پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و انسان موجودی اجتماعی است

دانلود پایان نامه

اهداف تحقیق
انسان موجودی اجتماعی است. کار و بحث گروهی، دانش آموزان را با مشکلاتی که در بزرگ سالی بر سر راه زندگی اجتماعی آنها وجود دارد،آشنا می کند و راه مقابله و برطرف کردن مشکلات را به آنان می آموزد. در واقع،این تمرینی کوچک برای رسیدن به زندگی اجتماعی بهتر است. درجریان کار گروهی، دانش آموزان علاوه بر تجربه اندوزی در تقسیم کار و مسئولیت، تجربیاتی نیز در زمینه ی مدیریت و سازمان دهی فعالیت ها به دست می آورند
گسترش روزافروزن مرزهای علم و دانش از یک سو و مسأله آموزش،یادگیری و کاربست یافته‏های علمی از سوی دیگر،همواره این پرسش اساسی را فراروی دانشمندان و متخصصان تعلیم و تربیت قرار داده است که مدارس چگونه و با چه روش‏هایی باید فرایند آموزش و یادگیری علوم را برنامه‏ریزی و اجرا کنند.تا هدف‏های مطلوب آموزش و پرورش تحقق یابد.در پاسخ به این پرسش محوری،دو دیدگاه متفاوت در مورد فرایند تولید و آموزش علوم مطرح شده است که نقد و بررسی هر یک از آنها می‏تواند رسالت‏ نظام‏های تعلیم و تربیت را در انتقال،توسعه و ارزیابی علوم به نسل آینده تا حدود زیادی‏ روشن سازد
از این دیدگاه،روش آموزش علوم بر انتقال انبوهی از واقعیات علمی به یادگیرندگان و یادگیری نیز عبارت است از دست یافتن به حقایق و اطلاعات علمی که یادگیرنده با تمرین و تکرار به آن نایل می‏شود.چنین نگاهی به علم و علم‏آموزی به مرور مجموعه‏ای از روش‏های یاددهی-یادگیری را به وجود آورده است که از آنها با عناوینی چون:روش‏های‏ مکانیکی،روش‏های ماشینی،روش‏های حافظه مدار،روش‏های معلم مدار،روش‏های‏ اطلاعات مدار و روش‏های نتیجه مدار سخن گفته می‏شود
معلمان از گروه های کوچک، معمولاً به منظور ایده سازی برای بحث در کلاس درس ،تغییر در روند تدریس،یا ترغیب دانش آموزان برای صحبت کردن در کلاس استفاده می کنند. کاربرد روش یادگیری از طریق کار گروهی، بررسی گروه های کوچک متفاوت از کاربری های مختلف یادگیری از طریق همیاری است. در این پژوهش سعی بر این داریم تا بدانیم آیا استفاده از کار گروهی در درس علوم بر میزان یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان کلاس چهارم موثر است و کار گروهی تا چه اندازه با باعث بهبودانگیزش دانش آموزان در یادگیری می شود .لذا تحقیق حاضر در پی آن است تا تاثیر کار گروهی را بر بهبود انگیزش و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بررسی نماید.
1-4-1- اهداف کلی تحقیق :
بررسی تاثیر روش کارگروهی بر بهبود انگیزش و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه چهارم ابتدائی شهر سمنان
1-4-2- اهداف جزئی تحقیق:
بررسی تاثیر روش کار گروهی بر انگیرش دانش آموزان
بررسی تاثیر روش کار گروهی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان
فرضیات تحقیق :
فرضیات ما در این تحقیق شامل :
بین روش تدریس کار گروهی و روش سنتی از نظر تاثیر بر انگیزش یادگیری دانش آموزان تفاوت معناداری وجود دارد
بین روش کار گروهی و روش سنتی از نظرتاثیر بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تفاوت معناداری وجود دارد.
متغیر ها:
متغییر وابسته: متغییر وابسته ما در این تحقیق انگیزش وپیشرفت تحصیلی
متغییر مستقل : متغییر مستقل روش تدریس می باشد.
تعاریف نظری و عملیاتی متغییرها
علم را می‏توان نظام کسب آگاهی دربارهء پدیده‏های مختلف جهان دانست که در حوزهء علوم تجربی عموما از طریق مشاهدات و آزمایش‏های قابل کنترل به دست می‏آید.روش‏ علمی که همان روش پژوهش یا حل مسأله است،فرایندی است که دانشمندان در طول‏ حیات بشر از طریق آن توانسته‏اند با آزمودن فرضیه‏ها و کشف روابط میان پدیده‏ها به‏ تدریج مفاهیم،اصول و نظریه‏هایی را کشف کنند که امروزه در قالب رشته‏های مختلف‏ علمی در اختیار همگان قرار گرفته است.
در روش آموزش به صورت سنتی ،معلم به شیوه‏ای مکانیکی و یک جانبه می‏کوشد تا از طریق‏ روش‏های گفتاری و نمایشی و فشار آوردن بر حافظه و تکرار مطالب،انبوهی از حقایق و اطلاعات را که صرفا محصول تفکر دیگران بوده است به ذهن شاگردان منتقل کند.در این‏گونه روش‏ها،بر درگیری مستقیم و شرکت فعال دانش آموزان در تجارب یادگیری کم‏تر تأکید می‏شود و یادگیرنده در فرایند یاددهی-یاددگیری غالبا نقشی انفعالی و پذیرنده‏ دارد.او مجبور است بدون تفکر و تعمق و درک رابطهء منطقی میان پدیده‏ها و امور،مطالب‏ را به شیوه‏ای طوطی وار به ذهن بسپارد و در مواقع لزوم آنها را دوباره به خاطر آورد.
این‏گونه آموزش‏ها به مرور نوعی خستگی،دل زدگی و بی‏تفاوتی نسبت به علم و علم‏ آموزی دریادگیرندگان ایجاد می‏کند و از آنان افرادی منفعل،زود باور،غیر منطقی،غیرخلاق،و خشک اندیش می‏سازد.چنین افرادی عملا قادر نیستند از توانایی‏ها و استعدادهای بالقوهء خود استفاده کنند و در مسیر یادگیری بهتر و عمیق‏تر گام بردارند.در این روش‏ها بیش‏تر فعالیت‏ها بر عهدهء معلم است.اوست که می‏کوشد تا به هر شکل ممکن، دانش و یافته‏های علمی را با استفاده از انواع مثال‏ها و شواهد و تمرین و تکرار به‏ دانش آموزان القا کند مایر(1990،1992).
در دیدگاه دوم که از آن به عنوان‏”دیدگاه پویا”نام برده می‏شود،علم بیش‏تر به صورت‏ یک فرایند و فعالیت پویا،یعنی مراحلی که دانشمندان در جریان برخورد با موقعیت‏های‏ نامعین و مسأله‏ای طی می‏کنند در نظر گرفته می‏شود.از این دیدگاه،علوم را باید به همان‏ شیوه‏ای که دانشمندان آنها را تولید کرده‏اند،آموخت.دانش آموزان در جریان یادگیری‏ علوم به جای دریافت مستقیم حقایق علمی با فرایند تولید علم آشنا می‏شوند. (شواب، 1996)
دانشمندان در برخورد با مسائل به ویژه هنگام جمع‏آوری،ارزیابی‏ و تفسیر داده‏ها مجموعه‏ای از مهارت‏های عقلی و طرز عمل‏های تجربی را به کار می‏گیرند که فرایندهای علم‏5نامیده می‏شوند.برای مثال،فعالیت‏هایی مانند مشاهده‏،انــدازه گـیری،جمع‏آوری وطبقه‏بندی اطـلاعات ، فرضیه‏سازی ،آزمون فرضیه‏ها،استنباط و نتیجه‏گیری‏ ازداده‏هاو…نمونه‏هایی از این فرایندها هستند که دستاوردها یافراورده‏های علمی یعنی‏ حقایق‏ ، اصول‏،قوانین‏و نظریه‏هااز طریق آنها حاصل می‏شوند.
بر اساس این دیدگاه،دانش آموزان باید همانند دانشمندان پدیده‏های مختلف را از طریق مشاهده،تجربه و دیگر فرایندهای علمی مطالعه و بررسی کنند و پس از کشف روابط میان پدیده‏های مورد نظر به احکام ، قوانین و اصول علمی پی ببرند.