توسعه کشاورزی

……………………………………………………………………۱۶۳
چکیده انگلیسی…………………………………………………………………………………۱۶۸
عنوان انگلیسی…………………………………………………………………………………۱۷۲

چکیده:
با توجه به این که ایران در اقلیم خشک و نیمه‌خشک قرار دارد، استفاده‌ی اقتصادی از عامل آب نقش مهمی در تولید محصولات کشاورزی دارد. دولت در اجرای سیاست‌های برنامه‌ی دوم توسعه پروژه‌هایی را به منظور ترویج روش‌های جدید آبیاری در مناطق مستعد کشاورزی به مورد اجرا می‌گذارد. یکی از این پروژه‌ها اجرای آبیاری تحت فشار در بخشی از اراضی کشاورزی چهار روستای مرزی در شهرستان مریوان از توابع استان کردستان است. این پروژه جهت آبیاری ۳۰۴ هکتار از اراضی با حمایت دولت در سال۱۳۷۵ آغاز می‌شود و در سال۱۳۷۷ به پایان می‌رسد و جهت مدیریت و بهره‌برداری از آن به شرکت تعاونی تولید روستایی واگذار می‌شود، اما کشاورزان پس از مدت اندکی در استفاده از پروژه استقبال نمی‌کنند و مشارکتی در نگهداری از تأسیسات، تجهیزات و مسایل مالی آن با همدیگر نمی‌کنند. این مسأله تبدیل به معضلی اقتصادی و مالی برای کشاورزان، مدیران شرکت و سازمان‌های دولتی در منطقه می‌شود. این مطالعه موضوع مذکور را از دیدگاه جامعه‌شناسی و بر اساس دیدگاه ساختی مورد بررسی قرار داده است، سؤالات اولیه‌ای که درباره‌ی مسأله‌ی مذکور مطرح گردید، عبارت بودند از:
۱. آیا بین عوامل درون‌گروهی از قبیل سنخیت فکری (گرایش آن‌ها به پدیده‌های نو وکارهای جمعی و تعاونی)، سنخیت اقتصادی و اجتماعی کشاورزان با مسأله عدم مشارکت آن‌ها در بهره‌برداری از سیستم آبیاری جدید ارتباطی وجود داشته است؟
۲. آیا بین عوامل برون‌گروهی از قبیل معایب فنی، اقتصادی و اجتماعی سیستم آبیاری جدید و مسأله عدم مشارکت در بهره‌برداری از آن ارتباطی وجود داشته است؟
۳. آیا بین فرآیند و نحوه‌ی پذیرش سیستم توسط کشاورزان و مسأله‌ی عدم مشارکت در آن ارتباطی بوده است؟
۴. آیا نوگرایی عملی و مشارکت عملی کشاورزان در زمینه‌ی امور عمومی روستا و فعالیت‌های کشاورزی بر مشارکت در بهره‌برداری از سیستم آبیاری جدید تأثیر داشته است؟
۵. آیا اشتغال کشاورزان در فعالیت‌های غیرکشاورزی بر مسأله‌ی عدم مشارکت آن‌ها در استفاده از سیستم آبیاری جدید مؤثر بوده است؟
این تحقیق برای پاسخ به سؤالات مذکور، موضوع را از طریق پرسشنامه‌ی همراه با مصاحبه یا به اصطلاح به روش پیمایشی مورد بررسی قرار داد.
جامعه‌ی آماری ۲۱۸ کشاورز بود که از طریق فرمول کوکران ۱۴۱ نفر از آن‌ها به روش نمونه‌گیری طبقه‌ای انتخاب شدند.
آزمون‌های آماری مورد استفاده عبارت بودند از: ضریب همبستگی پیرسون، کای اسکور، تحلیل عامل، رگرسیون چند متغیره و تحلیل مسیر.
واژه‌های کلیدی عبارتند از: مشارکت، سنخیت فکری، سنخیت اجتماعی، سنخیت اقتصادی، معایب پروژه و فرآیند پذیرش.
نتایج مطالعه
نتایج به دست آمده از مطالعه به دو بخش توصیفی و استنباطی تقسیم می‌شود که در زیر به طور خلاصه به هر یک از آن‌ها اشاره می‌کنیم.
الف) نتایج توصیفی
۱. اکثریت کشاورزان مورد مطالعه همگنی‌شان در بعد گرایش فکری به پدیده‌ی مشارکت و تعاون زیادومثبت بوده است، اما در بعد اجتماعی و اقتصادی سنخیت‌شان درسطح پایین بوده است.
۲. از مجموع شاخص‌های مربوط به عوامل برون‌گروهی یا به عبارت دیگر معایب سیستم آبیاری جدید، داده‌ها این را نشان می‌دهد که اغلب کشاورزان مهم‌ترین و بیشترین معایب سیستم را در بعد اقتصادی دانسته و اصلی‌ترین مشکل اقتصادی آن را هم در خصوص تأمین هزینه‌ی اجرای پروژه و بازپرداخت تسهیلات بانکی اعلام کرده‌اند.
۳. حدود ۹۰% از کشاورزان مشارکتشان در فرآیند به کارگیری سیستم آبیاری جدید به مراحل قبل از اجرای آن برمی‌گردد، به عبارت دیگر تنها حدود ۱۰% از کشاورزان با اراده و تصمیم خود با اجرای سیستم موافق بوده‌اند.
۴. اغلب کشاورزان مورد مطالعه در صحنه‌ی زندگی اجتماعی در روستا عملاً گرایش پایینی به مشارکت با هم داشته‌اند و در فعالیت‌های کشاورزی نیز گرایش پایینی به استفاده از شیوه‌ی جدید تولید داشته‌اند.
۵. درآمد و اشتغال اغلب کشاورزان مربوط به فعالیت‌های کشاورزی بوده است.
۶. حدود ۸۰% از کشاورزان در اجرا، به کارگیری و نگهداری از سیستم جدید آبیاری مشارکت کمی با هم داشته‌اند.
ب) نتایج استنباطی
۱. سنخیت فکری کشاورزان با دو زمینه‌ی نوگرایی فکری و مشارکت ذهنی تأثیر نسبتاً قوی‌ای بر میزان مشارکت آن‌ها در اجرا و بهره‌برداری از پروژه‌ی آبیاری داشته است.
۲. سنخیت اجتماعی و اقتصادی کشاورزان ارتباطی با مسأله‌ی عدم مشارکت در اجرای پروژه نداشته است.
۳. بین نوگرایی عملی و مشارکت در اجرای پروژه رابطه‌ی مثبت و معناداری وجود داشته است.
۴. بین مشارکت‌جویی عملی کشاورزان در امور عمومی روستا و مشارکت در بهره‌برداری از پروژه همبستگی نسبتاً قوی‌ای وجود داشته است.
۵. معایب فنی و اجتماعی سیستم آبیاری جدید تأثیری بر مشارکت در اجرا و بهره‌برداری از آن نداشته است.
۶. بین معایب اقتصادی سیستم آّبیاری جدید و مشارکت در اجرا و بهره‌برداری از آن رابطه‌ی معکوسی وجود داشته است.
۷. بین فرآیند پذیرش سیستم جدید آبیاری و مسأله‌ی عدم مشارکت در استفاده از آن رابطه‌ی معنادار
ی وجود داشته است.
نتیجه‌ی کلی:
بر اساس دستگاه رگرسیونی و آزمون تحلیل مسیر از مجموع عواملی که به عنوان متغیر مستقل به کار گرفته شده‌اند در یک ارتباط چند جانبه تا ۳۷% بر متغیر وابسته (عدم مشارکت در استفاده از پروژه) تأثیر علمی داشته‌اند این عوامل به ترتیب اهمیت و میزان تأثیر عبارتند از: سنخیت فکری، فرآیند پذیرش، نوگرایی عملی و سنخیت اجتماعی.

مطلب مشابه :  جنگ جهانی دوم

فصل اول

(طرح تحقیق)

مقدمه

واقع شدن ایران دراقلیم خشک ونیمه خشک واهمیت تحقق امنیت غذا یی برای کشور ایجاب میکند که برای استفاده بهینه ازمنابع پایه کشاورزی روشهایی رابایدبکاربرد که درعمل مؤثروکارآمدبوده وضرورتاًمتناسب با وضعیت اجتماعی واقتصادی اجتماعات موردهدف باشند واین روشها همواره دربخش جدایی ناپذیرسیاستهای توسعه ملی جای گیرندمسلماًَهرکشوری به فراخور اهداف ،ایدئولوژیها،منابع وروشهای موردعمل رویکردخاصی رادرتوسعه عمومی خوددنبال میکندبرای مثال درایران دردومقطع زمانی قبل وبعدازانقلاب اسلامی سیاستهای متفاوتی درموردتوسعه جامعه روستایی اعمال شده است بطوریکه دربعدازاصلاحات ارضی دهه۴۰دولت وقت به تأسی ازدیدگاه رشد، مدرن کردن شیوه زندگی وتولیدرا بعنوا ن هدف اصلی درتوسعه جامعه روستایی تلقی می نمودامادربعدازانقلاب که با یک دهه بدون برنامه مواجه بوددیدگاه سیاسی وایدئولوژی اسلامی وانقلابی سبب آن شدکه جامعه روستایی بعنوان نماد محرومیت تلقی ودراولویت خدمات دولتی قرارگیرددردهه دوم که بااثرات هشت سال جنگ باعراق وادامه تحریم های اقتصادی همزمان بوداولین برنامه توسعه تدوین میگردد دراین دوره دیدگاه وماهییت برنامه درموردتوسعه کشورهمان مفهوم رشدیابه اصطلاح اقتصادی دیدن توسعه بوده است وبر همین اساس محور استقلال اقتصادی دررشدکشاورزی دیده میشوددر برنامه های دوم وسوم که متأًثرازتجربیات برنامه اول است دیدگاه اصولی تری مبنی بررشدموزون کلیه بخشهای اقتصادی اجتماعی اتخاذ میگردد درتحلیل موجز ازاین تغییرات میتوان اینگونه اظهار نظرکردکه گرچه فرآیند برنامه های توسعه دربعدازانقلاب از لحاظ تئوری حاکی ازروندی تکاملی بوده است اماتحقق اهداف پیش بینی شده بدلیل تأخیردراجرا یا عدم انتخاب مکا نیسم مناسب بسیارپرهزینه بوده است بطور مثال به منظورحفظ منابع پایه درکشاورزی توصیه هایی ازطریق برنامه های ارشادی توسط دولت به کشاورزان ودیگر فعالان این بخش شده است برخی ازاین توصیه هاعبارتند از: به آیش گذاشتن زمین زراعی،شخم زدن صحیح زمین،رعایت فصول وزمان مناسب برای کشت وزرع،مبارزه باآفات ،تناسب اقلیم ومحصول ، استفاده ازشیوه های نوین آبیاری و…روشن است که بکارگیری این روشها هنگامی عملی خواهد شدکه منطبق برمناسبات اجتماعی وحقوقی هرمنطقه ازکشورباشد تجربه توسعه کشاورزی درکشور نشان میدهد که برنامه های اجرا شده عمدتاً با دیدگاه فنی و صرفه اقتصادی تهیه واجراشده اندغلبه چنین دیدگاهی بر ذهن متولیان توسعه روستایی وکشاورزی چنان است که شرط اساسی درپذیرش وتأمین اعتبارپروژه ها همان اصل اقتصادی بودن آنها است تسلط چنین دیدگاهی بر اقتصاد بخش کشاورزی عدم موفقیت بسیاری ازپروژه های اجراشده رابه همراه داشته است این ناکامی هاکه درفعالیتهای گروهی وعمومی در مقایسه با فعالیتهای انفرادی بیشتر بوده است این قضاوت رابه ذهن متبادر میکندکه در امر برنامه ریزی واجرای برخی از پروژه های عمرانی وتولیدی در سطح جامعه پیچیده وظاهراًساده روستایی نگرش سیستمی یا به اصطلاح همه جانبه اعمال نشده است وچنین پنداشته شده است که موفقیت پروژه ای واحددر یک منطقه خاص جغرافیایی ،اقتصادی،اجتماعی وفرهنگی باهمان نتیجه قابل تعمیم وعمل به سایر مناطق روستایی است همچنانکه گفته شداین مسأله ناشی ازنادیده گرفتن تفاوت بسترهای اجتماعی وفرهنگی حوزه عمل پروژه های اقتصادی است تجربه فعالیت های توسعه کشاورزی حاکی از آن است که حوزه های مختلف فرهنگی وجغرافیایی جوامع روستایی در مقابل پروژه های عمرانی وشیوه های جدید تولید واکنش متفاوتی از خود نشان داده اندبطوریکه نه تنها نمیتوان علت مشابهی برای موفقیت پروژه های واحد تصور نمود بلکه عدم موفقیت آنها را نیز نمیتوان ناشی از علت واحد دانست از مصادیق این مسأله میتوان به عدم موفقیت یکی از پروژه های تأمین آب کشاورزی دریکی از مناطق حوزه فرهنگی وجغرافیایی استان کردستان اشاره نمود این عدم موفقیت که در واقع میتوان آن را مشکل توسعه در معنای عام ومشکل توسعه کشاورزی در معنای خاص تلقی نمود موضوع این مطالعه بوده وبر آن است تا از این طریق عوامل مرتبط بامسأله دریک چارچوب علمی مورد بررسی قرار گیرد.

مطلب مشابه :  ارزیابی اثربخشی

بیان مسأله
شرکتهای تعاونی تولید درایران یکی ازشیوه های نظام بهره برداری از زمین محسوب میشوند که براساس قانون تعاونی کردن تولید هدف از تشکیل آنها بهره برداری بهتر ازمنابع آب وخاک،افزایش سطح کشت وتولیدات کشاورزی،تعاونی شدن تولیدویکپارچه کردن اراضی بوده است با اینکه دراین قانون برای ایجادانگیزه وجبران عطش سالهامحرومیت ناشی ازروابط نابرابر دوران ارباب-رعیتی ،مالکیت کشاورزان بر روی زمینهای بدست آمده از اصلاحات ارضی محفوظ میماند ا
ما امور تولیدی به موجب قانون مذکور میبایست بطور دسته جمعی یا به اصطلاح به شیوه تعاونی رسمی انجام گیرد دولت برای تحقق این هدف خدماتی را ازقبیل امورمهندسی کشاورزی،آموزشی ومدیریتی را به این تعاونیها عرضه داشت علاوه بر تبعات دخالت دولت درفعالیت این تعاونیها مشکلاتی از قبیل:ضعف قوانین ،کمبودسرمایه ومهاجرت افراد صاحب نسق سبب ایجاد نارسایی جدی در مشارکت گروهی وکار جمعی روستاییان عضوبوده است یکی ازمسایل مبتلابه مشارکت دراین تشکل ها موضوع تأمین آب مشترک زراعی است مسلماً همکاری روستاییان درخصوص بهره برداری از آب زراعی به تناسب شرایط محلی نمود متفاوتی دارد موردی از این نمود متفاوت موضوع این مطالعه است که لازم است پیرامون سابقه آن توضیحات مختصری داده شود.به دنبال تاکیدبرنامه دوم توسعه اجتماعی،اقتصادی وفرهنگی کشوربه منظورترویج وکاربردروشهای نوین در تولید محصولات کشاورزی واستفاده بهینه از ماده
——————————————————-
۱- شرکتهای تعاونی تولید از تشکلهای رسمی یابه اصطلاح غیرسنتی هستند که براساس قانون تعاونی کردن تولید که درسال ۱۳۴۹به تصویب رسیده است ایجاد شده اند.
حیاتی آب، پروژه های متعددی برای تأ مین آب اراضی کشاورزی استانهای مستعد کشور به مورد اجرا گذاشته میشودیکی از این پروژه ها اجرای تکنولوژی آبیاری تحت فشاردراراضی کشاورزی متعلق به چهار روستای مرزی در شهرستان مرزی مریوان از توابع استان کردستان است بااینکه آب موردنیاز اراضی مذکوردرقبل ازاجرای پروژه جدید ازطریق چاههای محفوره تأمین می شده است اماکارگزاران دولت با هدف ترویج سیستم آبیاری جدیدوتقبل بخشی از هزینه های اجرایی شرکت تعاونی تولید منطقه را به اجرای این سیستم برمی انگیزانندعملیات اجرایی پروژه ازسال۱۳۷۵ به مدیریت شرکت مهندسی آب وخاک و نظارت سازمان کشاورزی استان کردستان آغاز میشود وبا صرف دو سال زمان به اصطلاح سازندگی در سال ۱۳۷۷ به مدیران شرکت تعاونی تولید تحویل میگردداین پروژه که برای آبدهی ۳۶۴ هکتاراز اراضی کشاورزی متعلق به ۲۱۸ بهره برداردرسطح چهار روستا ی مرزی سعدآباد،برده رشه وبیلو به اجرا درآمده بود به لحاظ تأثیری که در تولید داشت تصور بر استقبال بدون قید وشرط از آن بود اما اکنون علی رغم سپری شدن پنج سال از زمان خاتمه آن هنوزاز سوی کشاورزان مورد بهره برداری قرارنگرفته است این مسأله نه تنها سبب عقیم شدن سرمایه گذاری های انجام شده گردیده است بلکه محدودیتهایی رانیز درمورد رفع تعهدات مالی وحقوقی شرکت تعاونی در مقابل دولت فراهم نموده است ماهیت جمعی این مسأله اقتضا می کرد که بانگاهی غیرفنی یا به عبارتی ازمنظر جامعه