پایان نامه رایگان درمورد دانش آموز، پیشرفت تحصیلی، دانش آموزان

که پیشرفت تحصیلی دانش‌اموزانی که به روش حل مسأله آموزش دیده بودند نسبت به گروهی که با روش سنتی آموزش دیده اند بیشتر بوده است و تفاوت معنی داری وجود دارد.
محمدزاده (1388) در تحقیق با عنوان «بررسی اثربخشی تدریس مبحث دینامیک به روش حل مسأله بر درک مفهومی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان سال دوم متوسطه شهر مشهد» به این نتیجه دست یافت که تدریس فیزیک از طریق حل مسأله بر درک مفهومی و پیشرفت تحصیلی دانش‌اموزان تأثیر چشمگیری دارد.
حسین پور (1391) در تحقیقی با عنوان «تأثیر روش حل مسأله بر پیشرفت تحصیلی ریاضی دانش آموزان پسر پایه پنجم شهر گتوند» به این نتیجه دست یافت که تدریس ریاضی از طریق حل مسأله باعث پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان می شود.
یزدانیار (1394) در تحقیقی با عنوان « تأثیر روش حل مسأله بر پیشرفت تحصیلی فیزیک دانش آموزان سال اول دبیرستان در شهر ملایر» به این نتیجه دست یافت که تدریس فیزیک از طریق حل مسأله باعث پیشرفت تحصیلی دانش آموزان می شود.
2-18-2- پیشینه ی خارجی
سیفارلی47 و همکاران (2005) تحقیق مداومی را روی فهمیدن فرآیند پیچیده ی ناآشکار اکتشاف ریاضی انجام دادند. مطالعه ی آنها رفتار حل مسأله ی دانشجویان دو دانشگاه، در حالی که روی تکالیف بی پایان حل مسأله کار می کردند را تحلیل کرده است.
نتایج این تحقیق نشان می دهد که فعالیت های شناختی مسأله حل کن ها می تواند فهم و درک فراگیر آنها را از حل مسائل آگاهی بخشد که این هم به نوبه خود به انگیزه ی حل کنندگان مسائل افزوده و آنها را قادر می سازد که به دنبال مسائل جدید بروند.
هدبرگ48 و همکاران (2004) طی مطالعه ای تمرینات کلاسی سه معلم سنگاپوری پایه پنجم را هم قبل و هم بعد از یک عمل بازتابی مداخله ای که توسط مؤلفین طراحی و تکمیل شده بود، مورد ارزیابی و بررسی قرار دادند و دریافتند که توانایی حل مسأله ی دانش آموز دو معلم از سه معلم سنگاپوری که از روش کار گروهی کوچک در کلاس درس استفاده می کردند و مجر به تعامل و مشارکت بیشتر دانش آموزان در جریان تدریس شد. بعد از مداخله ی عمل بازتابی بهبود پیدا کردند. در حالی که چنین تغییراتی در کار معلم دیگر بوجود نیامد زیرا او فکر می کرد که دانش اموزان در کلاس درس از کار گروهی بهره نمی برند.
چان – ینچانگ49 (2003) در کشور تایوان به منظور بررسی تأثیر روش یادگیری حل مسأله به صورت مشارکتی در مقایسه با روش تدریس معلم محور بر پیشرفت تحصیلی و درک و دانش دانش اموزان در درس علوم زمینی پرداختند. آنها با انتخاب تصادفی 77 دانش آموز و تقسیم آنها به دو گروه و طی اجرای روش تدریس های مذکور در گروههایی به مدت چهار هفته، نتایج تحقیق نشان داد که هیچ تفاوت عمده ای بین درک و دانش و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان گروه کنترل و روش معلم محور وجود نداشت در حالی که گروه آزمایش به طور معنی داری عملکرد بهتری نسبت به گروه کنترل در به کارگیری درس فراگرفته داشتند. این نتایج نشان می دهد که استفاده از راهبردهای یادگیری حل مسأله به صورت مشارکتی در تدریس علوم زمینی به عملکرد بهتر در به کارگیری این علوم می انجامد (احمدی، 1386).
بورون50 (2003) در مطالعه گروهی از دانشجویان را که در درس فیزیک ثبت نام کرده بودند را با استفاده از روش تقسیم تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم نمودند. پس از اجرای برنامه ی آموزشی، به منظور تأثیر یادگیری حل مسأله به شیوه ی اکتشافی هدایت شده بر پیشرفت تحصیلی و نگرش دانشجویان در درس فیزیک با استفاده از یک آزمون، میزان نگرش و پیشرفت تحصیلی آنها را نسبت به درس فیزیک مورد سنجش قرار دادند. نتایج به دست آمده نشان داد که روش یادگیری به شیوه اکتشافی هدایت شده در مقایسه با روش معلم محور ارتباطی معنی دار و مثبتی با میزان نگرش و پیشرفت تحصیلی دانشجویان در درس فیزیک داشته است.
استفن هاونگ51 و همکاران (2002) تحقیقی با عنوان بررسی رابطه بین طرح مسأله52 و حل مسأله در مورد دانش در پایه های ششم و هفتم چینی و آمریکایی انجام دادند و نتایجی را بدست آوردند. آنها به این موضوع پی بردند که روابط مختلف بین حل مسأله و طرح مسأله برای دانش آموزان آمریکایی و چینی می تواند نتیجه تفاوت های استراتژی های حل مسأله در آنان باشد و در این تحقیق به این نتیجه رسیدند که دانش آموزان چینی بیشتر تمایل دارند از استراتژی های انتزاعی برای حل مسائل استفاده کنند، اما دانش آموزان آمریکایی تقریباً به طور منحصر به فردی از استراتژی های واقعی و عینی و نمایش های ترسیمی (هندسی) برای حل مسائل استفاده می کردند.
نیکلس53 و همکاران (2002) در تحقیقی به بررسی تأثیر یادگیری حل مسأله به صورت همیاری بر پیشرفت تحصیلی و میزان علاقه ی دانش آموزان پرداختند، آزمودنی ها 62 دانش آموز دبیرستانی بودند که بر دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند. موضوع مورد مطالعه مبحثی در خصوص جبر بود و نتایج بدست آمده نشان داد که آزمودنی ها گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل به پیشرفت تحصیلی بالایی دست یافتند و احساس ارزشمندی بیشتری کردند و همچنین به موضوع مورد مطالعه که درس جبر بود تمایل و علاقه بیشتری از خود نشان دادند (کنعانی، 1381).
جانسون و همکارانش (2002) در یک بررسی کلی تعداد 122 تحقیق انجام شده در خصوص تأثیر یادگیری حل مسأله به صورت اکتشافی، انفرادی و رقابتی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان متوسطه را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دادند و به چهار دسته ی کلی از جمله یادگیری اکتشافی، همراه با رقابت گروهی، یادگیری رقابتی و یادگیری انفرادی به مطالعه پرداختند و به این نتیجه رسیدند که دانش آموزان در یادگیری اکتشافی همراه با رقابت گروهی از پیشرفت تحصیلی بیشتری برخوردار بودند (احمدی، 1386).
میلر54 و همکاران (2001) نیز براساس تجربیات و مطالعاتشان بیان می کنند که بحثهای گروهی منجر به روابط بین فردی و تعامل اجتماعی می شود. در طول بحث های گروهی، دانش‌آموزان یاد می گیرند که موضوعات بحث انگیز را کشف بررسی کنند و با شرایط و موقعیت های متفاوت افراد سر و کار داشته باشند و از این طریق احساس کنند که بخشی از گروهند و مورد پذیرش همسالان خویش هستند. در ضمن دانش‌آموزان از طریق بحثهای گروهی که روش های آموزش مهارت های زندگی می باشد، توانایی خود رهبری، خود مدیریتی و تصمیم گیری بیشتری بدست می دهد.
کیندی55 (2001) هشتاد و هفت دانشجو در درس روانشناسی عمومی ثبت نام کرده بودند شیوه حل مسأله به صورت اکتشافی و همین تعداد دانشجو را به شیوه ی معلم محور در دو گروه آزمایش و کنترل مورد مطالعه قرار دهند. هدف او در این تحقیق، بررسی تأثیر یادگیری به شیوه حل مسأله به صورت اکتشافی در مقایسه با یادگیری معلم محور بر عملکرد تحصیلی و انگیزه پیشرفت و عزت نفس دانشجویان بود. نتایج بدست آمده نشان داد که گروهی که به شیوه حل مسأله به صورت اکتشافی آموزش دیدند، پیشرفت تحصیلی بیشتری داشته و از انگیزه ی پیشرفت بالایی برخوردار بودند و همچنین عزت نفس آنها نیز بالا بود.استی ور56 (2000) در مطالعه ای 80 نفز از دانش‌اموزان دبیرستانی را با استفاده از تقسیم تصادفی به دو گروه تقسیم نموده و مطالبی در خصوص فتوسنتز (مربوط به درس زیست شناسی) به هر دو گروه آموزش داد. مطالب ارائه شده به گروه (الف) به شیوه معلم محور و به گروه (ب) به صورت یادگیری اکتشافی آموزش داده شد. سپس یک آزمون مربوط به موضوع مورد مطالعه از آزمودنی ها به عمل آورد. نتایج نشان داد که آزمودنی های گروه (ب) در مقایسه با گروه (الف) هم مفاهیم بیشتر در خصوص فتوسنتز یاد گرفتند و هم درک عمیق تر و صحیح تر مفاهیم نسبت به این مبحث داشتند و با استفاده از استراتژی های شناختی و فراشناختی به راحتی مفاهیم یاد گرفته شده را به سایر اعضای گروه خود به طور صحیح و دقیق انتقال می دادند.
2-19- جمع بندی
در این فصل به ادبیات تحقیق که شامل روش تدریس سنتی به ویژه روش تدریس حل مسأله پرداخته شد و در نهایت پیشینه هایداخلی و خارجی این موضوع بررسی که نتایج در این تحقیقات نزدیک به هم بودند، یعنی در همه تحقیقتن تدریس از طریق حل مسأله بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در دروس مختلف تأثیر مثبتی داشتند.
فصل سوم
روش تحقیق
3-1- مقدمه
فصل سوم پژوهش، به روش اجرای تحقیق اختصاص یافته است. در این فصل روش و متغیرهای تحقیق و همچنین نحوه اندازه گیری آن ها، جامعه آماری، روش و ابزار گردآوری داده ها و روش تجزیه و تحلیل آن ها ارائه شده است.
3-2- روش تحقیق
مطالعه حاضر، یک مطالعه شبه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون با دو گروه تصادفی است که به منظور مقایسه تأثیر روش تدریس به شیوه حل مسأله و سنتی به پیشرفت تحصیلی دانش آموزان سال دوم متوسطه به اجرا درآمد.
3-3- جامعه آماری
جامعه آماری این تحقیق را کلیه ی دانش آموز دختر سال دوم متوسطه منطقه ملایر که در سال 95-1394مشغول به تحصیل هستند را تشکیل می دهد که تعداد آن ها طبق گزارش اداره ی آموزش و پرورش شهرستان ملایر 280 نفر می باشد.
3-4- نمونه آماری و روش نمونه گیری
نمونه آماری این تحقیق شامل 56 نفر از دانش آموزان سال دوم متوسطه دبیرستانهای دخترانه ی دولتی شهر ملایر می باشد که به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند. روش نمونه گیری به این صورت بود که یکی از دبیرستان های دخترانه را انتخاب سپس از بین آنها 56 دانش آموز دختر که عملکرد پایینی داشتند را انتخاب و به دو گروه 28 نفری آزمایش و کنترل تقسیم شدند.
3-5- ابزار جمع آوری داده ها
در این پژوهش برای جمع آوری اطلاعات از آزمون محقق ساخته استفاده گردید. شیوه ساخت آزمون به این صورت بود که ابتدا 15 سوال برای پیش آزمون و 15 سوال برای پس آزمون از مبحث دینامیک کتاب فیزیک دوم دبیرستان، براساس دانش و مهارت های موضوعی و همچنین مهارت های مورد نظر در اهداف آموزش به روش حل مسأله توسط محقق طراحی گردید، سپس جهت ارزیابی سوالات از نظر شکل ظاهری، محتوا، اهداف و منطبق بودن با مهارت های مورد پژوهش، با چند نفر متخصص و کارشناس فیزیک مشورت و تبادل نظر شد که در نهایت از بین سوالات 10 سوال برای پیش آزمون و 10 سوال برای پس آزمون هر دو گروه دانش آموزان مورد تأیید و استفاده قرار گرفت. روایی صوری و محتوایی آزمون توسط چند نفر متخصص و کارشناس فیزیک فیزیک آشنا با روش حل مسأله مورد تأیید قرار گرفت. پایایی پیش آزمون الفای کرونباخ 53% و پس آزمون آن برابر 73% محاسبه شد.
3-6- روش اجرای تحقیق
با مشورت اساتید راهنما و مشاور در خصوص موضوع و موافقت آنها، سپس مطالعه ی منابع شامل پایان نامه ها، مقالات، کتابها در رابطه با موضوع و همچنین مشاوره با صاحبنظران، اساتید مجرب در این زمینه، 28 دانش‌آموز را که به روش تدریس حل مسئله آموزش داده شده بودند به 4 گروه 4 نفره و 4 گروه 3 نفره تقسیم شدند. در طول این دوره، دانش آموزان در گروه های کوچک کاری می کردند و با مسائل سر و کار داشتند. آن ها فعالانه در بحث گروهی شرکت می کردند، آن ها از دانش خود استفاده می کردند و ایده هایشان را بیان می کردند و تجربه های خود را با یکدیگر در میان گذاشتند و فرضیه سازی می کردند و سپس فرضیه هایشان را آزمایش می‌کردند و به درست بودن یا نادرست بودن فرضیه های خود پی بردند. آزمایش به مدت 8 جلسه 5/1 ساعته بر روی این گروه ها اجرا شد.
3-7- روش های تجزیه و تحلیل
جهت تجزیه و تحلیل داده ها پس از جمع آوری آزمون ها، اطلاعات کدبندی شده و سپس وارد برنامه ی رایانه ای SPSS گردید.
پس از رمز گذاری مجدد داده ها به بررسی نرمال بودن داده ها با استفاده از آزمون کولموگروف اسمیرنوف پرداخته

مطلب مشابه :  تحقیق با موضوعنرم افزار، حل مسئله، بهره بردار