مقاله درمورد دفاع مشروع، جبران خسارت، عام و خاص

اصولاً مسئول نیست و بنابراین اکراه یا مانع مسئولیت است یا رافع مسئولیت می‌باشد و چون مکره از یک سوء قصد اضرار به دیگران یعنی قصد نتیجه را ندارد، بنابراین نمی‌توان رفتار او را دارای عنصر سوءنیت دانست و وی دارای حسن‌نیت است. پس ملاک رفع مسئولیت ناشی از رفتار او تنها به دلیل برخورداری او از حسن‌نیت است. در نتیجه می‌توان اکراه را از مجاری تاثیرگذار حسن‌نیت در مسئولیت مدنی بشمار آورد.
2-2-3-5- قاعده تحذیر (هشدار)
عموماً مبنای این قاعده را در روایتی می‌دانند که از امام جعفر صادق (ع) در این باره نقل شده است، مبنی بر اینکه در زمان حضرت علی (ع) ایشان نسبت به پرونده‌ای که در آن شخص با هشدار قبلی سنگ‌پرانی کرده و به دیگری در نتیجه عدم توجه به هشدار آسیب وارده شده بود، حکم کردند که پرتاب کننده مسئول نیست و به صورت قاعده‌ای کلی فرمودند: کسی که هشدار داده معذور است (عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، ج9، ص50).
البته برخی برای اثبات این قاعده به عرف خردمندان و قاعده و تسبیب هم استناد کرده‌اند، بنابراین برای تحقق هشدار و رفع مسئولیت مدنی از هشدار دهنده، شرایطی لازم است که برخی از آنها عینی و برخی فاعلی‌اند، شرط معنوی در ناحیه هشدار دهنده حسن نیت وی است که به عنوان جزئی از علت تامه برای رفع مسئولیت از وی موثر واقع می‌شود و اگرچه مانند هر شرطی وجود آن به تنهایی برای این امر کافی نیست. لکن فقدان آن برای مسئول قلمداد شدن وی کافی است و در طرف مقابل، حسن نیت مخاطب مانع تحمیل خسارت بر او می‌گردد.
2-2-3-6- دفاع مشروع
ماده 330 و 881 ق.م و ماده 358 ق.م.ا و به طور کلی‌تر ماده 15 قانون مسئولیت مدنی دفاع مشروع را از عوامل رافع مسئولیت مدنی بر شمرده‌اند، در ماده 15 قانون مسئولیت مدنی آمده است: “کسی که در مقام دفاع مشروع، موجب خسارت بدنی یا مالی شخص متعدی شود، مسئول جبران خسارت نیست، مشروط بر اینکه خسارت وارده، برحسب متعارف، متناسب با دفاع باشد”.
در دفاع مشروع شخص می‌تواند برای دفاع از خود (یا دیگری) در مقابل قوه قهریه غیرقانونی خشونت معقولی به کار برد.
مشروط بر آنکه شدت عمل به کار رفته معقول و متناسب با صدمه تهدیدی باشد، خوانده مسئول نخواهد بود، به نظر می‌رسد شخص می‌تواند از قوه قهره معقول جهت دفاع از اموال خود نیز استفاده کند.
صاحب مال می‌تواند با استفاده از وسایل معقول همچون حصارکشی یا سیم خاردار از آن مال حفاظت نماید. تله نمی‌تواند برای حفاظت از مال جهت آسیب رساندن به تجاوزگران استفاده شود یا اینکه به سوی آن شلیک شود، زیرا این مقدار از قوه قهریه نسبت به ضرر یا تهدید تناسب ندارد (Low made simple) نوشته سی.اف.پرفیلد تجدیدنظر شده بوسیله دی.ال.ای.بارکر، ترجمه صغیری اسماعیل، ص345، 324). در تعریف دفاع مشروع گفته شده است: “هرگاه کسی به دفاع از نفس و یا عرض، و یا آزادی خود یا دیگری و با رعایت شرایط پیش‌بینی شده در قانون، مرتکب هر عملی گردد، عمل ارتکابی او جنبه مجرمانه خود را از دست داده، چنین شخصی معاف از مسئولیت کیفری و مدنی است”(علی‌آبادی، عبدالحسین، حقوق جنایی، ج1، ص224).
جهت مشروعیت دفاع که موجب رفع مسئولیت مدنی یا کیفری می‌گردد، باید شرایطی به این شرح وجود داشته باشد: خطر یا تجاوز غیرمشروع باشد؛ خطر بالفعل یا قریب الوقوع باشد، تعرض غیرقابل دفع باشد، دفاع ضروری بوده و متناسب با تجاوز باشد (واعظی، خلیل، دفاع مشروع در حقوق جزای ایران، ص166، 111).
با توجه به تعریف و شرایط دفاع مشروع، به نظر می‌رسد که حقیقت، ارکان و شرایط دفاع مشروع همگی عناصری عینی و خارج از ذهن و روان دفاع کننده هستند. درست است که دفاع کننده در عمل ممکن است دارای حسن نیت یا سوءنیت باشد،‌ و غالباً دارای حسن نیت است، لکن حسن نیت او از عناصر و ارکان تشکیل دهنده دفاع مشروع نیست، و عمل او صرفاً براساس معیارهای عینی و عرفی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد، و در صورتی که واجد شرایط باشد، رافع مسئولیت مدنی خواهد بود، حتی اگر دفاع کننده سوءنیت داشته باشد.
2-2-3-7- قاعده استیمان
قاعده استیمان یا ائتمان به عنوان قاعده امانت نیز شناخته شده است و عبارت این قاعده بصورت (لیس علی الامین الالیمین) می‌باشد. (ابوالحسن محمدی، 13، ص -) یکی از عوامل رافع مسئولیت مدنی “استیمان” است. (حسینی مراغی، میرفتاح، العناوین، ج2، ص473 (عنوان 65) و ص515-512 (عنوان 68) اما آیا استیمان را می‌توان یکی از مجاری تاثیرگذار در حسن‌نیت مسئولیت مدنی به شمار آورد؛ پاسخ به این سوال نیازمند تحلیل مفهوم استیمان است. در صورتی که عنصر ذهنی حسن نیت از عناصر و ارکان تشکیل دهنده موضوع این قاعده باشد، بدیهی است که کارکرد این قاعده، یعنی رفع مسئولیت مدنی را به عنصر تشکل دهنده آن (حسن نیت) نیز می توان نسبت داد، در غیر اینصورت باید گفت که حسن نیت در این قاعده نقشی ندارد، و در نتیجه قاعده مذکور مجرای کارکرد حسن نیت قلمداد نمی‌گردد. ملاک تحقق استیمان ماذون بودن تصرف از جانب مالک یا شارع است. یعنی هرگاه از جانب یکی از این دو اذنی وجود داشته باشد، ضمان و مسئولیتی متوجه متصرف نیست، لکن قبول این ضابطه نیز دشوار است (حسینی مراغی، همان، ج2، ص474)
زیرا در موارد متعددی این ضابطه نقض می‌گردد، از جمله در اخذ بالسوم مقبوض به عقد فاسد، مالی که قبل از اقباض در عقود معاوضی تلف می‌شود. فردی که مالک مجهول المالک را تصرف کرده است،‌ رنگرز، پزشک و مانند اینها، هرچند مالی را با اذن مالک متصرف شده‌اند لکن ضامن تلف هستند. همچنین ملاح و باربر و کارگر و غیره.
لذا استیمان اذن مطلق نیست، بلکه اذن خاص است. ادعای این که اذن شارع و قانونگذار یا مالک همواره رافع مسئولیت مدنی است،‌ ادعایی بدون دلیل است. (طباطبایی یزدی، سیدکاظم، حاشیه مکاسب، ج1، ص39) استیمان اذن مالک یا شارع و قانونگذار در گرفتن مال یا تصرف در آن در جهت مصلحت مالک است، نه برای مصلحت خود گیرند و نه در جهت مصلحت هر دو.
بنابراین نسبت بین اذن و استیمان عام و خاص مطلق است و نه تساوی و اذن و امانت را نمی‌توان یکسان پنداشت، اگرچه شرط امانت اذن است، ولی اذن برای تحقق امانت کافی نیست. یکی از مبانی قاعده عدم ضمان امین را احسان می‌توان دانست، زیرا امین چون مال را تنها برای حفظ مصلحت مالک در اختیار می‌گیرد عمل او احسان است و همچنین از دیگر مبانی و قصد خیرخواهی امین دانست و اطمینان عرفی مالک به عدم خیانت موتمن نیز از دیگر مبانی قاعده استیمان است و حسن نیت و سوءنیت در تحقق امانت دخالت دارد و از این طریق در ضمان و مسئولیت مدنی تاثیرگذارند یعنی ملاک عدم ضمان امین حسن نیت او است.
2-2-4- ارکان حسن نیت
چنانکه از عنوان این بحث مشخص است به ارکان حسن نیت و مسائل مربوط پرداخته می‌شود. بررسی نقش حسن نیت در مسئولیت مدنی، متوقف بر شناسایی موارد تحقق آن است و این امر در پرتو تعریف ارائه شده از حقیقت حسن نیت تا حدود زیادی میسر شده است لکن جهت انجام هر چه دقیق‌تر این کار شایسته است ارکان مادی و معنوی حسن نیت بررسی شود. تا به شکل قاطع‌تری بتوان نسبت به موارد صدق آن و در نتیجه کارکرد آن در مسئولیت مدنی به داوری پرداخت. عناصر و ارکان حسن نیت به دو عنصر مادی و معنوی تقسیم می‌گردند.
2-2-4-1- رکن مادی سوءنیت
بحث از کارکرد حسن نیت در مسئولیت مدنی هنگامی مطرح می‌گردد که کاری از شخصی سرمی‌زند و خسارتی را به دیگر وارد می‌کند، به عبارت دیگر از منظر فلسفی و مباحث وجود شناختی حسن نیت حقیقتی است که تحقق آن نیازمند وجود متعلق و مفعول است و حسن نیت بدون وجود آن در خارج محقق نمی‌گردد که ممکن است به شکل فعل، ترک فعل، گفتار و حتی سکوت باشد که بطور خلاصه آنها شناسایی می‌گردند.
2-2-4-1-1- فعل مثبت
حسن نیت عبارت است از قصد و تصمیم به رفتار کردن با دیگران چنانکه می‌خواهیم، دیگران با ما رفتار کنند، در اغلب موارد متعلق و مفعول، و به تعبیر دقیق‌تر، ظرف تحقق چنین ماهیتی انجام فعل مثبت است به بیان دیگر رفتار زیانباری که ظرف تحقق حسن‌نیت است در اغلب موارد فعل مثبتی است که عنوان حقوقی به خود می‌گیرد و آن عنوان خود موضوع حکمی حقوقی می‌گردد؛ و در اینجا آن حکم ممکن است اثبات یا نفی مسئولیت مدنی باشد.
از سوی دیگر از فعل زیانبار با عنوان تقصیر نیز بحث می‌شود (کاتوزیان ناصر، الزامهای خارج از قرارداد، ج1، ص310 و 334 و 354) از جمله احسان که از مجاری عملکرد حسن نیت است، اغل در بستر فعل مثبت محقق می‌شود.
2-2-4-1-2- ترک فعل
حسن نیت ممکن است به وسیله ترک فعل محقق گردد و شخص نیت خود را در قالب خودداری از انجام کاری که قادر به انجام آن بوده است، ابراز کند، ولی از جانب ترک فعل به دیگری ضرر وارد گردد. از جمله اکراه که از مجاری عملکرد حسن نیت است، ممکن است به صورت تهدید به ترک فعل باشد و شخص در نتیجه آن با حسن نیت فعلی را ترک کند و در پی آن به دیگری خسارتی وارد آید.
2-2-4-1-3- گفتار و نوشتار
گفتار و نوشتار ممکن است تحت شرایطی یک حادثه و وقایع حقوقی باشند و به طور مشخص موجب رفتار زیانباری گردند. بنابراین حسن نیت ممکن است در محیط گفتار یا نوشتار محقق گردد. از جمله شخص در نتیجه مغرور شدن و بدون اینکه اطلاعی از واقعیت داشته باشد، مبادرت به گفتن یا نوشتن مطالبی کند و در پی اظهارات او و ترتیب اثر دادن به این اظهارات از سوی مخاطب یا مخاطبان به آنها ضرر وارد گردد.
2-2-4-1-4- سکوت
سکوت نیز ممکن است از روی حسن نیت باشد، سکوت ارادی و آگاهانه یا کتمان می‌تواند در فضای تحقق عمل حقوقی موثر واقع شود؛ می‌تواند تشکیل دهنده یک واقعه حقوقی باشد، و چون متعلق قصد و اراده قرار می‌گیرد، سپس ممکن است محیطی برای تحقق حسن نیت باشد، و می‌تواند به قصد احسان و جلوگیری از آثار و تبعات سوءبیان واقعیت نسبت به مخاطب باشد.
2-2-4-2- رکن معنوی
گفته شد که وجه بارز قاعده حسن نیت عنصر معنوی و روانی آن است و این واقعیت از عنوان آن نیز برمی‌آید. با توجه، به آنچه در تعریف حسن نیت گفته شد، حسن نیت در اصل وضعیتی روانی و نفسانی است که در بستر مادی محقق می‌گردد. بنابراین رکن مهمتر و تعیین کننده‌تر آن رکن معنوی است. مثلاً شخصی قصد خیرخواهی نسبت به دیگری را دارد، یا دست کم قصد بدخواهی به وی را ندارد و لکن در نتیجه رفتاری که با این قصد از وی سرزده است، به دیگری خسارتی وارد می‌آید.
بنابراین می‌توان گفت که رکن معنوی این قاعده قصد و نیت درست داشتن، و نسبت به دیگری خیرخواهانه رفتار کردن یا دست کم فقدان قصد اضرار و بدخواهی نسبت به اوست و جهت تحقق رکن معنوی حسن نیت لازم است:
اولاً: قصد و نیت انجام کار وجود داشته باشد.
ثانیاً: نسبت به آثار و نتایج مترتب بر عمل نیز رضایتمندی موجود باشد.
ثالثاً: فاعل بر این باور باشد که این عمل و آثار مترتب بر آن به نفع و صلاح مخاطب است.
رابعاً: این باور و اعتقاد فاعل بر خلاف واقع باشد و عمل مذکور منجر به ضرر زدن به مخاطب گردد.
2-3- مبحث سوم ـ عدوان (سوءنیت)
دومین قسم از اقسام عمد عدوان (سوءنیت) می‌باشد، که بشرح زیر در خصوص معنی لغوی و مفهوم آن و مجاری عملکرد آن بحث می‌شود.
2-3-1- مفهوم لغوی سوءنیت
در فرهنگ عمومی انگلیسی سوءنیت واژگانی از قبیل Insincerity bad faith بیان می‌گردد. (سارا، هاوکر، ص266)، و در فرهنگ عمومی عربی نیز سوءالنیه، سوءالقصد، نیه سیئه … بیانگر مفهوم سوءنیت هستند، که اصطلاح نخست مشهورتر است (بغلبکی، المورد الثلاثی، ص978، الفاروقی، المعجم القانونی، ص196).
2-3-2- مفهوم حقوقی سوءنیت
نظام حقوقی کامن لا، در فرهنگ حقوقی کامن لا و ادبیات حقوقی انگلیسی، سوءنیت با عنوان bad faith بکار می‌رود. و در شرح و تعریف آن

مطلب مشابه :  مقاله درمورد دانلودپیشرفت تحصیلی، توزیع فراوانی، استراتژی