پایان نامه با موضوع روابط اجتماعی و روابط انسانی

دانلود پایان نامه

(شجری ، 1387 : 321)
با مطالعه آثار مختلف در می‌یابیم فیض حکیمی نامی ، فقیهی محدث و مفسری بزرگ است و نمی‌توان او را شاعر و ادیبی حرفه‌ای به شمار آورد ، او شعر خود را حکمت محض می‌داند نه شعر .
اشعار فیض حکمت محض است شعر نیست کی لایق طریقه‌ی او شعر گفتن است
(فیض کاشانی، 1390: 61)
دیوان فیض دارای غزلیات عرفانی است و از جذبه و شور خاصی بر خوردار است. همچنین اشعار فیض متأثر از مولوی در دیوان شمس و حافظ بوده و نیز دیوان فیض حدود هزار غزل و پنجاه رباعی دارد و وی دیوان خود را گل باغ خدا، گلستان لقاء، آب بقا، شربت جان‌فزا و آینه‌ی حق نما می‌داند .آثاری که از فیض نام بردیم و فرازهایی از زندگی او آوردیم، آن گونه انتخاب شده است که بتوانیم بر پایه آن‌ها ابعاد شخصیت علمی او را بهتر نشان دهیم.
تنوع آثار و صراحت گفتار و جسارت علمی فیض از او فردی کم نظیر ساخته است. وی در کتاب علم‌الیقین تبحر کلامی خود و در کلمات مکنونه شوریدگی عارفانه و در مفاتیح الشرایع ذوق و توان فقیهانه و در اصول الاصلیه و سفیه النجاه و الحق المبین رویکرد اخباری گری خویش و در مِشواق سطح صوفیانه‌اش را نشان داده است. گفته می‌شود فرود و فراز اندیشه فیض نشان می‌دهد، او در آغاز زندگی به فقاهت دلبستگی داشته است .

در 60 سالگی به عرفان می‌گراید و به مرور از آن فاصله می‌گیرد، بر اصولی می‌تازد و اوج رویارویی را در وافی نشان می‌دهد. این داوری وقتی به حقیقت نزدیک خواهد بود که غواصی هوشمند به غور و جستجو در دریای علمی و عمق آثار متنوع فیض بپردازد . و در غیر این صورت با ردیف کردن آثار او و عناوین آن‌ها و با استناد به جمله یا جملاتی از فیض نمی‌توان در شخصیت عرفانی فیض اظهار نظر کرد.
2-4- ویژگی‌های فکری فیض
2-4-1- توجه به علم و عقل
فیض کاشانی به علم و دانش به عنوان یک شاخصه‌ی فکری می نگرد که می‌تواند عامل سازنده‌ی انسان در توسعه و پیشرفت اجتماعی باشد.اگرفردی علم و آگاهی نداشته باشد نمی‌تواند تکالیف الهی را بشناسد تا آن‌ها را به طور صحیح انجام دهد کسی که از دانش تهی باشد، از کجا می‌تواند به هدف حیات خویش دست یابد تا در آن مسیر گام بردارد (نصری، 1361: 15).
قرآن علت سقوط بسیاری از تبهکاران را عدم تعقل بیان نموده است. «و قالو لَو کنّا نَسمعُ او نَعقلُ، ما کُنّا فی اصحابِ السَّعیر. و گفتند اگر ما به سخنان آنان گوش می‌دادیم یا تعقل می‌کردیم، هرگز از دوزخیان نبودیم (ملک/ 10).
علامۀ فیض با تأکید بر عنصر آگاهی و هدف‌دار زیستن در جامعه این گونه می‌سراید:
در سیه چال با جهل نتوان زیستن تا توان با نور دانش ز آسمان برتر شدن
(فیض کاشانی ، 1381: 1 / 46)
در این بیت دنیا مانند یک سیاه چال فرض شده است که در آن با جهل و نادانی نمی‌توان زندگی کرد بلکه تا آنجا که امکان دارد ما می‌توانیم با کسب علم و دانش از آسمان بالا رویم و خود را از سیاه چال نجات دهیم.پس به این نتیجه می‌رسیم که علم و دانایی در حکم بال پرنده‌ای است که می‌تواند ما را از جهل و نادانی نجات دهد.
علامه فیض، درد جهل و نادانی را از مهم‌ترین آسیب‌های شخصیت انسانی دانسته است که به روابط اجتماعی انسان آسیب زیاد وارد می‌کند به طوری که نادانی انسان را دچار تعصب ساخته و به طعن بزرگان می‌کشاند.
فیض در مذّمت این جهل می‌سراید:
یکی بینی به علم و فضل می لافد به هر مجلس به جز طعن بزرگان نیست در حرف پریشانش
یکی بینی که ملا فخر بوده ست اجدادش خود بوجهل وقت آخوند و مولاناست عنوانش بود درمان جهل ، پرسیدن ز دانایان نباشد در جهان دردی که جانی نیست درمانش
(فیض کاشانی ،1381: 1/326)
یکی از شاخص‌های مهم فکری فیض مذمت جهل و نادانی است که باعث از بین رفتن فرهنگ و ارزش‌های اخلاقی جامعه می‌شود . در روابط انسانی تأثیر سوء می‌گذارد و در اشعارش به تحلیل جهل و نادانی می‌پردازد. متأسفانه شخصی را می‌بینی که در محافل و مجالس ادعای علم و فضل می‌کند در حالی که در کلام او چیزی جز سرزنش بزرگان و مردم آزاری نمی‌بینی.
در جامعه‌ی انسانی افرادی را می‌بینیم که نیاکان و اجداد آن‌ها اهل علم و فضل و دین بوده‌اند، ولی خود آن‌ها از علم و دین بی بهره بوده و ابو جهل زمان خودشان بوده‌اند اما به خاطر حاکم نبودن معیارها و ارزش‌ها عقلانی عنوان مولانا را لقب خود کرده‌اند .جایگزینی افراد نادان و جاهل به جای افراد عاقل و شایسته باعث انحراف و انحطاط جامعه می‌شود . فیض کاشانی برای پرسش اهمیت زیاد قائل است و اعتقاد دارد اگر کسی چیزی اطلاع ندارد باید از فرد دانا سوال کند که کاری بسیار شایسته است .