دانلود پایان نامه درباره امام زمان، جهان اسلام، فرهنگ و تمدن

ی اسلام و معنویت متعالی تعلیم پیامبر و حقیقت طلبی علی و آل علی چنان شگفت که هنوز پرسش انگیز است به راستی چه شد که ایرانیان این گونه در عرصه های گوناگون علمی و علمی ، سرآمد دیگر ملت ها شدند و معمار فرهنگ و تمدن نوین گشتند؟ می توان اظهار داشت که ایران به لحاظ سیاسی و نیز فرهنگی ، موقیعت و اعتبار ویژه ای در آن روزگار، در جهان اسلام ، به دست آورده بود وکمترجامعه وقوم وملتی را می شناسیم که این اندازه پیش رفته باشد وبه تعبیراستاد مطهری : « دوقرن خروش ونشاط وجنبش ونغمه وسخن )) فراهم آورده باشد.
استقلال سیاسی ایرانیان درسده سوم هجری ، بی گمان ازپشتوانه های فرهنگی وفکری وعقیدتی درپرتوآزادی واسلام وشورونشاط وخلاقیت ایرانی ، بهره جسته بود ونمایندگان روح ایرانی ومسلمانی ، حتی در فتح اسپانیا و گشودن دروازه های غرب و نقش کلیدی داشتن تجدید حیات غریبان ، حضور زنده و زاینده ای به هم رسانده بودند.
عراق و حجاز:
نبایستی از این نکته غفلت ورزید که رویکرد خلاقت عباسیان پس از مامون عباس به ترکان و راندن ایرانیان ، و نیز تعصب و هراس و کینه توزی با خاندان پیامبر و محاصره اهل بیت و بیمناک بودن از فرو پاشی خلافت با تولد مردی از نسل پیامبر روی هم رفته، انزوا و ضعف و تزلزل ارکان حکومت نامشروع شان را به نمایش می گذارد. قیام های چندی در عراق صورت گرفت، برخی از سوی علویان و بعضی به تحریک وفریب طالبان قدرت که بدان خواهیم رسید. در جمع بندی می بایست گفت که این خیزش و آشوب ها ، خبر از فساد سیاسی و اقتصاد حاکم می داد، که میان در باور جامعه ، شکاف رژفی افکنده بود. و این، طبیعت سلطه های جابرانه و بیگانه با ارده و خواست همگانی است، که منفعت جویی و فزونی طلبی در قدرت و ثروت، آنان را به سراشیبی سقوط فرو می افکند.
سیاست آن روز عباسیان ، حمایت جهان اسلام ، به ویژه ایرانیان در خراسان ، مازندران و آذربایجان را ،به عنوان پشتوانه و اعتبار خلاقت، در پی نداشت ، از این رو ، چاره اندیشی خلفا ، هانا گرایش به عضو ترک بود، که آن هم دیری نپایید که بیش و کم تلخ کامی ای برای مردم و حکومت به بار آورد . از خلاقت معتصم عباسی ( 218 – 227 ) به بعد، دارالخلافه از بغداد به شهر سامرا انتقال یافت. قیام هایی که در عراق و همچنین در حجاز و ایران و مصره نگرانی خلفای عباسی را پدید آورد، میان سال های 250 – 279 هجری به وقوع پیوست. یعنی پس از قتل متوکل عباسی ( 247 ه . ق ) البته در دوره معتصم عباسی ( 218 – 227 ه .ش ) قیام محمد بن قاسم در طالقان صورت گرفت و پیش از آن محمد بن صالح ، در سویقه، نزدیک مدینه، برمتوکل خروج نموده بود.
سوریه
مهم تر از همه شورش احمد بن عیسی شیخ بود که پدرش ولایت فلسطین و اردن را داشت و چون مرد، احمد برد مشق تسلط یافت ( 255 هجری) و مالیات به بغداد نداد و می خواست با استفاده از آشفتگی هایی که در پایتخت خلافت بود بر همه شام مسلط شود و به مصر دست اندازی کند.
آندلس ( اسپانیا)
آندلس در سال 92 هجری / 711 میلادی به دست مسلمین فتح شد در سال 240 هجری میان مسلمانان و مسیحیان جنک سختی در گرفت. در حکومت ابو عبدالله محمد …. به گفته بعضی از مورخان از دو طرف بیست هزار نفر کشته شدند و این درگیری ها تا سال های 241 و245 و 251 هجری ، ادامه یافت.
اوضاع سیاست جهان اسلام، در آستانه میلاد مهدی (عج) آن گونه که از تاریخ پیداست ، نشان می دهد که خلافت ، اعتبار و فداست پیشبین خود را به دلیل خودکامگی و زیر پای نهادن آرمان ها و اسلام ستیزی و نادید. انگاشتن مردم و ملت هایی که در قلمرو فتوحات مسلمانان، می زیستند، از دست داده بوده و دیگر توان رویا رویی با اندیشه ها و اراده های حق طلبانه را نداشت . از این رو توسل به زور خشونت و فریب و تفرقه افکنی در صفوف مومنان و مبا رزان و گستردن سایه شوم حکومت پلیسی و وحشت آفرینی و گسستن پیوند معنوی امام و امت، شیوه نوین سیاسی عباسیان شمرده می شد.
بخش سوم
میلاد مهدی
آنها که از ولادت مهدی مورد خبر داده اند
در احادیث پیغمبر و اهل بیت (ع) صریحاً گفته شده است که ولادت مهدی موعود اسلام بطور پنهانی انجام می گیرد، مع الوصف چنان نبوده است که هیچکس مطلع نگردد. زیرا با همه سختگیری و فشاری که از طرف خلفای عباسی و ماموران آنها برا ی جلوگیری ازدواج امام حسن عسگری (ع) و تولد فرزند او یعنی ( قائم موعود) بعمل آمد، سرانجام پیشوانه ای دوازدهم شیعه متولد گردید؛ ولی بطوری اسرارآمیز و در وضع خاصی که جز افراد بسیار نزدیک ؛ کسی از آن راز بزرگ که مدتها در انتظارش بودند آگاه نگشت.
بنابراین شیعه و روایات آن، مهدی موعود اسلام را نهمین فرزند معصوم امام حسین (ع) و یگانه پسر امام حسن عسگری (ع) یعنی ابوالقاسم محمد بن الحسن ارواحنا فداه میداند که بنا بر مشهور و مطالبق اکثر روایات در شب نیمه شبان سال 255 هجری در شعر سامره بطور معجزه آسا متولد گردید.
شیعه چنین کسی را امام زمان می داند و طبق روایات متواتر عقیده به غیبت طولانی او دارد و معتقد است که سرانجام آن آفتاب عالم تاب از پس ابرهای تیره آشکار گشته جهان ظالمانی را روشن و منور می سازد. روایات شیعه و سنی نظریه چنین کسی دارد و تطبیق به فردی دارای چنین او صافی می گردد. از این رو چنانچه حدیثی یا مطلبی بر خلاف این عقیده بنظر رسید باید آن را با انبوه احادیث و روایات و نظریات اسلامی درباره مهدی موعود که اکثریت قریب باتفاق مسلمانان جهان خاصه جامعه شیعه پذیرفته اند مقایسه نمود، ودر صورتی که موافق آن بود اخذ کرد وگرنه نادیده گرفت.
به هر حال در منابع شیعه که طرفدار شاخص اعتقاد به وجود و غیبت و ظهور امام زمان حجت بن الحسن العسکری علیه السلام است: توسط افراد بسیاری از شیعه و سنی و مقامات مختلف ، خبر ولادت آن حضرت انتشار یافته است، و کسانی هم آن مولود مسعود را تا سن پنج سالگی یعنی سال رحلت بدر بزرگوارش ( 26 هجری) مشاهده کرده اند. برای اطلاع خوانندگان قسمتی از آن در زیر آورده شده است.
1- شیخ صدوق پیشوای محدثان شیعه از معلی بن محمد روایت می کند که چون ز بیربن بکار زبیری مولف کتاب
«انساب قریش)) و در الموفقیات کشته شد، امام حسن عسگری فرمود: زبیری می پنداشت که مرا خواهند کشت و خود می ماند ، و من فرزندی نخواهم داشت، ولی او دید که خود به قتل رسید و خداوند فرزندی به نام محمد به من موهبت کرد.
2- و باز در کتاب مزبور از محمد بن عثمان نائب دوم امام زمام (ع) که از مردمان نامی و دانشمندان بزرگ شیعه بوده روایت می کند که چون آقا متولد شد، امام حسن عسگری پدر وی عثمان بن سعید شاگرد مخصوص خود و نائب اول فرزندش ولی عصر را اخضار نمود ، و فرمود : فرزند ما متولد شد، ده هزار طل نان و ده هزار طل گوشت به حساب من میان بنی هاشم تقسیم کن و چند راس گوسفند هم برای او عتیقه نما.
3- فضل بن شاذان که در میان سالهای بعد از ولادت امام زمان و پیش از وفات امام حسن عسگری از دنیا رفته است ( 255 -260) در کتاب غیبت از محمد علی بن حمزه نقل کرده است که گفت : از امام حسن عسگری (ع) شنیدم که فرمود: حجت خدا جانشین من در شب نیمه شعبان 255 هنگام طلوع صبح متولد گردید.
– حکیمه دختر امام محمد تقی و عمه امام حسن عسگری علیها السلام که طبق نوشته شیخ صدوق در کمال الدین و شیخ مفید در اختصاص و شیخ طوسی در غیبت از بانوان دانشمند اهل بیت و بسیار با عظمت و تنها ناظر ولادت آن حضرت بوده است تا روز چهلم آن مولود مسعود بارها آن حضرت را دیده است.
5- همچنین در آن کتاب از محمد بن ابراهیم کوفی روایت می شود که گفته است: امام حسن عسگری (ع) گوسفند ذبح شده ای را برای من فرستاد و فرموده بودند که: این از عقیقه فرزندم محمد است.
6- ابو علی خیزرانی از خادمه خود که به حضرت عسگری بخشیده بود نقل می کند که : هنگام تولد امام زمان دیده است نوری از سرودی آن حضرت به آسمان می درخشید.
7- وهم از حسن بن منذر روایت نموده که گفت: حمزه ابن ابی الفتح آمد به نزد من و مژده داد که شب گذشته در خانه امام حسن عسگری مولودی به دنیا آمده ، ولی شب گذشته در خانه امام حسن عسگری مولودی به دنیا آمد ، ولی حضرت دستور داد ولادت او را مکثوم دارند! و سیصد گوسفند برایش عقیقه کنند.گفتم : نام مولود چیست؟ گفت : نامش محمد است.
8- در غیبت شیخ طوسی و کمال الدین شیخ صدوق بسته خود از حسن بن حسین علوی روایت می کنند که گفت : من در سامره خدمت امام حسن عسگری (ع) رسیدم و آن حضرت را به ولادت فرزندش قائم تهنیت گفتم.
زمان های دشوار و میلاد های شگفت
میلاد مهدی (عج) بی شباهت به میلاد موسی و ابراهیم خلیل نیست. همانگونه که حمل ولادت دو پیامبر بزرگ الهی به دور از چشم فرعونیان و نمرودیان، صورت پذیرفت؛ درباره امام مهدی (عج) نیز می توان بر این باور بود که تا لحظه میلاد، هیچ اثری از این رویداد بزرگ تاریخ ، مشاهده نشد چرا که خداوند چنین اراده کرده بود تا زمین بی حجت نماید و زمان بی صاحب و ستمدیدگان چشم به راه نجات و آزادی امام و پیشوای خویش را بشناسند و به یاری وی بشتابند وبدین سان به حاکمیت موعود مستعضفان بر مستکبران که همانا پیروزی حق بر باطل و باطل اندیشان است، دست یابند از این رو، پنهان ماندن نشانه های حمل و ولادت امام موعود ، به این معنا نیست که وجود مبارک او، بر مردمان پوشیده باشد و کسی را امکان دسترسی به دیدار و معرفت و همچنین تبعیت از آن حضرت نباشد امام صادق (ع) می فرماید: ( هو خفی المولد والمنشا، غیر خفی فی نفسه.)« میلاد او مخفی و پوشیده است، اما خودش مخفی نیست))
قرآن کریم از داستان شگفت انگیز نجات بخش بزرگ اسرائیل – حضرت موسی – پس از ولادت پنین یاد می کند:
« و اوحینا الی ام موسی ان ارضعیه فاز اخفت علیه فالقیه فی الیم ولا نخا فی ولا تخزنی انا را دوه الیک و جا علوه من المرسلین. فالتقطه آل فرعون لیکون لهم عدواً و حزناً…))
« و به مادر موسی و می کردیم که: او را شیرده ، چون بر او بیمناک شدی او را در نیل بینداز ، و مترس و اندوه مدار که ما او را به تو باز می گردانیم و از پیغمبرانش قرار می دهیم.))
پس خاندان فرعون، او را از آب بر گرفتند تا سرانجام دشمن جان آنان و مایه اندوهشان باشد.
از آیات بر می آید که وجود موسی، ناشناخته بود؛ اما بر کسی، حتی دشمن سر سخت وکینه توز او ، فرعون پوشیده نیود یعنی او را می دیدند و صدای او را می شنیدند و گاه داد وستد می کردند، چنان که در سرگذشت یوسف پیامبر در قرآن آمده است:
« قالو یا ایها الغزیان اباً شیخاً کبیراً فخذانا مکانه انا نریک من المحسنین))
« گفتند: ای عزیز ! او پدری پیر و سالخورده دارد بنابراین یکی از ما را به جای او بگیر، که ما تو را از نیکوکاران می بینیم.))
آیه شریفه، مربوط به سفر دوم برادران یوسف به مصر است ، که باز او را نمی شناسند و به عنوان عزیز و بزرگ شهر، از او یاد می کنند، و یوسف ، پرده از این ماجرا بر نمی گیرد، چرا زمان آن فرا نرسیده است تا بگوید: من یوسف هستم.
می بینیم که مشاهده ، و معاشرت و معامله در احوال پیامبران – موسی و یوسف – بنابر عرف زندگی اجتماعی انسان هاست و تماس نزدیک و رعایت آداب و گفت و گوها ، هر گونه تفاوت و بیگانگی با مردمان را از میان بر می دارد.
بدین سان ، مساله ناشناخته بودن حضرت مهدی(عج) در کنار مردم ، در بازارها و در ایام حج، امری عجیب و غریب نیست. خواست و اراده خداوند، بر این تعلق گرفته که تا هنگام ظهور ، در میان مردم ، ناشناس باقی بماند، چنانکه بر حضرت یوسف گذشت .
شمایل مهدی

مطلب مشابه :  منابع مقاله دربارهپیچش، وستون، مستطیلی