پایان نامه با موضوع روابط اجتماعی و فیض کاشانی

دانلود پایان نامه

عیب است چو خود پاک نباشی ز معایب با غیر بگویی که ز ود عیب برون بر
(همان: 302)
2-4-4- بیزاری جستن از خودبینی و گمان بد


علامۀ فیض، ویژگی خودبینی و گمان بد و نسبت ناروا به دیگران را یکی از مهم‌ترین آفت‌های زندگی انسان بیان کرده است. از منظر وی، گمان بد، روابط اجتماعی انسان را مختل ساخته و افراد جامعه را از مسیر تکامل باز می‌دارد.
فیض در این زمینه چنین می‌سراید:

همه به هم نگرند و ز هم بیاموزند ز بیم ننگ کنند اقتدا به یکدیگر
به پیش دیدۀ دل پرده‌ها فکنده فرو
ز ترس هم، همه با هم نفاق می‌ورزند نظر کنند به یکدیگر از دریچۀ سر
ز بس برند گمان‌های بد به یکدیگر
نهند پشت به هم، حیله‌ها برانگیزند که تا دهند به اهل صلاح نسبت شر
بدین گمان که مبادا بدی ‌کند روزی کنند سعی کنون در هلاک یکدیگر
به عیب هم شنوا تیزبین و دست دراز ز عیب خود همه کوتاه دست و اعمی و کر
کمال خود همه بینند و اعتقاد کنند و لیک کور و کرند، از کمال یکدیگر
سلامتی نتوانند در کسی بینند چرا که خود همه از اهل آفتند و ضرر
(فیض کاشانی ،1381: 1/326)
فیض معتقد است، متأسفانه گاهی اوقات مردم به هم نگاه می کنند و از هم می آموزند و بنا به حفظ موقعیتشان نیز از ننگ پیروی می کنند. اینان حاضر نیستند واقعیات را به چشم بصیرت و باطن ببینند بلکه فقط همه چیز را به چشم ظاهر می بینند و سطحی نگر هستند .
گاهی انسان ها اینقدر نسبت به هم گمان بد و توهم دارند از ترس یکدیگر به هم نفاق می‌ورزند، سریعا پشت سر یکدیگر نسبت به هم مکر و حیله می کنند و به انسان های صالح نسبت شر می دهند. از اینکه مبادا روزی به ایشان بدی کنند تلاش می کنند یکدیگر را نابود کنند .
وجود این افراد در جامعه بسیار بد است که عیوب دیکران را به خوبی می بینند و به ضایع کردن حقوق دیگران دیگران دست درازی می کنند و از عیوب خود غافل و کر و کورند. اینان فقط و فقط برتری خود را می بینند و به خود اعتقاد دارند، در حالی که کر و کورند و کمالات دیگران را نمی بینند. چیزی که امروز جوامع بشری گرفتار آن است بالاخص سردمداران زور و قدر فقط سلامتی و آسایش و آرامش را فقط و فقط برای خود می خواهند زیرا که اینان همه اهل آسیب و ضررند .
2-4-5- تنفر از غرور و تکبر
یکی دیگر از مهم‌ترین آفات زندگی انسان است. علامۀ فیض در دیوان اشعار خود از غرور به عنوان یکی از ویژگی‌ شیطانی، که موجب دشمنی و عداوت در جامعه می‌گردد، یاد نموده است.
وی در اشعار زیر به بیان تهی بودن از نخوت و تکبر پرداخته است.
سری بینی پر از نخوت، تهی از مغز اهلیت گدایی را نمی‌شاید کند دعوی سلطانی