پایان نامه روانشناسی درباره : عدم تحمل بلاتکلیفی-پایان نامه آماده

دانلود پایان نامه

پریشانی ناشی از تجربه درونی را در کوتاه مدت کاهش میدهد. با این وجود، در بلندمدت این اجتناب به تقویت بازداری رفتاری کمک میکند و همچنین فرد با فعالیتهایی (یا از طریق درگیری خیلی کم با فعالیتها یا از طریق آگاهی کم از نظر تجربی در طول فعالیتها) که ارزشمند میداند، مشغول میشود. این نتایج در پریشانی یا ناراحتی بالا میتواند تجارب منفی درونی را فعال سازد و بدین واسطه این چرخه معیوب تداوم می‌یابد
2-6-5-مدل عدم تحمل بلاتکلیفی
همان گونه که در بحث مربوط به مدل اجتنابی بورکوویک مطرح شد و همان طور که دیگر پژوهشهای صورت گرفته از جمله بررسیهای انجام شده توسط رومر و ارسیلو (2002) و ولز و کارتر (2001) و منین و همکاران (2002) اشاره دارند، یکی از شیوههایی که محققان برای توجیه شکلگیری و پایایی GAD برگزیدهاند، تشریح و توضیح ماهیت نگرانی مزمن، شدید و غیر قابل کنترل است. داگاس و همکاران نیز به منظور ایجاد یک مدل شناختی- رفتاری GAD و اعتباربخشی به آن، تا حدی بر این امر یعنی فهم ماهیت نگرانی پاتولوژیک متمرکز شدهاند.
مدل شناختی داگاس در مورد GAD در برگیرنده چهار ویژگی اصلی شامل عدم تحمل بلاتکلیفی، باورهای مثبت در مورد نگرانی، گرایش منفی به مشکل و اجتناب شناختی است. داگاس با تاکید بر نقش مرکزی عوامل شناختی در سبب شناسی GAD، معتقد است که به خصوص باورهای فرد در مورد بلاتکلیفی در شکلگیری و حفظ GAD عاملی و محوری و تاثیرگذار محسوب میشود. (داگاس و رابیشود، 2007).
عدم تحمل بلاتکلیفی (IU) ویژگی است که از مجموع باورهای منفی در مورد بلاتکلیفی و تلویحات آن ناشی میشود. برای مثال افرادی که تحمل بلاتکلیفی را ندارند معتقدند که بلاتکلیفی استرسزا و ناراحت کننده است، عدم اطمینان در مورد آینده احساس نامطلوبی است، رویدادهای غیر منتظره منفی هستند و باید از آنها اجتناب کرد و این که بلاتکلیفی با عملکرد فرد تداخل میکند (داگاس و رابیشو، 2007) بر مبنای IUM، عدم تحمل بلاتکلیفی به شکل واکنشهای شناختی0 عاطفی شدید و منفی و تلاشهای بیاثر برای کنترل موقعیتها و رویدادهای نامطمئن نمود مییابد (کرنر و داگاس، 2006).
براساس این مدل افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر موقعیتهای مبهم یا نامطمئن را استرسزا و ناراحت کننده یافته و در پاسخ به چنین موقعیتهایی نگرانی مزمن را تجربه میکنند (داگاس و کرنر، 2005، به نقل از بهار و همکاران، 2009) همچنین این افراد معتقدند که نگرانی در مقابله موثرتر با رویدادهای ترسناک یا جلوگیری از وقوع آنها سودمند است. (بورکووک، و رومر، 1995). این نگرانی و احساس اضطراب همراه با آن، به گرایش منفی به مشکل و اجتناب شناختی منجر میشود، که هر دو به حفظ نگرانی کمک میکنند. به خصوص افرادی که گرایش منفی به مشکل را تجربه میکنند: 1- فاقد اعتماد به نفس در توانایی حل مساله خود هستند، 2- مشکلات را به عنوان تهدید ادراک میکنند، 3- به آسانی در مقابله با مشکل ناامید میشوند، و 4- در مورد نتیجه تلاش خود برای حل مساله بدبین هستند (کرنر و داگاس، 2006) این احساسات به عنوان عامل تشدید کننده نگرانی و اضطراب آنها عمل میکند.
اجتناب شناختی به استفاده از راهبردهای متعددی (مثلاً جایگزینی فکر، حواس پرتی، سرکوبی فکر) اشاره دارد که به اجتناب از محتوای شناختی و هیجانی تهدید کننده منجر میشوند. این راهبردهای اجتنابی را میتوان در دو طبقه کلی: 1- راهبردهای خودکار یا ناآشکار و 2- راهبردهای ارادی یا آشکار جای داد. (داگاس و رابیشو، 2007)
داگاس و همکاران ذکر میکنند که IU، چرخهای از نگران شدن، گرایش منفی به مشکل و اجتناب شناختی را راه اندازی میکند و چنین استدلال میکنند که عدم تحمل بلاتکلیفی مستقیماً بر گرایش شخص به مشکل و میزان اجتناب شناختی وی تاثیرگذار است. بدین ترتیب افرادی که سطح بالای IU را تجربه میکنند برای نگرانی مستعدتر خواهند بود (بهار و همکاران، 2009).
2-7-اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)
اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) تا سال 1980، طبقه خاصی از مشکلات روانی شناخته نمیشد، در همان سال، این اختلال برای اولین بار در DSM-III گنجانده شد. (PTSD) با سایر اختلالات اضطرابی تفاوت دارد، به این صورت که برای تشخیص رسمی آن باید رویداد وحشتناک و آسیبزایی که آغازگر عارضههاست، شناسایی شود. (PTSD) مجموعهای از عوارض مستمر است که بعد از تجربه یا مشاهده رویداد آسیبزا روی میدهد. از جمله این رویدادها میتوان موارد زیر را نام برد: حضور در جبهه جنگ، تجاوز جنسی یا سایر انواع تهاجمات فیزیکی، بدرفتاری با کودکان، تصادفات اتومبیل، سانحه هوایی، فاجعههای طبیعی یا ساخته دست بشر. (گنجی،1389)
علائم (PTSD) در سه مقوله دستهبندی میشود:
تجربه دوباره سانحه آسیبزا. شخصی به طور مکرر سانحه را به خاطر میآورد. یا کابوسهایی درباره آن می بیند، چیزهایی که سانحه را یادآوری میکنند (برای مثال، صدای هلیکوپتر که کهنه سرباز را به یاد میدان جنگ می‌اندازد؛ تاریکی که زنی را به یاد تجاوز جنسی میاندازد) ممکن است شخص را به شدت آشفته و ناراحت کند.
-اجتناب از محرکهای مرتبط با سانحه یا کرختی عمودی پاسخدهی، عدهای ممکن است تلاش کنند که از تمام یادآورهای سانحه اجتناب کنند عدهای دیگر سعی میکنند از فکر کردن به سانحه خودداری کنند؛ عدهای ممکن است فقط بخشهای نامنظمی از حادثه را به خاطر بیاورند. کرختی به کاهش علاقه شخصی به دیگران، احساس جدایی یا بیگانگی از دیگران، و ناتوانی از احساس کردن هیجانهای مثبت اشاره دارد. این علایم ممکن است مغایر با تجربه دوباره علایم به نظر بیایند، به طور کلی، شخصی بین تجربه دوباره و کرختی، پس و پیش میرود.

-علایم افزایش برانگیختگی، مشکل در به خواب رفتن یا تداوم خواب، دشواری تمرکز، گوش به زنگ بودن، واکنش افراطی یکه خوردن از جمله این علایم است. مطالعات، آزمایشگاهی با استناد به پاسخهای فیزیولوژیایی شدیدتر اشخاص دچار (PTSD) به تصاویر جنگ، این علایم بالینی را تایید کردهاند. (کرینگ، دیویدسون، و همکاران، 1388)
در DSM-IV در مورد (PTSD) مشخصاً ذکر شده است که علایم تجربه مجدد، اجتناب و افزایش انگیختگی باید حداقل یک ماه طول کشیده باشد. طبق ملاکهای تشخیصی DSM-IV-TR در مورد (PTSD) بالینگر مجاز است معین کند که آیا اختلال حاد است یا مزمن (کاپلان، و سادوک، 1389).
ملاکهای اختلال استرس پس از آسیب
-فرد در معرض رویداد آسیبزایی قرار گرفته است که در آن: رویداد یا رویدادهایی را تجربه کرده شاهد بوده، یا با آنها روبرو شده است که مرگ واقعی یا تهدید به مرگ را در برداشتهاند. یا اینکه تمامیت جسمانی فرد یا دیگران تهدید شده است و پاسخ فرد ترس شدید، درماندگی، یا وحشت را در بر داشته است.
-رویداد آسیبزا مرتباً به صورت یک (یا چند) مورد زیر دوباره تجربه میشود:
1- یادآوریهای ناراحت کننده مکرر و مزاحم رویداد.
2- رویاهای ناراحت کننده مکرر رویداد، طوری عمل میکند که انگار رویداد آسیبزا دوباره اتفاق افتاده است.
3- ناراحتی روانشناختی شدید هنگام روبرو شدن با نشانه های درونی یا بیرونی که نمادی از رویداد آسیبزا هستند یا به جنبهای از آن شباهت دارند.
4- واکنشپذیری روانشناختی هنگام روبرو شدن با نشانه های درونی یا بیرونی که نمادی از رویداد آسیبزا هستند یا به جنبهای از آن شباهت دارند.
-اجتناب مداوم از محرکهای مرتبط با آسیب و کرختی پاسخدهی کلی (که قبل از آسیب وجود نداشتند) که با سه مورد زیر (یا بیشتر) مشخص میشود:
1- سعی در اجتناب کردن از افکار، احساسات یا گفتگوهای مربوط به آسیب.
2- سعی در اجتناب کردن از فعالیتها، مکانها، یا افرادی که خاطرات آسیبزا را برانگیخته میکنند.
3- ناتوانی در به یاد آوردن جنبه مهمی از آسیب.
4- کاهش مخصوص علاقه به فعالیتهای مهم یا شرکت کردن در آنها.
5- احساس جدایی از دیگران یا بیگانگی با آنها
6- دامنه محدود عاطفه (مثل ناتوانی در داشتن احساسهای محبت آمیز)
7- احساس کوتاه شدن آینده (مثلاً انتظار ندارند که شغل داشته باشد، ازدواج کند، بچهدار شود، یا عمر طبیعی داشته باشد)
-نشانه های مداوم افزایش برانگیختگی (که قبل از آسیب وجود نداشتند) طوری که با دو مورد زیر (یا بیشتر) مشخص میشود:
1- مشکل خوابیدن یا خفته ماندن
2- تحریکپذیری یا طغیان خشم
3- مشکل تمرکز کردن
4- پاسخ یکه خوردن مفرط
-مدت این آشفتگی بیش از 1 ماه است.

 

مطلب مشابه :  پایان نامه درباره پیشرفت تحصیلی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

-این آشفتگی ناراحتی بالینی مهمی را ایجاد میکند یا در عملکرد اجتماعی، شغلی و سایر زمینه های عملکرد اختلال ایجاد میکند.
مشخص کنید که آیا:
حاد است: اگر مدت نشانه ها کمتر از 3 ماه باشد؛
مزمن است: اگر مدت نشانه ها 3 ماه یا بیشتر باشد.
مشخص کنید که آیا: شروع معوق دارد، اگر شروع نشانه ها حداقل 6 ماه بعد از عامل استرسزا باشد(انجمن روانپزشکی آمریکا،2000).
همه گیر شناسی
میزان شیوع مادام العمر (PTSD)را حدود هشت درصد جمعیت عمومی میدانند و میان بروز آن را در طول عمر 6 تا 15 درصد تخمین زده میشود، که البته علاوه بر این رقم پنج تا پانزده درصد دیگر از افراد نیز ممکن است دچار اشکال تحت بالینی این اختلال باشند، میزان شیوع مادامالعمر اختلال مزبور در گروههایی که اعضایشان در معرض وقایع آسیبزا بودهاند، در طیفی از پنج تا هفتاد و پنج درصد قرار دارد. حدود سی درصد از سربازان جنگ ویتنام دچار (PTSD) شدند و بیست و پنج درصد دیگر از آنها نیز به اشکال تحت بالینی آن مبتلا گشتند. میزان شیوع مادامالعمر این اختلال در زمان 10 تا 12 درصد و در مردان 5 تا 6 درصد است. (PTSD) در هر سنی ممکن است پیدا شود، اما به دلیل ماهیت موقعیتهای تسریع کننده آن شایعترین سن شروعش اوایل بزرگسالی است. البته بچهها نیز ممکن است به این اختلال مبتلا شوند. مردان و زنان از نظر نوع آسیبهایی که مسبب این اختلال در آنها میشود و نیز از نظر آسیبپذیری برای ابتلا به (PTSD) با یکدیگر تفاوت دارند. میزان شیوع مادامالعمر این اختلال در زنان به نحو چشمگیری بیشتر از مردان است و درصد بالاتری از زنان به این اختلال مبتلا میشوند. به صورت تاریخی و سنتی، آسیب مذکور در مورد مردان معمولاً وقایع جنگی است و در مورد زنها شایعتر از همه، مورد جمله یا تجاویز واقع شدن است. (کاپلان و سادوک، 1389).
2-8-سبب شناسی اختلال PTSD
عامل فشار
بنا به تعریف این اختلال، عامل فشار علت اولیه پیدایش آن است. اما وقتی که واقعه آسیبزایی روی میدهد، همه افراد دچار PTSD نمیشوند؛ یعنی برای ایجاد این اختلال عامل فشار لازم است. اما کافی نیست، زمینه های قبلی زیستی و روانی- اجتماعی فرد، و اتفاقاتی که قبل، و پس از آسیب روی می دهد، همگی باید مد نظر بالینگر باشد. معمولاً اگر گروهی دچار فاجعهای گردد عضو آن به سبب همان عضویت گاه قادر به کنار آمدن با آسیب میشود، چرا که در بلادیدگی تنها نبوده و سایر اعضای گروه هم مثل او فاجعه دیدهاند. معنای درون ذهنی عامل فشار اهمیت زیادی دارد. مثلاً ممکن است بازماندگان یک فاجعه دچار احساس گناه شوند که می تواند زمینهساز یا تشدید کننده PTSD باشد (کاپلان و سادوک، 1389).
عوامل خطرساز
عوامل خطرساز متعددی در ایجاد PTSD دخیل هستند، وقتی که در معرض رویدادهای آسیب‌زا قرار میگیرند این عوامل در پیشبینی PTSD موثر واقع میشوند: وجود تهدیدها برای زندگی، مونث بودن، جدایی زود هنگام از والدین، سابقه خانوادگی یک اختلال روانی، وجود یک اختلال قبلی (مثل اختلالات اضطرابی یا افسردگی) به نظر میرسد برخورداری از هوش بالا یک عامل محافظت کننده باشد، شاید به این سبب که به مهارتهای بهتر کنار آمدن ارتباط دارد. همچنین شیوع PTSD با شدت وخامت رویداد آسیبزا افزایش مییابد، مثلاً هر قدر فرد در میدان نبرد بیشتر حضور داشته باشد، خطر ابتلا بیشتر میشود. وقتی یک سرباز به میزان فراوانی در جبهه حضور داشته باشد، میزان ابتلای فرد به اختلال PTSD در میان آنهایی که اعضای خانوادهشان مبتلا به اختلالات دیگر هستند و آنهایی که چنین افرادی در خانوادهشان وجود ندارد، یکی است. در میان کسانی که سابقه خانوادگی یک اختلال روانی وجود دارد، حتی حضور اندک در جبهه نیز نرخ بالایی از PTSD را به وجود می‌آورد. واکنش اولیه به آسیب وارده نیز می‌تواند یک عامل پیشبینی باشد. اضطراب و افسردگی بالا بر احتمال ظهور ر میافزاید، کما اینکه وجود ضربان قلب بالا بعد از آسیب نیز چنین میکند.
نشانه های گسستی (نظیر دگرسان بینی خود، دگرسان بینی واقعیت، یادزدودگی، و تجربیات خارج بدنی) در زمان وارد آمدن آسیب، بر احتمال PTSD میافزایند، همین طور هنگامی که فرد میکوشد خاطره آسیبزا را از ذهن دور کند، احتمال بروز این اختلال بیشتر میشود. ممکن است گسست در تداوم بیماری نقش مهمی ایفا کند. چون که مانع رویارویی بیمار با خاطرات مربوط به آسیب میشود. در یک بررسی جالب در مورد گسست، قربانیان تجاوز جنسی دو هفته پس از تجاوز مورد ارزیابی قرار گرفتند. وقتی از موضوعات مربوط به تجاوز یا موضوعات خنثی سخنی میگفتند، شاخصهای روانی فیزیولوژیایی و گزارش خودسنجی آنان راجع به فشار روانی گرفته شد. این زنان براساس نمراتی که در یک آزمون گسست در زمان تجاوز جنسی میگرفتند. (مثلاً احساس کرختی کردی؟» ، «آیا لحظاتی بود که متوجه نشدی چه می‌گذرد؟» به دو گروه تقسیم میشدند در کسانی که نمرات بالایی کسب کرده بودند، احتمال ابتلا به PTSD نیز خیلی بیشتر بود. علاوه بر این، در کسانی که نمرات بالایی کسب کرده بودند، احتمال ابتلا به PTSD نیز خیلی بیشتر بود. علاوه بر این، در نمرات بالا، بین نمره ذهنی تنش و پاسخهای فیزیولوژیکی اختلاف زیادی وجود داشت. گر چه این افراد هنگام صحبت از تجاوزی که رخ داده بود، فشار روانی بالایی را گزارش میدادند، برانگیختگی فیزیولوژیکی آنها نسبت به زنانی که نمرات گسست پایینتری داشتند، کمتر بود. در مجموع، کنار آمدن با یک آسیب از طریق تلاش برای اجتناب از فکر کردن راجع به آسیب مزبور با ظهور PTSD رابطه دارد. (دیویدسون، و همکاران، 1384).
2-9-نظریههای زیستی
پژوهش دربارهی دوقلوها بیانگر نوعی بیماری پذیری احتمالی برای PTSD است. وانگهی، آسیب ممکن است دستگاه نورآدرنرژیک را فعال سازد، سطوح نوراپینفرین را افزایش دهد و لذا باعث شود که فرد نسبت به حالت بهنجاری که سایرین دارند، زودتر دچار واکنش یکه خوردن و ابراز هیجان شود، در راستای همین دیدگاه معلوم شده که سطوح نوراپینفرین در میان بیماران مبتلا به PTSD بالاتر از کسانی است که تشخیص اسکیزوفرنی یا اختلال خلق گرفتهاند. مضاف بر آن، تحریک دستگاه نورآدرنرژیک در هفتاد درصد از بیماران PTSD موجب حملات وحشتزدگی شده و در چهل درصد آنان تجربه بازنگری تولید میکند؛ در هیچ یک از آزمودنیهای گروه گواه جنسی تجربهای دیده نشده است. نهایتاً این که در خصوص افزایش حساسیت گیرنده های نورآدرنرژیک در بیماران مبتلا به PTSD شواهدی در دست است (دیویدسون، و همکاران، 1384).
2-10-عوامل روان پویشی
در مدل روان کاوانه اختلال مزبور، این فرضیه مطرح است که سانحه باعث فعال شدن مجدد تعارضی روانی میشود که تا پیش از آن آرام بود و نمودی نداشت، اما در واقع هنوز حل نشده بود. احیای آسیب دوران کودکی منجر به واپس روی و به کارگیری مکانیسمهای دفاعی واپس زنی، انکار، واکنش وارونه و ابطال میشود. طبق نظر فروید، در بیمارانی که سابقه آسیب جنسی در دوران کودکی را گزارش میکنند، انشقاق و دوپارگی در خودآگاهی رخ میدهد. در این بیماران، یک تعارض از پیش موجود ممکن است با بروز رویداد آسیبزای تازهای مجدداً و به صورت نمادین احیا شود. ایگو خاطراتش را مرور میکند و از این طریق میکوشد بر اضطراب مزبور فائق آید و از آن بکاهد. به طور کلی مضامین روان پویشی مربوط به اختلال پس از سانحه شامل موارد زیر میباشد:
– معنای درون ذهنی یک عامل مولد استرس میتواند آسیبزا بودن آن را معین کند.
– رویداد آسیبزا ممکن است به وسیله آسیبهای دوران کودکی تشدید شوند.
2-11-عوامل شناختی
طبق مدل شناختی PTSD افراد مبتلا نمیتوانند آسیبی را که

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه روانشناسی درباره : روابط بین فردی-فروش فایل