پایان نامه با موضوع عرفان و تصوف و ابعاد شخصیت

دانلود پایان نامه

شریعت و طریقت به علت این که مشایخ بزرگ صوفیان متصدیان امور شرع نیز بودند به هم نزدیک شد .
1-2-10- تصوف و عرفان در قرن دهم
تصوف در قرن دهم به علت رفتار قزلباش‌های صوفی نما و دوری بعضی از درویشان از آداب و رسوم تصوف و بی اعتنایی به احکام شرع اعتقاد مردم به صوفیه کمتر شد.


تمایل به علمای دین افزایش یافت.
در دوره‌ی صفویه عده‌ای از علمای دین مانند ملا محمد باقر مجلسی و محمد طاهر قمی در رد صوفیه کتاب نوشتند.
در قرن دهم دو مرکز اصلی برای آموختن حکمت و پدید آوردن آثار وجود داشت و آن دو شهر یعنی شیراز و اصفهان مراکز اصلی بودند که در رشد و پویایی مراکز جدید مشهد و تهران موثر بودند .
در این دوره دانش‌های معقول خصوصاً منطق و حکمت رواج یافت و علمای دینی زیادی به ترویج آن پرداختند و بزرگانی به کسب عنوان «حکیم» نائل شدند.
علما و مشایخ قرن دهم عبارتند از : شیخ بهاء الدین عاملی ، میر محمد باقر داماد ، میر ابوالقاسم فندرسکی ، ملاصدرای شیرازی ، محمد تقی مجلسی و ملا محسن فیض کاشانی همه فیلسوف و عارف دین بوده‌اند .
ادبیات قرن دهم تا یازدهم تحت تأثیر حکام قرار گرفت و چه بسا قصیده ، مثنوی و رباعی تحت تأثیر همان افکار بود.
شاعران قرن ده و یازده شاعرانی درس خوانده ، حکمت شعار و عارف مشربی مثل میرزا علی رضای تجلی ، ملا محسن فیض کاشانی و ملا عبد الرزاق فیاض و ملا هادی سبزواری بودند و دیوان‌هایی از خود به جای گذاشتند که در فصل بعد به شرح حال زندگی و آثار ملا محسن فیض کاشانی می‌پردازیم ( صفا، 1366 : 296-292)
ی و آثار ملا محسن فیض کاشانی
فصل دوم
زندگی و آثار ملا محسن فیض کاشانی

2-1- شرح زندگی
جهانگیر محمد ابن محمد ابن مرتضی ابن محمود کاشانی ملقب به محسن و متخلص به فیض است. او از نوابغ بلند آوازه عصر صفوی است. «محمد ابن مرتضی در سال 1007 در کاشان متولّد شد، خاندان فیض همگی از علمای دوران خود بودند شاه مرتضی، پدر فیض، از شاگردان مولا فتح الله کاشانی صاحب تفسیر منهاج الصادق و از علمای کاشان در عصر شاه طهماسب صفوی است. ملاّ محسن مانند پدرش، از علمای طراز اوّل زمان خود بود، فیض پس از مهاجرت از قم به شیراز در درس ماجد بحرانی حاضر شد و پس از بازگشت به قم نزد صدرالمتألّهین شیرازی شاگردی کرد و در نهایت داماد او شد» (شجری، 1387: 50).
فیض در کاشان، قم، اصفهان، شیراز به فراگیری علم پرداخته است. مقدمات و علومی همچون تفسیر، فقه، و اصول را تا بیست سالگی در کاشان و قم فرا گرفته و به قول خودش برای فراگیری علوم باطنی به اصفهان می‌رود. ولی حضور در اصفهان او را راضی نمی‌کند. آن گاه به قم سفر می‌کند و در آنجا هم به درک درس ملاّ صدرا نائل می‌شود و در نهایت با دختر استاد فلسفه خود ازدواج می‌کند. فیض مدّت هشت سال در قم مصاحب ملّا صدرا بوده سپس به همراه او به شیراز می‌رود و مدت دو سال در شیراز می‌ماند. وی قبل از این سفر برای فراگیری علوم شرعی از محضر محدّث و فقیه نامی سید ماجد بحرانی به شیراز مسافرت داشته است.
فیض کاشانی از دانشمندان بزرگ شیعه است که به دلیل شخصیت جامع‌الاطراف خود آثار بسیاری در زمینه‌های گوناگون اسلامی به یادگار گذاشته است. در عین حال در هر دانشی به صورت جداگانه و بدون دخالت دادن علوم دیگر، قلم زده است. کمتر گوشه‌ای از زندگی و آثار این عالم بزرگ را می‌توان یافت که از نگاه تیزبین دانشوران عصرهای پس از او پنهان مانده باشد. با این همه، به ملاحظۀ گستردگی، فراوانی و تنوع چشمگیر و ژرف و دقتی که در آثار این نابغۀ پر تألیف وجود دارد، هنوز جای سخن و بحث و کاوش هست و بی گمان در آینده نیز خواهد بود.
او پس از مدّتی تأمّل در فلسفه، عرفان و تصوف، سرانجام در اواخر عمر خود به فقه و حدیث بر اساس مسلک اخباری دل بسته و از برخی مطالبی که در آثار خود آورده عذر خواسته و بر افکار قبلی خود خط بطلان کشیده است.
علما و دانشمندان بسیاری در آثار خود، او و مقام علمی‌اش را ستوده‌اند. شیخ حُر عاملی دربارۀ او می‌گوید: «کان فاضلاً، عالماً، حکیماً، متکلماً، محدثاً، فقیهاً، شاعراً، ادلباً، محققاً، حسن التّصنیف من المعاصرینِ و لَهُ کتب کثیره (عاملی، 1362: 35).
همچنین شیخ یوسف بحرانی در لؤلؤ البحرین او را این چنین معرفی می‌کند: «کان فاضلاً، محدثاً، اخباریّاً، صلباً و سلیماً». سپس مخالفت او را با مجتهدان زمانش ذکر می‌کند و ارادت او را به صوفیه و خط فکری محی الدّین عربی و وحدت وجود بیان می‌دارد ولی متذکر می‌شود که در اواخر عمر و حیات خود رساله‌ای بر رَدّ افکار صفویه نوشته است (بحرینی ، بی تا : 121).
با توجه به گوناگونی ابعاد شخصیت ملاّ محسن فیض کاشانی و جامعیت کم نظیر این دانشور نام آشنای اسلامی نامش در تذکره‌های متعددی آمده است که عبارتند از : تذکره نصر آبادی ، تذکره ریاض العارفین ، تاریخ فیلسوفان فلاسفه الشیعه ، زندگی نامۀ عارفان ، صوفیان طرائق الحقایق ، تراجم رجال حدیث ، شرح احوال فقیهان و قصص العلما آمده است ( بحرانی، بی‌تا: 121).
جامع‌الاطراف بودن شخصیت فیض کاشانی موجب گردید که نّقاد بزرگی چون علامه امینی از وی این گونه یاد کند: «علم الفقه و رایه الحدیث و منار الفلسفه و معدن العرفان و طود الاخلاق و عباب العلوم و المعارف … . الفذ الذی قُل ماانتج شکل الدهر بمثله و عصمت الایام عن این یأتی بمشمه» .