تحقیق با موضوع مشارکت مردم، آموزش و پرورش، استادان دانشگاه

، هیئت های مذهبی محل خود یا مشارکت در مساجد این بخش از سرمایه اجتماعی خود را تقویت کنند.
-همبستگی بیشتر با مردم
کلمن از این ویژگی تحت عنوان فروبستگی یاد کرده و می نویسد : ” در سیستم هایی که افراد با یکدیگر وابستگی بیشتری دارند ، سرمایه اجتماعی بیشتر است ( کلمن ،1384 :‌478 ) ” بنابراین هر چه بیشتر بتواند .
بیشتر با مردم ارتباط داشته باشد در جمع آنها حضور داشته باشد ، در مشکلات و گرفتاریها به آنها کمک کند سرمایه اجتماعی خود را بیشتر کرده است .
-آموزش
فوکویاما معتقد است تنها حوزه ای که دولت می تواند به طور مستقیم و به میزان زیاد بر سرمایه اجتماعی تأثیر بگذارد آموزش و پرورش است ، زیرا به این طریق می توان سرمایه اجتماعی را در قالب هنجارها و قوانین اجتماعی به افراد منتقل کند ( فوکویاما ، 1385 :9 ) پلیس با آموزش هایی که به شیوه های مختلف به مردم می دهد خصوصاً آموزشهایی که از طریق رسانه های تصویری می دهد می تواند بیشترین تأثیر را بر آگاهی مردم و افزایش سرمایه اجتماعی خود داشته باشد .
-خصوصی سازی
” فوکویاما ” می گوید دولت ها با در دست گرفتن فعالیت هایی که بهتر است در اختیار بخش خصوصی
یا جامعه مدنی باشد ،‌بر سرمایه اجتماعی تأثیر منفی می گذارند . اگر دولت مشغول ساماندهی تمام امور
شود ،‌مردم به دولت وابسته می شوندو قابلیت همکاری با یکدیگر را از دست می دهند (فوکویاما ،1385 :‌9) . بر این اساس یکی از راههای افزایش سرمایه اجتماعی واگذاری برخی از امور و خدمات پلیسی به بخش خصوصی است . به این طریق هم از مسئولیت های پلیس کاسته شده و با حجم کاری کمتری مواجه می شود و می تواند دقت و سرعت بیشتری از خود نشان دهد ، مردم مسئول تمام امور و مشکلات احتمالی را به پلیس ربط نداده و با شرکتها و سازمانهای خصوصی طرف می شوند و اعتمادشان به پلیس کم نمی شود .
-سرمایه اجتماعی و امنیت
پیش زمینه ذهنی ارتباط بین سرمایه اجتماعی و امنیت شاید در اولین برخورد با شاخص های متداول برای بخش سرمایه اجتماعی در ذهن هر پژوهشگری شکل بگیرد ،‌آنجایی که در بسیاری از شاخص ها مقوله امنیت به طور مستقیم یا غیرمستقیم جای داده است ،‌ما در اینجا به چند نمونه از این شاخص ها اشاره می کنیم .
شاخص احساس امنیت :‌ میزان احساس امنیت و آسودگی و آرامش مردم در خانه های خود یا از قدم زدن در کوچه ها و خیابان های شهر در طول شبانه روز (بولن14 و ائینکس 15، 1998) ملاحظه می شود که این شاخص بطور مستقیم با مقوله امنیت ارتباط داشته و پژوهشگران ، بالا بودن سطح آن را دلیلی بر وجود سرمایه اجتماعی مطلوب و بالا در جامعه مورد نظر می دانند .
شاخص وساطت اجتماعی : به منظور حضور فعال فرد به عنوان میانجی گر در حل اختلافات و منازعات موجود میان آشنایان ،‌همسایه ها ،‌همکاران و همشهریها ( ربانی ،29،‌1387 ) در صورتی که اهداف پلیس جامعه محور را به عنوان رویکردی نوین در عصر حاضر مدنظر قرار دهیم ،‌کاملاً واضح است که این شاخص تا حدود زیادی مشارکت افراد جامعه در حل و فصل منازعات که از ارکان اصلی این رویکرد می باشد را به منظور کاهش میزان جرم و تحصیل در رفع دعاوی دنبال می کند . رویکرد پلیس جامعه محور به این معنی است که از شهروندان خواسته می شود تا بخش عمده مسائل جزئی خود را خودشان انجام دهند. این ترفند باعث می شود که پلیس وقت آزاد بیشتری داشته باشد و بتواند برای مشکلات جامعه راه حل های فوری و دراز مدت پیدا کند .
شاخص پذیرش تفاوت ها ( مدارا)‌: به صراحت وجود چنین فرهنگی در جامعه که از طرفی نشان دهنده وجود سرمایه اجتماعی در آن منطقه می باشد از عوامل اصلی کاهش جرم و جنایت است .
همکاری : از قبیل همکاری همسایه ها با یکدیگر برای بهبود اوضاع محل ، همکاری با مسئولان محلی و مشارکت داوطلبانه افراد در اجتماع .
همیاری : هنجار همیاری ، احساس درونی افراد برای کمک به دیگران و به اجتماعی که در آن زندگی می کنند ،‌ اشاره دارد و باعث ایجاد تعادل بین فردی و جمعی می شود . همانطور که مشاهده شد شاخص های مختلفی برای اندازه گیری سرمایه اجتماعی از سوی صاحب نظران ارائه شده است . این امر خود نشان دهنده تشتت آراء و عدم وجود اتفاق نظر در این زمینه می باشد ،‌با این حال می توان گفت اکثر دانشمندان بر روی ” اعتماد ” و ” مشارکت ” به عنوان شاخص های اصلی مفهوم سرمایه اجتماعی اجماع دارند . ( احمدی ، 1387 ، 30 ).
اعتماد و قابلیت اعتماد :‌
اعتماد : میزان اعتماد فرد به آشنایان (‌از اعضای خانواده تا همسایگان ) اعتماد به غریبه ها و سازمان های مختلف و نمایندگان حکومت از جمله پلیس .
قابلیت اعتماد :‌میزان ریسک پذیری و قابلیت اعتماد داشتن محیط زندگی از نظر فرد ( عدم یا وجود دزدی یا کلاهبرداری ) اعتماد میان پلیس و مردم و اعتماد موجود در بین اقشار مختلف مردم از سرمایه های اساسی پلیس جهت جلوگیری از گسترش جرم و جنایت به شمار می آید . ” تری گویر ” اعتماد اجتماعی را پایه و اساس زندگی توأم با اخلاق ،‌مسئولیت و نیکویی می داند و معتقد است ، پیوندهای اجتماعی در سایه اعتماد شکل گرفته و ساخته می شود ( احمدی ، 1387 ، 27 ) . از این تعریف کاملاً نقش محوری اعتماد در ایجاد سرمایه اجتماعی و در نهایت امنیت مشخص می شود ،‌زیرا همانطور که گفته شد وجود اعتماد پایه و اساس وجود پیوندها و مسئولیت اجتماعی است که در صورت نبودن این عوامل به صراحت می توان به نبود سرمایه اجتماعی حکم داد .
گویر ، اصل بنیادی در ارتباطات انسانی چه به صورت رسمی و چه غیررسمی را اعتماد می داند و آن را ” قانون ارتباطات انسانی ” نام می نهد ، بالعکس نظام های پلیسی رسمی را بیرونی و فشار آور در برقراری اعتماد و اخلاق میان مردم می داند و نه تنها آن را توصیه نمی کند ، بلکه مخرب هم می داند ( احمدی ، 1387 : 28 (
البته لازم است اشاره شود تلاشهای صورت گرفته در جهت ایجاد پلیس جامعه محور که بر پایه ارتباطات و همکاری پلیس و مردم شکل گرفته است و نقش بسیار پررنگ تر در جهت حفظ امنیت برای مردم در نظر گرفته است به منظور افزایش اعتماد مردم نسبت به پلیس بسیار کارساز بوده است .
2-6-عوامل مؤثر بر جلب مشارکت مردمی توسط پلیس
رابرت دال به عواملی اشاره دارد که بر مشارکت مردم تأثیر مستقیم دارد و در صورت بروز و تحقق آنها مشارکت ظهور خواهد کرد . این عوامل عبارتند از :
? فرد مشارکت کننده باید برای پاداشهای حاصل از مشارکت ارزش بالایی قائل شود .
? مکانیزم مشارکت را در نیل به هدف در قیاس با سایر مکانیسم ها مؤثرتر بداند .
? نسبت به دستیابی به نتایج اطمینان لازم را داشته باشد .
? برای مشارکت از دانش و مهارت کافی برخوردار باشد .
در ورود به مشکلات و در جریان مشارکت خود را مواجه با مشکلات و موانع زیاد نبیند زیرا وقتی فرد از فعالیتی انتظار دریافت پاداش کلان را داشته باشد راغب خواهد بود که بر مشکلات فراوان غلبه کند و حتی هزینه های آن را تحمل کند ولی وقتی که ببیند یا معتقد باشد که پاداشها ناچیز بوده یا اصلاً وجود خارجی ندارند کافی است معمولی ترین موانع و هزینه ها اورا مأیوس و از عمل کردن بازدارد . (نصری،1385 :40-35) برای دستیابی افراد مشارکت کننده به اهداف فوق و در نتیجه اقدام به مشارکت لازم است پلیس به عنوان نیرویی که خواهان مشارکت مردمی در برقراری امنیت است اقدامات زیر را انجام دهد :
2-6-1-اطلاع رسانی و آگاهی بخشی
اگر افراد نسبت به عملی اطلاع و آگاهی کافی نداشته و هدف از کار و نتیجه ای را که حاصل خواهد شد ،
ندانند ،قطعاً کمتر اقدام به مشارکت می کنند لذا لازمست پلیس با آموزشهای عمومی و اطلاع رسانی
همگانی ، آگاهی لازم را به مردم بدهد تا مشارکت بیشتر شود .
2-6-2-مشخص کردن وظایف و مسئولیتها
شناخت مسئولیت ها و تکلیفهای اجتماعی ،‌انسانی و دینی عامل دیگری برای حضور و مشارکت مردمی
است . پلیس باید مسئولیت مسلمانان و آحاد جامعه را در مقابله با جرایم و ناامنی اجتماعی به خوبی تشریح کند ؛ زیرا با درک الزامات قانونی ، عرضی و شرعی و شناخت پیامدهای بی اعتنایی و عدم اقدام ، افراد بیشتر احساس مسئولیت کرده و مشارکت بالاتری خواهند داشت . البته باید برای افراد مشارکت کننده حدود و حیطه وظایف و مسئولیتها هم آشکار شود .
2-6-3-برانگیختن وجدان اخلاقی و اجتماعی
یکی دیگر از عوامل جلب مشارکت مختلف اجتماعی ، احیاء ، تقویت و تحریک سیاستهای وجدان اخلاقی و اجتماعی است . با این کار افراد باوجدان و بیدار و متعصب دینی و اجتماعی به مقابله با رذایل و ناهنجاریهای اجتماعی برمی خیزند (بیات ،1388 : 797 -793 (
2-6-4-ایجاد انگیزه در افراد
کلندرمن معتقد است وقتی آگاهی دادن کافی نیست بلکه باید افراد را برای کنش بسیج کرد . او سه انگیزه را مطرح میکند . انگیزه های هدف ، انگیزه های اجتماعی و انگیزه های پاداش . کلندرمن انگیزه های اجتماعی را در قالب واکنش “دیگران مهم ” به عمل مشارکت می بیند و انگیزه های هدف و پاداش را در قالب اعتقاد به مشارکت و توجه به هزینه ها و فواید مشارکت در نظر می گیرد . بر این اساس باید انگیزه های مشارکت را در افراد تقویت و پاداش مشارکت را بیشتر از هزینه های مشارکت کرد .
2-6-5-پاداش به مشارکت
بر اساس نظریه مبادله ، پلیس باید با دادن پاداشهای خاص به افراد مشارکت کننده آنها را تشویق به مشارکت کند و هزینه های مشارکت را برای آنها حتی الامکان کم کند . در غیر این صورت افراد با محاسبه عقلی تن به مشارکت نمی دهند .
2-6-6-الگوسازی
روش دیگری برای جلب مشارکت مردم است که با نمایش الگوهای مثبت و مورد قبول مردم و مشارکت آنها با پلیس (مانند استادان دانشگاهها یا افراد مقبول ) مشارکت بیشتر می شود(درانی،79،1386) .
2-7-سرمایه اجتماعی پیش نیاز تحقق پلیس جامعه محور
رویکرد پلیس جامعه محور یک فلسفه است ، این رویکرد مشارکت ضابطین قانون و جامعه در شناسائی مشکلات و ریشه یابی آنان و پیدا کردن راه حلهایی که مشکل را بطور دائم از بین برده و یا کاهش می دهد ، بر می انگیزد . اساس وجود پلیس جامعه محور بر مشارکت شهروندان و پلیس با یکدیگر قرار گرفته است . همانطور که گفته شد در این رویکرد از شهروندان خواسته می شود تا بخش عمده مسائل جزئی خود را خودشان انجام دهند تا پلیس وقت بیشتری برای سیاست گذاریها و برنامه ریزی اقدامات بلند مدت داشته باشد .
رویکرد پلیس جامعه محور متضمن برقراری رابطه جدید میان پلیس و شهروندان تحت مسئولیت آنان است . این نوع رابطه چنان است که امید برغلبه بر احساس بی تفاوتی گسترده مردم نسبت به پلیس را افزایش می دهد و در عین حال هر گونه حساسیتی را از بین می برد . این رابطه جدید براساس اعتماد و احترام متقابل بنا نهاده شده است . بنابراین مهمترین مؤلفه در پلیس جامعه محور ، اتکا به خود جامعه است و تا وقتی که در جامعه تغییراتی مبنی بر پذیرش این مسئولیت شکل نگرفته باشد ، اجرای آن امکان پذیر نخواهد بود . بلافاصله با نگاهی گذرا به جوامعی که از سطح بالایی از سرمایه اجتماعی برخوردارند ملاحظه می شود که مردم آن کشور از ویژگی های زیر برخوردارند(بولن16 و اونیکس17 ،1998(
? افراد احساس می کنند که جزئی از جامعه اند (احساس تعلق(
? آنها احساس خواهند کرد که افرادی سودمندند و می توانند کمک واقعی به جامعه کنند .
? در شبکه های اجتماعات محلی و در سازمانها مشارکتی فعالانه خواهند داشت .
? در خانه و محیط همسایگی احساس امنیت و اطمینان می کنند . در سیلها و آتش سوزیها (حوادث طبیعی ) به خاطر منفعت عمومی و خیر مشترک به یکدیگر کمک خواهند کرد .
در ابتدا مشاهده شد که اجزاء موفقیت و رویکرد پلیس جامعه محور

مطلب مشابه :  منابع و ماخذ پایان نامهافزایش، چربی، دمای