پیشرفت تحصیلی

دانلود پایان نامه

مشکلات ساختاری یا بنیادی نظام آموزشی، مجموعه تنگناها و دشواری هایی است که متاثر از ناکارآمدی و نارسایی طرح ها و برنامه های درسی و آموزشی است که در بالاترین سطح سلسله مراتبی مدیریتی و توسط سیاسیت گذاران و برنامه ریزان نظام آموزشی و پرورشی طراحی و تدوین می گرد.
2-4-1-3-عوامل برون سازمانی
این عوامل مجموعه وسیعی از پدیده ها و مولفه های گوناگون خارج از نظام آموزشی را در بر می گیرد که در یک برداشت و تقسیم بندی در این قسمت تحت عنوان عوامل خانوادگی و محیطی بررسی می شوند.
الف. عوامل خانوادگی: موریش (1383) معتقد است پدر و مادری که به آموزش و پرورش، سواد، حسن رفتار و معاشرت اجتماعی بی تفاوت باشند مسلما در موفقیت تحصیلی فرزندان خود تاثیر منفی خواهد داشت (نقل از رودباری، احمدی، عبادی فرد، 1389). بنابراین یکی از عوامل بسیار مهم تاثر گذار بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان و دانش آموزان، وضعیت خانوادگی و اقتصادی- اجتماعی آنها می باشد.
کورنیلوس و همکاران (1978) به نقل از حسن آبادی و همکاران (1391) در پژوهشی در رابطه با تاثیر وضعیت اقتصادی بر روی پیشرفت تحصیلی دانشجویان، بین وضعیت اقتصادی و موفقیت تحصیلی دانشجویان رابطه مثبت و معنی داری را بیان کرده اند بدین صورت که دانشجویان با موقعیت اقتصادی خوب انگیزه تحصیلی بیشتری داشتند و پژوهشگران بیان کردند که این نتیجه حاکی از آن است که اطمینان داشتن از تامین امکانات مادی در میزان انگیزه تحصیلی موثر است. و همچنین در حیطه اجتماعی و اقتصادی عدم انگیزه امیدوار کننده شغلی و اقتصادی، عدم پایگاه و احترام اجتماعی مرتبط با رشته تحصیلی و عدم کسب امنیت شغلی در آینده مهمترین موارد افت تحصیلی از دیدگاه دانشجویان در این حیطه است.
ب. عوامل محیطی: دسته ای دیگر از عوامل برون سازمانی موثر در افت یا پیشرفت تحصیلی دانشجویان یا دانش آموزان به غیر از عوامل خانوادگی، مجموعه شرایط و زمینه های اجتماعی و محیطی می باشد. این عوامل به ویژه تاثیر منفی خود را در مقطع متوسطه و دانشگاه نشان می دهد درجایی که فراگیران دورنمای نامشخص و نامعلومی از نظر شغلی و حرفه ای برای خود متصور می شوند طبیعتا علاقه و انگیزش خود را برای تحصیل از دست می دهند. همچنین وقتی مشاهده می شود که در جامعه عامل اصلی برتری و احترام های اجتماعی پول و ثروت می باشد و از سوی دیگر به دست آوردن این مزایا از طریق تحصیلات دانشگاهی زمان بر می باشد در ذهن خود به این نتیجه دست می یابند که ادامه تحصیل برای آنها مضر و اعتبار و نتیجه ای ندارد و همین امر باعث کاهش علاقه و انگیزه آنها برای ادامه تحصیل و افت عملکرد تحصیلی و از آن جمله مشروطی در دانشگاه می گردد (بیابانگرد، 1380).
2ـ5 ـ پیشینه پژوهشی تحقیق
پژوهش‌های زیادی در داخل و خارج از کشور در زمینه خودکارآمدی و راهبردهای یادگیری شناختی و فراشناختی و رابطه آن با عملکرد و پیشرفت تحصیلی دانشجویان و مخصوصا دانش آموزان انجام گرفته است. ولی پژوهشی که این سه متغیر (خودکارآمدی، راهبردهای شناختی و فراشناختی ) را با هم در دانشجویان مشروط و غیر مشروط مقایسه و مورد بررسی قرار دهد یافت نشده است ولی هرکدام از این متغیرها به صورت جداگانه مورد بررسی قرار گرفته اند که به برخی از مهمترین و جدیدترین آنها اشاره می کنیم.
2 ـ5 ـ 1ـ خودکارآمدی
2- 5 -1-1- پژوهش‌های صورت گرفته خارجی
دیره (2009) در پژوهش خود به این نتیجه رسید که خودکارآمدی به طور مستقیم و غیر مستقیم از طریق تأثیر بر اهداف تسلط و سودمندی تکالیف بر راهبردهای شناختی و فراشناختی تأثیر می گذارد و می تواند پیشرفت تحصیلی را پیش بینی کند (هوشمند جا، جوانمرد و مرعشی، 1393) .
واله و همکاران (2009) در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که باورهای خودکارآمدی اثر مستقیمی بر پیشرفت تحصیلی دارد. افراد با خودکارآمدی بالا به دنبال کسب شایستگی و تسلط هستند، در یادگیری مطالب درسی راهبردهای بسط و سازماندهی را به گونه ای پیچیده و عمیق به کار می برند و شاید به همین دلیل است که از مباحث چالش برانگیز لذت می برند و تکالیف پیچیده را به تکالیف ساده ترجیح می دهند. همچنین بنابر گزارش واله و همکاران(2009)، نتایج پژوهش پولسون و جنتری (1995) نیز از وجود رابطه علی بین خودکارآمدی با راهبردهای فراشناختی و به دنبال آن پیشرفت تحصیلی حمایت می کند.
همچنین در پژوهشی که پینتریچ (2002) به سرانجام رساند به این نتیجه رسید که درجات بالای خودکارآمدی با پیشرفت تحصیلی و مؤلفه های درگیری تحصیلی دارای رابطه قوی است.
2- 5 -1-2- پژوهش‌های صورت گرفته داخلی
در پژوهشی که نورالدین وند، شهنی ییلاق و پاشاشرفی در سال 1393 انجام دادند، به این نتیجه دست یافتند که بین خودکارآمدی دانشجویان و میزان پیشرفت و عملکرد تحصیلی آنها رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. همچنین شیخ الاسلام و احمدی (1389) در پژوهشی به این نتیجه رسیدند که دانشجویانی که از باورهای خودکارآمدی بیشتری برخوردارند در مقابله با مشکلات تحصیلی موفق تر می باشند بدین معنی که در رسیدن به هدف های تحصیلی خود پایداری نموده، و یادگیری خود را هدایت و آن را کنترل می کنند و در صورت روبه رو شدن با موانع به سادگی از دنبال کردن هدف های خود دلسرد نشده و تلاش می کنند با برخوردی مؤثر و سازنده موانع را از پیش رو برداشته و در مسیر موفقیت گام بردارند (کدیور، 2003).
بر اساس گفته جمالی، نوروزی و طهماسبی (1391) سطوح بالای خودکارآمدی در دانشجویان منجر به میانگین نمرات بالاتر و پایداری برای تکمیل تکالیف می شود، در نتیجه دانشجویانی که خودکارآمدی بالاتری دارند، سازگاری تحصیلی بهتری دارند و راهبردهای یادگیری سودمندتری را به کار برده و در نهایت، کارکرد بهتری در زمینه امتحانات پایان ترم خود دارند.
نتایج پژوهش کدیور (2003) هم نشان می دهد بین باورهای خودکارآمدی و پیشرفت تحصیلی ارتباط معنی داری وجود دارد.
از طرف دیگر برخی از پژوهش ها نیز رابطه معناداری بین خودکارآمدی و عملکرد تحصیلی به دست نداده اند از جمله می توان به پژوهش اعرابیان (1383) و بختیار پور و همکاران (1389) اشاره کرد ( نقل از جمالی، نوروزی و طهماسبی،1391). پژوهش اعرابیان که در سال 1383 بر روی 376 دانشجوی دختر و پسر دانشگاه شهید بهشتی صورت گرفت بیانگر این بود که باور خودکارآمدی بر موفقیت تحصیلی دانشجویان تأثیری ندارد. و مطالعه بختیارپور و همکاران نیز که در سال 1389 بر روی 340 دانشجوی دانشگاه آزاد اهواز انجام گرفت، نیز خودکارآمدی پیشگویی کننده ای برای پیشرفت تحصیلی دانشجویان نبود.
2 ـ5 ـ 2ـ راهبردهای شناختی و فراشناختی
2 ـ5 ـ 2ـ1 ـ پژوهش های صورت گرفته خارجی
در پژوهشی که شیمامورا (2012) به انجام رساند این نتیجه به دست آمد که استفاده از راهبردهای فراشناختی در مطالعه با افزایش در یادگیری و نمرات پایان ترم دانشجویان رابطه مستقیم دارد (رحمان و همکاران، 2014).
مک نرنی و همکاران (2012) در پژوهشی به بررسی رابطه راهبردهای یادگیری با عملکرد تحصیلی پرداختند که یافته های پژوهش آنها بیانگر آن بود که رابطه معناداری بین راهبردهای یادگیری و عملکرد تحصیلی دانشجویان وجود دارد (قلاوندی و همکاران، 1392).
ژانک(2002) در تحقیق گسترده ای که برای بررسی تأثیر آموزش راهبردهای فراشناختی انجام داد، دریافت که با آموزش این راهبردها می توان یادگیری و موفقیت یادگیرندگان را گسترش داد.
بکمان(2002) طی پژوهشی به این نتیجه دست یافت که استفاده از راهبردهای شناختی و فراشناختی به افزایش یادگیری و یادداری منجر می گردد که این اثر مخصوصا در کسانی که به نحوی با مشکلات یادگیری دست و پنجه نرم می کنند صادق است. همچنین آندرسون نیز در سال 2002 طی پژوهشی با عنوان نقش فراشناخت در آموزش و یادگیری به این نتیجه رسید که آموزش این مهارت ها نقش مهمی در افزایش یادگیری دارد (ملکی، 1384).
جرالد (2001) در بررسی پژوهش‌های صورت گرفته در آمریکا در زمینه تأثیر راهبردهای فراشناختی در پیشرفت تحصیلی چنین گزارش داده که در میان حوزه‌های پژوهشی، بررسی تاثیر راهبرد‌های یادگیری بیشترین سهم را به خود اختصاص داده است. براساس این پژوهش‌ها خوانندگان مسلط‌تر، انواع بیشتری از راهبردهای فراشناختی را مورد استفاده قرار می‌دادند و در این زمینه پشتکار بیشتری نشان می‌دادند و معمولاً از نظر پیشرفت تحصیلی در سطح بالاتری قرار داشتند.
دی گارات (2001) در مطالعه‌ای روی دانش‌آموزان پایه هفتم در درس‌های این پایه به این نتیجه رسید که فراشناخت با عملکرد دانش‌آموزان همبستگی مثبت دارند در حالیکه اضطراب امتحان با آن همبستگی منفی دارد. همچنین دانش‌آموزان موفق‌تر نسبت به دانش‌آموزان ضعیف‌تر به میزان بیشتری از راهبردهای فراشناخت استفاده می‌کردند. در این مطالعه تفاوتی بین فراشناخت دختران و پسران در عملکرد تحصیلی دیده نشده است (نقل از فردی یزدی، 2005).
لیل (1996) به بررسی رابطه بین فراشناخت و پیشرفت تحصیلی و مقایسه آن در دانشجویان قوی و ضعیف پرداخت و وجود رابطه مثبت بین راهبردهای فراشناختی و پیشرفت تحصلی را نشان داد.
بایلر و اسنومن (1993) پژوهش‌هایی را نقل کرده‌اند که در آنها اسکات پاریس و همکارانش در سالهای 1984 و 1986 به دانش‌آموزان کلاسهای چهارم و پنجم مهارت‌های شناختی و فراشناختی را آموزش دادند. نتایج این پژوهش‌ها معلوم کرده‌اند که دانش‌آموزانی که این‌گونه مهارت‌ها به آنها آموزش داده شده است (گروه آموزش)، در قیاس با دانش‌آموزانی که از این مهارت‌ها بی‌بهره ماندند (گروه گواه)، در توانایی خواندن و فهمیدن مطالب جلوتر بودند. همچنین دانش‌آموزان گروه آزمایشی از دانش‌آموزان گروه گواه نسبت به استفاده از راهبردهای شناختی و فراشناختی و فواید آنها آگاهی بیشتری کسب کردند.
وینستاین و هیوم (1998) تعدادی پژوهش را با این نتایج ذکر کرده‌اند که معلمان می‌توانند از راه آموزش مهارت‌های یادگیری و مطالعه به دانش‌آموزان و دانشجویان خود کمک کنند تا یادگیرندگان موفق‌تری باشند و در سرنوشت تحصیلی خود نقش فعال‌تری ایفا نمایند.
براون و پالینسکار (1982) نشان داده‌اند که آموزش مهارت‌های شناختی و فراشناختی به فراگیران، هم یادگیری و هم انتقال یادگیری را در آنها افزایش می‌دهد. برای مثال پاسخ‌های درست یکی از فراگیران در نمونه مورد بررسی، در آغاز و پیش از آموزش مهارت های یادگیری، حدود 15 درصد بود، پس از دادن بازخورد اصلاحی به 50 درصد افزایش یافت، و بعد از آموزش مهارت‌های شناختی و فراشناختی به 80 درصد رسید. همچنین معلوم شد مهارت‌های آموخته شده به نمونه مورد آزمایش به انجام کارهای معمولی کلاس نیز انتقال یافت. به سخن دقیقتر، نمونه مورد پژوهش مهارت‌های آموخته شده در جریان آموزش را علاوه بر مطالعه به سایر فعالیت‌های خود در کلاس درس از 20 به 46 درصد افزایش دادند.
گارنر (1990) پس از بازنگری پژوهش‌های انجام شده درباره اثربخشی راهبردهای شناختی و فراشناختی گفته است «پژوهش‌های موجود به روشنی نشان می‌دهند که رفتار راهبردی یا استراتژیکی، یادگیری را افزایش می‌دهد. همچنین روشن شده است که یادگیرندگان ماهر می‌دانند که چه زمانی بایستی راهبردی عمل کنند» ( به نقل از سیف 1390).
گزارش رومن ویل (1994) حاکی از وجود رابطه مثبت دانش فراشناختی و عملکرد دانش‌آموزان دبیرستانی است. در این گزارش به تفاوت‌های دانشجویان ضعیف نیز اشاره شده است. از جمله اینکه دانشجویان موفق از اصول فراشناختی بیشتری آگاهی دارند و به میزان بیشتری از دانش فراشناختی درباره فرایندها و نتایج فراشناختی برخوردارند و دانش فراشناختی آنها سازمان یافته‌تر است.
2 ـ2 ـ 2ـ2 ـ پژوهش های صورت گرفته داخلی
فردی یزدی (2005) طی پژوهشی که انجام داد به این نتیجه رسید که اجزای فراشناختی با موفقیت تحصیلی رابطه مثبت داشته و اطلاعات فراگیران از مهارت های فراشناختی و به کارگیری آنها در فرآیند آموزش و یادگیری، عملکرد تحصیلی آنان را بهبود می بخشد.
یوسفی (1379) پژوهشی به منظور بررسی و مقایسه راهبردهای مطالعه و یادگیری دانشجویان موفق و ناموفق رشته‌های علوم پایه و علوم انسانی انجام داده است. نمونه مورد مطالعه این پژوهش 276 دانشجو بودند که از سه دانشگاه تهران، علامه طباطبایی و الزهرا انتخاب شده بودند. نتایج بدست آمده نشان می‌دهد که دانشجویان موفق در مقایسه با دانشجویان ناموفق از لحاظ استفاده از راهبردهای یادگیری، نگرش، انگیزش، مدیریت وقت، آرامش هیجانی، تمرکز، پردازش اطلاعات، انتخاب نکات اصلی، خودآزمایی و راهبردهای امتحان‌دهی در سطح بالاتری قرار داشتند.
شیرازی (2002) که پژوهشی در زمینه ی یادگیری و استفاده از راهبردهای یادگیری انجام داد نشان داد فراگیرانی که از راهبرد های عمیق تر یادگیری مانند راهبردهای فراشناختی کنترل و نظارت بیش از حفظ و تکرار طوطی وار مطالب، استفاده می کنند، موفقیت تحصیلی بیشتری دارند.
نتایج برخی دیگر از پژوهش های دیگر نیز نشان می دهد، کسانی که معتقدند توانا هستند، از راهبردهای شناختی و فراشناختی بیشتری استفاده می کنند و در مقایسه با کسانی که برای انجام تکلیف به توانایی خود اعتماد ندارند، پایداری بیشتری نشان می دهند که این امر به پیشرفت تحصیلی و یادگیری بیشتر آنها می انجامد (هوشمند جا، جوانمرد و مرعشی، 1393) .
صالحی، یارقلی و متقی طی پژوهشی که در سال 1392 انجام دادند به این نتیجه رسیدند که بین دانشجویانی که از نظر تحصیلی موفق بودند با دانشجویان غیر موفق از نظر استفاده از راهبردهای شناختی و فراشناختی تفاوت معناداری وجود داشت.
فیضی پور و زینالی نیز پژوهشی با عنوان تاثیر آموزش راهبردهای یادگیری و مطالعه بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان ناموفق در سال 1390 انجام دادند که پژوهش آنها به این نتیجه رسید که آموزش راهبردهای یادگیری فراشناختی تاثیر مثبتی بر پیشگیری از افت تحصیلی دانشجویان ناموفق دارد.
عباباف (1382) در پژوهش خود نشان داده است که یادگیرندگان موفق از مهارت‌های شناختی و فراشناختی حداکثر استفاده را می‌برند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که: 1) بین استراتژی‌های یادگیری فراگیران دو گروه، تفاوت وجود دارد؛ 2) فراگیران قوی بیشتر از فراگیران ضعیف از راهبردهای شناختی سازمان‌دهی، بسط و گسترش، و تکرار و تمرین استفاده می‌کنند؛ 3) فراگیران قوی بیشتر از فراگیران ضعیف از راهبردهای فراشناختی به ویژه راهبرد فراشناختی کنترل و نظارت بر درک مطلب، سود می‌برند؛ 4) فراگیران قوی بیشتر از فراگیران ضعیف در حین یادگیری بر دروس خود تمرکز و توجه دارند.
مصرآبادی (1380) پژوهشی تحت عنوان «اثربخشی آموزش راهبردهای یادگیری (شناختی و فراشناختی) بر سرعت خواندن، یادداری و درک مطلب در چهار نوع متن مختلف» که به منظور بررسی اثربخشی آموزش راهبردهای یادگیری براساس یک طرح نیمه آزمایشی انجام شده است که در آن پیش آزمون و پس آزمون برای هر دو گروه استفاده شده است. آزمودنی‌های این پژوهش را 60 نفر از دانش‌آموزان سال اول دبیرستان در یکی از دبیرستان‌های منطقه 19 آموزش و پرورش تهران تشکیل داده‌اند. که به روش تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شده‌اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که آموزش راهبردهای یادگیری موجب بهبود عملکرد یادگیری فراگیران در هر چهار نوع متن شده است.
پژوهشی که عمیدی (1381) در زمینه تأثیر آموزش راهبردهای فراشناختی بر درک مطلب دانش‌آموزان به انجام رسانده به این نتیجه رسیده که آموزش راهبردهای فراشناختی باعث بهبود و ارتقاء سطح تحصیلی فرد می‌شود.
پژوهشی که انصاری (1382) در زمینه تاثیر راهبردهای فراشناختی بر میزان پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان در درس زیست‌شناسی سال اول دبیرستان به انجام رسانده حاکی از آن است که استفاده از راهبردهای فراشناختی باعث پیشرفت تحصیلی