منبع تحقیق درمورد ارزیابی عملکرد

دانلود پایان نامه

سرمایهگذاریهای دیگر از ریسکپذیری کمتری برخوردار است و لیکن ریسک های زیر برای چنین اوراقی متصور است:
1)ریسک بازار: که به واسطه نوسانات قیمت اوراق بهادار موجود در سبد دارایی و سود حاصل از آن به وجود میآید، و هیچ تضمین و بیمه ای برای آن وجود ندارد.
2)ریسک عملیاتی: به واسطه عدم اطمینان از عملکرد مدیریت صندوق و ارکان آن به وجود می آید(موسوی، جاری، مریدی پور، 1388، 16- 15).
2-6- انواع صندوقهای مشترک سرمایهگذاری
اگر شما سرمایهگذاری از هر نوع سرمایهگذاران باشید حتماً صندوق مشترک خاصی وجود دارد که به نیازهای شما پاسخ بدهد. برطبق آخرین آمار حدود 10 هزار صندوق سرمایهگذاری مشترک فقط درآمریکای شمالی وجود دارد. این بدان معنی است که تعداد صندوقهای مشترک سرمایهگذاری از تعداد سهامها ( شرکتهای پذیرفته شده در بورس) بیشتر است.
این نکته را نیز باید در نظر داشته باشید که هر صندوق مشترک سرمایهگذاری دارای ریسک و بازده مخصوص به خود میباشد. در حالت کلی بازدهی بالقوه بالا، همراه با ریسک بالقوه بالا میباشد و بالعکس. اگرچه بعضی از صندوقها از دیگر صندوقها کمریسکتر هستند اما به هر حال هیچ صندوقی بدون ریسک نمیباشد. با هیچ تنوعسازی نمیتوان کلاً ریسک را حذف کرد. این قانون کل سرمایهگذاریها است. هرصندوق اهداف خاصی را دنبال میکند که این اهداف نوع داراییها، منطقه های سرمایهگذاری و استراتژی سرمایهگذاری را مشخص میکنند.
– در یک طبقهبندی اساسی سه نوع صندوقهای مشترک سرمایهگذاری وجود دارد:
1) صندوقهای مشترک سرمایهگذاری در سهام شرکتها
2) صندوقهای مشترک سرمایهگذاری در اوراق با درآمد ثابت
3) صندوقهای مشترک سرمایهگذاری در بازار پول
هر طبقهبندی دیگری در صندوقهای مشترک سرمایهگذاری به نوعی در طبقهبندیهای بالا جای خواهد گرفت. بعنوان مثال آن دسته از صندوقهای مشترک سرمایهگذاری در سهام شرکتها که در شرکتهای در حال رشد سریع سرمایهگذاری میکنند به صندوقهای در حال رشد معروف شدهاند و همان صندوقها اگر در سهام شرکتهای یک منطقه خاص سرمایهگذاری بکنند به نام صندوقهای مشترک منطقه ای خوانده میشوند.
در بررسی انواع صندوقهای مشترک سرمایهگذاری از کمریسکترین آنها شروع و به مرور پرریسکترین آنها خواهیم رسید.
1- صندوقهای مشترک سرمایهگذاری در بازار پول
بازار پول شامل ابزار کوتاهمدت بدهی نظیر اوراق خزانه میباشد. اینجا برای پارک کردن پول شما مکان امنی است. اگر چه ممکن است بازدهی بالایی بدست نیاورید اما هیچ نگرانی از بابت از دست دادن اصل پول خود نیز نخواهید داشت.
2- صندوقهای مشترک سرمایهگذاری در اوراق بهادار با درآمد ثابت
نامگذاری این صندوقها به صندوقهای درآمدی نامگذاری با مسمایی است. هدف این صندوقها ایجاد درآمد پیوسته و ثابت برای سرمایهگذارانشان میباشد و عمده سرمایهگذاران این صندوقها سرمایهگذاران محافظهکار و افراد بازنشسته میباشند. اگرچه این صندوقها بازدهی بالاتر از گواهی سپرده و سرمایهگذاری در صندوقهای بازار پول دارند اما بدون ریسک هم نمیباشند. علت ریسکدار بودن آنها این است که انواع مختلفی از اوراق قرضه وجود دارد که دارای درجات ریسک مختلفی میباشند و ریسک آنها به صندوق سرمایهگذاری هم سرایت میکند. از دلایل ریسک دار بودن اوراق قرضه نوسانات نرخ بهره است که ارزش آنها را تحت تأثیر قرار میدهد.
3- صندوقهای مشترک سرمایهگذاری متوازن
هدف این صندوقها بوجود آوردن ترکیبی از اوراق بهادار بدون ریسک، اوراق بهادار با درآمد ثابت و سهام شرکتها میباشد. بعنوان نمونه یک صندوق مشترک سرمایهگذاری میتواند ترکیبی از 60درصد سرمایهگذاری در سهام و 40 درصد سرمایهگذاری در اوراق بهادار با درآمد ثابت باشد. ممکن است مدیر شرکت در انتخاب استراتژیهای سرمایهگذاری به درصد های حداقل و حداکثری محدود شده باشد ولی دامنه عمل محدودی را در اختیار وی بگذارند تا در شرایط مختلف اقتصادی تغییرات لازم را در درصدهای سرمایهگذاری انجام بدهد.
4- صندوقهای مشترک سرمایهگذاری در سهام شرکتها
صندوقهای مشترکی که در سهام شرکتها سرمایهگذاری میکنند دامنه وسیعی از صندوقها را شامل می شوند. معمولاً هدف عمده این صندوقهای سرمایهگذاری بلند مدت برای کسب بازده سرمایهای و درآمدهای نقدی اندک میباشد.
5- صندوقهای مشترک سرمایهگذاری بین المللی / جهانی
صندوقهای مشترک سرمایهگذاری بین المللی تنها در خارج از کشور مربوطه و صندوقهای مشترک جهانی در خارج و داخل کشور سرمایهگذاری میکنند. اینکه این صندوقها امنتر یا پرریسکتر از سایر صندوقها هستند مطلب قابل بحثی میباشد. از یک طرف به این علت که شامل ریسک سیاسی نیز میشوند پر ریسکترند ولی از طرف دیگر به علت ایجاد مزیت تنوعسازی گسترده کم ریسکتر و ایمنتر میباشند و این نکته را هم باید در نظر داشت که با مرور زمان اقتصادهای کشورهای مختلف همبستگی بیشتری باهم پیدا میکنند. البته صندوق های بین المللی چند نوع هستند که عبارتند از:
1- صندوقهای جهانی: این صندوقها هم در سهام شرکتهای آمریکایی و هم در سهام بینالمللی سرمایه گذاری مینمایند.
2- صندوقهای خارجی : این صندوقها به طور عمده متشکل از سهام شرکتهای خارج از ایالات متحده هستند .
3- صندوقهای کشور خاص: این صندوقها بر روی سهام شرکتهای مستقر یک کشور یا منطقه خاص از جهان تمرکز میکنند.
4- صندوقهای بازارهای در حال ظهور: این صندوقها حاوی سهام منتشره شرکتهای مستقر در کشورهای کوچک در حال توسعه بوده و بسیار مخاطره آمیز میباشند.
6- صندوقهای مشترک سرمایهگذاری خاص (صنعت یا منطقه خاص )
این صندوقها از تنوع سازی گسترده چشم پوشی کرده و در یک بخش جغرافیایی خاص و یا یک صنعت خاص متمرکز میشوند. به عنوان مثال این شرکتها میتوانند در بخش تکنولوژی، داروسازی و یا خدمات متمرکز شوند. همانگونه که احتمال بازدهی بالا برای این شرکتها وجود دارد احتمال زیاندهی هم بسیار بالاست.
7- صندوقهای مشترک سرمایهگذاری اخلاق مدار
این صندوقها تنها در شرکتهایی سرمایهگذاری میکنند که از معیارهای خاص اخلاقی و یا دینی در فعالیت هایشان پیروی میکنند. اکثر این صندوقها در صنعتهایی مثل صنعت تنباکو، مشروبات الکلی، اسلحه سازی و نیروی هسته ای سرمایهگذاری نمیکنند.
8- صندوقهای مشترک سرمایهگذاری شاخصی
آخرین این صندوقها و البته نه کم اهمیتترین آنها صندوقهای مشترک سرمایهگذاری شاخصی میباشد. این صندوقها، شرکتهای سرمایهگذاری هستند که عملکرد آنها مبتنی و برابر با شاخص قیمت سهام است. با توجه به این که رفتار، عملکرد و نرخ بازده این شرکتها دقیقا برابر با رفتار، عملکرد و شاخص پرتفوی بازار است باید قید کنند که شاخص موردنظر شرکت کدام یک از شاخصهای موجود است (مانند شاخصDOWJONES و STANDADS&POORS).
صندوقهای شاخصی، نوعی صندوق سرمایهگذاری یا یونیتتراستها هستند که هدف سرمایهگذاری آن دستیابی به بازده یک شاخص انتخابی، نظیر S&P500 است. به عبارت دیگر، صندوقهای شاخصی، دارایی خود را در سهام یا اوراق قرضه موجود در سبد یک شاخص، سرمایهگذاری میکند. نوعی از صندوق شاخصی علاوه بر سهام یا اوراق قرضه، ابزارهای مشتقه را نیز در پرتفوی خود نگه میدارد. هم چنین ممکن است صندوق در تمام سهام موجود در سبد شاخص سرمایهگذاری کند یا این که نمونه کوچکتری از آن را- درصد مشخصی از سهام شاخص- به عنوان پرتفوی سرمایهگذاری برگزیند. ازآن جا که صندوقهای شاخصی از یک شاخص پیروی میکنند پرتفوی آن ها نیاز به تغییرات چندانی ندارد، مدیریتشان در مقایسه با صندوقهای سرمایهگذاری، غیر فعال است. مهمترین ویژگی صندوقهای شاخصی، مالیات، هزینه و کارمزد کمتر نسبت به صندوقهای با مدیریت فعال است. ریسک سرمایهگذاری در این صندوقها، تقریباً معادل ریسک سهام موجود در شاخص است. البته صندوقهای شاخصی به دلیل انتخاب پرتفوی ثابت از انعطافپذیری کمتری نسبت به صندوقهای فعال برخوردارند (سنگینیان ،1383، 6 ).
2-7- برای اوراق مشترک سرمایهگذاری دو نوع قیمت وجود دارد
1- قیمت فروش
از مجموع ارزش خالص دارایی و کارمزد فروش بدست میآید و اوراق با این قیمت به عموم فروخته میشوند البته قیمت فروش هر روزه توسط ارزیاب در پایان روز اداری تعیین و اعلام میشود.
2- قیمت باز خرید
این قیمت، قیمت فروش اوراق توسط دارنده آن است که همواره کمتر از قیمت فروش میباشد که این اختلاف حاشیه سود را نشان میدهد (موسوی، جاری، مریدی پور، 1389 ،7-6).
2-8- خریدو فروش سهام صندوقها
دو شیوه کلی برای عرضه و فروش سهام صندوقها وجود دارد و در هر صورت ثبت عرضه عمومی نزد مراجع ذی صلاح الزامی است (همان منبع، 1389 ،7).
الف- عرضه مستقیم: توسط صندوق ها از طریق نامه، تلفن و دفتر کار.
ب- عرضه غیرمستقیم: از طریق عاملهای فروش مانند کارگزاران شعب، بانکها، مؤسسات بیمه، برنامهریزان مالی و…
2-9- نظریه مدرن پرتفوی(MPT)
مقاله منتشر شده با عنوان انتخاب پرتفوی توسط هری مارکوویتزدر سال 1952، به عنوان منشأ تئوری نوین پرتفوی شناخته میشود. بزرگترین کمکMPT پیریزی چارچوب ریسک و بازدهی برای تصمیمگیری می باشد. مارکویتز با تعریف ریسک سرمایهگذاری در غالب کمی، یک رویکرد کمی را در انتخاب دارایی و مدیریت پرتفوی به سرمایهگذاران ارائه کرد. وی انحراف معیار را به عنوان شاخص پراکندگی، معیار عددی ریسک خواند. خود مارکویتز و ویلیام شارپ دیگر فرد مطرح در ارائه نظریه مدرن پرتفوی (MPT) تصدیق می کنند محدودیتهای مهمی در فرمولبندی اولیه این نظریه وجود دارد. میتوان نشان داد در شرایط اطمینان کامل ، رویکرد میانگین – واریانس پیشبینی نامساعدی از رفتار سرمایهگذاران ارائه میکند. و در واقع مدلی برای تخصیص بهینه ثروت یک فرد بین داراییهای ریسکی ابداع نمود. این مدل، تنها بر دو عامل بازده موردانتظار و واریانس تمرکز داشت و بر پایه این فرض بود که سرمایهگذاران ریسکگریز هستند (رم و بریان و همکاران، 1993، 13-11 ). در نظریه مدرن پرتفوی، کل تغییرپذیری بازدهی حول میانگین، ریسک تلقی می گردد و با واریانس یا انحراف معیار اندازهگیری میشود. دراین نظریه نوسانات بالای میانگین و همچنین نوسانات پایین میانگین هم ارزش میباشند. به زبان دیگر، واریانس شاخص ریسک متقارن است که البته در دنیای واقعی سرمایهگذاران مصداق ندارد در یک بازار رو به رشد ما باید امکان هر چه بیشتر نوسانپذیری را جستجو کنیم و تنها در رکود بازار باید از نوسان اجتناب کنیم. پس از یک دیداه ویژه ریسک متقارن نیست و دارای چولگی است (رم و فرگوسن، 1993 ،351). واریانس یک مقیاس و پیمانه سنجش دو طرفه است و در برگیرنده کلیه انحرافات حول میانگین- بدون توجه به جهت آن- این یک تصور بسیار مشکل است که افراد وسرمایهگذاران ریسک رابه این معنا و مفهوم درک کنند. مفروضات این تئوری باعث شد تا امکان استفاده از این تئوری در عمل کم شود مفروضات اصلی این تئوری عبارت بودنداز:
1- توزیع بازدهی همه اوراق بهادار و داراییها نرمال است.
2- واریانس بازدهی دارایی، شاخص مناسبی برای اندازهگیری ریسک است.
امروزه تحقیقاتی که بر روی بازارهای سهام نوظهور صورت گرفته، نشان داده است که توزیع بازدهی در این بازارها نرمال نیست (بیکارت و همکاران،1998،116-102). بر همین اساس، یکی از فرضیه های اساسی این نظریه که همان فرض نرمال بودن توزیع بازدهی برای استفاده از این نظریه است، با تردید جدی مواجه شده است. از جمله شاخصهایی که برای ارزیابی عملکرد پرتفوی از این تئوری بهره میجویند، شاخص شارپ، ترینر، جنسن، نسبت اطلاعات، نسبت ارزیابی وضریب تعیین است.
2-10- نظریه فرامدرن پرتفوی(PMPT)
نظریه فرامدرن پرتفوی بر اساس رابطه بازدهی و ریسک نامطلوب به تبیین رفتار سرمایهگذار و معیار انتخاب پرتفوی بهینه میپردازد (استرادا، 2007، 185-169). فلسفه این تئوری بدین ترتیب است که چنانچه تعریف ریسک را به صورت “زیان بالقوه سرمایهگذاری که قابل محاسبه است” و یا”در معرض خطر قرار گرفتن” بپذیریم (راعی، سعیدی،1383)، منطقی است که تغییرات مطلوب بازدهی(تغییرات بالای حد متوسط یا هر میزان مورد هدف)به عنوان ریسک در نظر گرفته نشود و فقط تغییرات کمتر از میانگین (یا هر هدف غیر میانگین) در محاسبه ریسک منظور شود. مارکویتز نیز پیشنهاد میکند که یک مدل بر پایه نیمه واریانس یا آنچه که امروز تحت عنوان ریسک نامطلوب از آن یاد میکنند ، دارای رجحان و برتری بیشتری میباشد. استفاده از نیمه واریانس در محاسبه ریسک، یکی از رویکردهای جدیدی است که با این تعریف تناسب بیشتری دارد. در نظر سنجی که توسط آدامز و مونتسی (1995) صورت گرفت، نشان دادند که مدیران شرکتها اغلب نگران بروز نتایج نامطلوب نسبت به یک نقطه نا مرجع میباشند، که این همان معنا و مفهوم ریسک نامطلوب می باشد(لین،2002 ،5). از سوی دیگر، نظریه فرامدرن پرتفوی نیز تشریح میکند که ریسک سرمایهگذاری با اهداف خاص هر سرمایهگذار گره خواهد خورد و هر نتیجه های بالاتر از این هدف، ریسک مالی یا اقتصادی تلقی نمیشود. شاخص “ریسک نامطلوب” در نظریه فرامدرن پرتفوی، یک تفکیک مشخص وشفافی بین “نوسان پذیری مساعد”و”نوسان پذیری نامساعد” صورت میدهد. در این نظریه تنها نوسان پذیری زیر نرخ هدف، ریسک محسوب میشود و به همه بازدهی بالاتر از این هدف، عدم اطمینان گفته میشود که جز فرصتهای بدون ریسک برای کسب بازدهیهای غیرمنتظره میباشد. در این نظریه به نرخ بازدهی هدف،”حداقل بازدهی قابل قبول” یا به اختصارMAR گفته میشود، که عبارت است از: حداقل نرخ بازدهی که باید به منظور جلوگیری از شکست که در نائل شدن به اهداف مالی، کسب گردد. به خاطر مسائل و مشکلات محاسباتی پیچیده ریسک نامطلوب، تحلیلهایش را بر پایه واریانس و انحراف معیار استوار میکند. به دلیل مشکلاتی که در مفروضات تئوری مدرن وجود دارد باعث شده است که خوشبختانه به دلیل پیشرفتهای اخیر در تئوری مالی و پرتفوی به همراه افزایش توان محاسبات پیچیده، بر این مشکلات فائق آمده و نتیجه آن بسط و گسترش پارادایم ریسک و بازده تحت عنوان “تئوری فرامدرن” میباشد. پس نظریه مدرن پرتفوی چیزی نیست جز یک حالت خاص از فرمول بندی تئوری فرامدرن پرتفوی (رم، فرگوسن،1993 ،350). برایان ام.رام، معتقد است در نظریه فرامدرن پرتفوی دو پیشرفت اساسی نسبت به نظریه مدرن پرتفوی دیده میشود:
1) به کارگیری ریسک نامطلوب به جای انحراف معیار(SD) به عنوان ابزار سنجش ریسک.
2) نظریه فرامدرن پرتفوی توزیعهای بازدهی غیر نرمال را نیز دربرمیگیرد.
و کاربرد این نظریه را در ارزیابی عملکرد، بهینهسازی پرتفوی و تخصیص داراییها میداند.
2-11- تفاوت نظریه مدرن و فرامدرن
نظریه مدرن پرتفوی بر اساس رابطه بازدهی و ریسک محاسبه شده از طریق واریانس و انحراف معیار بازدهی تبیین میشود در حالی که نظریه فرامدرن پرتفوی(PMPT) بر اساس رابطه بازدهی و ریسک نامطلوب به تبیین رفتار سرمایهگذار و معیار انتخاب پرتفوی بهینه میپردازد (استرادا، 2000 ،2).
2-12- مفهوم ریسک مطلوب ونامطلوب
معیارهای مبتنی بر نوسانپذیری، مبتنی بر رفتار میانگین واریانس هستند که چارچوب تصمیمگیری سرمایه گذاران را بر اساس نوسانپذیری بازدهی ترسیم میکنند و زیربنای نظریه مدرن پرتفوی قرار میگیرد. در این چارچوب نوسانپذیری بازدهی حول میانگین، به عنوان ریسک تعریف میشود. معیارهای ریسک مطلوب مبتنی بر این فرض هستند که حرکات رو به بالای بازدهی و بنابراین نوسانپذیری رو به بالای بازدهی مورد انتظار یا میانگین به عنوان ریسک تصور میشود. از طرف دیگر ریسک مطلوب، احتمال یا افزایش پتانسیل بازدهی یک دارایی یا سرمایهگذاری، براساس در صد یا مبلغ را نشان میدهد که میتواند معیاری از جذابیت یا مطلوبیت آن دارایی باشد و هر چه بیشتر باشد جذابیت سرمایهگذاری بیشتر است. معیار سوم معیار مبتنی بر ریسک نامطلوب است. مفهوم ریسک نامطلوب یکی از پیشرفتهای دهه 90 در خصوص معیارهای اندازهگیری ریسک است. مبدعان این روش رام و فرگوسن (1994) و همچنین کاپلان و سیگل (1994) بودهاند. این رویکرد مبتنی بر فرض عدم