فایل پایان نامه مصادره به مطلوب

دانلود پایان نامه

کودک متولد شده را متحمل شود. ولی این کودک است که تا آخر عمر خود، ننگ وداغ نامشروع بودن را با خود به یدک می کشد و از طرفی از بعضی از حقوق محروم می ماند. در حالتی که کودک متولد از زنای زن و مرد دارای شرایط احصان است و زناکاران به مجازات قانونی خود می رسند، این کودک بیش از پیش متضرر خواهد شد. در واقع می توان گفت، یکی از اهداف اصلی خداوند از نزول آیات مربوط به حفظ فرج، حمایت از هویت واقعی و ژنتیکی کودک می باشد. خداوند می خواهد کودکانی پاک در دامان خانواده ای مشروع بدنیا آیند و از هرگونه عملی که باعث اختلاط انساب می شود جلوگیری کند. اختلاط انساب یعنی سردرگمی کودک در شناسایی والدین ژنتیکی اش و این سردرگمی بیش از همه کودک را می آزارد. چه کسی این سردرگمی را برای خود می پذیرد؟ آیا در پنهان ماندن اطلاعات ژنتیکی والدین، عدم افشای اطلاعات در نتیجه ی زنای چند مرد با یک زن و نبود فناوری برای تشخیص والدین واقعی با حالتی که عالماً هویت این والدین در نتیجه ی تلقیح مصنوعی مجهول می ماند، فرقی وجود دارد؟
2-1-1-2. روایات
در منابع روایی به سخنانی از امامان معصوم بر می خوریم که بر این نکته تاکید دارند که هرگاه بهره وری از اندام جنسی زنی جایز نباشد، تخلیه ی اسپرم هم در آن جایز نخواهد بود. ( نوری ، 1408 ه-ق، ص335 ) و بدون تردید تزریق اسپرم فردی غیر از همسر به رحم زن، از جمله نمونه های بارز این معناست.( مومن، 1415 ه-ق، ص81)
به عنوان مثال چند روایت نیز در موضوع بحث ما قابل ذکر است که در این جا به ذکر مهم ترین آن ها بسنده می شود: شیخ کلینی به نقل از علی بن ابراهیم و او از پدرش، از عثمان بن عیسی، از علی بن سالم از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمود: « شدید ترین عذاب در روز قیامت جزای مردی است که نطفه ی خود را در رحم زنی که بر او حرام است جای دهد.»( حر عاملی، پیشین ، ص 239 )
در بیان استدلال به ممنوعیت تلقیح اسپرم یا تخمک بیگانه با این روایت گفته می شود که چون اطلاق و لحن عمومی این روایت، ممنوعیت و حرمت قرار دادن نطفه ی مرد در رحم زن نا محرم، حتی با ابزار خارجی و غیر از طریق همخوابگی، را می رساند، بنابراین عرفا ًاز این روایت برداشت می شود که در این مورد فرقی نمی کند چه این کار توسط صاحب نطفه، یا طبیب و شوهر زن و یا حتی به وسیله ی خود زن باشد ، در هر صورت حرام است. در صورتی که بر فرض اگر روایت با این تعبیر ذکر شده بود :«قراردادن نطفه ی مرد زناکار در رحم طرف زنا »، در این صورت از آن این برداشت را نمی توان کرد زیرا عرف نمی پذیرد که بگوییم: « فرقی نمی کند چه قراردادن نطفه در رحم زن از طریق زنا باشد یا طریق دیگر». به سبب این که، فرزند به وجود آمده از نطفه ی زنا، احکام خاص خود را دارد و درباره ی غیر نطفه ی زنا، جاری نمی شود، حتی اگر در رحمی کاشته شده باشد که بر صاحب نطفه حلال نیست.
دلالت این روایت بر حرام بودن اهدای اسپرم ، در صورتی محرز است که روایت، کلیت داشته و شامل تلقیح تخمک زن با اسپرم مرد اجنبی، از طریق عمل جنسی و یا راههای دیگر شود. بدیهی است چنان چه چنین اطلاق و کلیتی منظور امام (ع) بوده باشد، عرفاً چنین فهمیده می شود که حکم ممنوعیت تلقیح مصنوعی فقط اختصاص به موردی ندارد که در آن، قراردهنده ی نطفه در رحم زن اجنبی، صاحب آن نطفه است. بلکه اعم است از این که اقدام کننده به این کار خود زن یا شوهر او و یا شخص ثالث مثل پزشک باشد. لیکن بعضی معتقدند که از کلام امام (ع) چنین اطلاقی مفهوم نمی شود. بلکه ظاهراً، فرمایش معصوم (ع) ناظر بر موردی که قرار دهنده ی نطفه در رحم زن، مرد و صاحب نطفه بوده و رحم مورد نظر، از آن زنی است که بر آن مرد حرام است. در حالی که، بنا به بیان فوق، معیار، فقط حرام بودن رحم زن بر صاحب نطفه بوده و قراردهنده ی نطفه چه مرد و چه زن باشد و یا هر شخص دیگری، فرقی نمی کند.( سیستانی ، پیشین ، ص 136 )
بنابراین، باید گفت اگرچه کلام امام (ع) خصوصیات مزبور را هم شامل می شود، لیکن مناسب تر آن است که فرمایش معصوم (ع) را ناظر بر مورد و طریق متعارف کاشت نطفه در رحم زن اجنبی در زمان صدور روایت که از طریق همخوابگی بودن است، دانست . ویژگی ای که نمی توان با دستاویز قراردادن برداشت و فهم عرف عمومی، آن را ندیده گرفت. بنابراین روایت شامل تلقیح مصنوعی نمی شود. به علاوه، با توجه به شدت لحن روایت بهتر است بگوییم روایت ناظر بر موردی است که کاشت نطفه در رحم حرام و از طریق عمل زنا صورت گیرد. خلاصه این که این روایت بر وجوب عزل منی از سوی زنا کننده بیشتر دلالت دارد تا به حرمت قراردادن نطفه در رحم زن اجنبی از راه غیر زنا.( همان )
روایت مذکور عمومیت دارد و مخصصی در این مورد وجود ندارد و نمی توان فقط به دلیل شیوع فعل همخوابگی در زمان صدور روایت، عام را منصرف به عمل همخوابگی دانست و گفت حکم عام نریختن اسپرم در رحم زنی که بر مرد حرام است فقط شامل نریختن اسپرم مرد در رابطه ی نامشروع زنا است. به طور مثال، اگر در شهر پنج نفر عالم وجود داشته باشد و حکم عامی مبنی بر تکریم عالم به ما رسیده باشد و در شهر با شنیدن لفظ عالم همه ی مردم شخص خاصی را به خاطر بیاورند، نمی توان ادعا کرد که حکم عام منصرف به این شخص خاص می باشد و مکلف موظف به تکریم همین شخص خاص می باشد. بنابراین شیوع یک حالت باعث انصراف عام به آن حالت نمی شود و عام در همه ی مصادیق خودش اجرا می شود. بنابراین روایت فقط شامل عزل منی در رابطه ی زنا نمی باشد، بلکه همه ی انواع تخلیه ی اسپرم در رحم زن اجنبی حرام می باشد.از طرفی با در نظر گرفتن اطلاق و کلیت روایت به مقصود خود در مورد دلالت روایت بر وجوب عزل منی از سوی زنا کننده می رسیم و از طرف دیگر به نیاز های امروز هم توجه نموده ایم. می توان گفت که امام(ع) برای حمایت از حفظ ارتباطات و مناسبات خونی و ژنتیکی، که می تواند منشأ بسیاری از حقوق باشد، این روایت را فرمودند که این تفسیر مورد وجوب عزل منی از سوی زنا کننده را نیز شامل می شود.(زیرا با عزل منی خارج از رحم زن، حداقل جنینی به وجود نخواهد آمد تا ارتباط او با زنا کننده مطرح باشد.) از طرف دیگر، ایرادی ندارد که این روایت، مورد تلقیح زن با اسپرم اجنبی به وسیله ی غیر صاحب اسپرم (مثلا از طریق پزشک) را نیز در بر بگیرد، زیرا وقتی بپذیریم که تلقیح مصنوعی از طریق صاحب اسپرم گناه می باشد، انجام این کار از طریق غیر صاحب اسپرم، مثل پزشک، نیز می تواند گناه تلقی شود. بنابراین ایرادی وجود نخواهد داشت که اطلاق و کلیت روایت را بپذیریم. از طرف دیگر اگر در برخورد با هر روایتی به دنبال این باشیم که طریق شایع و عرف زمان امام چه بوده است، روایات نمی توانند پاسخگوی نیاز های جدید و نوظهور باشند. بنابراین می بایست به اطلاقات و عمومات آیات قرآن و روایات مطروحه توجه نمود و عمل نوظهور را بر پایه های این ادله بنا نهاد.
ایراد شده است که اگر بدون هیچ شک و شبهه‌ای، روایات اطلاق داشته و وضع نطفه در رحم بیگانه ـ به هر طریق اعم از طبیعی یا غیرطبیعی ـ را شامل شود، چرا فقها قایل به لزوم حد بر این عمل نشده‌ و احکام زانی را بر آن بار نکرده‌اند؟ وجود عبارت‌هایی مثل «اشد الناس عذاباً» و مقایسهی این عمل با قتل انبیا، امامان و انهدام کعبه و سؤال از علت تفاوت حد زنا و شرب خمر نیز جملگی قراینی هستند بر اینکه منظور روایات، حرمت ریختن منی زانی در رحم زانیه است.( خلفی ، 1385، ص 74 )

مطلب مشابه :  پایان نامه رشته حقوق : فمینیسم اسلامی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

به عنوان نقد این نظر می توان گفت که: «نزدیکی جنسی» و«تخلیه ی جنسی» را نمی توان به یک معنا دانست، زیرا هر نزدیکی جنسی الزاماً به تخلیه ی جنسی منجر نمی شود، همچنان که تخلیه ی جنسی بدون نزدیکی جنسی نیز ممکن است، به همین دلیل، دو عمل مجرمانه را می توان تعریف نمود:1- ارتباط نامشروع 2- تخلیه ی اسپرم در رحم؛ بنابراین، عبارت هایی همچون :«افرغ ماءه فی إمرأهٍ حرامأ» و «نطفته فی رحم یحرم علیه» ناظر به بزه دوم خواهد بود. محدث عاملی با عنایت به همین نکته، از این قبیل روایات این چنین استفاده می کند:«تحریم الانزال فی فرج المرأه المحرمه و وجوب العزل فی الزنا»
چنین فهمی از آن جا به دست آمده است که بنا بر بعضی از روایات، تخلیه ی اسپرم در خارج از رحم در ارتباط جنسی با همسر دائم بدون رضایت وی، جایز نبوده و در صورت ارتکاب، می تواند دیه ای معادل ده سکه ی طلا هم داشته باشد. اما گناه در ارتباط نامشروع به مراتب سنگین تر است چراکه هم نوعا” ارتباط ،نامشروع است و هم انزال منی در جاییکه نمی بایست تخلیه شود صورت می گیرد. بنابراین تخلیه ی اسپرم از عنوان نزدیکی متفاوت و یک امر جداگانه در نظر گرفته می شود. ( مومن، 1420ه-ق ، ص7 )
از طرف دیگر، می توان گفت خیلی از امور هستند که حرام تلقی می شوند ولی برای آنها مجازات شرعی دنیوی در نظر گرفته نشده، و این که چون برای تخلیه ی اسپرم بدون انجام زنا مجازات حدی در نظر گرفته نشده، می بایست اهدای جنین به صورت مصنوعی مجاز تلقی شود، نمی تواند استدلال موجهی باشد.
این که در بالا گفته شد حفظ فرج و رحم هر دو به طور اعم مد نظر می باشد از چند وجه مورد انتقاد قرار گرفته است :
1. در تفسیر آیات مربوط به حفظ فرج دو نظر وجود دارد؛ یکی حفظ فرج از تمامی فواحش؛ اعم از زنا، لواط، نظر، لمس و مانند آن و دیگری حفظ فرج از نگاه. برخی معتقدند منظور از حفظ فرج در «یحفظن فروجهن»، صیانت از زنا یا استتار فرج است.

برخی مفسرین معتقدند منظور از «یحفظن فروجهن» حفظ فرج از نگاه است. علی‌بن ابراهیم از امام صادق (ع) روایت کرده: «هر چه عبارت حفظ فرج در قرآن وجود دارد، منظور حفظ از زناست، غیراز آیهی یحفظن فروجهن که منظور حفظ از نـگاه اسـت» ( عروسی حویزی ، 1415 ه-ق، ص588 )
علامه طباطبایی می‌نویسد: «تقابل میان جملهی یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم مفید این معناست که منظور از حفظ فرج پوشاندن از نامحرم است و حفظ آن از زنا و لواط نیست». ( طباطبایی.1417 ،15،111)
2. از نظر اندام‌شناسی، فرج مستقل از رحم و کاربرد این دو متمایز از یکدیگر می‌باشد. در قرآن نیز متناسب با این استقلال و تمایز، تعابیر مختلفی بیان شده است. مثلاً آیات «و الحافظین فروجهم و الحافظات»، «و یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لایبدین زینتهن» و… متناسب با فرج است. اما آیاتی همچون «هوالذی یصورکم فی الارحام کیف یشاء» (‌آل عمران،6)، «الله یعلم ما تحمل کل انثی و ما تغیض الارحام و ما تـزداد» (رعد، 8)، «و نقر فی الارحام ما نشاء الی اجل مسمی ثم نخرجکم طفلاً» (حج، 5) متناسب با رحم می‌‌باشد. بنابراین آیات مربوط به حفظ فروج، فقط شامل فروج می شود و ارتباطی با رحم ندارد و می توان از طریق تلقیح مصنوعی بچه دار شد، بدون این که در فرج دخل و تصرف نمود.

3)از این آیات تنها حفظ فرج از حرام استنباط می‌شود. لذا استناد به آیات مذکور برای حرمت اهدای جنین مصادره به مطلوب است؛ زیرا در اصل حرمت اهدای جنین تردید می‌باشد.
4) روایت منقول از امام صادق (ع) نیز ناظر بر احتیاط در نکاح در موارد شبهه است؛ زیرا در روایت مزبور سؤال دربارهی ازدواج با زنی است که در صحت طلاق او تردید شده، چه بسا چنین زنی شوهردار محسوب گردد، لذا باید احتیاط نمود و با او ازدواج نکرد.( خلفی ، پیشین ، ص65،66 )
این استدلالات برای اثبات این موضوع که حفظ فرج با حفظ رحم فرق می کند و در واقع ما فقط به حفظ فرج امر شدیم، بنابراین امر به حفظ رحم نشدیم، قابل تامل می باشد. زیرا در روایاتی که به دست ما رسیده است، قراردادن نطفه در رحم زنی که بر مرد حرام است نهی شده است، بنابراین بر طبق روایات ما مکلف به حفظ رحم می باشیم. از طرف دیگر بعضی از فقها علت حرام بودن زنا را این می دانند که مقدمه ی انتقال نطفه ی مرد اجنبی به زن می شود. ( صدوق ، 1386،2 ،ص479،480)بنابراین می توانیم استدلال کنیم که علت حفظ فرج در واقع حفظ رحم می باشد، که راه شایع برای انتقال نطفه به رحم است. از طرف دیگر، در روایاتی بین تخلیه ی اسپرم و زنا و یا نزدیکی جنسی تفاوت قایل شده اند و دو عنوان مجزا برای آن در نظر گرفته اند و در