پایان نامه با موضوع دیدگاه های نظری سازگاری و دیدگاه یادگیری اجتماعی

دانلود پایان نامه

دیدگاه های نظری سازگاری
تلاش برای انجام مشاوره و درمان بدون داشتن یک دیدگاه نظری قابل قبول مانند پرواز هواپیما بدون نقشه می باشد(کوری، 1996). در واقع مسیری که هر دیدگاه نظری به عنوان درمان مشخص می کند به عنوان راهکارهایی می توان در نظر گرفت که به درمانگر کمک می کند که توجه و هوشیاری بیشتری در حین انجام کار داشته باشد.
در این قسمت به بررسی نظریه های مختلف در رابطه با سازگاری خواهیم پرداخت:
دیدگاه روان پویایی و نظریات فروید
فروید یکی از نخستین نظریه پردازان شخصیت است که بر اهمیت سالهای نخستین کودکی و نقش آن بر اساس منش انسانی و همچنین پیوندهای موجود میان دوران کودکی و بزرگسالی تاکید ورزیده است(تادوبوهارت، 2000).
فروید به منظور توضیح دادن بسیاری از جنبه های رفتار انسان قائل به وجود انگیزه ناهشیار بوده، استفاده وی از این فرض وسیع تر از تمامی نظریه پردازان قبلی بوده، تحلیل گر بیش از هر چیز این فرض را مسلم می پندارد که رفتار سالم رفتاری است که فرد انگیزش آن را می فهمد. در این فرض علل اصلی ناسازگاری، ناهشیار می باشد(فیروزبخت، 1374).
فروید هماهنگی میان خود، نهاد و فراخود را ضروری می دانست. بطوری که از نظر او شخصیت سالم و سازگار دارای انتخاب عقلانی به جای انتخاب و کنترل غیر عقلانی و اجبار انگیزه های رانده شده است. او پرورش طبیعی در مراحل روانی- جنسی را ضروری دانسته و پرورش لازم انگیزه های ناهشیار را برای سازگاری فرد لازم می دانست(ساعتچی، 1377).
دیدگاه یادگیری اجتماعی
بندورا(1998) می گوید مردمی که می کوشند بر رویدادهایی که زندگی آنها را تحت تاثیر قرار می دهند، اعمال کنترل کنند، بهتر می توانند آینده مطلوب را تحقق بخشند و از آینده نامطلوب جلوگیری کنند. تلاش برای کنترل شرایط زندگی، تقریباً در هر فردی حکمفرماست، زیرا این کار می تواند منافع شخصی و اجتماعی بیشماری را برای آنها تامین کند و توانایی تاثیر گذاری بر پیامدها، آنها را پیش بینی پذیر می کند. پیش بینی پذیری آمادگی انطباق را پرورش می دهد، ناتوانی در اعمال نفوذ بر امور که بصورت نامطلوب بر زندگی فرد تاثیر می گذارند، نگرانی، دلسردی یا ناامیدی را پرورش می دهد(شولتز و شولتز، 2002).
افراد خود سازگار بایددارای کارآیی شخصی باشند. کارآیی شخصی در نوجوانی برای کنار آمدن با درخواستها و فشارها، از آگاهی های جنسی گرفته تا انتخاب محل دانشگاه و شغل لازم است و در اوان بزرگسالی که مستلزم سازگاری های بیشتر چون ازدواج، پدر و مادر شدن و ارتقای شغلی است. کارآیی شخصی زیاد برای عملکرد موفق در این تکلیف ضروری است، افرادی که کارآیی شخصی کمی دارند نمی توانند با این موقعیت های اجتماعی برخورد شایسته داشته باشند و احتمالاً از عهده ی سازگاری بر نمی آیند. در سالهای میانی بزرگسالی، افراد زندگی خود را ارزیابی مجدد می کنند، با محدودیت هایشان مواجه می شوند و احساس کارآیی شخصی خود را تصحیح مجدد می نمایند و بالا بردن کارآیی شخصی خود می تواند تاثیر بیشتری بر کارآیی جسمی و ذهنی بگذارد(شولتز و شولتز، 2002).
دیدگاه اصالت وجود
تنها راه سالم بودن یک زندگی مبتنی بر سازگاری، این است که جامعه ای که فرد با آن سازگار می شود اصولاً صادق باشد. در جامعه امروزی، تنها راه فرا رفتن از این منجلاب دروغها و بی اصالتی ها، اگاهی از این واقعیت است که نیروهای اجتماعی و صنعتی، چگونه اجازه می دهند به آدمهای ماشینی تبدیل شویم که به راحتی قابل دستکاری باشیم. هشیاری و انتخاب از ویژگی های منحصر به فرد انسان است که از طریق آن می توانیم انسان منحصر به فردی شویم، دروغگویی”من” آسیب روانی است. دروغگویی نوعی فعل پذیر کردن خود است که طی آن توانایی تصمیم گیری ها و انتخاب های دیگر تجربه نمی شود. آسیب روانی با تأکید بیش از حد بر یک سطح هستی به قیمت از دست دادن سطوح دیگر مشخص می شود؛ در این مورد بر بودن با دیگران یعنی با خانواده بودن، در برابر بودن در طبیعت یا بودن برای خود تأکید بیش از حد شده است. ما باید با دیگران باشیم مبادا که لبریز از اضطراب روان رنجور شویم(پروجسکا و نور کراس، 2002).
فرد سازگار باید معنی و جهت زندگی را دریابد و احساسات منفی خالی بودن و منزوی بودن را کنار بزند و به این حد از اعتماد به نفس برسد که به جای سازش با تهدید های زندگی خویشتن، بی همتایی خود را شکوفا سازد(آزادی، 1381).
دیدگاه رفتارگرایی
رفتارگرایان متغیرهای برون ارگانیزمی و محیطی را به عنوان عوامل اساسی رفتار بیان می کنند، سازگاری زمانی که پاسخ مناسب و درست به محرکهای محیطی، به نحوی که بیشترین محرک خوشایند را به وجود می آورد، حاصل می شود. اگر ارگانیزم به شیوه ای رفتار کند که محرک آزاردهنده به دنبال آن بیاید سازگاری وی به هم خواهد خورد. با توجه به این دیدگاه سازگاری وابسته به موقعیت است، به عبارتی ارگانیزم ممکن است در موقعیتی رفتار سازگارانه داشته باشد و در موقعیتی دیگر رفتار وی ناسازگارانه باشد. مثال بارز این اموری است که رفتار وی در خانه ناسازگارانه و در مدرسه سازگارانه است. بنابراین موقعیت است که رفتار ارگانیزم را بر می انگیزد و این رفتار در پیوستاری از سازگاری و ناسازگاری قرار خواهد داشت(ملیزر و مک گرو، 2001).
در شرطی سازی وسیله ای رفتار بروز می کند و پیامد آن نشان می دهد که رفتار ارگانیزم در چه جایگاهی از پیوستار ناسازگاری قرار دارد. دیاگرام زیر این امر را نشان می دهد:
موقعیت موجود رفتار ارائه شده پیامد رفتار پیوستار سازگاری
ناسازگاری
یادگیری، نگهداری و تغییر رفتار بهنجار، درست مانند یادگیری و فشار غیر عادی است و رفتار عادی را می توان یک سازگاری به حساب آورد که از یک گذشته پر از تقویت ناشی شده است(پروین، 1374).
دیدگاه انسان گرایی
کارل راجرز هماهنگی خویشتن پنداری با تجربه ارگانیزمی را اساس سازگاری می داند و هر موقع ادراکات فرد از تجربه خویش صحیح باشد، بین خود و تجربیات فرد حالت هماهنگی یا سازگاری درونی بوجود می آید، عکس آن حالت یعنی ناهماهنگی میان خود و تجربیات فرد حالت ناسازگاری روانی و آسیب پذیری بوجود می آورد(شفیع آبادی و ناصری، 1378).
افرادی که از نظر روانی سالمند، می توانند خودشان، دیگران و رویدادهای موجود در محیط را به صورتی که واقعاً هستند درک کنند، به نظر آنها هیچ چیز برای خودپنداره آنها تهدید کننده نیست و نیازی به دفاع از هیچ تجربه ای به وسیله انکار یا تحریف نیست، زیرا آنها در کودکی”توجه مثبت نامشروط” دریافت کرده اند، آنها قادر به استفاده از تجربیات هستند و تمام جنبه های زندگی را پرورش داده و گرایش به خودشکوفایی را برآورده می کنند(شولتز و شولتز، 2002).