پایان نامه روانشناسی درباره : حساسیت اضطرابی

دانلود پایان نامه

عامل بروز اختلال بوده، پردازش یا توجیه کنند. آنها همچنان احساس فشار روانی میکنند و میکوشند با روش های اجتنابی از احساس وقوع مجدد آن جلوگیری کنند. به دلیل همین نقصی که در مداری شناختی با واقعه مزبور دارند، متناوباً آن را میپذیرند و انکار میکنند. گویی مغز با این قبول و انکار متناوب میکوشد حجم عظیم اطلاعاتی را که آسیب بر سرش ریخته، پردازش کند.

عوامل روانشناختی: شناخت و کنار آمدن
از دیدگاه شناختی، در نظر گرفتن طرز تفکر شخص درباره حادثه، و به خصوص حس کنترل ادراک شدهاش، اهمیت دارد. برای مثال، در میان کسانی که از زندان سیاسی و شکنجه جان سالم به در بردند، کسانی که باور کرده بودند تا حدی میتوانند شکنجه را کنترل کنند، کمتر احتمال داشت دچار PTSD شوند.
اشخاصی که برای کنار آمدن با سانحه، سعی میکنند از فکر کردن به آن اجتناب کنند، بیش از دیگران احتمال دارد به PTSD مبتلا شوند. کسانی که در زمان سانحه، علایم گسستگی داشتند، (شامل دگرسان بینی خود، دگرسان بینی محیط، یاد زدودگی، و تجارب بیرون از بدن خود بودن) و همینطور کسانی که تلاش میکنند خاطرات سانحه را بازداری کنند، بیشتر احتمال دارد دچار PTSD شوند. گسستگی و بازداری خاطره ممکن است در حفظ این اختلال نقش داشته باشند، چرا که شخصی را از روبرو شدن با خاطرات سانحه باز میدارند. عوامل دیگر ممکن است به شخص کمک کنند تا به شیوه سازگارانهترین با سوانح شدید کنار بیاید. هوش بالا و حمایت اجتماعی قوی دو عاملی هستند که به ویژه مهم به نظر میآیند. داشتن توانایی عقلی بیشتر برای درک رویدادهای وحشتناک، دوستان و اعضای خانواده بیشتر، برای کمک در مورد آن فزاینده، ظاهراً به شخصی کمک میکند تا پس از رویدادهای آسیبزا، از علایم اختلال دور بماند (دیویدسون و همکاران، 1388).
2-12-ریشه های PTSD

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

معیارهای تشخیص PTSD ، حادثه وحشتناک و مرگبار یا استرس شدید را علت اصلی این اختلال میدانند. اما همه کسانی که این گونه تجربه ها را دارند به PTSD دچار نمیشوند. این رویداد موجب پیدایش همه نظریههای مهم برای ریشهیابی PTSD شده است. چرا، پس از تجربه رویدادهای آسیبزا تنها بعضی همه نظریههای مهم برای ریشهیابی PTSD شده است. چرا پس از تجربه رویدادهای آسیبزا تنها بعضی مردم به PTSD دچار میشوند. پاسخ را باید در عوامل آسیبپذیری روانی یا بیولوژیک، یا در روش برخورد مردم با رویدادهای آسیبزا (مثلاً تفاوت در راهبردهای اکتسابی برای مقابله) جستجو کرد. همچنین، چون PTSD عارضههای گوناگونی دارد، بعضی نظریهها به خصوصیات ویژهای از این عارضهها (مثلاً پس نگریها) میپردازند، بعضی دیگر به مسیر زمانی این اختلال و چگونگی تجربه هیجانی آن توجه میکنند. ما در این احتمالات مختلف کندوکاو میکنیم و کار را، همزمان با نگاهی که به پنج نظریه مهم درباره ریشه های PTSD میاندازیم، انجام میدهیم. این نظریهها عبارتند از نظریه باورهای درهم شکسته، نظریه شرطی-سازی، نظریه پردازش هیجانی، نظریه «شکست روحی» و نظریه پردازش دوگانه.
عوامل آسیب پذیری
عواملی وجود دارند که باعث میشوند بعضی مردم در مقابل PTSD آسیبپذیرتر از دیگران باشند. عواملی که جزو خصوصیات شخصیتی افراد به حساب میآیند که آمادگی ابتلا به PTSD را دارند، شناسایی شده است. این عوامل عبارتند از: 1- تمایل به برعهده گرفتن مسئولیت شخصی در رویداد آسیبزا و بدبختی کسانی که در آن حضور داشتهاند، 2- عوامل رشد، مانند جدایی از والدین یا زندگی خانوادگی بیثبات در اوایل کودکی، 3- سابقه PTSD در خانواده، و 4- وجود سطوح بالای اضطراب یا اختلالات روانی پیش از رویداد آسیبزا.
جالب اینجاست که ضریب هوشی پایین نیز یکی از عوامل آسیبپذیری است، و بهترین پیشبینی کننده مقاومت بالا در مقیاس PTSD، ضریب هوشی بالا است. علت میتواند این باشد که بین سطح IQ و ایجاد راهبردهای مقابلهای برای مبارزه با آسیب روانی یا استرس، رابطه وجود دارد. سایر عوامل مهم و پیشبینی کننده ابتلا به PTSD، تجربههایی است که افراد قربانی از رویداد آسیبزا، در زمان وقوع آن، دارند. از جمله این تجربه ها می‌توان موارد زیر را نام برد: عارضههای گسستگی (مثلاً احساس دیپرسونالیزیشن، تجربه های جدا شدن روح از بدن، آهسته شدن زمان، و فراموشی) و این باور که فرد در شرف مردن است. اهمیت این تجربه ها را احتمالاً به این صورت می‌توان توضیح داد که فرد، در زمان وقوع رویداد آسیبزا، اطلاعات را چگونه پردازش و ذخیره میکند: موضوعی که در بعضی نظریههای مربوط به عوارض PTSD، بحث مهمی را به همراه میآورد )گنجی،1389).
2-12-1-نظریه باورهای در هم شکسته
اکثر مردم جهانبینی مثبت دارند، دنیا را مکانی نیک و امن میدانند، انسانها را موجوداتی خوب، با اخلاق، و خوش نیت و خود را نیز افرادی ارزشمند به حساب میآورند. بنابراین، وقتی رویداد آسیبزایی رخ میدهد و این جهانبینی را شدیدا‌ به چالش می‌کشد (مثلاً مورد تهاجم واقع شدن از طرف افراد ناشناس یا قربانی شدن در تصادف وحشتناک رانندگی، به علت خلافکاری دیگران) فرد در حالت شوک ناباوری، و تناقض قرار میگیرد. این رویداد، باورهای بنیادین را به چالش میکشد، فرد را در حالت «خیال» قرار میدهد، و بر انطباق او با آسیب روانی در بلندمدت تاثیر منفی می-گذارد، زیرا فرد مجبور میشود در باورهای خود نسبت به دنیا تغییر دهد. اما هر چند این موضوع ممکن است تبیین منطقی بر این واقعیت باشد که چرا بعضی افراد، بعد از رویداد آسیبزا، دچار شوک و بیحسی هیجانی میشوند، اسناد و شواهد آن را کاملاً تایید نمیکنند. پارادوکس اینجاست: کسانی که ناامن بودن دنیا را تجربه کردهاند (یعنی رویداد آسیبزایی را قبلاً تجربه کردهاند) بیشتر به PTSD دچار میشوند تا کسانی که اعتقاد دارند دنیا جای امن و خوبی است(گنجی،1389).
2-12-2-نظریه شرطیسازی
کین و همکارانش (1985) اعتقاد دارند که چون در کارنامه PTSD همیشه میتوان رویداد آسیبزایی را شناسایی کرد، منطقی است که بتوانیم بسیاری از عارضههای PTSD را به شرطیسازی کلاسیک مربوط بدانیم. به این صورت که، آسیب (محرک غیر شرطی، UCS) با محرکهای موقعیتی پیوند میخورند. محرکهای موقعیتی نیز با مکان و زمان آسیب (محرک شرطی، CS) پیوند میخورد. در آینده، وقتی فرد با همان محرکهای موقعیتی (یا محرکهای مشابه آن) روبرو میشود، در او همان برانگیختگی و ترسی ایجاد میشود که در طول آسیب آنها را تجربه کرده است. مثلاً برای بازمانده زمین لرزه، دیدن توده آجر روی زمین میتواند در او واکنش شدید برانگیختگی، ترس و از جا پریدن را موجب شود. زیرا اینگونه محرکها ترسی را که به هنگام زمین لرزه تجربه شده است تداعی میکنند. نظریه شرطیسازی اعتقاد دارد که این گونه واکنشهای ترس از بین نمیرود، زیرا افراد هم واکنشهای اجتنابی فیزیکی و هم واکنشهای اجتنابی شناختی ایجاد میکنند و در نتیجه نمیتوانند این گونه محرکها را کاملاً پردازش کنند و به این ترتیب، اجازه نمیدهند تداعیهای بین محرکها و آسیب از بین رود. کاهش در ترس، که نتیجه واکنشهای اجتنابی است، آنها را تقویت میکند و باعث تداوم عارضههای PTSD میشود. در ایجاد PTSD احتمالاً عنصری از شرطیسازی کلاسیک وجود دارد، زیرا محرکهای رسماً خنثی عموماً می‌توانند بروز عارضههای PTSD را موجب شوند. همچنین تحقیقات نشان داده است که افراد مبتلا به PTSD، نسبت به افراد سالم، در محیط آزمایشگاهی، واکنشهای شرطی را زودتر نشان میدهند. با این حال، شرطیسازی کلاسیک برای PTSD توضیح کاملی ارائه نمیدهد. این نظریه توضیح نمی دهد که چرا بعضی افراد، بعد از تجربه آسیب، به PTSD دچار میشوند و بعضی دیگر دچار نمیشوند و همچنین نمی‌توانندبسیاری از عارضههای مختص PTSD را، که به ندرت در سایر اختلالات اضطرابی یافت می شود، مثل عارضههای «تجربه-دوباره» تجربه های گسستی و بسیاری از عارضههای دیگر، توضیح دهد(گنجی،1389).
2-12-3-نظریه پردازش هیجانی
راتبام و همکارانش (1989) معتقدند که ماهیت افراطی و قوی رویداد آسیبزا در PTSD، در حافظه، تصویری از آسیب ایجاد می کند که با قدرت با سایر جزئیات موقعیتی (محیطی) مربوط به آن تداعی میشود (مثلاً اگر فرد در تصادف رانندگی به شدت مجروح شده باشد، محرکهایی مثل جاده، اتومبیل، بیمارستان، و حتی کلاً مسافرت، کاهی شبکه ترس در حافظه را فعال میکند) اجتناب از هر محیطی که شبکه ترس را فعال میکند باعث میشود که فرصت چندانی پیش نیاید تا فرد مبتلا به PTSD، تداعیهای بین ترس و محرکهای عادی و روزمره زندگی را تضعیف کند. این نظریه در بعضی عناصر خود با نظریه شرطیسازی شریک است. اما چند تفاوت عمده دارد. اولاً نظریه پردازش هیجانیاعتقاد دارد که تجربه های آسیبزای شدید، آنقدر در فرد تاثیر میگذارند که باعث می‌شوند در ذهن او سری تصاویر و تداعیهایی ایجاد شود که با تصاویر و تداعیهای حاصل از تجربه های زندگی روزمره خیلی تفاوت دارند. برای مثال، اگر آسیب شدید با بعضی محرکها تداعی شود (مثلاً بعد از مورد حمله واقع شدن در کوچهای خلوت) این تجربه همه تداعیهای مثبت حاصل از تجربه‌های پیشین با آن محرک (آن کوچه) را باطل میکند، ثانیاً، آسیب نه تنها باعث ایجاد محرک‌هایی میشود که واکنشهای شدید به وجود میآورند، باورهای قبلی فرد درباره امن بودن دنیا را نیز از بین میبرد، در نتیجه، تعدادی محرک دیگر نیز به وجود میآید که ایجاد واکنش ترس، از جا پریدن، و هوشایری مفرط را موجب میشوند.
نظریه پردازش هیجانی مثالی است از آن دسته نظریههایی که سعی کردهاند، با تبیین این که چگونه واکنشهای ترس آموخته، ذخیره و آغاز میشود و این که چگونه رویداد آسیبزا باورهای افراد درباره خود و دنیا را تغییر می‌دهند، PTSD را نیز تبیین کنند. این گونه نظریهها به نظریههای پردازش اطلاعات معروف شده است، زیرا توضیح میدهند که چگونه خاطرات ترس در شبکه های ترس ذخیره و فعال میشوند. همچنین، این نظریهها باعث ظهور روان درمانیهایی شدهاند که به تغییر دادن شبکه ترس ناشی از تجربه آسیبزا میپردازند. به علاوه نظریه مربوط به PTSD اخیراً برای تبیین این موضوع مورد استفاده قرار گرفته است که چرا افرادی که قبل از آسیب درباره دنیا عقایدی نسبتاً ثابت و انعطاف ناپذیر دارند، عملاً در مقابل PTSD آسیب پذیرند(گنجی،1389).
2-12-4-شکست روانی
به عقیده اهلرز و کلارک (2000) عامل روانی خاصی وجود دارد که در آسیبپذیری فرد در مقابل PTSD نقش مهمی ایفا میکند. این آسیبپذیری، چارچوب ذهنی و خاصی را به نام «شکست روانی» به وجود میآورد که در آن، افراد خود را به چشم یک قربانی میبینند. آنها همه اطلاعات مربوط به آسیب را منفی پردازش میکنند و خود را در عملکرد موثر و مفید ناتوان میدانند رویکرد منفی درباره رویداد آسیبزا و عواقب آن، صرفاً رنج فرد را افزایش میدهد. در شیوه یادآوری آسیب تاثیر میگذارد و باعث ظهور استراتژیهای رفتاری، و شناختی غلط و ناسازگارانه میشود که تداوم PTSD را به همراه میآورند. این افراد اعتقاد دارند که نمیتوانند بر سرنوشت خود تاثیر بگذارند و برای محافظت از خود در برابر آسیبهای آینده مهارتهای لازم را ندارند. اهلرز و کلارک عقیده دارند که این گونه افراد خاطرات خود از آسیب را فقط به طور جزئی پردازش میکنند، زیرا فکر میکنند روی آن ها کنترل ندارند، و به همین دلیل، رویداد را به طور کامل در دانش اتوبیوگرافیک (حافظه رویدادی) خود وارد نمیکنند، بنابراین، موارد زیر پیش میآید: عارضههایی مثل تجربه مجدد آسیب در زمان حال (خارج از زمان واقعی آن)، عدم یادآوری آسان رویدادهای مربوط به آسیب و گسستگی بین واکنش ترس و معنای آن. شواهد نیز نشان می‌دهد که مبتلایان به PTSD طبق نظریه «شکست روانی» درباره خود و دنیا، از جمله درباره آسیب، واقعاً نگرشهای منفی دارند. همچنین آنها درباره عارضه های PTSD تفسیرهای منفی به عمل میآورند. واکنشهای دیگران را نیز منفی تفسیر میکنند و بر این باورند که آسیب، زندگی آنها را برای همیشه عوض کرده است(گنجی،1389).
2-12-5-نظریه پردازش دوگانه
رویکرد نسبتاً متفاوت در تبیین PTSD، رویکرد پردازش دوگانه است که اعتقاد دارد، PTSD نوعی اختلال هیبرید(hybrid) است که در آن دو نظام حافظه جداگانه نقش دارند. نظام «حافظه قابل دسترسی شفاهی» VAM خاطرات مربوط به آسیب را، که در زمان وقوع آن به طور ناخودآگاه پردازش میشوند. ثبت میکند، خاطراتی که فرد میتواند آنها را به صورت شفاهی یا کتبی بیان کند. این خاطرات ماهیت داستانی دارند و محتوای آنها، در واقع، اطلاعات درباره رویداد، محیط و ارزیابیهای شخصی از تجربه فرد است. این اطلاعات با سایر خاطرات اتوبیوگرافیک ادغام میشوند و به آسانی می توان آنها را بازیابی کرد. نظام «حافظه قابل دسترس موقعیتی» (SAM)، درباره آسیب اطلاعاتی را ضبط میکند که بیش از حد کوتاه بوده و به همین دلیل فرد نتوانسته است آنها را متوجه شود یا آگاهانه آنها را پردازش کند. این اطلاعات بیشتر راجع به صداها، تصاویر، و واکنشهای بسیار شدید بدنی در رابطه با آسیب است. نظام SAM از کد شفاهی استفاده نمیکند و به همین دلیل بازگویی خاطرات آن به دیگران بسیار مشکل است و الزاماً با دانش اتوبیوگرافیک ادغام نشدهاند. یادآوری خاطرات SAM در اث محرک های مشابه در محیط آغاز میشود، یعنی خاطرات SAM از طریق موقعیتهای خاص قابل دسترس است. خاطرات SAM چون بسیار دقیق و انباشته از هیجان است و الزاماً با دانش اتوبیوگرافیک ادغام نشده، بازیابی آنها میتواند به فرد این احساس را بدهد که ناگهان رویدادی را دوباره تجربه میکند. به همین دلیل، گفته میشود که پس نگریها و کابوسهای مربوط به آسیب، محصول نظام SAM است. در بعضی تجربه های دیگر، فرد، بدون آنکه بخواهد، آسیب را به یاد میآورد و در عین حال آگاه است و میداند چیزی را به یاد می آورد که در گذشته روی داده است. این نوع تجربه ها احتمالاً از آن دسته خاطرات SAM نشات میگیرند که تا حدی با دانش اتوبیوگرافیک ادغام شدهاند. لازم به توضیح است که منظور از حافظه اتوبیوگرافیک توانایی یاد آوردن دانش خود از گذشته و ایجاد خاطراتی دقیق و مشخص از یک رویداد است. (حافظه اتوبیوگرافیک یا حافظه رویدادی یعنی یادآوری رویدادهایی که شخصاً ناظر آن بودهایم).
شواهد نوروپسیکولوژیک زیادی وجود دارند که وجود دو نظام جداگانه از حافظه، و ارتباط آنها با مرکزی در مغز و در رابطه با ترس (بادامه)، را تایید میکنند. همچنین، شواهدی وجود دارند که با پیشگوییهای نظری پردازش دوگانه همسانی دارند. برای مثال، نشان داده شده است که افراد مبتلا به PTSD، به هنگام توصیف خاطرات خود، دوره های پس نگری را با استفاده زیاد از جزئیات، مخصوصاً جزئیات ادراکی، با ذکر بیشتر «مرگ» استفاده زیاد از زمان حال، و ذکر بیشتر ترس، درماندگی و وحشت، توضیح می‌دهند. در مقابل، این افراد خاطرات عادی را با ذکر بیشتر هیجانات ثانویه، مثل احساس گناه، و خشم بر زبان میآورند. یافتهها این نگرش را تایید میکنند که پس‌نگری‌ها، نتیجه اطلاعات حسی، واکنشی و ذخیره شده در نظام SAM است(گنجی،1389).

2-13-حساسیت اضطرابی
عامل آسیب‌ پذیری در مورد اضطراب و اختلال‌های اضطرابی که امروزه توجه علمی بسیاری به سوی آن معطوف شده است. حساسیت اضطرابی است، این سازه در دو دهه قبل در مورد روش‌شناسی، ارزیابی و درمان اختلالات اضطرابی توجه گسترده ای به دست آورده است (تیلور، 1999).
به نظر می‌رسد حساسیت اضطرابی از جمله متغیرهای واسطه‌ای مهم میان استرس و بیماری باشد. فرض بر این است که حساسیت اضطرابی یک متغیر گرایشی با ثبات است که نشان دهنده میل به تفسیر پیامدهای جسمانی، روانشناختی و اجتماعی تجارب اضطرابی به عنوان اموری آزارنده و خطرناک است (ریس و مک نالی، 1985). مطالعات نشان داده است که حساسیت اضطرابی احتمال توسعه اضطراب مرضی را افزایش می‌دهد و به عنوان یک عامل خطر در این زمینه عمل می‌کند. مدل‌های نظری اخیر تأکید بیشتری بر اهمیت نحوه برخورد افراد با تجربه‌های اضطراب‌آور دارند (مک نالی، 2002). افراد دارای حساسیت اضطرابی بالا اغلب اوقات به