فایل پایان نامه فناوری های نوین

دانلود پایان نامه

مى‌دهد؟!
ثانیا حرمت زنا تنها به خاطر دخول عضو مخصوص در عضو مخصوص جنس مخالف نیست، بلکه انتقال نطفه و انزال نیز تأثیرى در حرمت زنا دارد؛ هر چند عمل منافى عفّت بدون انزال نیز حرام است. به تعبیر دیگر مى‌توان دخول را مقدّمه، و انتقال نطفه را ذى المقدّمه، و اوّلى را سبب و انزال را مسبّب شمرد. در این صورت، آیا معقول است که مقدّمه یا سبب کارى حرام محسوب شود، ولى ذى المقدّمه یا مسبّب حرام نباشد؟ روایاتى که در مورد فلسفۀ تحریم زنا وارد شده نیز مؤیّد این مطلب است، که در مباحث پیشین گذشت.
ثالثا اصل احتیاط در امر نکاح نیز ما را به همین نظریّه سوق‌ مى‌دهد. در روایات متعدّدى- که شرح آن در مباحث سابق گذشت- به ما دستور داده‌اند که در امر ازدواج سختگیر و محتاط باشیم، چرا که منشأ توالد (لانّه الفرج و منه الولد)، تناسل و توارث است، و احتیاط در این امور لازم مى‌باشد. ( همان ، ص97 )

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نکته اصلی در این مورد، منشأ تشکیل جنین از اسپرم و تخمک زنی است که آمیزش آن ها با یکدیگر جایز نیست. در این نوع باروری، اکثر مراجع و فقها نظر به عدم جواز تلقیح اسپرم مرد اجنبی با تخمک زن اجنبیه داده اند. یکی از فقهای معاصر تلقیح مصنوعی اسپرم اجنبی به زن را جایز نمی داند خواه زن شوهر دار باشد یا نه، زوج و زوجه به آن راضى باشند یا نه، زن از محارم صاحب نطفه باشد مانند مادرش و خواهرش یا نه. ( خمینی، 1425 ،ص21 ) البته امام (ره) در توضیح المسایل (محشی) نظر به جواز تلقیح اسپرم مرد اجنبی به زن اجنبیه داده اند به این شرط که از مقدمات حرام استفاده نشود.( خمینی ، 1424 ه-ق، 3 ،ص 14-24 )
عده ی دیگری از فقهای معاصر نظر به عدم جواز تشکیل جنین از اسپرم مرد بیگانه و تخمک زن اجنبیه داده اند و فرقی بین مجرد یا متاهل بودن زن قایل نیستند و در صورتی که تلقیح به این صورت انجام شود و فرزند متولد شود، ملحق به صاحبان اسپرم و تخمک می دانند و تمام آثار حقوقی را از جمله ارث بری بین فرزند و صاحب نطفه بار می نمایند.( تبریزی ، 1427ه-ق، ص173،174 )
آقای گلپایگانی نیز تلقیح اسپرم مرد بیگانه به زن را نمی پذیرفتند و معتقد بودند که در مسألۀ توارث، احتیاط به مصالحه با سایر ورثه ترک نشود، بلى در صورتى که با جهل به مسأله این عمل انجام شده، ظاهر آنست که حکم ولد شبهه را دارد و اولاد در حکم حلال زاده است در توارث و سایر جهات( گلپایگانی ، 1409ه-ق ،ص176،177 )و به همین ترتیب سایر نویسندگان و فقهای معاصر با این عمل مخالفت نموده اند .( بصری بحرانی،1413ه-ق، 4 ،ص 454 )
مسائلى از قبیل اختلال در زندگى زن و شوهر و یا گرفتار شدن زن به بیمارى مجوّز نمى‌شود تا زن با اسپرم غیر همسرش بارور گردد، زیرا حفظ انساب و عدم الحاق فرزند به غیر، از اهمّ امور شرعى است و راضى بودن یا راضى نبودن شوهر نیز هیچ تأثیرى در مسأله ندارد. ترکیب اسپرم مرد با تخمک غیر همسرش در بیرون رحم و کِشت آن در رحم همسر وى، جایز نیست؛ همچنین کِشت آن در رحم همان زن بیگانۀ صاحب تخمک و یا زن بیگانۀ دیگر جایز نیست. و زن صاحب رحم نمى‌تواند کرایۀ رحمش را از مرد صاحب اسپرم بگیرد و بچه، متعلّق به مرد صاحب اسپرم و زن صاحب تخمک مى‌باشد و نسبتش با زن صاحب رحم، نسبت فرزند عرفى است ولى در هر دو صورت باید از مقدمات حرام اجتناب شود.( لنکرانی ،1417ه-ق، 4، ص 96-100 )
فرزندى که از طریق کشت اشتباهى اسپرم مرد بیگانه در رحم زن به وجود مى‌آید، به مرد صاحب اسپرم و زن صاحب تخمک ملحق مى‌شود و از آنان ارث مى‌برد. چون مانند فرزندى است که از طریق آمیزش اشتباهىِ مرد با غیر همسرش به وجود آمده است، ولى اگر از طریق کشت عمدى اسپرمِ مرد بیگانه در رحم زن بیگانه به وجود آمده باشد، گرچه حرام است اما عنوان ولد الزنا را ندارد و ارث مى‌برد( همان،ص100،567 )
اکثر فقهای معاصر ارث بری را در مورد افرادی جاری می دانند که رابطه ی ژنتیکی با هم دارند و فرزند از صاحبین اسپرم و تخمک ارث می برد و متقابلاً صاحبین اسپرم و تخمک نیز از این فرزند ارث می برند.
گاهی به علت ضعف رحم، به استفاده از تخمک زن دیگری نیاز است. بر اساس تحقیقات بین 20 تا 25 درصد از تمام زوج های نابارور در تخمک گذاری اشکال دارند( صادق مقدم ، 1383، ص 147 )یا به دلایل دیگر به استفاده از تخمک زن دیگر نیاز است. در صورت استفاده از تخمک زن دیگری به صورت دریافت تخمک و قرار دادن در رحم زوجه و آمیزش شوهر با وی، برخی از فقها حکم به جواز عمل مذکور داده اند.( همان، ص148 ) و برخی دیگر ترکیب نطفه ی مرد با تخمک زن اجنبی را جایز نداسته اند ( همان )دریافت تخمک از زن دیگر و تلقیح آن با اسپرم مرد و تشکیل جنین و سپس استقرار جنین در رحم زوجه یا پرورش آن خارج از رحم، مشمول حکم تشکیل جنین از اسپرم مرد اجنبی و تخمک زن است که حرمت آن بنا بر نظر اکثر فقها و مراجع ثابت است و احکام آن بیان گردید.علاوه براین، بعضی از فقها یکی از علل عدم جواز تلقیح مصنوعی را اختلاط انساب می دانند( بحرانی، 1423، ص 75 )و بنابراین علت تفاوتی بین تلقیح اسپرم مرد اجنبی و تخمک زن و تلقیح تخمک زن اجنبی و اسپرم مرد مشاهده نمی شود و در هر دو مورد امکان اختلاط انساب وجود دارد.
همانطور که مشاهده می شود، علت مهم و اساسی عدم جواز تلقیح نطفه ی دو بیگانه، جلوگیری از اختلاط انساب می باشد که هدف آن جلوگیری از به وجود آمدن کودکانی است که در مورد اطلاعات والدین آن ها شک و شبهه ای وجود دداشته باشد، و در واقع یک رویکرد کودک محور در بحث تلقیح مصنوعی با دخالت شخص ثالث، در فتاوا و منابع فقهی وجود دارد. از طرف دیگر درست است که کودک به وجود آمده از از تلقیح نطفه ی دو انبی را نامشروع نمی دانیم، ولی این مسأله باعث تویز تلقیح مصنوعی نمی شود. زیرا با نگاه به شرایطی که کودک در آن قرار گرفته است می توان به نابسامانی وضع کودک پی برد. زیرا در این فرض تنظیم روابط حقوقی کودک و والدینش به خوبی صورت نمی گیرد و کودک شاید از بعضی از حقوقش مثل حضانت و یا سرپرستی توسط والدین در برهه ای از زمان محروم بماند که این موضوع اصلاً پذیرفته نمی باشد.
2-1-2. دلایل عقلایی
در حوزه های اخلاق پزشکی امروزه اصولی بر مبنای سیره ی عقلایی شکل گرفته است که می تواند به عنوان راهنمای عملی در تصمیم گیری ها استفاده شود. در این حوزه می توان از چهار اصل نام برد. اصل احترام به استقلال فردی، اصل سود رسانی، اصل ضرر نرسانی، اصل عدالت این اصول را شکل می دهند که این اصول را می توان از مبانی حقوق اسلامی نیز استنباط کرد.
در جوامعی نظیر کشور ما، زندگی در یک خانواده ی نا متعارف می تواند به شدت منافع کودک را مختل کند و امکان یک زندگی معمولی با امکانات برابر را از او سلب نماید. بنابراین به نظر می رسد که اصل «سود رسانی»به کودک در این جا بر اصل «استقلال فردی» والدین غلبه می یابد. چون اصل استقلال فردی به زوجین این اجازه را می داد که به صورت مصنوعی بچه دار شوند.( آرامش ، 1385،ص 325،326 )
اگرچه در جوامع غربی، حق ناشناخته بودن دهنده، طرفدارانی دارد و حتی قوانینی در راستای آن تصویب شده است، اما با توجه به حق کودک آینده در شناخت نسب بیولوژیک خود بر اساس اصل عدالت و نیز پیشگیری از موارد اتفاقی ازدواج کودک آینده با محارم بر اساس اصل ضرر نرسانی به نظر می رسد که آگاهی از هویت دهنده، یا حداقل ثبت آن برای آگاه سازی کودک در زمان مناسب در آینده، اخلاقی به نظر می رسد.( همان ، ص326 )
از نظر اسلام انسان موجودی است دارای جسم و روح، یعنی انسان مرکب از جزء فیزیکی و امری متافیزیکی می باشد. می توان گفت تا زمانی که یک رویان به مرحله ی القاء روح نرسیده باشد هنوز به مرتبت انسانی نرسیده است و شأن یک انسان را ندارد. اما در عین حال از آن جا که یک رویان یا جنین بعد از ولوج روح، انسانی بالقوه است یعنی به مرتبت انسانی نزدیک است، دارای شئونی نزدیک به شان انسانی است. به همین دلیل، اگر جنین بعد از دمیده شدن روح سقط شود دارای دیه ی کامل است، چون یک انسان کامل تلقی می شود. در حالی که در مراحل قبل دیه ی کمتری در نظر گرفته شده است. ولی حتی در این مراحل نیز که هنوز روح دمیده نشده است نوعی حرمت برای جنین ثابت است که نوعی دیه برای این مقطع از حیات اثبات شده است. به اقتضای این تعیین هویت انسانی می توان در باب احکام ارزشی موضوعات مرتبط با بحث نیز داوری کرد. فروش انسان آزاد و نیز اهدای او به انسان دیگری در شرایط حاضر، مخالف فقه و اخلاق اسلامی است. بنابراین هیچ کس نمی تواند جنینی که در آن روح دمیده شده است را بفروشد یا هدیه دهد هر چند فرض شود که این جنین در انکوباتور یا چیزی مانند آن به این مرحله رسیده باشد.( شهریاری، 1385، ص 361،362 ) در مورد جنین قبل از ولوج روح نیز همین حرمت را قایل هستیم و می توانیم بگوییم که فروش یا اهدای آن امری غیر اخلاقی تلقی می شود. زیرا اگر جنین قبل از ولوج روح اصلاً حرمت نمی داشت، سقط آن جرم و حرام تلقی نمی شد.
طیف دیگری از معضلات اخلاقی پیرامون استفاده از فناوری های نوین برای تولید مثل مصنوعی، ناشی از تفکیک معنای مادری و پدری سنتی است. پیش از این پدر و مادر حقیقی موجب بارداری می شدند و سپس مادر جنین خود را در رحم خویش حمل می کرد و پس از زایمان، والدین به تربیت فرزند می پرداختند. اما اینک این سه مفهوم از هم تفکیک شده اند. یعنی ممکن است رویان حاصل از تلقیح گامت یک زن و مرد بیرون از خانواده باشد، آن گاه مادری جایگزین، آن رویان را حمل کند و پس از زایمان آن را به پدر و مادری در خانواده تحویل دهد تا او را بزرگ کنند. پس ما واجد سه مفهوم هستیم : یکی مادر و پدر ژنتیکی، دیگری مادر جایگزین و حامل، پدر و مادر پرورش دهنده. مسلما این تفکیک واقعی تاثیراتی اخلاقی بر فرزند خواهد داشت و مباحث اخلاقی را پیرامون هر یک از این والدین پنج گانه طرح می کند.( همان، ص374 )
پیامد های اخلاقی چنین رفتارهایی هنوز کاملا واضح نشده است. مسئولیت های اخلاقی اطراف این رفتارها جای بحث و تامل فراوان دارد. در مواقعی او با سه خانواده روبرو می باشدکه هر خانواده سهمی در تولید او داشته اند. جدای از معضلات حقوقی آن، از قبیل محرومیت و ارث بری، معضلات دیگری نیز در پی خواهد بود که یکی از آن ها معضلات اخلاقی می باشد. ما دقیقا نمی دانیم که این کودکان دقیقا چه احساسی خواهند داشت اگر بدانند که شکل گیری آن ها به نحو مذکور یا مانند آن بوده است.

به نظر می رسد طبق یک اصل اخلاقی که «با دیگران چنان رفتار کن که دوست داری با تو رفتار کنند» ما دوست نداریم که خود، همان کودکی باشیم که در جهل و بی خبری از وضعیت خویش است. به خصوص اگر بسیاری از افراد از این مطلب آگاه باشند. بسیاری از انسان ها نمی پسندند که دیگران ایشان را در جهل فروگذارند و واقعیات مربوط به خودشان از ایشان پنهان بماند.گویا انسان ها برای خودشان نوعی حق قائل اند که آن چه مربوط به ایشان است، باید به نحوی بر ایشان آشکار شود.آیا به راستی می پسندید که اگر پدر و مادر دیگری دارید، زن و شوهری شما را به عنوان فرزند خویش چنان تربیت کنند که هیچ گاه نفهمید پدر و مادر اصلی شما کیست؟ اگر نمی پسندید باید اخلاقاً مسئولیتی احساس کنید که کودکان را از شأن اجتماعی ای که در خانواده ی شما دارند آگاه سازید. البته باید اذعان کرد که بسیاری از کودکان تحمل پذیرش چنین واقعیتی را ندارند و چه بسا ما این مخفی نگه داشتن را برای دوران کودکی خویش نیز بپسندیم. ولی مشکل به نظر می رسد که برای دوران بزرگسالی و در دوران کمال بلوغ و عقل خویش نیز بپسندیم که این امر بر ما مخفی بماند.( همان ،ص376 )

اما احتمالا مشکل به این جا ختم نمی شود. پس از دانستن واقعیت بحران هویت آغاز می شود. فردی که آگاه شده که والدین او مدتی مدید چون والدین واقعی او رفتار می کرده اند،گرچه در کمال عقل و بلوغ باشد، احساسی همچون فریب خوردگان در طول عمر به او دست می دهد. ممکن است استدلال کنیم که این احساس عقلانی نیست و شخص باید با عقل خویش بر این نوع احساسات غلبه کند. اما باید به این واقعیت اذعان کرد که همه دارای