پایان نامه با موضوع اعتماد اجتماعی و روابط اجتماعی

دانلود پایان نامه

گاهی ز قوم خویشان خاطر شود پریشان باشد به هر نعیمی چندین حسود ما را
(فیض کاشانی، 1390: 229)


در روابط انسانی گاهی شخص مریض می شود و گاهی جامعه دچار این بیماری می شود. این بیماری ها و ستم هایی که عارض اجتماع می شود از ظلم و جور حکام است و گاهی هم از نیروهای خودی. گاهی انسان از اطرافیان خود آزرده خاطر می شود زیرا در قبال نعمت های متعددی که دارد به همان نسبت مورد حسادت قرار می گیرد.
از ماست آنچه بر ماست چون طینت است ممزوج سر می‌زند بدی‌ها از تار و پود ما را
(همان :229)
آنچه تا کنون به عنوان آسیب های فردی و اجتماعی بر شمردیم متأسفانه نشأت گرفته از فطرت ماست زبرا که نفس ما ممزوجی از خوبی ها و بدی هاست و بدی ها از وجود ما سر می زند. علامۀ فیض، انسان حسود را به اندرز فرا خوانده است و با توجه به نتیجۀ نهایی حسادت، که جز زیان و ضرر نیست، وی را به توبه به درگاه خداوند دعوت می‌کند.
از حسادت استعاذه کن به خدای
که حسد جز ضرر نمی‌دارد
(فیض کاشانی، 1381: 1/281)
2-4-7- تنفر و انزجار از ریاست طلبی
علامۀ فیض با حکمت عمیق خود به نقض تخریبی ریاست طلبی در ایجاد تفرقه و پراکندگی در جامعه و کاهش اعتماد اجتماعی در جمعیت تأکید نموده است.
شق کرده عصای دل و دین را به ریاست گردن کشد از قوم و شود خرگله را سر
در مزرعۀ دین به هوی تفرقه کارد تا وحشت دل‌های جماهیر، دهد بر
امری که بود باعث جمعیت و الفت سازد به پراکندگی و بُغض مکدّر
(فیض کاشانی، 1390: 303)
تنها چیزی که بین دل و دین تفرقه ایجاد کرده است ریاست طلبی و قدرت طلبی است.این عامل باعث شده فرد خود را تافته ای جدا بافته از جامعه بداند و دست به تعدی بر دارد. او با این کارش در حوزه ی دین نیز ایجاد تفرقه می کند تا با وحشتی که در دل ایجاد می کند نتیجه بگیرد.
او به جای اینکه کاری انجام دهد که باعث اتحاد و الفت شود باعث تفرق و کدورت می شود و انسجام ملی را از بین می برد و این از آفت ها ی بزرگ اجتماعی است.
2-4-8- بی ارزش شمردن دنیامداری
دنیامداری و مال دوستی شدید از آفات زندگی انسان است. زمانی که مال و ثروت هدف حیات تلقی گردد و جنبۀ ابزاری بودن آن فراموش گردد.
انسان دلبستگی شدیدی به آن پیدا می‌کند. خداوند در قرآن می‌فرماید:
«تحبون المال حُبّاً جَمّاً» (فجر/ 20)
علامۀ طباطبایی در این رابطه می‌نویسد «بعضی گفته‌اند که انسان نسبت به مال شدید الحب است، و این شدت حُب، وادارش می‌کند به اینکه از دادن حق خدا امتناع بورزد و مال خود را در راه خدا انفاق نکند. وقتی ثروت و مال دنیا را خیر خود می‌پندارد، قهراً دلش مجذوب آن می‌شود و این شیفتگی یاد خدا را از دلش می‌برد، در نتیجه در مقام شکرگزاری او برنمی‌آید».
علامۀ فیض در دیوان عرفانی خود به این آفت انسانی که زمینۀ نابرابری‌ها و بی‌عدالتی‌ها را در روابط اجتماعی انسان‌ها است اشاره می کند و می فرماید :