به پاسخ های روانی متعدد مانند اضطراب، افسردگی، نومیدی، بی قراری و احساس ناتوانی عمومی در سازش یافتگی با محیط منجر شود.
2-2-6- تنیدگی ناشی از شغل
فشارشغلی و تنیدگی،دوواژه ای هستندکه معمولا به جای یکدیگر استفاده می شوند،امایک معنی همسان ندارند.فشار شغلی برای پیشرفت در زندگی لازم است اما وقتی از حد لازم فراتر می رود به تنیدگی روحی منجرمی شود(خلیلی،داشگرزاده،1389).
اکثر مردم بیش از نیمی از اوقات بیداری خود در محل کار به سر می برند و بنابراین محیط کار بر آنان تاثیر گذار است. مقارن با صنعتی شدن جهان غرب به مسائل کار و محیط آن توجه بیشتری شده است . در همین راستا تنش های شغلی و تاثیر آن بر کارایی افراد مورد توجه واقع شده است. کان و همکاران (1964) در مورد علل ماهیت و پیامدهای تنش های شغلی به مطالعه پرداختند، آنها دو نوع تنیدگی سازمانی را تشخصی دادند: تعارض نقش و ابهام نقش. تعارض نقش عبارت است از وقوع همزمان دو یا بیش از دو تقاضا که نقش های متفاوتی را ایجاب می کنند و فرد می تواند در تمامی آن موقعیت ها نقش خود را ایفا کند. ابهام نقش نیز به سردرگمی فرد در چگونگی ایفای نقش خود اشاره دارد. هنگامی که افراد اطلاعات کافی در زمینه نقش های خود ندارند با ابهام نقش مواجه می شوند .
تعارض نقش و ابهام نقش هیجان های منفی را افزایش می دهند. علاوه بر اینها، احساس امنیت شغلی، مدیریت نامناسب در محیط کار از متغیر هایی هستند که با استرس های شغلی رابطه نشان داده اند. بنابر تعریف کوپر، تنش شغلی نتیجه کنش متقابل میان فرد و محیط کار اوست (به نقل از اکبر بگلو، ولی زاده، 1389).
محیط حرفه ای، نوع کار، افراط یا تفریط در کار، خطر های جسمانی، چگونگی تطبیق فرد با محیط کار و رویارویی خانواده – کار، به منزله منابع تنیدگی یا تنش های حرفه ای محسوب می شوند.رضایت حرفه ای که می تواند با توجه به مفهوم شخص – محیط (p-e) یعنی بر اساس تعیین درجه سازش یافتگی ویزگی های روانی – اجتماعی یک فرد با شرایط محیط کار ارزشیابی شود،معیار دیگری برای تعیین تنیدگی و تنش است. هنگامی که فرد نتواند خود را با شرایط محیط کار تطبیق دهد، پاره ای از نشانه های مزمن مانند اضطراب، افسردگی، نارضایتی ، و بیماری های جسمانی بروز می کنند . (استورا ؛ ترجمه دادستان، 1387).
2-2-7- متغیرهای تشدید کننده تنیدگی
دی مارتینو(2003) متغیرهای تشدید کننده استرس را شامل موارد زیر می داند: