دانلود پایان نامه درباره خانواده ها، خاندان نوبخت، امام زمان

محمد بن عثمان نخست وکالت امام مهدی (عج) را داشت ، پس از در گذشت پدر سفیر و نایب اول – نیابت آن حضرت را یافت ، چنان که شیخ طوسی روایت کرده وی پیوسته مددکار عثمان بن سعید بوده و با تعیین شدن از سوی امام یازدهم و پدرش به سفارت حضرت حجت نائل گشت.
به رغم مشکلاتی که ابو جعفر محمد بن عثمان ، به خاطر وجود و کلای دروغین همچون ابن هلالی ، بلالی و ابن نصیر با آن روبه روبود فعالیت های پنهانی سازمان وکالت را ارائه می داد . و نقش آن را در میان امامیه گسترش می بخشید . درهمان حال اقدامات سفیر اول را دنبال می کرد و می کوشید تا وجود امام غائب را در معتقدات امامیه ثابت کند ، بدون آنکه مورد آزار دستگاه عباسیان قرار گیرد. از این رو چنان که گفته شد بقیه بر رفتار محمد بن عثمان و نمایندگان امام در شهرها حاکم بود و او نیز مانند پدرش ، روغن خرید و فروش می کرد.
از محمد بن عثمان پرسیدند که آیا صاحب امر رادیده ای ؟ گفت: آری آخرین بار امام را در کنار خانه خدا دیدم که فرمود.
( اللهم انجزلی ما وعدتنی) « خدایا ، وعده ای را که به من داده ای ، به انجام برسان))
و در جای دیگر، در پاسخ عبدالله بن جعفر حمیری می گوید:
صاحب الامر هر سال در مناسک حج شرکت می جوید و مردم را می بیند و آنان را می شناسد در حالی که دیگران و یرا می بیند و نمی شناسند . و آنکه دیدار خویش را با امام عصر روایت می کند که حضرت پرده خانه خدا را به دست گرفته و چنین نیایش می نمود.
« بارالها ، انتقام مرا از دشمنانم بگیر))
می توان گفت از سفارت و نیابت اول که عثمان بن سعید عهده دار آن بود – هرچه پیش می رویم ، دشواری های فزون تری بر سر راه سفارت می نگریم، که غالباً منسا آن حسادت عالمان بی عمل و فقیهان بی حکمت است.
تنی چند از وکیل های حضرت از جمله محمد بن نصیر نمیری ، پس وفات سفیر دوم ، ادعای سفارت و نیابت خاص امام زمان را داشتند. کار « ابن نصیر)) به کفر و الحادکثیر و پیر وانی که گرد خود آورد پس از مرگ وی دچار تفرقه و دسته های سه گانه شدند او مدعی نبوت بود و این که امام هادی (ع) وی را بدین مرتبه برانگیخته است.
نیز می بایستی از احمد بن هلالی کوفی- از اصحاب امام یازدهم – یاد کرد که نیابت و سفارت شخص محمد بن عثمان را منکرشد، و امام هادی (ع) در توقیع خویش دعا را لعن نمود.
چنان که از تاریخ غیبت صغری بر می آید ، نایبان خاص ، از یک سوتقیه و نهایت پنهان کاری را داشته اند و از دیگر سو، درگیر مبارزه اعتقادی وفکری با مدعیان وکالت و نیابت حضرت حجت بوده اند. به نظر می رسد که وضعیت اجتماعی و اخلاقی اصحاب پیشین و دنیا پر ستی ها و قدرت طلبی های اینان ، در کوتاهی دوران غیبت صغری بی تاثیر نبوده است. یا شاید این غیبت کوتاه مدت برای آزمایش خواص شیعه و تمیز صادق از کاذب ، در نظر گرفته شده است. به هر حال مرحله ای محسوب می شود که به شیعه آمادگی ذهنی و قبولی غیبت کبری را می بخشد.
3- حسین بن روح نوبختی
نایب و سفیر سوم امام مهدی(عج) حسین بن روح نوبختی است که در سال 305 هجری پس از در گذشت محمد بن عثمان به نیابت خاص از سوی امام برگزیده شد.
شیخ طوسی درباره حسین بن روح چنین نوشته است: ابوالقاسم [حسین بن روح نوبختی] از عاقل ترین مردم نزد مخالف و موافق بود و به تقیه رفتار می کرد.
به راستی کمتر کسی می توانست همچون حسین بت روح، از عهده مسولیت سنگین سفارت حضرت در شرایط دلهره آور آن روز برآید. حکمت معرفت و استقامت از وی چهره ای تحسین برانگیز ساخته بود، به گونه ای که می توان او را در شمار شخصیت های استثنایی تاریخ شیعه دانست. چنان که بیشتر گفته شد، ابن نصیر ازاصحاب امام دهم و یازدهم ، در دوران وی، در طلیعه سفارت اش ، مدئی نیابت خاص و جانشین آورده بود و جاه طلبی این عالم متهتک سبب گشت تا درمیان بنی سبطام که قبول خاطر یافته بود- هر دروغ و کفری را نشر دهد و به حسین بن روح نوبختی – سفیر سوم امام منسوب دارد، در حالی که تکذیب آن همه از جانب نوبختی تاثیری نمی بخشید چرا که شلمغانی اظهار می داشت که اقشای راز کرده وبدخواهی حسین بن روح نوبختی را برانگیخته است که سرانجام توقیعی در لعن و برائت وی از سوی حضرت صادر گشت.
شلمغانی روزی در میان جمعی از شیعیان در خانه ابن مقله وزیر خلیفه عباسی –الراضی بالله چنین گفت: میان و من و حسین بن روح را جمع سازید، پس اگر آتش آسمان بر او فرود نیامدو او را نسوزانید ، او بر حق است و الا دعوی من بر حق می باشد. این جریان به گوش الراضی بالله خلیفه عباسی رسید. او هم دستور داد ،شلمغانی را به قتل برسانند(323 هـ)
گفتنی است که در این سال های آخر حیات و نیابت نوبختی بود، که وی به موقیعتی مناسب در پرتو دور اندیشی و تدبیر و تقیه دست یافت و گرنه در قضیه قدامطه و فعالیت مسلحانه آنان بر ضد دستگاه حاکمه عباسیان که در حمله به کاروان حج (311 هـ .) اوج گرفته بود و تنی چند از بستگان نزدیک خلیفه در آن بودند و در نهایت غزل قتل ابن فرات وزی شیعی و پسرش را فراهم آورد – نوبختب دستگیر شد و پنج سال در زندان خلیفه مقتدر عباسی سپری نمود. تا این که در سال 317 هجری آزادی خود را بازیافت.
گروههای سیاسی- افراطی شیعه که به محابا دست به سلاح می بردند. و هرگز حانب احتیاط و رعایت شرایط نیست صغری را نگاه نمی داشتند ، افزون بر جاه طلبان در عرصه ایمان و فرهنگ مانند شلمغانی ، نایب و سفیر سوم حضرت را به رنج می افکندند و اگر مدیریت و سیاست وی در آن ارتفاع نظر گیر نبود , بی گمان دچار ناکامی های قزون قری می گشت. به گفته شیخ طوسی ،او حتی خدمتگزارش را به دلیل ناسزا گفتن به معاویه ، اخراج کرده تا کمترین بهانه ای به دست مخالفان ندهد و مجال بهانه جویی را از آنان باز ستاند.
از دیدیکی از پژوهشگران دوره تاریخی نیست جایگاه بلندی که نوبختی در عصر مقتدر عباسی به دست آورده بود از ناحیه نفوذ خاندان نوبختی در دستگاه عباسیان و از طرفی در ارتباط با شیعیان قرار داشته که در دستگاه حکومت ، عهده دار مقام و منصب گشته بودند که از این رهگذر زندگی افراد و خانواده های نیازمند ، سامانی یافت
4- علی بن محّمد سمری
آخرین نهایت خاص مهدی (عج) علی بن محمد سمعری نام دارد. که در سال 226 هجری به عنوان سفیر حضرت منصوب گشت و سه سال در این مقام باقی ماند. شیخ طوسی می گوید که این روح نوبختی ابوالحسن علی بن محمد شمری م 329 ه را به جانشین خود تعیین کرد. و شیخ طبرسی گفته است این تعیین با تصریح و دستور حضرت حجت صورت گرفته است.
بادرگذشت وی ، غیبت صغری پایان یافت و دیگر کسی به عنوان نایب و واسطه مهدی با مردم معرفی نگشت در آخرین توضیح حضرت به علی بن محمّد سمری آمده بود که پس از خود ، فردی را به نیابت برنگزیند و به همگان برساند که غیبت کبری آغاز گشته است و چنان که شیخ صدوق از توقیع حضرت حجت روایت کرده درباره دیدار و ارتباط و ادعای آن از ناحیه فرصت طلبان چنین فرمود.
(و کسانی که نزد هواداران من شیعیان می آیند و مدئی رویت من می شوند، ولی آگاه باش، هر کس پیش از قیام سفیانی و صیحه آسمانی ادعای رویت مرا داشته باشد دروغگوی فریبکاری است.)
تکلیف ، حضور و غیبت:
منتظر ظهور مهدی ، همان مومن به غیب و کتاب و آخرت است از این رو تکلیف همان است که در عصر حضور پیامبر و حجت های پروردگار بوده و مومنان نیکومی شناختند و بدان رفتار می کردند. به سختی دیگر چه در غیبت و چه در حضور می باسیتی جامه تقوای الهی را بر جان خویشتن پوشانید و در رعایت فرمان های خدا و پیامبر و ترک بدی ها و زشتی ها ، کوشا بود. از این رو هر تکلیفی که مسلمانان راول یا معاصر امامان شیعه می شناخت. امروز هم همان تکلیف و تکلیف ها مطرح می باشد.
به بیان دیگر ، سیمای منتظران سیمای مسلمانان پکدل عصر رسول خداست و در قآن ، تصویرهایی از حیات فردی و اجتماعی اینان به نمایش گزارش شده است. و فرجام کارشان را به روشنی درستگاری و کامیابی و سر افزاری نشان می دهد. که نمونه ای از آن را در زیر می آوریم:
« به راستی که مومنان رستگار شدند ، همانا ن که در نمازشان فروتند، و آنان که از بیهوده رویگردانند و آنان که زکات می پردازند و کسانی که پاکدامنند.و آنان که امانت ها و پیمان خود را رعایت می کنند.))
افزون بر آن تکلیف هایی که هر منتظر مسلمان شناخته و به کار بسته است می بایستی به تکلیف های ویژه غیبت نیز توجه داشته باشد بدین سان عصر غیبت موجب سکون و شانه خالی کردن ازبار تعهدها و تکلیف های ناشی از ایمان به غیبت نبوده و راه عافیت طلبی را به روی منتظران نمی گشاید. این همان طرز تلقی بنی اسرائیل است که کوچکترین بهانه و کمترین وقفه در دریافت وحی را زمینه گریز از مسولیت ها قرار داده و نهایت به خواری و آوارگی در بیابان ها دچار می شوند.
امام رضا(ع) نیکو بودن هماهنگی صبر و انتظار گشایش راستود و به داستان شعیب پیامبر و قوم اش اشاره می کند، که در دعوت توحیدی اش پایداری نشان داد و انتظار گشایش در کارها راست و گمراهی آنان ، وی را دچار تزلزل در عقیده و نومیدی ساخت.
« چه نیکوست و پایداری و انتظار گشایش))
در حدیثی از امام صادق (ع) بر تقوای الهی و تمسک به دین خدا در عصر غیبت ، تکیه شده است که نمایانگر ضرورت تداوم تکلیف شناسی و رعایت آن در همه عرصه هاست.
« برای صاحب این امر مهدی عج غیبتی خواهد بود، در آن دوران هر بنده ای می بایستی تقوا داشته باشدو نیز به دین اش چنگ زند.))
و در جای دیگر ، نشانه ها یمنتظر را چنین بیان فرمود:
بی گمان برای ما دولتی است که هرگاه خدا اراده نمود، تحقق خواهد یافت. هر کس که شادمانی می ورزد از این که از یاران امام قائم باشد می بایستی در انتظار او باشد و بر پایه ورع و پاکدامنی و نیز ارزشهای اخلاقی ، رفتار نماید. چنین کسی منتظر مهدی شناخته می شود.))
سخن از حرکت حکومت آرمانی است که بشریت در نهایت سیر تاریخی خویش شاهد آن خواهد بود. نویدهایی که برای دستیابی به حیات طیبه انسانی داده اند. و هیچ گاه در گسترده جهان و روابط و مناسبات سیاسی حاکم امکان پذیرفته نبوده و غالباض ناکامی و چیرگی باطل را در پی داشته است ، اینک جامه عمل به خود خواهد پوشید و چیرگی حق و عدل و معنویت را پدیدار می سازد. چگونه می توان منتظر چنین دولت کریمه ای ماند،ولی از آماده سازی فکری و اخلاق و رفتاری غفلت وزید؟
تکلیف های خاصی را برای شیعیان منتظر ظهور مولا بر ثمرده اند. که می بایست نسبت به آنها اتصام وزید و از این رهگذر ، اندیشه و روان خویش را از پلیدی ها زدود.
1- دعا
زمانهای که ویژه حضرت مهدی عج دانسته اند . شب قدر روز عاشورا و نیز هر روز از روز شدن آفتاب تا غروب آن و عصر روزهای دوشنبه و پنج شنبه و همچنین شب و روز نیمه شعبان و روز نوروزمی باشد که درباره آنها به نیابش سفارش کرده اند. نظر به اهمیت و منزلت لیله القدر نحن محدث نوری را نقل می کنیم.
در تمام این شب ، حضرت صاحب الاامر (ع) یا ملائکه مقربین محشورات و فوج فوج به فرمت او می ایند. و برای رسوم می کنند و تقدیرات که برای او مسایر خنق شده است. بر او عرضه می کنند. سزاوار نیست در چنین شبی تا سی به امام خود نکته به عظت به سر آوررند…..
دعای بر آن جناب را باید عقدم داشت بروی مرتبن خود . و در این شب امام مشغول است به آن امر عظیم الهی … پس دعاها طلب نصرت و امانت و حفظ الهی ات برای آن جناب…
ایشان در شب قدر و دیگر زحان ها که یاد کردیم دعای معروف اللهم کن لولیک…
را سفارش می کند. در پایان یاد آور می شویم که دعا به سیب فلسفه و نقش خاصی که درمان وکردارآدمی دین می

مطلب مشابه :  پایان نامه رایگان با موضوعاستاندارد، مدیریت ارتباط، ارزش مشتری