بازتاب داستان پیامبران در دیوان و جام جم مراغه ای- قسمت ۳

فصل دوم
مبانی نظری تحقیق
۲-۱٫ تلمیح
تلمیح آرایه­ای است که در سراسر جغرافیای ادبیات ایران، اعم از شعر و نثر، انعکاس گسترده­ای دارد و همواره برای علاقه­مندان پلی ارتباطی میان حال و گذشته بوده است (اعلا، ۱۳۸۹: ۵۸).
«تلمیح آن است که شاعر یا نویسنده در ضمن سخن خود، به قصه و داستان، آیه و حدیث، واقعه، شرح حال مشخص، مثل و شعری مشهور اشاره کند» (وحیدیان کامیار، ۱۳۸۳ :۶۷).
در ادب فارسی، تلمیح را نوعی ایجاز یعنی دلالت الفاظ اندک بر معانی بسیار دانسته اند. بهترین نوع تلمیح آن است که به شفاف­تر شدن معنای مورد نظر کمک کند (ثابت بن قرّه، ۱۳۸۷ :۱۲۷ و ۱۲۹).
«منتقدان غربی با توجه به موضوع تلمیح، چهار قسم برای آن بر شمرده­اند:

 

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

 

 

    1. اشاره به اشخاص و حوادث

 

    1. اشاره به زندگی یا نام خود گوینده که در فارسی استشهاد می­نامند.

 

    1. تلمیح استعاری

 

  1. تلمیح تقلیدی» (داد، ۱۳۸۵: ۸۷)

 

«مایه­ی تلمیحی در شعر سنتی که تا حدی یکنواخت و کلیشه­ای نیز است بیش­تر برگرفته از داستان­های مذهبی و ملّی است» (راستگو،۱۳۸۲: ۳۰۰).
هم­چنین تلمیح (سبک نگریستن) در علم بدیع، برای اثبات سخن خویش به داستانی مشهور یا آیه­ای یا حدیثی یا مثلی معروف اشارت کردن یا اصطلاحات برخی از علوم را آوردن است (مصاحب،۱۳۸۰، ج۱: ۶۶۶).
۲-۲٫ داستان
داستان به معنی «روایت یا شرح و گزارش حوادث» یا گزارش دل­بخواه از حوادث و شخصیت­های واقعی یا غیر واقعی را می­توان اولین فعالیت ادبی بشر به شمار آورد. چنان­که در میان انواع ادب اسطوره­ها که تقریباً تمامی آن­ها شکل داستانی دارند، هم از لحاظ محتوا، هم از حیث زمان سروده شدن، جزء مقدم ترین آثار به شمار می­روند (فتوحی، ۱۳۸۵: ۵۸).
در لغت­نامه­ی دهخدا، داستان را با حکایت، نقل، قصه، سمر، سرگذشت، حدیث، افسانه، حکایت تمثیلی و واقعه برابر دانسته ­اند و ترکیباتی چون داستان پرداختن، داستان راندن، داستان آوردن را نیز آورده است که معنایی شبیه به هم دارند (دهخدا، ۱۳۷۳: ذیل داستان).
استاد براهنی هم در کتاب قصه­نویسی می­گوید: «داستان، نوشته­ای است که در آن ماجراهای زندگی به صورت حوادث مسلسل گفته می­ شود» (براهنی،۱۳۶۸: ۵۸).
هم­چنین ناصر ایرانی در باب داستان می­گوید: «داستان به هر اثر هنری منثور و منظوم گفته می­ شود که بیش از آن­که از حیث تاریخی حقیقت داشته باشد، آفریده و ابداع نیروی تخیل نویسنده است. رمان و داستان کوتاه و نمایش­نامه منثور، رایج­ترین شکل­های داستانند، اما حماسه و افسانه و نمایش­نامه منظوم و نیز فیلم­نامه و اپرانامه هم شکل­های دیگر داستانند» (ایرانی، ۱۳۸۰: ۵۸۴).
دکتر سیروس شمیسا در تعریف داستان می­گوید: «داستان اثری است روایی به نثر که مبتنی بر جعل و خیال باشد. اگر طولانی باشد به آن رمان و اگر کوتاه باشد به آن داستان کوتاه می­گویند» (شمیسا، ۱۳۷۳: ۱۶۳).
داستان بر اساس تقلیدی نزدیک به واقعیت از آدمی و عادات بشری نوشته می­ شود و به نحوی از انحناء شالوده جامعه نویسنده را در خود منعکس می­ کند (رزمجو، ۱۳۷۲: ۱۷۱).
۲-۳٫ قصه در قرآن
علاقه به نقل داستان حتی پس از مسلمانی و آشنایی با قرآن کریم، نه تنها رو به کاهش نگذاشت، بلکه به قدری گسترش یافت که از اوایل دوره­ اسلامی با قصه گویانی مواجه می­شویم که در مساجد جامع به وعظ می­پرداختند. افرادی نیز به گردآوری تاریخ غزوات پیامبر (ص) و اشعاری که در آن باب گفته شده بود پرداختند. به تدریج از همین دوران بود که پاره­ای افراد به سراغ شخصیت­های قرآنی و داستان­هایشان و به ویژه قصص انبیاء رفتند و از این جا بود که شاخه­ دیگری در تاریخ­پژوهی گشوده شد که عبارت از کندوکاو در قصص انبیاست (یزدان­پرست، ۱۳۸۷: ۲۰).
خداوند متعال در قرآن کریم برای القای پیام­ها و مقاصد الهی، آیات خود را بر اساس روش­ها و قالب­های گوناگونی نازل کرده است. یکی از قالب­هایی که بدین منظور مکرر در قرآن به کار رفته، قالب «قصه» است. بخش قابل توجهی از آیات قرآن را قصص قرآنی به خود اختصاص داده است (کریمی، ۱۳۹۱: ۲۱).
در تفسیر علامه طباطبایی، هدف نقل برخی از قصه­ها، توجه دادن مردم به تأویل حوادث و وقایعی است که در دنیا رخ می­دهد (طباطبایی، ۱۳۶۲: ۲۶۴).
قصص، یکی از موارد و مضامین سراسری، تکرار شونده و تأثیرگذار قرآن کریم محسوب می­شوند و افزون بر این­که در بردارنده­ی نکته­ها و عبرت­های فراوانی هستند در بسیاری از موارد در نقل و لابه­لای آن­ها احکامی بیان شده است و شاید میدان استنباط و تفقه باشند (علی خواجه پساوه­ئی، ۱۳۹۳: ۲۴۵).
قصه مصدر نوعی از ماده­ی «قصَّ» به معنای خبر، حدیث و بخشی از کلام، امر، آن­چه نوشته شود، شأن، داستانی که نوشته شود، سرگذشت پی جویی شده، حال، کار، سخن و رمان است (ابن منظور، ۱۹۸۸م، ج۷: ۷۴)
هنر قصه پردازی نخستین هنر آدمی در عرصه­ کلام است. قرآن کریم نیز از این هنر پر نفوذ بهره برده است. خداوند در قرآن کریم سرگذشت بسیاری از پیامبران خود را به صورت قصه یا داستان بیان می­ کند. اهمیت قصه در قرآن کریم تا به آن حد است که خداوند متعال خود را «قصه گو» می­خواند و به نقل و بازگویی زندگی پیامبران و اقوام گذشته، با زبان قصه می ­پردازد (آیت اللهی، ۱۳۸۶: ۱).
قصه­های قرآن در جستجوی حوادث و وقایع گذشته است و آن­ها را بر اساس آن­چه در نظر دارد، بیان می­ کند، به همین دلیل می­بینیم خبرهایی که قرآن با نام قصه از سرگذشت پیشینیان می­آورد، در معنا و مفهوم کلی خبر« نبأ» جای می­گیرند (الخطیب، ۱۳۹۵ ق : ۳۴).
«دنبال کردن و تعقیب اثر و امر» در اغلب معانی قصه و قصص وجود دارد و نیز نقطه­ی اشتراک این دو واژه «خبر و سرگذشت» است. بر اساس آن­چه در قاموس قرآن آمده، «سرگذشت» را به این جهت قصه و قصص می­گویند که گوینده به دنبال آن است و آن را پیگیری می­ کند (قرشی، ۱۳۵۲، ج ۶: ۱۲).
قصه در اصطلاح، ارتباط نزدیکی با معنای لغوی دارد و وسیله­ای برای بیان زندگی، یا قطعه­ای از زندگی شامل یک یا چند حادثه­ی مرتبط با هم است، هر قصه باید آغاز و انجامی داشته باشد (المحامی، ۱۹۷۰م : ۹).
قرآن کریم که نامه­ی هدایت و کتاب تربیت است، از تاریخ گذشتگان که گنجینه­ی عبرت است نیکو بهره می­جوید و با نقل داستان­های انبیاء عظام این آیینه­ی بلند و روشن را پیش روی مسلمانان قرار می­دهد تا قصه­ی زندگی خویش را در قصص پیشینیان ببینند و آگاهی لازم را بیابند که این داستان­ها که زندگی معنوی و شرح گفت­وگو­ها و مبارزات اصلاح طلبانه­ی رسولان الهی با زورمندان می­باشد، به صورتی فشرده، زنده و سازنده در کتاب خدا نقل شده است. از مزایای قصه­های قرآن کریم، حقیقت داشتن آن­هاست. یعنی شخصیت­ها و قهرمانان داستان همه واقعیت­های خارجی داشته اند. پس این داستان­ها شبیه رمان و قصه یا داستان نمی ­باشد و شرح حال و سرگذشت پیامبران و اقوامی است که بر آن­ها مبعوث شده بودند، آن هم وقایع گفتنی و پندآموز. اما در مقایسه با داستان انبیاء که در تورات و انجیل آمده، امتیازات قصص قرآنی در لفظ و معنی و هدف­های تربیتی و اجتماعی و دینی آن کاملاً روشن می­ شود. زیرا در این مقایسه است که داستان پیامبران را در آن دو کتاب پر از خرافات می­بینیم و اهمیت کلام خدا را در نقل صحیح آن قصه­ها و بیان هنرمندانه­ی آن در می­یابیم (رکنی، ۱۳۶۳: ۲۱۶).
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
بدون شک داستان­های قرآن و قصه­های پیامبران، داستان برکت و روشنایی و جاودانگی است. داستان جدال با گمراهی، تیره روانی نابخردی است و غرض پیامبر (ص) و دیگر پیامبران از بیان قصص انبیایی که قبل از آن زیسته­اند، تهذیب نفوس بشری و تکمیل اخلاق آدمیان بوده است خداوند با ذکر قصه­های پیامبران، نام نیکوکاران را حفظ فرموده و خود را دوست­دار محسنین معرفی کرده است. البته اشاره به داستان پیامبران در آغاز محدود به برجسته­ترین و مشهورترین اعمال و حوادث زندگی و بارزترین صفات و خصوصیات شخصی پیامبران است، اما رفته رفته در شعر مذهبی و عرفانی کیفیت بهره­ گیری از قصه­های پیامبران صورتی تازه می­یابد و این تازگی در تأویل رمزی داستان و استخراج معانی مجازی آن می­باشد (پور خالقی، ۱۳۷۱: ۱۸).
در سبز فایل هم قرآن پژوهان به تدوین آثار ارجمندی در زمینه­ قصص قرآن یا قصص الانبیاء پرداخته­اند که برای نمونه می­توان از «قصص قرآن» تألیف صدرالدین بلاغی، «اعلام قرآن» دکتر خزائلی یاد کرد. هم­چنین آثار دیگری از جمله: «تاریخ انبیاء» سید محمد باقر موسوی و علی اکبر غفاری را اشاره کرد (موسوی گرمارودی، ۱۳۸۸: ۶).
داستان­های قرآن و قصص پیامبران در حکم داستان­های پر برکت و سرشار از حکمت و عبرتی است که رنگ جاودانگی دارد و هدف این قصه­ها و داستان­ها تهذیب نفوس بشری است. هم­چنین قصه­های انبیاء نشان می­دهد که پیامبران به عنوان برگزیدگان حق، چه مصائب و گرفتاری­هایی داشته اند، چه زحماتی در جهت ارشاد مردم تحمل کرده ­اند (بوشنجی، ۱۳۸۳: ۱۰).
در داستان­های قرآن روش­های تبلیغاتی متفاوتی وجود دارد و قول خداوند را می­توان در داستان­های مختلف تجربه کرد. یکی از وسایل تبلیغاتی قرآن، قصه­گویی آن است. قرآن با بهره گرفتن از قصه و داستان در صدد بیان حقایق و اصول دعوت خویش برآمده است. در اصطلاح قرآنی داستان به مفهوم گسترده­ی آن، پدیده­ای است هندسی که ساختار هندسی ویژه­ای دارد. در نهایت باید افزود که قصه و داستان در نگاه قرآن عبارت است از بیان ماجراهای گذشته از حیث عبرت گرفتن و آن پی­گیری و بیان یک واقعیت تاریخی از زوایای گوناگون در جهت شکوفایی انسان از بعد هدایتی است (اشرفی، ۱۳۸۲: ۱۰۴).
۲-۴٫ داستان پیامبران در قرآن
یکی از ویژگی­های قرآن مجید، توجه به داستان پیامبران و امت­های پیشین است. درست است که وجود همین داستان­ها نیز در جهت هدف کلی کتاب آسمانی که هدایت بشر است می­باشد، اما این امر مانع از آن نیست که محقق را به کشف ظرافت­ها و زیبایی­های آن­ها هدایت نکند (یوسفی نکو، ۱۳۸۹: ۱۱۶).
شهاب­الدین سهروردی، قرآن را یک اثر معنوی می­داند. قرآن آیینه­ای است که هر کس نقد روزگار و کمال خویش را در آن می­بیند. او سفارش می­ کند قرآن را چنان بخوان که گویی درباره حال و طبع و کار تو نازل شده است. بر اساس این نظر، کتاب خدا، علاوه بر معنی ظاهر، دارای معانی متعددی است که خواص بر حسب مراتب و مقامات معرفت و سلوک روحانی و به اقتضای حال خویش قادرند آن معانی را دریابند (پورنامداریان، ۱۳۷۵: ۱۲۰).
در داستان پیامبران پنج شخصیت اصلی به شرح زیر دیده می­ شود:

 

 

    1. قهرمان (پیامبر)

 

    1. قهرمان دروغین(پادشاه ظالم)

 

    1. یاریگر(طرفداران پیامبر)

 

    1. شرور(دشمنان پیامبر)

 

  1. بخشنده یا اهدا کننده( جبرئیل) (ضیمران، ۱۳۸۳: ۱۱۵).

 

قرآن کریم نسبت به حجمش که در حدود اناجیل اربعه­ی موجود فی­المثل دیوان حافظ است. احتمالاً پر موضوع­ترین کتاب در حوزه ی تمدن اسلامی است و به برکت همین پر موضوعی و پرمحتوایی است که تمدن­ساز و فرهنگ آفرین بوده است و یکی از عظیم­ترین تمدن­های بشری، یعنی تمدن اسلامی را (با گونه­ های ایرانی، مصری، مغربی، اندلسی و غیره) بنا نهاده و اداره کرده و پیش برده و تا پایان جهان پیش خواهد برد (خرمشاهی،۱۳۷۳: ۱۴۸).
اگر از ترجمه­ی تفسیر طبری و چند تفسیر پارسی که پس از آن به طبع رسیده، یا شناخته شده است بگذریم، کتاب­هایی که به نام قصص الانبیاء مشهور شده از جمله کهن­ترین متونی هستند که به زبان پارسی نگارش یافته­اند (آل داود، ۱۳۶۷: ۱۹).
قرآن مجید بنا به نصّ صریح آیات خود هدایت عالمیان و نور مبین و تبیان هر چیزی است، نمونه­ کامل فصاحت و بلاغت و انباشته از حکم و مواعظ اخلاقی و منبع فیاض نیکوترین داستان­های مربوط به پیغامبران و اقوام پیشین است و پیدا شدن علوم مختلف قرآنی در سده­های نخستین و ظهور طبقه­ی مفسران در میان اصحاب رسول و توجه به داستان پیامبران از صدر اسلام، همه و همه حکایت از اهتمام مسلمانان به این قانون الهی دارد (ماهیار، ۱۳۷۲: ۴۹).
قرآن و تأثیرپذیری از قصه­های آن یکی از دلایل توجه شاعران ایرانی به داستان­های پیامبران، تأثیر پذیرفتن آن­ها از قرآن و قصه­های آن است. آنان بخش عمده­ای از دانش خود را از قرآن گرفته­اند و طبیعی است که برای آفرینش تصویرهای هنری و بیان داستان­های قرآنی اشاره­های زیادی به آیات آن می­ کنند (محسنی نیا، ۱۳۹۱: ۶۹).
فرقه­ی صوفیه از قرون اول اسلام وجود داشت، در قرن پنجم و ششم صوفیان پیرو عرفان نظری بودند و شعر و نثر فارسی را وسیله­ای برای بیان مقاصد تربیتی و عرفانی خویش قرار دادند و برای تقدس بخشیدن به آثارشان داستان­های پیامبران را بیشتر به کار می­بردند و این داستان­ها را دست مایه­ی افکار خویش قرار می­دادند (دهباشی، ۱۳۸۴: ۱۲۵).
آمیختن داستان­های پیامبران با قهرمانان ملی یکی از مهم­ترین دلایل شیوع داستان­های پیامبران بود. زردشت با ابراهیم آمیخته شد، جمشید با سلیمان یکی شد و حتی ذوالقرنین با اسکندر یکی پنداشته شد (اردلان جوان، ۱۳۶۷: ۱۶۱).
داستان­های قرآن به ویژه ماجراهای پیامبران، از دیرباز دست­مایه­ی آفرینش­های هنری فراوانی در فرهنگ و تمدن ایران شده است. ادبیات و به ویژه شعر فارسی از جهات گوناگون، تحت تأثیر این داستان­ها بوده است. به جز داستان حضرت یوسف که کاملاً در سوره­ی یوسف آمده است، تمام داستان­های مربوط به پیامبران به اختصار در سوره­های گوناگون قرآن کریم پراکنده است (ذوالفقاری، ۱۳۹۲: ۷۸).
قصه­های قرآنی با قصه­های عادی و عرفی انسان تفاوت­های بسیار دارد. فی­المثل قصه­های قرآنی همه حق و صدق و راست و درست است و هیچ کدام حاصل تخیل و بر ساخته نیست. در داستان­های قرآنی جز آن­که تخیل راه ندارد، اغراق و اطناب و زمینه سازی زمانی و مکانی و طرح توطئه­های ادبی و نظایر آن نیز راه ندارد (خرمشاهی، ۱۳۷۳: ۱۵۰).
بسیاری از مورخان و نویسندگان در گذر زمان، به قصه­های قرآنی شاخ و برگ­هایی داده­اند و سلسله روایت­هایی را که در علم روایت­شناسی به آن«اسرائیلیات» گفته می­ شود، با داستان­های قرآنی درآمیختند (اسفندیاری، ۱۳۸۹: ۸).
در داستان پیامبران اغلب در مقابل هر پیامبر که مظهر خیر و صلاح است، شخصیت یا شخصیت­هایی نیز به عنوان مظهر فساد و شرّ قرار می­گیرند. جدا از انگیزه­های مختلف، داستان پیامبران همواره به عنوان بخشی از مطالب قرآن عرصه­ تکلفات بسیار در تأویل شده است. اشیاء، شخصیت­ها، اعمال و حوادث خارق العاده در داستان پیامبران از یک سو بهانه­ی مناسبی برای شک و تردید منکران دین و وحی بوده است و از سوی دیگر انگیزه­ تأمل متفکران در کشف معانی مکتوم و توجیه و توضیح عقلانی آن­ها شده است (پورنامداریان، ۱۳۶۹، ج۱: ۲۹).
در ربع قرن اخیر در مراکز اسلامی همدوش رشد داستان­سرایی در جهان امروز، کتاب­های متعددی در این­ باره نوشته و منتشر گردیده است . هدف اصلی بیشتر نویسندگان دینی، خدمت به اجتماع و اسلام است و هر قدمی که بر این هدف مقدس کمک کند مقصود اساسی رنج و زحمت­ هاست (جادالمولی، ۱۳۷۳: ۱۷).
۲-۵٫ نفوذ داستان­های پیامبران در اشعار فارسی
شاعران فارسی زبان از گذشته­های دور در سروده­های خود از داستان­های دینی، اساطیر و داستان­های مختلف بهره برده­اند. شاعران در قرن­های متمادی در تلاش بوده ­اند به واسطه­ استعداد، دانش و نبوغ شاعری خود، با اشاره­های مستقیم و غیرمستقیم به داستان­ها و علوم مختلف اشعاری زیبا خلق کنند و از سویی در جهت احیای سنت­ها و آیین­های ملی و مذهبی گامی موثر بردارند. توجه آن­ها به شخصیت­های ملی و دینی در همه­ی قرن­ها یکسان نبوده و دچار تحولاتی شده است (محسنی نیا، ۱۳۹۱: ۶۲).
پس از آمدن اسلام به ایران، بسیاری از اسطوره­های ایرانی از رونق افتاد، خصوصاً آن­ها که در تضاد با باورهای اسلامی بودند اگر چه پس از غلبه­ اعراب بر ایران، نهضت شعوبیه پدید آمد و سعی در تحریک حس میهن­پرستی ایرانیان و شناساندن قوم ایرانی داشتند اما آن­چه از تفسیرهای تمثیلی در دست داریم اغلب همان تفسیر عرفانی و اسلامی است. متأولین و مفسرین ترجیح می­دادند داستان­های دینی و سرگذشت پیامبران را موضوع تفسیر و تأویل قرار دهند که به علت حرمت و اهمیت دینی و جنبه­ تقدس­آمیز خود هم با طبایع اهل عصر و طبیعت زمان سازگار­تر بود و هم از نظر تعلیم و انتقال مفاهیم عرفانی وسیله­ موثرتر و نافذتری محسوب می­شد. گذشته از این، حس بدبینی و اعتراض علما و فقهای اسلامی را کمتر بر می­انگیخت چرا که اساطیر ملی ایران اگر چه همواره به سبب احیای افتخارات گذشته و برانگیختن غرور ملی مورد توجه عامه بود اما به هر حال در یک محیط اسلامی و از نظر علمای دین از مقوله­ی کفریات شمرده می­شد. از این رو، تأویل و تفسیر معنوی اساطیر ایران حتی به صورت اشاره­های جزئی و از طریق تلمیح در آثار منظوم و منثور صوفیانه از نظر گستردگی و تنوع هرگز قابل مقایسه با تأویل­ها و تفسیرهای داستان پیامبران نیست (پورنامداریان، ۱۳۶۹،ج۱: ۱۵۶-۱۵۷).
در تمامی قصاید فارسی، غلبه با داستان پیامبران است، همان طور که صاحب نظران در دیگر قالب­های شعری ایران نیز این مطلب را تأکید می­ کنند که از مثنوی­های عرفانی، تلمیح در خود شعر توضیح داده می­ شود و در غزل­های عرفانی مکتوم می­ماند، غلبه همه جا با داستان پیامبران و اساطیر سامی است (واحد دوست، ۱۳۸۱: ۸۰).
یکی از مهم­ترین دلایل شیوع داستان­های پیامبران، پذیرش دین جدید بود. با آمدن اسلام، داستان­های پیامبران با قهرمانان ملی در هم آمیخت. زمان و مکان و شخصیت­های اسطوره­ای در نظام اسطوره­ای ایرانی و سامی با هم خلط شد. برخی از مفسران متوجه شباهت­هایی بین تاریخ برخی از رجال بنی­اسرائیل با رجال ایرانی شدند و از این رو تاریخ زندگانی آنان را خلط کردند (شمیسا، ۱۳۷۸: ۱۶).
قهرمانان سامی اسطوره­های غنایی فارسی، بیش از همه با رواج داستان­های قرآنی و اسلامی و گاه آمیختگی روایات قرآنی و اسرائیلیات در شعر فارسی جا باز کرده ­اند. آغاز کاربرد داستان­های مربوط به پیامبران (ع) و امامان (ع) و دیگر بزرگان دینی را می­توان از سال­های نخستین رواج شعر دری پی گیری کرد (کرمی، ۱۳۹۱: ۴۰).
پس از صفاریان و در دوره­ سامانیان، استفاده­ی شاعران فارسی از داستان­های دینی رواج و تنوعی در خور توجه یافت. در این دوره توجه امرا و وزیران دانش دوست سامانی به فرهنگ ایرانی از یک سو و ظهور شاعران استاد و اهل دانش در دربار آنان از سوی دیگر، به همراه فضای آزاد سیاسی خراسان در ابراز عقاید دینی، شاعران سامانی را با وضعیتی جدید از کاربرد عناصر دینی و ملی در شعرشان روبه رو کرد (محجوب، ۱۳۵۰: ۱۷).
داستان­های قرآنی و از جمله داستان­های پیامبران، از موضوعات گسترده­ای است که مورد نظر بسیاری از شاعران قرار گرفته است. از سرگذشت آدم و حوا تا داستان پیامبر اکرم(ص) در شعر فارسی وارد شده است. شاعران بر اساس این داستان­ها و تلمیح به سرگذشت پیامبران، مضامین مختلف و ابیات لطیفی را خلق کرده و گاه ترکیبات تازه و بدیعی را آفریده­اند. (شریف پور، ۱۳۸۷: ۷۷).
داستان­های پیامبران در ادب فارسی حجم وسیعی از آثار را به خود اختصاص داده است، به ویژه شاعران با الهام از قرآن و داستان­های قرآنی به سرگذشت پیامبران نظر داشته، مضامین و اشعار بدیعی را خلق کرده ­اند. گر چه تأثیرپذیری شاعران از قرآن و داستان­های پیامبران متفاوت است اما شاید بتوان به یقین گفت کمتر شاعری است که دیوان او از اشارات قرآنی و داستان­های پیامبران خالی باشد به طوری که از آغاز شعر فارسی، چنین تلمیحات و اشاراتی در شعر شاعران به چشم می­خورد (همان: ۷۸).
از نخستین شاعرانی که با نگرش دینی و بهره­مندی از حکمت و معرفت دین شعر سروده است، کسایی مروزی است کسایی مروزی به اعتقاد اغلب مورخان و نیز به گواهی اشعار و سروده­هایش شیعه دوازده امامی بود. در شعرهای کسایی آن­چه بیشتر جلب توجه می­ کند، مراثی و مناقبی است که در سوگ و دفاع از اهل بیت و خاندان پیامبر و شهدای این خاندان سروده شده است (رسمی، ۱۳۸۷: ۲۰۰).
مردم ایران که نظام ساسانی را تجربه کرده بودند، به خاطر عدالت اسلامی خیلی سریع به اسلام گرویدند و با فراگیری زبان عربی از قرآن و حدیث بسیار تأثیر پذیرفتند. تأثیر قرآن، حدیث و معارف اسلامی بر شعر فارسی از قرن سوم به صورت تأثیر واژگان، اشارات قرآنی و تلمیحات به داستان­های پیامبران شروع شد (یوسفی، ۱۳۸۷: ۹۷).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *