پایان نامه درباره پیشرفت تحصیلی-خرید پایان نامه

دانلود پایان نامه

بالاتر از کودکانی که دارای مادران خانه دار بوده است.. شعیری(1383) در پژوهشی نشان داد که سلامت روانی همبستگی مثبت و معناداری با پیشرفت تحصیلی دارد به طوری که هرقدر دانش آموزان از سلامت روانی بالاتری برخوردار باشند. پیشرفت تحصیلی بالا تری خواهند داشت.وردی در پژوهشی نشان داد که کمال گرایی با سلامت روانی رابطه ی منفی دارد، اما با عملکرد تحصیلی رابطه ای ندارد. شهیری در پژوهشی نشان داد که سلامت روانی همبستگی مثبت و معناداری با پیشرفت تحصیلی دارد به طوری که هرقدر دانش آموزان از سلامت روانی بالاتری برخوردار باشند، پیشرفت تحصیلی بالاتری نیز خواهند داشت.
محبی (1377، به نقل آزاد1391) در تحقیقی دیگر پیرامون « سواد والدین و عمل کرد تحصیلی دانش آموزان کلاس پنجم ابتدایی منطقه ی چهار کرج » به این نتیجه رسیده است که بین عملکرد دانش آموزانی که دارای والدینی باسواد هستند و دانش آموزانی که والدین بی سواد دارند تفاوت معناداری وجود دارد،به این معنا که سواد والدین درپیشرفت تحصیلی فرزندان اثرات مثبتی دارد.امین خندقی ، پاک مهر(1390)یافته های این پژوهش درزمینهی بررسی تفاوت سلامت روان بین دختران و پسران، حاکی از آن بود که دختران نسبت به پسران از سلامت روان بالاتری برخوردارند( 05/.p( میانگین نمرات سلامت روان در پسران 92/26 ودر دختران 88/21 به دست آمد.نجاتی(1389) اگرچه زنان شاغل، به خصوص در شغل‌های خاصی مانند معلمی و پرستاری، به دلیل نقشهای متفاوتی که باید بر عهده گیرند، میزان تنیدگی بیشتری را متحمل می‌شوند و رشد و تحول روان‌شناختی کودکانشان مستقیماً با سلامت آنان ارتباط دارد، ولی نمی‌توان گفت که شغل مادر لزوماً بر سلامت روانشناختی کودک اثر منفی می‌گذارد. اما در صورتی‌که اشتغال فشارهای زیادی بر برنامه‌ریزی مادر وارد کند، کودک او در معرض خطر تربیت ناکارآمد قرار می‌گیرد. ساعات زیاد کارکردن و وقت کمی را با کودک گذراندن با رشد ناسازگاری درآنان ارتباط دارد. درحالیکه اشتغال نیمه وقت مادربه دلیل نقش مثبت آن بر بهداشت روانی زنان به حال کودکان در هرسنی مفید واقع می‌شود.احمدی و تقوی (1382)اشتغال مادران برای فرزندان دوره ابتدایی سازگاری اجتماعی و پیشرفت تحصیلی بیشتری به همراه دارد و چنانچه اشتغال همراه با رضایت خاطر از انجام شغل باشد اثرات مثبت و مطلوبی بر فرزندان به جا می گذارد. عسکری(1390) اشتغال مادران با پیشرفت تحصیلی فرزندان در بین دختران و پسران متفاوت است . به این صورت که دختران بیشتر از پسران از داشتن مادر شاغل بهره می برند . دختران مادران شاغل از پیشرفت و سازگاری اجتماعی استقلال بیشتری برخوردارند و تمایل بیشتری به اشتغال نشان می دهد.

2-4-پژوهشهای انجام شده در خارج از ایران:
هافمن(1989)دریافت که مادران شاغل در مقایسه با مادران خانه دار،وقت کمتری را به مراقبت از کودک خود وبچه داری اختصاص می دهند مدت زمانی که مادران شاغل فارغ تحصیل از دانشگاه به مراقبت از فرزندانشان اختصاص می دهند حدود یک سوم زمانی است که یک مادر خانه دار صرف این کار می کند همچنین مادران شاغل وقت کمتری را به تماشای تلویزیون می گذرانند؛یا می خوابیدند.
هاروی (1999)در تحقیقی طولی با عنوان تأثیرهای کوتاه مدت و بلندمدت اشتغال والدین بر کودکان به این نتیجه رسیده است که اشتغال والدین حداقل تأثیر را در تأخیر عملکردهای کودکان دارد. دلیل اصلی نگرانی واضطراب مادرانی که خانه داری یا اشتغال رابرای خود انتخاب نموده اند ممکن است این باشد که آنها نیازدارند تا جایی که امکان دارد برای فرزندانشان وقت صرف کنند. اگرچه گالینسکی چنین گزارش میکند که فقط 10 %از کودکان می خواستند وقت بیشتری رابا مادرانشان صرف کنند.کودکان دارای مادرخانه دارمادرانشان راحمایت کننده ترازکودکان مادرشاغل نمی دیدند(نقل از کپلان،2000)فای و هافمن و ولادیس (۱۹۶۳)با بهره گرفتن از پژوهش دیگر درکتاب مادران شاغل در آمریکا می نویسند: تحقیقات نشان می دهد که مادرانی که شاغل هستند با توجه به در آمدی که به دست می آورند وبه همسر خود در تهیه ی هزینه های زندگی کمک می کندتنش در خانواده را کاهش می دهند و همچنین در بالا بردن سطح استاندارد خانواده موثر هستند.(به نقل موسوی،1390)
هاگمن (1994 ) تحقیقی در زمینه وضوح و گرمی ارتباط دارد. هاگمن والدین فرزندان و پیشرفت تحصیلی و عملکرد روان شناختی کودکان خانواده های آفریقایی آمریکایی انجام داد وهمبستگی معنا داری میان ارتباط خوب والدین با فرزندان وپیشرفت تحصیلی و شایستگی کلی آنها نشان داد.

.آکوروگلو ؛والبرگ (1979) ضریب همبستگی بین اندازه های انگیزش و پیشرفت تحصیلی حاصل از پژوهش های انجام شده را در مورد 637000 دانش آموز کلاس اول تا کلاس 12 بررسی کردند و نشان دادند که میانگین ضرایب همبستگی موجود برابر 0/34+ است. این نتیجه بیانگر آن است که بین دو متغیر، رابطه مثبت و مستقیم وجود دارد. یعنی با افزایش انگیزش دانش آموز، میزان پیشرفت تحصیلی بالا خواهد رفت (به نقل حسینی طباطبایی،قدیمی مقدم،1386).
بلوم (1982) نیز رابطه بین انگیزش (ویژگی های ورودی عاطفی) و پیشرفت تحصیلی را با ضریب 0/50+ گزارش داده است (حیدری، 1375).گاتفرید ؛(1998)نوع شغل مادر،ثبات شغلی،ساعت کار مادرومیزان رضایتی که از نقش خود دارد،عامل مهمی در ایجاد سازگاری در فرزندان می داند.
.هترینگ تون ( 1373)تعداد افراد خانواده از جمله متغیرهای مهم روانی اجتماعی در محیط خانواده است. همراه با افزایش تعداد فرزندان در خانواده، نگرش والدین در مورد پرورش کودک و شرایطی که در آن کودک پرورش می یابد، تغییر می کند. در خانواده هایی که کودکان زیادی، به ویژه بیش از 6 فرزند دارند، نقش های خانواده با صراحت مشخص نمی شوند، وظیفه هرکس تعیین نمی گردد و انضباط شدیدتر و قدرت طلبانه تر است. هاش چایلد (1997). زنان خانه داری که خود ثروتمند هستند و یا از نظر اقتصادی و مالی به وسیله شوهرانشان یا سایر وابستگان تامین می شوند به طریق گوناگون بیش از حددرگیر کار کودکانشان می شوند والگوهای ضعیفی برای دخترانشان می باشند.باندوچی؛ هافمن(۱۹۸4)طی مطالعات وتحقیقاتی که انجام دادند دریافتند که دختران بیشتر از پسران ازداشتن یک مادر شاغل بهره می برند(به نقل موسوی،1390).کیوز(1992)در دو مطالعه درس علوم در سالهای 1971-1970 و 1984-1983 در گروه سنی 14 سال نشان داد که به استثنای کشور تایلند ضرایب همبستگی میان پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان در درس علوم و وضعیت شغلی پدر آنها از یک سو و میزان تحصیلات پدر و مادر، به طور مجزا از سوی دیگر، همه مثبت و معنادار است.
فارل (1990)نیز به بررسی اثرات نقش های ترجیهی مادر بر میزان ناسازگاری ومشکلات رفتاری کودکان پرداختند. نتایج نشان داد، کودکان مادرانی که شاغل نبودند اما اشتغال دربیرون از منزل را ترجیح می دادند ( زنان خانه دار ناراضی) دارای مشکلات رفتاری بیشتری بودند. نتیجه تعجب آور دیگر آنکه فرزندان مادرانی که شاغل بودند اما خانه داری راترجیح می دادند(زنان شاغل ناراضی) مشکلات رفتاری زیادی نشان ندادند. احتمال دارد این گروه از کودکان در معرض اظهار نارضایتی دائم مادر قرار نداشته اند.دیگر این که کودکان اوقات خاصی را با مادر به سر برده اند که در آن اوقات نارضایتی مادر جبران شده است (زیرا موقعیت مورد دلخواه مادر است).همچنین احتمالا پیام منتقل شده مادران شاغل پذیرفتن و مجاورت با کودک است در حالی که پیام مادران خانه دار ناراضی، طرد و دوری از کودک است.
در مورد تفاوت بین سبک فرزندپروری و مشکلات رفتاری مادران شاغل و خانه دار پژوهش های متعددی صورت گرفته است که هریک از منظر متفاوتی به آن پرداخته اند و نتایج متفاوت و گاه متناقضی نیز به دست آورده اند.به عنوان مثال برطبق برخی از مطالعات نقش نظارتی مادر شاغل (به ویژه مادرانی که ساعات طولانی در طی روز در خارج از منزل هستند). بر روی ابعاد مختلفی از زندگی کودک نسبت به مادران غیرشاغل بسیار کاهش می یابد و به واسطه این نظارت کمتر احتمال افزایش مشکلات رفتاری و تفاوت در سبک های فرزندپروری، بیشتر می شود(کالیل ؛دیونی فون،2007).

 

مطلب مشابه :  مقاله رایگان درباره حمایت اجتماعی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

. بارنت(1996) در یک تحقیق وسیع 300زوج ازدواج کرده که همه خارج از خانه مشغول بوده اند را مورد مطالعه قرار داد. نتیجه این تحقیق این بود خانم هایی که شغلهای چالش برانگیز و رضایت بخش داشتند، بهتربامشکلات خانه کنارآمدند.درگزا شی نیز توسط نورمطرح گردیده: خانم هایی که دارای شغلهای نامناسب بودند و رضایت شغلی نداشتند، به طور کلی ازرضایتمندی کمتری در زندگی و فشار در سطوح بالاتری داشته اند.جان بالبی (1990-1907)در این زمینه معتقد است که جدایی طولانی‌مدت مادر و کودک منجر به ایجاد اضطراب در کودک ­گردیده و در نتیجه بر ساخت عاطفی آینده کودک تأثیر گذاشته و توانایی وی را در ایجاد روابط باثبات کاهش دهد.
(لیوکاس ،تامپسون،گلدبرگ و همکاران 2010 ) نیز با مرور مجدد 69 پژوهش که در آن اثرات استخدام مادر را بردو بعد مهم زندگی کودک یعنی پیشرفت تحصیلی و مشکلات رفتاری بررسی کرده بودند، نشان دادندکه ارتباط معنی داری بین اشتغال مادر با مشکلات برونی سازی و درونی سازی دوره کودکی و پیشرفت تحصیلی وجود ندارد.همچنین نتایج تحقیق رپتی(1984) درباره خانواده هایی که زن و شوهر هر دو در آن شاغل هستند نشان داد زنانی که رضایت شغلی بالاتری دارند بیشتر از زنان خانه دار از زندگی زناشویی خود لذت می برند و احساس بهتری نسبت به فرزندان خود دارند. ولی این زنان معمولا استرس ها و گرفتاری های کاری خود را به منزل می برند( به نقل از ابوطالبی،1388).
کوپر اسمیت (1967) با انجام پژوهشی دریافت که شغل مادر در صورتی که وی احساس مثبتی به کارش داشته باشد، با اعتماد به نفس کودکش همبستگی دارد (به نقل کرمی،1384).
ﺳﺎﻛﻮ( 1993، به نقل ابو طالبی،1388) از ﺗﺤﻘﻴﻘﺎت ﺧﻮد ﻧﺘﻴﺠﻪ ﮔﺮﻓﺖ: زﻧﺎن ﺷﺎﻏﻠﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻧﻴﻤﻪ وﻗﺖ ﺑﻪ ﻛﺎر اﺷﺘﻐﺎل دارﻧﺪ از ﻧﻈﺮ ﻣﻴﺰان رﺿﺎﻣﻨﺪی زﻧﺎﺷﻮﻳی درﺳﻄﺢ ﺑﺎلاﺗﺮی از زﻧﺎن ﺧﺎﻧﻪدار ﻗﺮار دارﻧﺪ و در ﻣﻘﺎﺑﻞ زﻧﺎن شاغلی که به طور شیفتی و ﺷﺐ ﻫﺎ ﻣﺸﻐﻮل ﺑﻪ ﻛﺎر ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ زﻧﺎن ﺷﺎﻏﻞ دﻳﮕﺮ رﺿﺎﻣﻨﺪی زﻧﺎﺷﻮیی ﭘﺎﻳﻴﻦﺗﺮی دارﻧد.هافمن(1984) به بازنگری پژوهش‌های پنجاه ساله مربوط به اشتغال مادران پرداخت، اکثر این پژوهش‌ها بر مبنای این فرضیه قرار داشت که اشتغال مادران بر رشد کودک اثرات منفی دارد. ارزیابی‌ هافمن نشان داد که دختران مادران شاغل، در مقایسه با دختران مادران غیر شاغل، اعتماد به نفس بیشتر، نمرات درسی بهتر و آینده شغلی روشن‌تری دارند.این محقق همچنین اشاره کرد که اشتغال مادر می‌تواند از رهگذر افزایش درآمد خانواده موجب عزت نفس بالاتر مادر، تمایز اندک بین نقش‌های زن و مرد و ایجاد یک الگوی مثبت به سود پسران و دختران‌شان درزندگی آینده آنها باشد. نتایج تحقیقات نشان می‌دهد در بین خانواده‌هایی که کودک پیش‌دبستانی دارند،‌ از نظر وقتی که پدران صرف مراقبت ازکودک یا کارهای مربوط به منزل می‌کنند، میان خانواده‌هایی که درآن زن و شوهر هردو شاغل هستند، با خانواده‌هایی که فقط مرد شاغل است، اختلاف معنا‌داری وجود ندارد. در واقع مادران شاغل نیز ساعات کار مربوط به وظایف خانه‌داری‌شان را کاهش می‌دهند، ولی از مراقبت از کودک نمی‌کاهند،‌ از این رو هنگامی که پدر و مادر کودک پیش‌دبستانی شاغل‌اند، هر دو تقریباً به اندازه‌ خانواده‌هایی که در آنها تنها پدر شاغل است وقت صرف تعامل مستقیم با فرزندشان می‌کنند.
بی یر (1995)مطرح می کند که شغل مادر بیشتر بر روی سبک فرزندپروری تاثیر می گذارد و این سبک نیز به نوبه خود به عنوان یک متغیر واسطه ای روی پیشرفت تحصیلی فرزندان تاثیر دارد (به نقل خانجانی ومحمود زاده 1392).(لوپز و همکاران، 2009، گیلمن و همکاران 2006)شواهد علمی مختلف مؤید مزایای کودکانی که دارای سطح بالای امید، رضایت از زندگی و خود ارج نهادن هستند بر تکامل و پیشرفت تحصیلی و رفتاری آنان می باشند. بطور مثال امتیازات بالای امیدواری در دانش آموزان نوجوان با عزت نفس بالاتر، رضایت کلی از زندگی، سازگاری فردی و زمان و بهزیستی روانشناختی همبستگی داشت.
مک فارلین(2005 به نقل از رضایی و دیگران، 1386 ) در یک پژوهش بین المللی دریافت که جوعاطفی خانوادگی، پایگاه اجتماعی اقتصادی، توانایی شناختی مادر، رضایت شغلی و تحصیلات او در دانشگاه و ترجیحات اولیه برای شکل گیری خانواده با عملکرد مدرسه ای فرزندان رابطه دارند و اگر معلمان به نقش والدین در عملکرد مدرسه حساس باشند، می توانند از آنها برای بهبود عملکرددانش آموزان استفاده کنند(به نقل محبی نور الدین ون وهمکاران،1390).
(سیگلمن ،رایدر، 2009 ) نوجوانانی که در دوران کودکی از روابط ایمن با والدینشان بهره مند بوده اند،دارای رفتارهای سازگارانه می باشند این نوجوانان از اعتماد به نفس برخوردارند ودر مدرسه عملکرد تحصیلی مطلوبی دارند.(هابنر و همکاران، 2000، سیدنر و همکاران، 1997) براساس مطالعات گذشته که نشان دادند ارتباط مثبت و معنی دار بین پیشرفت تحصیلی سلامت روان و متغیرهای مثبت روانشناختی وجود دارد
گیل و روبرتز(1999 ) در پژوهشی، ارتباط بین اشتغال مادر و پیشرفت تحصیلی سازگاری تحصیلی را بررسی نموده اند، نتایج پژوهش آنها این بودکه وضعیت اشتغال مادربه تنهایی اثرمتفاوتی بررشد کودکان ندارد،درعوض اشتغال مادربا رشد کودکان ازطریق متغیرهای میانجی یا واسطه ای مرتبط است. (اسکیتا 2002)
.بوسارد (1960) نشان می دهد که افزایش تعداد فرزندان از برقراری ارتباط نزدیک بین والد و کودک جلوگیری می کند. هترینگتون (به نقل از همان منبع) بیان می کند که والدین خانواده های پرجمعیت به جای برقراری ارتباط با فرزندان خود، سعی می کنند آنها را بیشتر تحت کنترل خود قرار دهند و کنترل ها شدید و خصمانه است.
.جوزف( 1985 )در برسی مطالعات انجام شده 17 ساله در مورد عوامل مؤثر عاطفی بر پیشرفت تحصیلی در درس علوم انگیزش ، اضطراب و حمایت معلم مهم ترین عوامل گزارش شده اند.
فارل (1980 به نقل حسینی نسب،خضر لوی مقدم،1388) بنا به نتایج پژوهش خود اعتقاد دارد مادرانی که نگرشی همخوان با کار خویش دارند،دارای کودکان با کفایت بیشتر و سازگاری بهتری در مدرسه هستند نسبت به کودکانی که نگرش مادران آنها به کار با رفتارکاریشان ناهمخوان است. همچنین شواهد زیادی نشان داده است که مادران شاغل دیدگاه سنتی کمتری نسبت به بچه داری دارند.
(مک کارتی،1984)آنها اضطراب جدایی کمتری از کودکانشان دارند (دامون1977)آن ها به شغل و حرفه شان بیشتر علاقه مند و متعهد هستند.
(گرین برگر و گلد برگ،1989)به هر حال به نظر اتکینسون و همکاران ( 1373) احتمال دارد کمبود تحریک فکری که از اشتغال مادر ناشی می شود، اثر معکوسی هم بر دختران و هم پسران داشته باشد.دینگ، لهرر، روزن کویست و آدوراین -مک گوورن (2009) در پژوهشی نشان دادندکه سلامت روانی پایینتر با پیشرفت تحصیلی ضعیف مرتبط است. سیگفوس دوتیر،آلگرانت(،2006) و اسپرناک، اسکاتربائر و رامی ( 2007 )، داتر و استوروم کریست جاننسو آلگرانت(2006)نشان دادند که دانش آموزان دارای بهداشت روانی ضعیف نمرات پیشرفت تحصیلی پایین تری دارند. در مقابل
نتایج پژوهشهای رادزیزوسکا و همکاران(1996)ریچارد سون (1993)کئدل ودیوس(1986) نشان داده است که میان سلامت روانی پایین و پیشرفت تحصیلی پایین، ارتباط وجود دارد.

مطلب مشابه :  پایان نامه درباره کارکردهای اجتماعی

رابطه سلامت روانی وپیشرفت تحصیلی مورد توجه محققان زیادی قرار گرفته است. تئلول، لان و وتسون (2007)درپژوهشی نشان دادند که حالات خلقی مثبت، خودکارآمدی و اهداف مرتبط با خود، 20 درصد واریانس عملکرد تحصیلی را پیش بینی می کنند. در صورتی که شعیری و عطری فرد( 1385 ) درپژوهشی بر روی دانشجویان، بین سلام تروانی و پیشرفت تحصیلی رابط هی معنی داری به دست نیاوردند(ابوالقاسمی؛جوانمردی،1391).پاتن،گلدنبرگ(1999 ) در پژوهشی نشان دادند که اضطراب و افسردگی می توانند