پایان نامه درمورد نتایج تحلیل عامل اکتشافی و اختلال استرس پس از سانحه

دانلود پایان نامه

تاکنون در مورد افسردگی ،باورهای فراشناختی و افکار ناکارآمد مقالات متعدّدی نوشته شده است و تحقیقات بسیاری در این مورد صورت گرفته است. در این قسمت نیز، به بررسی پژوهشات مربوطه در داخل و خارج از کشور پرداخته شده است.
2-2-1- پیشینه پژوهش ها در داخل کشور
مظاهری(1389) به بررسی آلکسی تایمیا و ابعاد آن با افسردگی و اضطراب در اختلالات روان پزشکی پرداخت. نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین آلکسی تایمیا و دو بعد دشواری در شناسایی احساسات و دشواری در توصیف احساسات آن با افسردگی و اضطراب همبستگی مثبت و معنی داری وجود دارد در حالی که همبستگی بین بعد تمرکز بر تجارب بیرونی با افسردگی و اضطراب معنی دار نبود .نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داد که آلکسی تایمیا و ابعاد آن توانایی پیش بینی تغییرات مربوط به افسردگی و اضطراب را ندارند. یافته های این پژوهش بر وجود رابطه بین آلکسی تایمیا و ابعاد آن با افسردگی و اضطراب تاکید دارد. بین دو بعد دشواری در شناسایی احساسات و دشواری در توصیف احساسات آلکسی تایمیا با افسردگی و اضطراب ارتباط وجود دارد.
سالاری فر(1390)به بررسی رابطه باورهای فراشناختی با اختلال اضطراب و افسردگی پرداخت. پژوهش وی همبستگی و با نمونه117 نفر بود .نتایج نشان داد که باورهای فراشناختی با اختلال افسردگی و اضطراب رابطه ای مثبت دارند . و مولفه های باور در مورد غیر قابل کنترل بودن و باور در مورد کفایت شناختی می تواند 40 درصد از واریانس اضطراب را و 50 درصد از واریانس افسردگی را پیش بینی کند .
هاشمی(1390)  به بررسی اثربخشی درمان فراشناختی در کاهش علائم افسردگی و باورهای فراشناختی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی پرداخت. یافته ها نشان داد درمان تغییرات قابل توجهی در علائم افسردگی و باورهای فراشناختی بیماران افسرده ایجاد کرد و موجب بهبودی در علائم هر سه بیمار شد همچنین نتایج درمانی تا دوره پیگیری ادامه یافتند.نتایج نشان داد درمان فراشناختی که به جای محتوای شناخت بر کنترل فرآیندهای حاکم بر آن تمرکز می کند، می تواند در درمان بیماران مبتلا به اختلال افسردگی موثر باشد.
 هاشمی(1389)به بررسی اثربخشی درمان فراشناختی بر اختلال افسردگی اساسی پرداخت. یافته های پژوهش وی نشان داد درمان، تغییرات معنادار و قابل توجهی در علایم افسردگی، اضطراب و نشخوار فکری هر سه بیمار مبتلا به افسردگی ایجاد کرد.نتایج این پژوهش نشان می دهد، درمان فراشناختی که به جای محتوای شناخت بر کنترل فرآیندهای حاکم بر آن تمرکز می کند، می تواند در درمان بیماران مبتلا به اختلال افسردگی موثر باشد. به طوری که درمان موجب تغییرات معنادار در علایم هر سه بیمار شود و بهره های درمانی تا زمان دوره پیگیری ادامه یافتند.
عاشوری و همکاران (1388)، در پژوهشی با عنوان “باور های فراشناختی و سلامت عمومی دانشجویان “که بر روی 100 نفر از دانشجویان دختر و پسر انجام شده است نشان داده اند که بین نمرات افراد در مقیاس باورهای فراشناختی و سلامت عمومی همبستگی مثبت معنی داری وجود دارد.
نتایج تحقیقات بهرامی و رضوان (1386)، در زمینه راهبردهای فراشناختی، با نتایج یافته های ولز و پاپاجورجیو (1995)،مبنی بر اینکه دختران بیش از پسران دارای راهبردهای فراشناختی مثبت(از جمله باورهای مثبت در مورد نگرانی)،هستند،و از آن به عنوان نوعی مقابله در برابر عوامل فشارزا و شرایط نامساعد بهره می گیرند،و همچنین بیش از پسران،دارای راهبردهای فراشناختی منفی(از جمله:کنترل ناپذیری و خطر افکار)،هستند،همسو است.
طبق تحقیقات شکری و همکاران (1384)،جنس،بر مسئله مداری،اثر منفی و معنی دار و بر سبک های مقابله هیجان مداری و اجتنابی، اثر مثبت و معنی داری نشان می دهد. .
کاویانی در سال 1384 به بررسی اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی (MBCT) در کاهش افکار خودآیند منفی، نگرش ناکارآمد، افسردگی و اضطراب: پیگیری 60 روزه پرداخت. یافته ها نشان داد کاربرد تحلیل واریانس دوطرفه با اندازه های تکراری نشان داد که روش MBCT در کاهش افسردگی، اضطراب، نگرش ناکارآمد و افکار خود آیند موثر است. همچنین این روش می تواند در پیشگیری از افسردگی و اضطراب نقش داشته باشد. نتایج نشان داد که به نظر می رسد ذهن آگاهی به وسیله «آموزش کنترل توجه» موثر واقع شود و از عود و بازگشت افسردگی و اضطراب پیشگیری کند.
سامانی(1386)به بررسی اعتبار و روایی فرم کوتاه مقیاس افسردگی، اضطراب و فشار روانی پرداخت. هدف از این مطالعه بررسی اعتبار و روایی فرم کوتاه مقیاس افسردگی، اضطراب و فشار روانی (DASS) است. در این راستا پس از کسب اجازه از سازنده این مقیاس، سوالات و محتوای این مقیاس مورد ترجمه قرار گرفت. پس از ترجمه، این مقیاس بر روی 638 نفر (330 دختر و 308 پسر) از دانشجویان دانشگاه شیراز و دانشگاه علوم پزشکی شیراز اجرا شد. پس از تکمیل این مقیاس توسط گروه نمونه، محتوای مقیاس به دو شیوه مولفه های اصلی (PC) و پیشینه ی احتمال (ML) مورد تحلیل عاملی قرار گرفت که نتایج این تحلیل استخراج سه عامل فشار روانی، افسردگی و اضطراب بود. در خصوص بررسی روایی همگرا و واگرای مقیاس مورد نظر از دو مقیاس پرسش نامه سلامت عمومی (GHQ) و پرسش نامه چند بعدی سلامت روانی (MHQ) استفاده گردید. نتایج مطالعه اعتبار این مقیاس به شیوه آزمون و بازآزمایی نیز حاکی از اعتبار مقیاس افسردگی، اضطراب و فشار روانی بود. هم چنین در مورد تک تک عوامل موجود در این مقیاس ضریب آلفا نیز محاسبه شد. مجموع نتایج حاصل از این بررسی نشانگر کفایت این مقیاس برای استفاده در ایران بود.
رفعتی(1384) به بررسی رابطه بین سلامت عمومی، افسردگی و ویژگیهای شخصیتی دانشجویان با موفقیت آنان پرداخت. نتایج پژوهش وی نشان داد که24/8 درصد واحدها از سلامت عمومی خوبی برخوردار نبوده و 59/8 درصد آن ها به نوعی از افسردگی رنج می برند. همبستگی معکوس و معنی داری بین نمرات سلامت عمومی، افسردگی و روان نژندی با موفقیت تحصیلی وجود داشت اما با انجام رگرسیون چند متغیره تنها افسردگی با موفقیت تحصیلی رابطه معنی داری نشان داد.
اصغری مقدم(1387) به بررسی مقدماتی اعتبار و پایایی مقیاس های افسردگی، اضطراب و استرس (DASS) در نمونه های غیر بالینی پرداخت. نتایج تحلیل عامل اکتشافی نشان داد در حالی که 14 عبارت متعلق به استرس بر روی یک عامل قرار می گیرد (عامل استرس)، 2 عبارت از عبارات متعلق به مقیاس افسردگی و 2 عبارت از عبارات متعلق به مقیاس اضطراب بر روی هر سه عامل افسردگی، اضطراب و استرس دارای بارهای عاملی بالایی هستند. پس از حذف این 4 عبارت، نتایج تحلیل عامل اکتشافی ساختار سه عاملی (DASS) را تایید کرد. در این مطالعه، پایایی مقیاس های DASS از طریق بررسی ضرایب همسانی درونی و ضرایب بازآزمایی تایید شد. به علاوه، اعتبار سازه دو مقیاس افسردگی و اضطراب با استفاده از روش محاسبه همبستگی بین نمره های دو مقیاس مذکور با نمره های آزمودنی ها در مقیاس های افسردگی بک و پرسشنامه چهارسامانه ای اضطراب مورد تایید قرار گرفت. اعتبار همزمان مقیاس های افسردگی، اضطراب و استرس از طریق مقایسه نمره های یک نمونه فرعی برگرفته شده از جمعیت عمومی جامعه (315 نفر) با گروه همتایی از بیماران مبتلا به اختلالات روان شناختی (130 نفر) مورد تایید قرار گرفت. بر اساس نتایج این پژوهش می توان گفت مقیاس های افسردگی، اضطراب و استرس دارای شرایط لازم برای کاربرد در پژوهش های روان شناختی و موقعیت های بالینی با افراد ایرانی است.
 کاویانی(1388) پایایی و روایی مقیاس بیمارستانی اضطراب و افسردگی (HADS): بیماران افسرده و اضطرابی ایرانی  را بررسی کرد . یافته ها: مقیاس HADS و زیر مقیاس های اضطراب و افسردگی دارای روایی، پایایی و هماهنگی درونی مناسبی هستند. در این مطالعه چند نوع روایی (صوری، محتوا، همزمان مبتنی بر معیار بیرونی، همگرا و تمایزی) ارزیابی شد. نقاط برش زیر مقیاس ها ارایه شدند. نتایج نشان می دهد که HADS دارای اعتبار لازم برای کاربرد در جمعیت بالینی ایرانی را دارا است. نقاط برش ارایه شده در این مطالعه برای HADS، BDI و BAI با نمونه ارایه شده توسط مولفان آنها تفاوت هایی دارد.
طهماسیان(1388) به بررسی رابطه بین ابعاد خودکارآمدی و افسردگی در نوجوانان پرداخت. یافته ها نشان داد که همبستگی نمره کلی خودکارآمدی و خودکارآمدی اجتماعی، تحصیلی، هیجانی و جسمانی با نمره افسردگی منفی است. به علاوه خودکارآمدی جسمانی در ایجاد نشانه های افسردگی در پسران اوایل، اواسط و اواخر نوجوانی و دختران اوایل و اواسط نوجوانی تاثیرگذار است. خودکارآمدی تحصیلی در پسران و دختران همه سنین، نقش معناداری در ایجاد افسردگی دارد. خودکارآمدی اجتماعی در ایجاد افسردگی نوجوانان معنادار نیست و خودکارآمدی هیجانی تنها در ایجاد افسردگی در دختران اوایل نوجوانی معنادار است.نتیجه گیری: سطوح خودکارآمدی با نمرات افسردگی رابطه معکوس و خودکارآمدی تحصیلی، بالاترین همبستگی را با افسردگی دارد. خودکارآمدی تحصیلی و جسمانی به ترتیب بهترین و خودکارآمدی اجتماعی کمترین بروز افسردگی در نوجوانان سنین مختلف هستند و خودکارآمدی هیجانی تنها در دختران سنین اواخر نوجوانی پیش بینی کننده بروز افسردگی است.
یافته های مطالعه یوسفی و همکاران (1386) نشان داد که نشخوار فکری، باورهای مثبت و منفی فراشناخت می توانند پیش بینی کننده افسردگی باشند. همچنین پژوهش بهرامی و رضوان (1386) بیانگر این بوده است که باورهای فراشناختی مثبت و منفی می توانند تداوم نگرانی را به دنبال داشته باشند.
تقوی (1384) به بررسی روایی و پایایی مقیاس خود سنجی افسردگی(DSRS) برای دانش آموزان ایرانی پرداخت. هدف از مطالعه حاضر ، بررسی روایـی و پایایی مقیاس خودسنجی افسردگی( DSRS ) در ایران بود . به این منظور، در یک بررسی 923 نفر دانش آموز از 6 شهر بزرگ کشور یعنی شهرهای تهران، شیراز، مشهد ، اصفهان، تبریز و اهواز در مطالعه روایی مشارکت نمودند. نتیجه این مطالعه نشان داد که ضریب روایی مقیاس افسردگی DSRS که بر اساس ضریب همبستگی بین نـمرات حاصـل از اجرای دو مقـیاس خودسنـجی افـسردگی (DSRS) و فرم کوتاه مقیاس افسردگی کودکان(CDS-A، نجاریان، 1373) بدست آمد برای مجموع آزمودنیها ، آزمودنیهای دختر و آزمودنیهای پسر در6 شهر مذکور به ترتیب 72 /0 ، 79 /0 و 61 /0 بود. در مطالعه ای دیگر ، 918 نفر دانش آموز از 6 شهر مذکور به منظور بررسی پایایی مقیاس افسردگیDSRS مشارکت نمودند. پایایی مقیاس افسردگی DSRS به روش بـازآزمایی و در فاصله 4 هفته از آزمایـش اول برای کل نـمونه،آزمودنیهای دختر، و آزمودنی های پسر به ترتیب 75 /0 ، 74/0 و 72 /0 بود. بر اساس همین مطالعه، ثبات درونی مقیاس افسردگی DSRS از طریق ضریب آلفای کرونباخ محاسبه و برای کل نـمونه، آزمـودنـیهای دخـتر، و آزمـودنـیهای پسر به ترتیب ضرایب 81 /0 ، 82 /0، و 77 /0 به دست آمد. در مجموع پژوهش حاضر نشان میدهد که مقـیاس افـسردگی DSRS واجـد شرایـط لازم بـرای استفـاده در ارزیـابـیهـای بالینـی و پژوهشهای روان شناختی در ایران می باشد .
2-2-2- پیشینه پژوهش ها در خارج کشور
هایفل، لین، آبرامسون و هالبرستد (2005)، نشان دادند که بیمارانی که از نظر پزشکی دارای افسردگی شدید تشخیص داده شده بودند، سبک های شناختی منفی تر داشتند، اما سطوح بالاتر نگرش های ناکارآمد را در مقایسه با کسانی که هرگز افسرده نشده اند را نشان نمی دهند.
نتایج تحقیقات حاکی از آن است که نگرش های ناکارآمد؛ در جمعیت بزرگسال، عامل مهمی در پدیدآیی اختلال افسردگی و متغیر مهمی در پیش بینی آن است (ابراهیمی و همکاران، 1386) و همچنین طبق یافته های الیور و همکاران (2001، به نقل از ابراهیمی و همکاران)، نگرش های ناکارآمد مهم ترین عامل معنی دار در پیش بینی نمرات افسردگی بیماران روانپزشکی است.
یافته های بارآ و کاریسون – جونز نشان داد که، نگرش های ناکارآمد یک پیش بینی کننده مثبت برای افسردگی است (1992، به نقل از لیو). وایس و بارنس (1986) گزارش کردند که تعامل معنادار نگرش های ناکارآمد با حوادث استرس زای زندگی یک پیش بینی کننده خوب برای نشانه های افسردگی هستند (به نقل از همان).
مرور فراتحلیلی گلدستون و کازلو (1995) نشان داد که سبک اسنادی منفی، شامل انتساب درونی برای حوادث منفی، با افسردگی در کودکان ارتباط دارد. یافته های لاگرانژ و همکاران (2008) نیز حاکی از آن است که نمره کودکان در سیاهه سه گانه شناختی (فرم کودک)، با افسردگی آنان ارتباط معنی داری دارد. همچنین نتایج تحقیقات نشان داد که نشخوار، یک عامل آسیب پذیری شناختی برای علائم افسردگی نوجوانان است (روود و همکاران، 2009).
نتایج تحقیقات بیانگر رابطه میان ابعاد فراشناختی و انواع گسترده ای از اختلال های روانی، به ویژه اختلال های هیجانی از جمله اختلال اضطراب فراگیر (ولز و کارتر، 2001)، افسردگی (ولز، 2000)، خود بیمار انگاری (بومن و میجر، 1999)، اختلال استرس پس از سانحه (ریوسیس و ولز، 2006) اختلال وسواس – اجباری (ولز و پاپاجورجیو و هراس اجتماعی (ولز، 2000) هستند.
یافته های تحقیق مک اوی و همکاران (2009) نشان داد که تغییراتی که در اثر گروه درمانی شناختی – رفتاری در فراشناخت بیماران اضطراب اجتماعی به وجود آمد، به طور عمده با کاهش افسردگی همراه بود نه اضطراب اجتماعی. همچنین نتایج تحقیقات حاکی از آن است که فراشناخت یک پیش بینی کننده مثبت و معنی دار برای هیجان و علاوه بر این تعامل فراشناخت و هیجان، پیش بینی کننده مثبت و معنی داری برای وابستگی به الکل می باشد (جیوانی، 2011).