پایان نامه با موضوع روابط اجتماعی و فیض کاشانی

دانلود پایان نامه

به دل مست غرور از بادۀ آمال بی حاصل به سر خالی و پر غوغا زِ باد کبر شیطانی
(فیض کاشانی، 1381: 1/413)
غرور و تکبر یکی دیگر از شاخص های فکری فیض است او در ابیات فوق انسان های متکبر را سرزنش می کند و سر آن ها را خالی از هر گونه اندیشه و هم گرایی می داند و می فرماید هیچ گدایی شایستگی ندارد که ادعای پادشاهی کند. در بازتاب های اجتماعی حکام امروز می بینیم که آن ها فقط در دل سرمست آرزو های بی حاصل هستند و سر آنها خالی از هر گونه اندیشه و تفکّر است و چیزی جز غور شیطانی نیست.
علامۀ فیض راه درمان ویژگی ناپسند غرور و تکبر را در مشورت و تواضع دانسته و در این رابطه می‌سراید:
کار بی مشورت مکن عاقل
رفعت ار بایدت تواضع کن
از کسی در دلت مدار غبار
از حسد استعاذه کن به خدای
عیب جویی مکن که جستن عیب
رای خود راهبر نمی‌دارد
متکبر کبر نمی‌دارد
راحتی کینه ور نمی‌دارد
که حسد جز ضرر نمی‌دارد
آن کند کو هنر نمی‌دارد
(فیض کاشانی،1381: 1 / 281)
در فرهنگ دینی و اعتقادی ما مشورت از جایگاه بالایی بر خوردار است به طوری که در قرآن کریم سوره ی آل عمران آیه 159 انسان ها را توصیه می کند به مشورت در امور لذا فیض عقلا را توصیه می کند به مشورن زیرا انسان خود رای راه به جایی نمی برد.اگر انسان بخواهد به عزّت و سر بلندی دست پیدا کند باید متواضع باشد و از غرور و تکبر دوری نماید. همچنین تأکید می کند که کدورت را از دل پاک کن زیرا هیچ وقت انسان کینه جو آسایش و آرامش ندارد. او هشدار
می دهد از حسادت و بخل به خدا پناه ببر زیرا که حسد نیز جز ضرر برای انسان در بر نخواهد داشت و همچنین عیب جویی دیگران را نکن که این کار بی خردان و بی هنران است.
2-4-6- مبارزه با حسادت
حسادت اساساً ناشی از وجود حقارت و عقدۀ کوچک بینی در شخصیت فرد از عناصر اصلی بی‌اعتمادی در روابط اجتماعی است. با وجود حسادت در فرد شخصیت فرد نه تنها نمی‌تواند بزرگی و پیروزی دیگران را ببیند، بلکه خود را در دام عقدۀ کوچک بینی گرفتار آمده و با رنجش خود در پیله و دام خودخواهی گرفتار می‌گردد. علامۀ فیض در جای جای دیوان ارزشمند خود به نقش منفی حسادت اشاره نموده است. وی در این ارتباط می‌فرماید:
از حسود و از منافق داغ‌ها آید به دل صحبت ناجنس را خود من چه گویم دم مزن
(فیض کاشانی، 1381: 1/370)
او معتقد است تنها چیزی که روابط اجتماعی انسان را مخدوش می کند و دل آن ها را مکدر می کند مسأله ی حسادت و دورویی است. وی در مذّمت حسادت، که منشاء بسیاری از بدی‌ها و گسست تار و پود روابط اجتماعی است می‌سراید:
گه تن مریض گردد، گه خلق می‌شود تنگ گه جور از سلاطین، گاه از جنود ما