پایان نامه رشته حقوق : فمینیسم اسلامی

دانلود پایان نامه

و علاوه بر احکام، شامل مسائل اعتقادی و اخلاقی نیز میگردید.فقه عمدتاً در دو معنا بهکار میرود: یکی، معنای مشهوری است که به عقیده برخی نویسندگان، از سوی علمای علم اصول ارائه شده و آن عبارت است از «علم به احکام فرعی شرعی از روی ادلّه آنها» (شهید ثانی، 1406ق)و دیگری عبارت است از «مجموعه احکام و دستوراتی که مجتهدین از منابع معتبر استنباط نموده و در کتابهای فقهی منعکس شده است». (حسینی، 1378)
حقوق بشر:حقوقی هستند که هرکس از آن حیث که انسان است از آن حقوق برخوردار است، همه انسانها در آن سهیم‌اند. صرف‌نظر از حقوق و تکالیفی که یک فرد ممکن است به عنوان شهروند، عضو خانواده، کارگر یا عضو سازمان یا انجمن خصوصی و عمومی داشته باشد، یا نداشته باشد. به تعبیر اعلامیه 1948 حقوق بشر، حقوق مزبور، حقوقی جهانی‌اند و همه انسانها تنها به این دلیل که انسان هستند، از این حقوق برخوردارند، حقوق بشر نسبت به همه بالسویه است و به این دلیل که انسان بودن را نمی‌توان انکار کرد، از بین برد یا سلب کرد، بالمآل حقوق انسان نیز غیر قابل سلب است.

گفتار دوم: دیدگاههای فقهی و حقوقی در موضوع عدالت جنسیتی

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مذهب به عنوان یک نهاد اجتماعی که در ضمن منبع اصلی حقوق در جوامع پیشامدرن و حتی در جوامع مدرن بوده است، تقریباً بیشتر قواعد خود را بر مبنای عامل «جنسیّت» استوار کرده است، در احکام مربوط به حقوق خانواده، عبادات، معاملات و مراودات اجتماعی آثار روشنی از این رویکرد به چشم می‌خورد. از طرف دیگر در طول تاریخ، کمتر دوره‌ای را می‌توان نام برد که حقوق از قواعد مذهبی متأثر نشده باشد: «در اروپا، دین مسیح، حقوق رم را زیر نفوذ گرفت و هم اکنون نیز بسیاری از قواعد اروپایی متأثر از حقوق کلیسا و تعلیمات اخلاقی مسیح است. در چین و هند و ژاپن عرف‌های مذهبی در تنظیم روابط اجتماعی، سهم مؤثر دارند. در ایران، سالیان دراز دین زرتشت یکی از عوامل مهم همبستگی اجتماعی و از ارکان مهمدولت به شمار می‌آمد. پس از حمله عرب نیز به تدریج مذهب زرتشت، جای خود را به دین اسلام داد و قواعد آن نزدیک به سیزده قرن تمام شؤون اجتماعی را اداره کرد». (حکیم پور،1390)
در میان مسلمانان هم سنت‌گرایان و هم تجدد‌گرایان به این بحث اشاره داشته‌اند که آیا جنسیت باید پایه حقوق قرار بگیرد یا خیر؟ لذا سه پارادایم یا گرایش عمده در میان آنان وجود دارد:
1-2-1.گرایش تقابل‌گرا
این پارادایم بر وجوه زیست‌شناختی، روان‌شناختی و فیزیولوژیک زن و مرد تکیه می‌کند. مرد را نوع و واحد برتر حیات به شمار می‌آورد و اصولاً زن را در مرتبه‌ی فروتر حیات انسانی می‌نشاند.
سرچشمه این اندیشه را نه فقط باید در کتب و اسناد مقدس پاره‌ای ادیان جستجو کرد، بلکه باید به ردپای آن در ذهن و ضمیر هر انسان انحصار‌طلب و تمامیّت‌خواهی پرداخت که دچار کیش شخصیّت شده‌است. کیش جنسیت همچون کیش شخصیت، کیش ملیت و کیش نژاد یک بیماری فراگیر اجتماعی است که هم از نظام‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی ناشی و متأثر می‌شود و هم در فردی که دارای زمینه‌های تربیتی، اخلاقی و روانی متناسب است باز تولید می‌شود.
نکته‌ای که حیرت‌آور است، این است که متن مقدس اسلام، بهرغم اینکه کمترین همراهی را با جریان تقابل‌گرا ندارد، پاره‌ای از شارحان آن خواسته یا ناخواسته در تفسیر آیات مقدس قرآن به ورطه تقابل‌گرا فرو افتاده‌اند بهعنوان نمونه ملاصدرا متکلم و فیلسوف برجسته عصر صفویه در اسفار اربعه زنان را در ردیف حیوانات آورده و گوید:«و از عنایات‌های خداوند در آفرینش زمین، تولّد «حیوانات» مختلف است… که بعضی برای خوردن است… و بعضی برای سوار شدن… وبرخی برای بار کشیدن… وبعضی برای تجمّل… وبعضی برای ازدواج وآمیزش…وبرخی نیز برای تهیّه لباس و اثاث خانه…»(ملاصدرا، 1367)خاتم‌الحکماء ملاهادی سبزواری برای رفع هرگونه ابهام از مراد ملاصدرا، در حاشیه‌ی این مطلب می‌نویسد: «اینکه ملاصدرا زنان را در عدد حیوانات ذکر کرده است به این نکته لطیف اشاره دارد که زنان به دلیل ضعف عقل و ادراک جزئیات و میل به زیور‌های دنیا، حقاًً و عدلاً در حکم حیوانات زبان بسته‌اند و اغلب آنها سیرت چارپایان را دارند؛ ولی به آنها صورت انسان داده‌اند تا مردان از مصاحبت با آنان متنفر نشوند و برای نکاح با آنان رغبت داشته باشند و به همین دلیل در شرع مطهر، مردان را در بسیاری از احکام، مثل طلاق و نشوز و…بر زنان چیرگی و برتری داده‌اند…».
1-2-2.گرایش تساوی‌گرا
اساس این پارادایم بر این اصل استوار است که زن و مرد هیچ تفاوت و تمایز زیست‌شناختی و روان‌شناختی واقعی باهم ندارند و تمایزات صوری آنها بیشتر، ریشه‌ی غیرطبیعی، اجتماعی، تاریخی و یا تربیتی دارد، لذا هیچ دلیلی برای برتر‌انگاری مرد نسبت به زن و تخفیف حقوق زن وجود ندارد.
پارادایم تساویگرا اصولاً زمانی شکل گرفت که مکتب‌های مختلف فمینیستی به منصّه ظهور رسیده و رو به ازدیاد گذاشته بودند. پایه و مایه‌ی تساوی‌گرایی در این مکاتب قرار دارد؛ با اینکه امروزه در فمینیسم مکتب‌های افراطی‌تر تازه‌ای نیز سر بر‌آورده‌اند که دیگر برخلاف فمینیسم کلاسیک نه درصدد اثبات برابری‌های جوهری زن با مرد بلکه در اندیشه‌ی اثبات برتری فطری زن بر مرد می‌باشند. (حکیمپور، 1390)
در دهه‌های اخیراصطلاح«فمینیسم اسلامی» به ادبیات اسلامی راه یافته است. البته طرح مباحث فمینیستی در جهان اسلام، از اواخر قرن نوزدهم و در پی نفوذ فرهنگ مدرن در کشورهای اسلامی صورت گرفت. طرح مباحث زنان در ایران نیز به اوایل مشروطه باز می‌گردد. اما تبدیل مباحث زنان به یک جریان ممتاز که نگاه خود را از اصلاحات موردی به گسترش برابری در عرصه‌های مختلف و به نقد فرهنگ اسلامی از درون و بر اساس فرهنگ مدرن معطوف کرده است، به دوران اوج اسلام‌گرایی در خاورمیانه از یک سو و رواج دیدگاه تفاوت در اندیشه‌ی فمینیستی از سوی دیگر باز می‌گردد. (زیبایینژاد، 1382)
1-2-3. گرایش تعامل‌گرا
جوهر این نگرش بر این اصل استوار است که جنس مؤنث از لحاظ ویژگی‌های بیولوژیک و همچنین از حیث خاصه‌های روان‌شناختی، تفاوت‌هایی با جنس مذکر دارد، اما این تفاوت‌ها اولاً نه طولی بلکه عرضی هستند، ثانیاً فقط سویه‌های حقوقی زندگی دو جنس را در برمی‌گیرند و بالطبع تسری در عرصه‌های اخلاقی و انسانی ندارند. این بدان معنی است که پارادایم تعامل‌گرا برخلاف پارادایم تساوی‌گرا، مذعن به وجود تفاوت‌های زیستی در زن و مرد است؛ تفاوت‌هایی که لزوماً ناشی از عوامل بیرونی و مأثورات اجتماعی، اقتصادی و اقلیمی نیستند، بلکه پاره‌ای از آنها نیز ذاتی و مختص هر یک از دو جنس می‌باشند، اما برخلاف پارادایم تقابل‌گرا، تفاوت‌های زیستی را منشأ تبعیض در حقوق زن و مرد قرار نمی‌دهد؛ اگرچه این تفاوت‌های زیستی و طبیعی را در مواردی با تفاوت‌های حقوقی همراه می‌کند. (حکیمپور،1390)
یکی از اندیشمندان شیعی در قرن اخیردر این باره می‌گوید: «اسلام در عین حال که با تبعیضات موجود میان زن و مرد به شدت مبارزه کرده است، از مساوات میان این دو نیز جانبداری نمی‌کند و به عبارت دیگر نه طرفدار تبعیض است و نه معتقد به تساوی، بلکه می‌کوشد تا در جامعه،هریک را در جایگاه طبیعی خویش بنشاند، تبعیض را جنایت می‌داند و تساوی را نادرست، با آن انسانیت مخالف است و با این طبیعت، طبیعت زن را نه پست‌تر از مرد می‌داند و نه مانند مرد، طبیعت این دو را در زندگی و اجتماع، مکمل یکدیگر سرشته است و از این رو است که اسلام بر خلاف تمدن غربی، طرفدار اعطای حقوق طبیعی به این دو است، نه حقوق مساوی و مشابه». (شریعتی، 1386)
پاره‌ای از اندیشمندان مانند سید مصطفی محقق داماد تأکید می‌کنند «حقوق بشر اقتضا می‌کند که حقوق زن را احیا کنیم، اگر عالمان دین استراژی کلان را از متون اسلامی استخراج می‌کردند، موجب می‌شد که قشر مستعدی به نام زن در فعالیت‌های اجتماعی شرکت می‌کرد و رفاه اجتماعی ما بیشتر می‌شد، در حالی که نیروهای مستعدی در خانه‌ها منزوی هستند و بلا‌استفاده مانده‌اند». (قرباننیا، 1384)

متفکر شیعی دیگر در عصر حاضر که به زعم خویش به تبیین حقوق زنان با دیدی نوپرداخته آقای محسن کدیور است کهبیان می‌دارند: احکام حوزه زنان به استنباطی دوباره محتاج است، اجتهادی در مبانی و فروع و متناسب با ضوابط عقلایی و مدارک اصیل عدالت کتاب و سنت را می‌باید با این عینک بازخوانی کرد. حقوق زنان ایرانی با مشکل مواجه است بهویژه آنکه بسیاری از حقوق این زنان در جامعه ما مبتنی بر حقوق دینی و احکام شرعی است. لذا اگر در ناحیه احکام دینی و تکالیف شرعی اسلام مشکلی باشد این مشکل به حقوق ملی هم سرایت کرده است و امروز با قوانینی مواجه هستیم که ادعا می‌شود در بسیاری از موارد غیر عادلانه است. منتهی وجود مشکل در حقوق زنان را بسیاری باور ندارند. بنابراین ما راه درازی در پیش داریم». (کدیور، 1387)
مبحث دوم:تاریخچه عدالت جنسیتی درامر آموزش و پرورش
گفتار اول: عدالت جنسیتی در امر آموزش و پرورش در صدر اسلام
اولین آیه از کلام وحی که بر پیامبر بزرگوار اسلام نازل شد با بیان نعمت ایجاد عالم و آدم آغاز شده است. به دنبال آن به نعمت علم و دانش پرداخته شده است.
«اِقْرَأ بِإسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ/ خَلَقَ الْاِنسانَ مِنْ عَلَقٍ/ اِقْرَأ وَ رَبُّکَ الْاَکْرَمُ/ اَلَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ». (علق،4ـ1/96)(ای رسول گرامی برخیز) و قرآن را بهنام پروردگارت که خدای آفریننده عالم است بر خلق قرائت کن. آن خدایی که آدمی را از خون بسته بیافرید. بخوان قرآن را پروردگار تو کریم‌ترین کریمان عالم است. آن خدایی که بشر را علم نوشتن به قلم آموخت و به آدم آن‌چه را که نمی‌دانست به الهام خود تعلیم داد.
با تأمل و دقت نظر در این آیات به این نتیجه دست مییابیم، در صورتی که نعمت و احسانی بالاتر از علم می‌بود خداوند پس از نعمت ایجاد عالم آن را ذکر می‌کرد، اما خداوند کلام خود را از مرحله پست حیات انسان آغاز می‌کند و بلافاصله علم‌آموزی،والاترین مراحل حیات، اورا بیان می‌کند. (حجتی، 1387)
فراگیری علم و دانش‌پژوهی از درجه و ارزشی بالا در اسلام برخوردار است و به دنبال آن دانش‌پژوهان و دانشمندان نیز مقامی بس والا در منطق دین دارند.پیامبر اکرم (ص) در اینباره می‌فرماید:«العُلَماءُ مَصابیحُ الاَرْضِ وَ خُلَفاءُ الأنبِیَاءِ وَ وَرَثَتی وَ وَرَثَه الأنبیاءِ». علما‌ چراغ‌های روی زمینند و جانشینان پیامبران و وارثان من و پیامبران. (محمدی ری‌شهری، 1381)
آن‌چه از دقت در آیات قرآن کریم و توجه در مفاهیم آن حاصل می‌آید این است که روح و شخصیت هر انسانیدو محور تعلیم(یاد دادن علم) و تعلّم(یاد گرفتن علم) است و ارتباطی به زن یا مرد بودن او ندارد. چون آنکه عالِم می‌شود روح است و روح نه مذکر است و نه مؤنث.«وَ عَلَّمَ آدَمَ الاَسماءِ کُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَی المَلائِکَه» (بقره،31/2)خداوند هم معانی و نام‌ها را به آدم آموخت، سپس آن‌ها را بر فرشتگان عرضه نمود. خداوند اسماء ‌را به آدم آموخت و او به مقام خلیفهاللّهی رسید البته شخص معینی خلیفه الله نیست، بلکه مقام آدمیّت، خلیفه‌الله است. (جوادی آملی، 1378)
دانشاندوزی در صدر اسلام:رسول اکرم‏(ص) جهاد مقدس پیکار با بى‏سوادى را از خانه خویششروع کرده بود. بلاذرى با سندروایت مى‏کند که زمان ظهور اسلام در مکه تنها هفده نفر باسواد بودند. دین اسلام اولینانقلاب آموزشی در عربستان بود. رسول اکرم (ص) اگر چه خود یک فرد بیسواد بود، ولی یک مشوّق خستگی‌ناپذیر آموزش بود. در جنگ بدر وقتی گروهی از کفار به دست مسلمانان اسیر شدند حضرت دستور دادند تا هر یک از اسیران با پرداختن پول‌های هنگفتی آزاد شوند، فقط عده‌ای از اسیران که خواندن و نوشتن می‌دانستند از پرداختن این مبلغ معاف شدند با این شرط که هر کدام از آن‌ها به ده نفر از جوانان مسلمان خواندن و نوشتن بیاموزند.
جالب توجه این است که برای اولین و آخرین بار در تاریخ بشریت به فرمان پیامبر اکرم (ص) آموزشدانش به جای غنیمت جنگی پذیرفته شد.
پیامبر اکرم (ص) ‌به تعلیم و تعلم اعضای